امروز : سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 28
۰۴:۳۱
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 33433
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۴
تعداد بازدید: 52
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: الف. ایام مناسبتی سال، هر یک نسبتی با بعضی مفاهیم دارند. فی المثل ماه محرم با حماسه و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: الف. ایام مناسبتی سال، هر یک نسبتی با بعضی مفاهیم دارند. فی المثل ماه محرم با حماسه و ظلم‌ستیزی معنادارتر است و عید نوروز با فرهنگ خانوادگی و صله رحم. ماه رمضان نیز به عنوان یکی از مناسبت‌های تقویمی سال از این قاعده مستثنی نیست.

انسان، مقام او در هستی، زیست مسلمانانه، تامل درونی و مفاهیمی از این دست نسبتی مستقیم با ماه رمضان دارند پس برنامه‌های مناسبتی این ماه هم باید نسبتی با این مسائل داشته باشند. در حقیقت، فارغ از فرم و قالب برنامه، روح حاکم بر برنامه‌های مناسبتی رسانه‌ها نباید نسبت به این مفاهیم بیگانه بوده و یا بر آن محیط نباشد.

ماه رمضان به سبب فعالیت خاص روزه‌داری دارای دو مقطع زمانی است که جزء ساعات مفید و پربازده محسوب می‌شوند؛ مقطع اول مربوط به اول صبح تا ظهر است و مقطع دوم نیز به پس از افطار تا نیمه شب اختصاص دارد پس ساعت‌های پس از افطار تا نیمه‌های شب جزء زمان‌های طلایی محسوب می‌شوند.

با این نگاه، برنامه‌های این بازه زمانی رسانه ملی از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است و مسئولان رسانه ملی فارغ از بحث رقابت‌های رسانه‌ای، به علت پر کردن این بازه زمانیِ انسانِ روزه‌دار آنهم در ایامی که حتی نفس کشیدن و خوابیدن انسان مشمول ثواب محسوب می‌شود، در پیشگاه حضرت حق مسئولیت سنگینی دارند و قاعدتا باید از عملکرد خود در این بازه زمانیِ این ماه خاص، پاسخگو باشند.

با این تفاسیر، برنامه‌های ماه رمضانِ صداوسیما به طور عام و برنامه‌های این بازه زمانی تلویزیون به طور خاص به شدت محل تامل واقع می‌شوند.

ثانیه‌های پس از افطار در حکم ثانیه‌های تعطیلات نوروز نیست که با استدلال‌هایی نظیر گرفتن آنتن از برنامه‌های ماهواره‌ای، هر نوع برنامه و با هر مضمونی را روانه چشم و گوش میلیون‌ها بیننده تلویزیونی کرد.

ممکن است یک برنامه خاص در سایر ایام سال مشکل چندانی برای پخش نداشته باشد اما با ملاحظات ماه رمضان و اهمیت آن، کف صلاحیت‌های لازم برای پخش را نیز نداشته باشد.

‌فارغ از قضاوت در خصوص میزان موفقیت یا عدم موفقیت رسانه ملی، مضمون و محتوای ارائه شده برنامه‌های تلویزیون در بازه زمانی پس از افطار به شدت محل نقد است؛ کنداکتور تلویزیون در این زمان در تسخیر سه سریال «مادرانه»، «خروس» و «دودکش» است.

این قلم در مقام نقد و بررسی این سه سریال نیست؛ این که این سریال‌ها به چه میزان در فرم و محتوا می‌توانند محل دفاع باشند نیز موضوع این مقال نیست با این حال شکی نیست که محتوای هیچ یک از این سه سریال نسبتی با مناسبت تقویمی این روزهای سال ندارد.

این قلم چندان مطمئن نیست که آیا مختصات خاص رمضان را اصولا می‌توان در قامت برنامه‌های تلویزیونی به تصویر کشید یا نه اما به ضرس قاطع معتقد است این سبک سریال‌سازی شبکه‌های تلویزیونی و ساده‌‌انگاری و سطحی‌گرایی در طنز که به نظر می‌رسد بعد از سریال‌های رمضانی رضا عطاران باب شده است، دورترین فاصله را با رمضان و مفاهیم رمضانی دارد البته لازم به ذکر است که این بیان به معنای مبدل کردن تلویزیون به منبر تصویری نیست اما اجازه بدهید مدعی شویم که باید برای مناسبتی‌ترین ایام سال مخاطبِ ایرانی، جدی‌تر و با تامل‌ بیشتری اندیشید. ثانیه‌ها و ساعات این ایام آنقدرها ارزش دارد که حتی تمام ایام سال را برای برنامه سازی این یک ماه اختصاص داد.

قالب برنامه‌ ساعاتِ پس از افطار حتما باید سریال باشد؟!

ب. برای تولید برنامه یا پر کردن آنتن، لزوما نیازی به ساختن سریال نیست؛ در بسیاری اوقات آرشیو و کنداکتور فعلی صداوسیما مملو از برنامه‌هایی است که به دلیل سیاست نادرست تاکید بر سرگرمی‌سازی و جذب مخاطب به هر قیمتی و عاری بودن برنامه‌ها از فاکتورهای صوری جذابیت، مورد بی مهری قرار گرفته و ساعت پخش مناسبی ندارند.

هرچند نفس این مسأله خود محل انتقاد است و باید تدبیری برای این استراتژیِ نادرست اندیشیده شود اما با همین تفاسیر، چنین ایامی می‌توانند بستر مناسب و مساعد پخش این قبیل برنامه‌ها قرار گیرند.

در مقام مثال چرا باید مستند بیست و اندی قسمتی «در امتداد غدیر» که شرح زندگی و زیست شیعیان اروپایی محسوب می‌شود ـ و با شروع ماه رمضان و سریال‌های مناسبتی این ماه، پخش آن متوقف و بازپخش قسمت‌های پیشین آن به نامناسب‌ترین ساعات پخش شبکه‌های مستند و آموزش حواله شده است ـ قطع شده و ادامه آن به بعد از ماه رمضان موکول شود.

آیا چنین برنامه‌ و برنامه‌های مشابهی آنقدر جذابیت و کشش ندارند که به جای سریال‌هایی نظیر «مادرانه» یا «دودکش» روانه آنتن سیما شوند؟! اصولا این سیاست که ساعات پس از افطار حتما باید به پخش سریال اختصاص یابد، چقدر محل فکر و تامل بوده است؟! نگارنده هرگز در مقام نفی یا طرد این سیاست نیست؛ او فقط در پی پاسخ به این سوال است که آیا قالب برنامه‌سازی در ساعات پربیینده تلویزیون باید حتما سریال باشد و اگر قرار است سریال باشد، چه میزان و چه ساعاتی باید به آن اختصاص یابد؟! پاسخ به پرسش‌هایی از این دست به شدت ضرورت دارد و پرسش‌هایی که باید در یک اتاق فکر با این مسأله طرح و پاسخ مناسبی برای آن ارائه شود.

توجه بیشتر به روحانیونِ تلویزیونی

ج. حضور روحانیت در این ایام در تلویزیون پررنگ‌تر می‌شود؛ نفس این مسأله گاه آنقدر مهم می‌شود که برنامه‌سازان و مسئولان امر، ابتدایی‌ترین قواعد اصولی رسانه را نیز از یاد می‌برند.

«رسانه دینی» پیش و بیش از آنکه دینی باشد، «رسانه» است و باید اقتضائات و ملزومات رسانه‌ای را رعایت کند؛ نمی‌‌توان به بهانه دغدغه‌ها و اهداف مقدس، قواعد کار رسانه‌ای را نادید گرفت.

مخاطبِ ساعت پربیننده و برنامه‌‌های غیرتخصصی تلویزیون، عموم مردم هستند پس باید فرم و قالب برنامه نیز با ملاحظه این مهم طراحی شود.

حتی اگر قرار است، حضور روحانیت در تلویزیون به عنوان یک اصل مطرح شود، باید در پی روحانیون تلویزیونی بود؛ این عبارت هرگز به معنای تحقیر یا تمسخر نیست؛ برخی چهره‌های روحانی به سبب ویژگی‌های شخصی، مهارت‌های ارتباطات کلامی و غیرکلامی و اطلاعات عمومی بالا در زمینه ادبیات، شعر و تاریخ، حضورهای موفقی در تلویزیون داشته‌اند.

چه بسا برخی از این افراد یک منبریِ خوب هم نباشند و بعضا اطلاعات تخصصی بالا و عمیق هم در حوزه تخصصی خود نداشته باشد اما دانسته یا ندانسته، اصول حضور در برابر دوربین تلویزیون را رعایت کرده و برای عموم مردم جذابیت بالایی دارند؛ ماه رمضان مستعدترین بستر برای حضور روحانیت در تلویزیون در قالب چنین افرادی محسوب می‌شود؛ حجج اسلام سرلک، مرادی و نقویان از این دسته روحانیون هستند.

بی‌توجهی به ظرفیت‌هایی نظیر نمایشگاه قرآن

د. «برنامه سازی دینی» برای تلویزیون فارغ از مناقشات نظری آن کار چندان صعب و مشکلی نیست؛ برنامه‌سازان تلویزیونی خیلی اوقات گمان می‌کنند که برای چنین فعالیتی باید لزوما فارغ از همه دغدغه‌های مالی و معیشتی و اقتصادی و امثالهم، در یک اتاق دربسته بنشینند و فکر کنند و فکر کنند و فکر کنند تا در نهایت به یک نقطه و تصمیم مشخص برسند.

فارغ از آنکه اصولا تصمیم‌گیری‌ها و فعالیت‌‌های دقیقه نودی تلویزیون برای تامین برنامه در این ماه به شدت محل نقد است اما با این حال باز هم می‌توان در همین اوضاع و احوال، کارها و برنامه‌های قابل قبول‌تری نیز تولید نمود.

ماه رمضان، هم به دلیل کمیت خود که یک بازه 30 روزه از زندگی مردم را به خود اختصاص داده است و هم به سبب کیفیتش که شامل مناسک و آداب خاصی است، از جانب بسیاری از محافل و نهادها و انجمن‌ها و گروه‌ها محل توجه بسیار واقع می‌شود.

مسئولان امر و برنامه‌سازان تلویزیون در بسیاری از اوقات می‌توانند بدون نشستن در اتاق سربسته و صرفا همفکری با عوامل این برنامه‌ها یا استفاده از خروجی برنامه‌های جنبی نظیر نمایشگاه قرآن، باکس رسانه‌ای خود را با محتواهایی عمیق و قابل تامل در این ماه پر کنند.

در مقام مثال، بخش «ره‌یافتگان» نمایشگاه قرآن امسال هر شب میزان تازه مسلمانانی از پنج قاره جهان بود؛ این تازه مسلمانان پس از افطار در نشستی یک و نیم ساعته و در برابر بازدیدکنندگان نمایشگاه به بیان زندگینامه و نحوه تشرف‌شان به اسلام و محدودیت‌های فعالیت تبلیغی در خارج از ایران و در یک کلام، تفاوت دینداری در ایران و خارج از آن می‌پرداختند.

مباحثی که برای مخاطب ایرانیِ مسلمانی که درون ایران زندگی می‌کند به شدت جذاب است چرا که بنا به قاعده ماهی درون آب که از نعمت حیات زندگی خود در این مرز و بوم خود بی خبر است چنین مواردی به شدت می‌توانند در زدن تلنگر به مخاطبِ ایرانی موفق عمل کنند.

شم رسانه‌ای به کارگزاران رسانه ملی ایجاب می‌کند که از محتواهای این نشست‌ها برای پر کردن آنتن تلویزیون در شب‌های ماه رمضان استفاده شود؛ ایامی که با مخاطب میلیونی و بسترهای روانی و جامعه‌شناختی آن می‌توانند موثر واقع شوند؛ امری که متاسفانه مغفول واقع شد و این فرصت طلایی و گران بها را به هدر داد.

در بیان میزان اهمیت این فرصت طلایی تصور کنید که اگر قرار باشد این افراد در سایر ایام سال، جمع شده و در یک برنامه 30 قسمتی تلویزیونی، همین حرف‌های نمایشگاه قرآن خود را تکرار کنند، صدا و سیما باید چه زمان و هزینه‌ای را صرف آن کند.

یادداشت: محمدصادق علیزاده، کارشناس ارشد ارتباطات
انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار