امروز : چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 20
۰۹:۱۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 32927
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۴
تعداد بازدید: 179
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، سال گذشته از سوی سازمان سینمایی نام 7 پروژه به عنوان آثار فاخر سینمای ایران اعلام شد که از میان فیلم‌های اعلام شده ...

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، سال گذشته از سوی سازمان سینمایی نام 7 پروژه به عنوان آثار فاخر سینمای ایران اعلام شد که از میان فیلم‌های اعلام شده «فرزند چهارم» از هفته گذشته روانه اکران عمومی شده است. فیلمی که در سومالی ساخته شد و به تعبیر سازندگانش مسیر طاقت‌فرسایی را برای فیلمبرداری طی کرد و حتی وحید موسائیان کارگردان و علی‌محمد قاسمی مدیر فیلمبرداری نیز هنگام فیلمبرداری سکانس‌های هوایی با هواپیما سقوط کردند که سرنوشت نامعلوم آنها تا چندین ساعت گروه تولید را در شوک فرو برده بود. به بهانه اکران سومین فیلم فاخر سینمای ایران در اکران عید فطر با عوامل این فیلم گفت‌وگو کرده‌ایم.
 

تجربه کار در «فرزند چهارم» چطور بود و این چرایی ساخت که در اولین مواجه با کار عنوان می شود قابل قبول است؟

پا به گذاشتن به عرصه بین المللی را سینمای ما احتیاج دارد و باید به این حرکت ادامه دهد. ما در جشنواره های دنیا بسیار موفق بوده ایم اما نتوانسته‌ایم به بازارهای بین المللی دست پیدا کنیم  و سینمای ایران از حیطه داخلی بیرون برود.

بخش دیگر کار این است که این فیلم به لحاظ ساخت بسیار سخت بود و ما برای ساخت آن شرایط نرمالی نداشتیم.اینکه ما برویم به کشوری که هیچ شناختی از آن نداریم آن هم کشوری که مشکلات فراوانی دارد بسیار مشکل است. وقتی ما در منطقه گالیسا بودیم در راه برگشت اتومبیل ما خراب شد و به یکباره در این شهر حکومت نظامی شد و ما را دستگیر کردند!. و یکدفعه یک ارتش نظامی با زبانی که ما نمی شناختیم ما را متوقف کرد و در شروع فیلمبرداری با یک صحنه نظامی عجیب و غریب مواجه شدیم و به تمام گروه شوک عجیبی وارد شد. همان لحظه که مینی بوس مارا توقیف کرده بودند، کنار ما صحنه زد و خورد عجیبی بود و به دلیل حکومت نظامی سه روز نتوانستیم از هتل خارج شویم. بنابراین در چنین شرایط سختی «فرزند چهارم» ساخته شده است. در شرایطی که برای هر لحظه ماندن در این کشور با مشکل مواجه بودیم.
دلیل اصلی که سانحه سقوط هواپیما پیش آمد این بود که می خواستیم پلان بهتری را بگیریم نه اینکه صرفا چیزی را بگیریم و بگذریم و حتی قبل از اینکه به آن لوکیشن برسیم من خودم با همان هواپیما آنجا را بازبینی کرده بودم و اصلا به این شکل نبود که بخواهیم بزن در رو کار کنیم. 

- این ناشناخته بودن محیط حفظ راکوردهای فیلم را برای گروه کارگردانی سخت نمی کرد؟

کار بسیار سخت بود. وقتی شما یکسری ایده‌هایی داشته باشید که به خواهید کار خوب انجام دهید به دنبال همه چیز خواهید رفت و سختی‌های کار را تحمل می‌کنیم. همه تلاش ممکن برای رسیدن به آن چیزیکه در ذهن کارگردان بود صورت گرفت. مساله مهم فضای پاکی بود که در تولید این کار وجود داشت و برای هر لحظه و هر کاری ذره ذره این پولی که قرار است خرج شود، می خواستند درست و به جا خرج شود. این فضای پاکی که در روند تولید «فرزند چهارم» وجود داشت بی نظیر بود که البته اسم این کار را فاخر گذاشتند در صورتیکه به نظر من درست نیست چرا که وقتی می‌گوئیم فاخر انگار می‌خواهیم به یک تجملی برسیم. 

- خیلی از قاب‌بندیهای فیلم نزدیک به سینمای مستند است، این موضوع کار را برای گروه کارگردانی سخت نمی‌کرد؟

اساس قضیه بر روی فیلمنامه بود و آن کاریکه آقای موسائیان در ارتباط با فیلمنامه انجام داده بود و دائم تلاش میکرد تا مستقل بودن فیلمنامه و انسانی بودن متن را حفظ کند که در این رابطه خیلی تلاش شد.آنجا موفیقت بزرگ انجام شد که فیلمنامه‌ای براساس این نگاه انسانی نوشته شد و پس از ان با آقای موسائیان این صحبت را داشتیم که اگر قالب فیلم مستندگونه باشد میتواند به هدفش برسد و اگر نتوانیم به این سمت برویم تلاش ما بیهوده خواهد بود و تمام گروه هم تلاششان این بود که فیلم خوبی ساخته شود. برای دست یابی به این هدف نیازمند این بودیم تا یک بازبینی کاملی از شرایط و محیط داشته باشیم و به همین دلیل با یک هواپیمای یک موتوره از بیانها و لوکیشنها بازبینی کنیم که بازبینی واقعا سختی بود و منطقهای هم که ما نیاز داشتیم برای فیلمبرداری منطقه خطرناکی بود و اجازه کار در این منطقه را به ما نمی‌دادند. حتی من باید بگویم گروه در بخشهایی که در سومالی فیلمبرداری شد جانشان را کف دستشان گذاشته بودند چون گروههاب نظامی دائما از ما مراقبت میکردند و ما هم باید برای اینکه به پلان‌های مورد نظرمان می‌رسیدیم از مردم سومالی استفاده می کردیم که این افراد هم در مناطق مرزی حضور داشتند. پسر بچه‌ای که در فیلم بازی میکند وقتی من رفتم تا او را انتخاب کنم همین وارد شدن به زندگی او یک ترس و هراسی داشت چون در یک منطقه فقیرنشین و ناامن بود و حتی قدم زدنم در این محیط جرات زیادی می‌خواست.




- چند بار قبل از کلید خوردن فیلمبرداری برای بازبینی لوکیشنها به سومالی سفر کردید؟

من به اتفاق آقای موسائیان طبق برنامه‌‌ریزی که داشتیم زودتر از بقیه گروه به آنجا رفتیم تا بتوانیم شرایط را بررسی کنیم که این سفر خیلی خوب بود. فیلم دو پارت بود و یک قسمت در اردوگاهها بود و قسمت دیگر سکانسهای هوایی بود که مناطق مختلف را بازبینی کردیم و تلاش این بود که تمام فضا و حتی فیزیک آدمها کاملا مستند و واقعی باشند. 

- واکنش مردم محلی نسبت به حضور گروه فیلمبرداری در سومالی چه بود؟

من در این ارتباط می‌توانم دو خاطره تعریف کنم. لوکیشنی که ما برای شروع فیلمبرداری انتاخب کرده بودیم به یکباره دیدیم که یک ارتشی از جلوی ما دارد رد میشود و بعد فهمیدیم این لوکیشن نزدیک پایگاه ارتش انگلیس است و حضور ما کنار این ارتش خیلی عجیب و غریب بود و آنها هم گفته بودند پرچم ایران و هلال احمر ایران اینجا چکار میکند! و حتی برای ما مامور فرستاده بودند. البته گروه‌های فیلمسازی زیادی به این منطقه رفته بودند و برای مردم محلی حضور ما خیلی عجیب غریب نبود بلکه برایشان منبع درآمد شده بود و ما را به عنوان منبع در آمد نگاه میکردند و هرچه می‌خواستیم باید پول میدادیم.

 - یعنی اینقدر گروه فیلمبرداری دیده بودند که زرنگ شده بودند و بلد بودند از چهره خودشان به عنوان منبع درآمد استفاده کنند؟

کاملا اما آنهائیکه که در بینشان با سوادتر بودند متوجه می‌شدند که حضور ما برایشان مفید است و می‌تواند کمکی باشد تا بهتر دیده شوند. البته یک دیدگاه بزرگی هم داشتند و آن هم صنعت توریسم بود و می‌دانستند که حفاظت کردن از این آدمها خیلی مهم است و روز آخر حضور ما هم آنجا بسیار خاطره‌انگیز بود و هرچه داشتیم بین مردم سومالی تقسیم کردیم. البته مشکلات در زمان تولید واقعا زیاد بود و حتی اولین شهری که برای فیلمبرداری رفتیم یک دفعه گفتند امام جمعه کشته شده است و همان روز اول فیلمبرداری به ما گفتند دیگر نمی‌توانیم به مسیرمان ادامه بدهیم و به لوکیشن برسیم اما ما مسیر را ادامه دادیم و فیلم را شروع کردیم.

 - واکنش بازیگران به این اتفاقات چطور بود؟

خوشبختانه بازیگران همراهی بسیار خوبی داشتند چون می‌خواستند این فیلم حتم تولید شود اما اولویت اصلی ما ین بود که در این اتفاقات جان عوامل حفظ شود. هر روز ما با یک حادثه جدید روبرو می‌شدیم و حتی روز اولی که در گاریسا متسقر شدیم یکبره دیدیم گروهی زیادی از افراد مسلح بر روی موتور سیلکت در حال حمله به نیروهای پلیس هستند و ما مجبور شدیم بلافاصله این محل را ترک کنیم.

 - شما یک سانحه سقوط داشتید که در آن هواپیما آقای موسائیان و قاسمی حضور داشتند، جو گروه تولید پس از شنیدن این خبر چگونه بود؟

وقتی هواپیمایی که حامل حامد بهداد و مهتاب کرامتی بود برگشت دیدیم که خانم کرامتی دارد گریه می‌کند و وقتی سوال کردیم گفتند که بچه‌ها سقوط کردند در آن لحظه همه ما دچار شوک شدیم و اصلا نمی‌دانستیم چه اتفاقی افتاده است. وقتی با خلبان صحبت کردیم گفت جای این‌ها را پیدا نمی‌کنیم و بالاخره بعد از چند ساعت بی سیم زدن که پیدایشان کردند و زنده هستند اما آقای موسائیان و قاسمی زخمی هستند و در نهایت به بیمارستان منتقل شدند. در این شرایط سخت نظامی به یکباره شوک دیگری به گروه وارد شد. فضای خیلی بدی بود و همه در شوک بودند که اصلا این لحظات قابل بیان نیست. 

 انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار