امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۱۲:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 34329
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۲
تعداد بازدید: 49
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مراسم تحلیف حسن روحانی رئیس جمهور منتخب 13 مرداد ماه در مجلس شورای اسلامی ...

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مراسم تحلیف حسن روحانی رئیس جمهور منتخب 13 مرداد ماه در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این راستا بر آن شدیم تا با حضور کارشناسان منطقه‌ای و بین‌المللی ارزیابی مختصری از سیاست خارجی دولت نهم و دهم در منطقه مورد بحث (آسیای میانه و قفقاز) داشته و پیشنهاداتی را در این حوزه به دولت آینده برای موفقیت هر چه بیشتر ارائه دهیم.

استقلال 15 جمهوری پیشین از اتحاد جماهیر شوروی (آذربایجان،ارمنستان،ازبکستان،استونی،اوکراین، بلاروس، تاجیکستان، ترکمنستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، گرجستان، لتونی، لیتوانی،مولداوی) بیست سال پیش، یکی از بزرگترین رویدادها‌ی سده بیستم به شمار می‌رود.

گرچه اغلب این کشورها پیش از این نیز به ظاهر جمهوری‌های مستقلی بودند، اما همگی آنها در سازمان ملل و یا دیگر مجامع بین‌المللی عضویت نداشتند و امور آنها از طریق «مسکو» انجام می‌گرفت.

ایران جزو نخستین کشورهایی بود که استقلال این جمهور‌ی‌ها را به رسمیت شناخت.

پس از این اتفاق، در حاشیه دریای خزر، ایران با 4 کشور همسایه شد و در خط مرزی شمالی خود از منتهی الیه شمال شرقی تا انتهای شمالی غربی با کشورهای ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان همسایه شد.

به غیر از 3 کشور لتونی، لیتوانی، مولداوی که جزو اروپا شدند، 12 کشور دیگر ظرفیت‌های مختلف برای مبادله با کشورهای و همسایگان آسیایی خود از جمله ایران دارند.

یکی از بزرگترین مشکلات کشورهای آسیایی میانه ( ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان) نداشتن راه به آب‌های آزاد است که یکی از امن ترین و مناسبترین راه‌‌ها مسیر ایران است.

از سوی دیگر مشترکات فرهنگی، تاریخی، دینی، پتانسیل‌های اقتصادی و تجاری این کشورها با توجه به جمعیت گسترده‌ای که دارند می‌توانند زمینه مناسبی برای فعالیت ایران باشند، هر چند که این منطقه برای کشورهای دیگر مثل آمریکا، چین، اتحادیه اروپا، ترکیه، هند، حتی کشورهای عربی نیز فرصت مناسبی به شمار می‌رود به طوری که تلاش گسترده ای را برای نفوذ در این منطقه وسیع را آغاز کرده اند.

انتظار می‌رود منطقه آسیای میانه و قفقاز با ظرفیت بالا برای فعالیت‌های اقتصادی و تجاری، فرهنگی و حتی امنیتی برای سیاست خارجی ایران در دولت یازدهم یک اولویت باشد.

این نشست با حضور حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل بین الملل، جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران و بهرام امیر احمدیان کارشناس حوزه آسیای مرکزی و قفقاز برگزار شد و در جریان آن کارشناسان هر کدام نظرات و پیشنهادات خود را ارائه کردند که به شرح زیر آورده می‌شود:

حسن بهشتی‌پور با بیان اینکه دولت یازدهم فرصت مغتنمی دارد که یک راهبرد جامع و جدید در مورد آسیای میانه و قفقاز تدوین کند تصریح کرد: برای تدوین این راهبرد باید محورهایی طراحی شود که قصد داریم در این فرصت به آن بپردازیم، اما قبلا از این باید به این نکته توجه کنیم که برای اجرای راهبرد نیاز به افراد و دیپلمات‌های کارکشته است که معیارشان منافع ملی باشد به علاوه آشنا به منطقه و با راهبرد دولت نیز آشنا باشند تا بتوانند با موانع موجود در منطقه درست برخورد کنند.
 
*زمینه فعالیت و حضور پررنگ ایران در آسیای میانه و قفقاز به واسطه مسائل فرهنگی مهیا می‌شود

وی در خصوص مزیت‌ها و پتانسیل‌های فعالیت برای ایران در منطقه آسیای میانه و قفقاز گفت: باید این موارد که در زیر به آنها می‌پردازیم تقویت شوند. بر این اساس معتقدم یکی از مهمترین و بزرگترین بسترها برای حضور و فعالیت ما در آسیای میانه و قفقاز ظرفیت های فرهنگی است. باید اولویت بیش از مسائل اقتصادی و سیاسی به مسائل فرهنگی داده شود،

چرا که اگر این مقوله از سوی مسئولان درک شود، مقوله فرهنگی در منطقه قابل پذیرش است و این به واسطه مشترکات فرهنگی است که ما با کشورهای منطقه داریم.

بهشتی‌پور با بیان اینکه همین همکاری‌های فرهنگی در ادامه بسترساز فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی خواهد شد گفت: منتهی در سیاست خارجی ما اهمیت کمی به بخش فرهنگی داده می‌شود.
 
*باید بپذیریم که ایران هم یکی از راه‌های ترانزیت است

وی در خصوص مزیت و پتانسیل دوم در منطقه برای ایران با اشاره به بحث اقتصادی عنوان کرد: در بخش حمل و نقل و ترانزیت می‌توانیم به یک انتقال‌دهنده مهم تبدیل شویم و این به معنای این نیست که راه‌های دیگری برای حمل و نقل یا ترانزیت برای این کشورها وجود ندارد. باید بپذیریم که ایران هم یکی از راه‌های ترانزیت است، مثلا برای کشورهای ترکمنستان و قزاقستان راه‌های ایران می‌تواند بسیار راهگشا باشد یا برای ارمنستان و آذربایجان راه‌های ایران نقش کلیدی دارند، اما نباید از نظر دور داشت که راه‌های دیگر هم هست پس باید قبول کنیم که در منطقه رقابت وجود دارد.
 
*همکاری در زمینه انرژی با آذربایجان، تاجیکستان و ارمنستان

کارشناس مسائل بین‌المللی با اشاره به مزیت سوم که همان بحث انرژی است تصریح کرد: انرژی ایران هم برای تاجیکستان خوب است هم برای ارمنستان. به علاوه ما با آذربایجان هم می‌توانیم همکاری خوبی در بحث انرژی داشته باشیم. یعنی می‌توانیم همکاری متقابل داشته و مکمل هم باشیم هر چند که باید گفت، متاسفانه اولویت‌ها و نوع روابط و نگاه ما با جمهوری آذربایجان امنیتی و سیاسی شده است، از هر طرف نگاه می‌کنم بحث‌های امنیتی و سیاسی مطرح می‌شود، در حالی که ما از نظر فرهنگی نقاط مشترک بسیاری با این کشور داریم.

بهشتی‌پور در خصوص مزیت همسایگی با برخی کشورهای منطقه گفت: ما در این منطقه با کشورهای ترکمنستان - قزاقستان - آذربایجان - ارمنستان و روسیه همسایه هستیم و این همسایگی و داشتن مرز مشترک یک امتیاز خوب محسوب می‌شود، چرا که به واسطه همین همسایگی تبادلات ارزان‌تر صورت می‌گیرد به علاوه می توانیم برای هم تخفیفات گمرکی در نظر بگیریم.
 
*باید اراده‌ای برای حل موضوع رژیم حقوقی دریای خزر ایجاد شود

وی مزیت دیگر را دریای خزر دانسته و عنوان کرد که این دریا یک آبراه مناسب برای همکاری‌ها است، اما به خاطر عدم تعیین رژیم حقوقی این دریا هنوز نمی‌توانیم از پتانسیل این دریا استفاده کنیم، اما سئوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که رژیم حقوقی دریا خزر چه زمانی حل خواهد شد، به نظر می‌رسد باید یکی از اولویت‌های دولت یازدهم تلاش برای مشخص کردن رژیم حقوقی دریای خزر باشد، یکی از موانع جدی ما در روابط با آذربایجان، روسیه، ترکمنستان و قزاقستان همین رژیم حقوقی دریای خزر است.

وی افزود: از سال 1991 این کشورها در تلاش هستند تا رژیم حقوقی را تعیین کنند، اما همچنان لاینحل مانده است، باید یک اراده‌ای برای حل این موضوع ایجاد شود.

بهرام امیراحمدیان، استاد جغرافیای سیاسی در دانشگاه و دیگر کارشناس حاضر در این میزگرد معتقد بود که در سیاست خارجی اول باید دید که اولویت‌های ما چه هستند، سپس برای آنها برنامه‌ریزی کرد.

وی گفت: متاسفانه در کشور ما طرح آمایش سرزمینی هنوز اجرا نشده است (یک طرح فضایی برای استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت‌ها برای کشور در همه حوزه‌های داخلی و خارجی) در سال 1953 طرح آمایش برای ایران نوشته شد و در سال 1363 طرح پیگیری شد ولی نیمه کاره رها شد. در سال 1380 آقای عارف کار زیادی روی آن انجام داد ولی باز هم اجرایی نشد.

وی افزود: باید در سیاست خارجی بخشی از طرح آمایش سرزمینی اجرایی شود که به آن ژئوپلیتیک می گویند، اما دولت یازدهم برای اجرای این طرح نیاز به زمان و بودجه کافی دارد.
 
*تعریف بخشی به نام آسیای مرکزی و قفقاز در وزارت خارجه یک اشتباه اداری است

امیراحمدیان با بیان این که متاسفانه یک اشتباه اداری در وزارت خارجه صورت گرفت و آن این بود که بخشی تعریف شد با عنوان آسیای مرکزی و قفقاز، تصریح کرد: این دو منطقه ساختار و فرهنگ متفاوت از هم دارند و دو منطقه جدا از هم محسوب می‌شوند.
 
*ما در آسیای مرکزی و قفقاز چیزی به نام استراتژی نداریم

وی افزود: ما در آسیای مرکزی و قفقاز چیزی به نام استراتژی نداریم. بر اساس تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیدیم که بهترین حوزه برای کار در این منطقه حوزه فرهنگ است. باید روی برنامه‌هایی کار شود که برای مردم منطقه قابل درک و لمس باشد، بهترین حوزه مشترکات فرهنگی ما است.

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: در دولت نهم و دهم هر از گاهی به بخشی بدون برنامه و زیرساخت معین پرداخته شده است. توصیه ما به دولت یازدهم این است که باید کار در یک مجموعه تعریف شود یعنی تمامی نهادها با هم هماهنگ و بر اساس برنامه ریزی مشخص کار کنند.

وی گفت: برای این که بتوان اشتباهات را اصلاح کرد، باید یک سیستم تعریف کرد، اگر سیستم وجود داشته باشد و نگرش سیستمی باشد افراد دیگر خود را نمی‌بینند در نتیجه وقتی که افراد از سیستم خارج می‌شوند سیستم باقی می‌ماند. متاسفانه ما با وجود امکانات، غیر سیستمی کار می‌کنیم برای همین وقتی اشتباه می‌کنیم نمی‌توانیم اصلاح کنیم.

بهشتی‌پور با بیان این که نگاه برنامه‌ریزی و سیستماتیک اساس کار است گفت: مراکز متعدد و غیر دولتی وجود دارد که در آن‌ها کارها و تحقیقات خوبی انجام می‌شود، اما متاسفانه این مراکز هیچ هماهنگی با هم ندارند و در راستای هم افزایی حرکت نمی‌کنند. به همین دلیل هم در وزارت خارجه چند صدایی ایجاد می‌شود که هیچ‌کدام به هم ارتباطی ندارند، چرا که محصولات این مراکز تحقیقاتی در فضای اطلاعات شناور هستند و در یک جا متمرکز نمی‌شوند هر چند که همه آنها در راستای منافع ملی هستند.

وی افزود: اگر بتوانیم گردهمایی داشته باشیم می‌توانیم از این تولیدات استفاده کنیم، متاسفانه دید وزارت خارجه این است که منافع ملی فقط در این وزارت‌خانه تعریف شده است و این مشکل وجود می‌آید که از داشته‌های دیگر استفاده نمی‌شود.

جهانگیر کرمی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در این میزگرد با تاکید بر این که اگر می‌خواهیم در خصوص سیاست خارجی دولت جدید در منطقه اورسیای مرکزی صحبت کنیم به این معنی نیست که دولت قبلی سیاستی در این منطقه نداشته است بلکه موضوع اصلی آن است که این منطقه کمتر مورد توجه بوده است،‌ چرا که دولت با یک سری داعیه‌های جهانی کار خود را آغاز کرد و با مفاهیمی مثل مدیریت جهانی و عدالت جهانی و مقابله با صهیونیسم شروع شد.

وی افزود: طبیعتا چنین نگرشی نمی‌تواند خیلی در مسائل منطقه ریز شود. به نظر می‌رسد دولت یازدهم نگرش جدیدی به روابط با دنیا دارد و به همین دلیل نگرش می‌تواند تغییراتی هم در سیاست خارجی و اولویت‌بندی‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.
 
*در منطقه اوراسیای مرکزی بازیگران متعدد با منافع متعارض وجود دارند

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه در این منطقه بازیگران متعددی وجود دارند تصریح کرد:‌ روسیه که بازیگر سنتی و غالب منطقه است، چین که در حال حاضر نقش روزافزونی پیدا کرده و شریک تجاری نخست اکثر کشورهای منطقه به شمار می رود، اتحادیه اروپا و آمریکا که در قالب‌های مختلف در منطقه کار می‌کنند و قدرت‌های کوچکتری مثل ترکیه، اسرائیل و هند و عربستان در 23 سال گذشته فضای منطقه را به میدان رقابت‌ تبدیل کرده‌اند.
 
*نهاد غالب در منطقه «سازمان کشورهای مستقل مشترک‌المنافع» است

وی با بیان این که در این رقابت‌ها، نهادهایی شکل گرفتند که میزان برد و باخت‌های قدرت‌ها را نشان می‌دهند، گفت: در حال حاضر نهاد غالب در منطقه سازمان کشورهای مستقل مشترک‌المنافع است که گسترده‌ترین و متنفذترین نهاد منطقه ای در اوراسیای مرکزی است و سازمان همکاری‌های شانگهای که نقش روز افزونی به خصوص در حوزه آسیای مرکزی پیدا کرده است. سازمان پیمان امنیت جمعی نیز دارای نقش امنیتی مهمی است و ناتو که با طرح‌های مختلف از جمله مشارکت برای صلح و غیره در قالب همکاری‌های دوجانبه با تک تک کشورها کار می‌کند.
 
*روس‌ها به شدت نگران آینده حضور و نفوذ چین هستند

وی عنوان کرد: در مجموع اگر بخواهیم روندهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه را با توجه به بازیگران و نهادها بررسی کنیم چند وضعیت بسیار جدی را می‌توانیم مشاهده کنیم.

کرمی گفت: نگرانی‌های روسیه از نفوذ چین در حال افزایش است، نقش روز افزون چین در منطقه به طوری است که شریک اول تجاری اکثر کشورهای منطقه شده است. بحث سرمایه‌گذاری چین در منطقه، بحث انتقال انرژی منطقه، خطوط ارتباطی با منطقه که به تدریج فضا را برای روسیه تنگ‌تر می‌کند بر همین اساس روس‌ها به شدت نگران آینده وضعیت حضور چین هستند.
 
*اولویت اول نظامی و امنیتی آمریکا از سال 2016 محاصره چین خواهد بود

وی در ادامه افزود: وضعیت دوم تقابل غرب و چین در منطقه است، بر اساس طرح‌هایی که در استراتژی آمریکا تعریف شده است، اولویت اول نظامی و امنیتی آمریکا در سال 2016 محاصره چین خواهد بود به همین واسطه تمرکز نیروها در مناطق پیرامونی چین گسترده می‌شود و یکی از این مناطق آسیای مرکزی خواهد بود، طبیعتا چین هم بازی اقتصادی خود را به یک بازی امنیتی تبدیل خواهد کرد.

کرمی در طرح این سئوال که حال با توجه به این شرایط باید ببینیم جایگاه ایران کجاست، تصریح کرد: ایران بعد از فروپاشی شوروی، منطقه را اولویت خود قرار داد و توجه به این منطقه افزایش پیدا کرد و سازمان‌های دولتی در منطقه فعال شدند به طوری که حضور در منطقه از طرف ایران به شکل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در قالب سفارتخانه ها، رایزنی‌های اقتصادی و فرهنگی گسترده بوده و همچنان هم ادامه دارد‌. اما متاسفانه جای بخش خصوصی نیرومند و موثر مانند دیگر رقبا خالی بوده است.
 
*جایگاه فعلی ایران در مقایسه با دیگران در منطقه شایسته نیست

وی در خصوص روابط تجاری با کشورهای منطقه گفت: متاسفانه با وجود موقعیت و نزدیکی جغرافیایی ایران در منطقه و در مقایسه با کشورهای دیگر مانند چین، ترکیه و کشورهای اروپایی جایگاه فعلی ما شایسته و بایسته نیست.

کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: دولت نهم و دهم داعیه جهانی داشت و توجه‌اش بیشتر به نقاط رقابتی با غرب بود، اما دولت جدید بر اساس سابقه و تجربیاتی که دارد و شخص رئیس جمهوری و ایده‌هایی که وی در طول دوره خدمت پیشین خود داشته، به نظر می‌رسد که توجهش به مسائل پیرامونی افزایش پیدا خواهد کرد و سعی می‌کند به موضوعات مشخصی که عینی‌تر و مرتبط با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است، روی بیاورد.

وی افزود: با توجه به شناختی که از این مجموعه وجود دارد و عمده نگرش آن را می توان در محصولات فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک مانند کتاب‌های توسعه و سیاست خارجی، توسعه اقتصادی و سیاست خارجی، سیاست خارجی سازنده و تعامل سازنده در سیاست خارجی و ... دید، می توانیم امیدوار به اولویت یابی منطقه در سیاست خارجی دولت روحانی باشیم.
 
*به نظر می‌رسد دولت جدید توجه‌اش به مناطق پیرامونی و به ویژه با نگاهی اقتصادی خواهد بود

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه می‌توان گفت این دولت توجهش به مناطق پیرامونی و به ویژه با نگاهی اقتصادی خواهد بود گفت: بر اساس این نگاه سیاست خارجی در این دولت در خدمت توسعه کشور خواهد بود تا این که به فضایی برای مقابله با ساختارهای بین‌المللی تبدیل شود.

کرمی افزود: بر اساس این دیدگاه می توان خوشبین بود که دولت جدید در توجه به مسائل منطقه ای در قفقاز جنوبی و روابط با دولت‌های آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، مسائل مربوط به دریای خزر، رژیم حقوقی، ساختارها و مقررات مختلف و لازم در این پروسه، وضعیت افغانستان پس از خروج ناتو و نیز روابط با کشورهای پنج گانه آسیای مرکزی و روابط جدی تر با نهادهای منطقه ای و از همه مهم تر تعمیق روابط ایران و روسیه جدی تر باشد.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه همواره وضعیت در سیاست خارجی ایران به گونه‌ای بوده که خلیج فارس به خاطر تلاقی منافع اقتصادی و امنیتی اولویت اول بوده است اظهار داشت: اولویت دوم ما در سیاست خارجی به خاطر مسائل فلسطین، اسرائیل، سوریه، لبنان و نیز عراق، خاورمیانه یا شامات و عراق بوده است و اولویت سوم اروپا و آمریکای لاتین بوده و آسیای مرکزی در اولویت بعدی قرار می‌گرفته است. شاید فقط در نخستین سال‌های پس از فروپاشی شوروی بود که منطقه اوراسیای مرکزی اهمیت بیشتری در سیاست خارجی ایران پیدا کرد، اما متاسفانه به تدریج این وضعیت کاهش یافت.

کرمی با اشاره به اینکه باید دید امکانات، فرصت‌ها و ظرفیت‌های ما در منطقه چه هستند و در ادامه نیز باید موانع و مشکلات را بررسی کنیم تصریح کرد: صرف این که یک دولت اراده کند یک منطقه را در اولویت قرار دهد نمی‌تواند اثر بخش باشد، مگر این که ابزارهای لازم را برای منطقه به لحاظ ایده‌‌ای ، حقوقی،ساختاری،نهادی و چه به لحاظ اجرایی و مسائل مربوط به روش اجرا و این که دیگران در قبال حضور ما در منطقه چه خواهند کرد، طراحی کرده باشد.
 
*فضای منطقه رقابتی است

وی گفت: ما در منطقه ظرفیت‌های بالایی مانند، نزدیکی جغرافیایی، مشترکات فرهنگی و تاریخی داریم،اما فضای منطقه رقابتی است، چرا که دیگران در آن حضور دارند. فضایی است که نگرانی‌های نسبت به حضور ایران وجود دارد، تنش‌هایی در رابطه با حضور و نفوذ ایران وجود دارد لذا ضمن این که ظرفیت‌ها و فرصت‌هایی مهمی وجود دارد، اما نمی‌توانیم آنها را فعال کنیم، در نتیجه دبی در مورد ارتباطات هوایی با منطقه سود می برد، آنکارا در این رابطه سود می برد، اما تهران نقش بسیار محدودی دارد.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه وقتی فرصت‌های فرهنگی را فعال نمی‌کنیم در نتیجه تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل منطقه در ترکیه و کشورهای عربی بسیار بیش از ایران می‌شود گفت: این نشان می‌دهد که توجه به ایران کم است و صرف داشتن ظرفیت کاری از پیش نمی‌رود، چرا که مشکلات و مسائلی که ما در منطقه داریم آنقدر زیاد است که نمی‌توانیم ظرفیت‌ها را فعال کنیم.
 
*اولین مانع حضور ایران در منطقه، فشار ساختارهای بین‌المللی است

وی با بیان اینکه اولین مانع برای حضور ما در منطقه مسئله فشارهای ساختارهای بین‌المللی است تصریح کرد: سیاست آمریکا و غرب و کشورهای عربی و ترکیه در منطقه، سیاست «همه چیز منهای ایران» است. مثلا در خصوص خطوط انتقال انرژی، حمل و نقل، دسترسی‌ها، ارتباطات هوایی، آموزشی و پژوهش می‌توان این مسئله را دید.

کرمی گفت که حال باید دید دولت جدید چطور می‌خواهد با این مشکلات و موانع برخورد کند.

استاد دانشگاه تهران سیاست خارجی دولت جدید در اوراسیای مرکزی را تابعی از دو فاکتور، 1) روابط دوجانبه‌ با تک تک کشورها، 2) موانع ساختاری که تحمیل می‌شود، دانست و عنوان کرد: کشورهای منطقه را مجبور می‌کنند ایران را نادیده بگیرند و یا در ارتباط با ایران محدودیت قائل شوند.

وی افزود: باید دید که آیا دولت روحانی می‌تواند روابط دوجانبه با کشورهای منطقه را باز تعریف کند، و آیا می‌تواند به مرحله‌ای از شکل‌دهی ساختارها برسد.
 
*روابط اقتصادی نمی‌تواند در خلا شکل بگیرد

کارشناس مسائل بین‌الملل مهمترین مشکل ایران در منطقه را عدم داشتن ساختار های لازم و مناسب و کارامد در قفقاز، آسیای مرکزی و دریای خزر در ابعاد سیاسی، امنیتی و فرهنگی دانست و عنوان کرد‌: حتی اگر ساختار اقتصادی هم داریم (اکو) ساختار فعالی نیست، چرا که روابط اقتصادی نمی‌تواند در خلا شکل بگیرد، روابط اقتصادی در پیوند با روابط سیاسی فرهنگی، امنیتی و در مجموع در یک سامانه همگرا و تعامل‌گرا با جهان و منطقه شکل می‌گیرد. ما منطقه مستقل از ساختارهای جهانی نداریم و متاسفانه امکان ایجاد آن را هم نداریم.

وی با اشاره به روابط ایران با امارات عنوان کرد: امارات عضو اکو نیست، اما می‌بینیم که روابط ایران با این کشور به اندازه کل حجم روابط ایران با همه اعضای اکو است و این نشان می‌دهد که نبود یک ساختار چه معنایی دارد. لذا ایران روابط خود را بعد از این که در چارچوب روابط دوجانبه باز تعریف کرد باید وارد مرحله ساختارسازی شود، اما نکته مهم این است که آیا این اجازه را به جمهوری اسلامی ایران خواهند داد.

کرمی گفت: غربی‌ها برقراری روابط دو جانبه را برای ایران محدود می‌کنند تا چه برسد به ورود به ساختارها و متاسفانه ابزار آن را هم دارند. حتی روسیه هم کمتر مایل است که کشورهای منطقه به سادگی وارد ساختارهای جدیدی شوند که خودش در آن حضور ندارد.

وی افزود: حال باید دید که آیا دولت روحانی می‌تواند جایگاه و حضور ایران در نظام بین‌المللی را باز تعریف کند به طوری که عوامل و ساختارهای بین‌المللی کمتر به عنوان عامل منفی و بازدارنده در روابط دوجانبه ایران با کشورهای منطقه‌ای وارد شوند.

در ادامه این نشست جهانگیر کرمی استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران پیشنهاداتی را به دولت یازدهم در حوزه آسیای میانه ارائه کرد.

وی معتقد است که اولویت دادن به این منطقه باید در عرصه عمل باشد و ظرفیت‌ها، ساختارها و امکانات نهادی و انسانی تقویت شوند.

کرمی با اشاره به حجم انبوهی از توافقات دو جانبه اجرا نشده بین ایران و برخی کشورهای منطقه،تصریح کرد: به طور مثال با آذربایجان،ارمنستان و تاجیکستان حجم انبوهی از توافقات اقتصادی وجود دارد که تنها 10 یا 20 درصد از آنها اجرایی شده است باید دولت در اولین گام این توافقات را به شکل کامل اجرایی کند.
 
* به روابط ساختاری با منطقه بیندیشیم

کرمی با بیان اینکه باید به روابط ساختاری با منطقه بیندیشیم تصریح کرد: در دنیای جدید روابط دوجانبه کافی نیست دنیای امروز دنیای منطقه‌گرایی، همگرایی‌های منطقه‌ای است، ما نمی‌توانیم به دور از این وضعیت به نقش خود به شکل قدرتمندانه ادامه دهیم. اگر قدرتی که وجود دارد تبدیل به ساختار نشود، نمی‌تواند پایدار باشد.

کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز معتقد است که در چشم‌انداز بیست ساله تعریفی از وضعیت ایران در منطقه شده است، اما این تعریف بدون رسیدن به ساختاری که این وضعیت را اعمال و اجرا کند، بی‌معنا است.

وی گفت: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب قائل به نقش و حضور ایران در نهادها و ساختارهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه نیستند، در حوزه آسیای مرکزی هم ما نقش نهادی و ساختاری موثری نداریم و ما را به عنوان یک بازیگر جدی راه نمی‌دهند و تنها ساختار موجود هم اکو است که نیاز به یک بازاندیشی دارد، اما اگر نمی‌شود که فعال شود بهتر است کنار گذاشته شود چون طبیعتا هزینه‌هایی برای ما دارد.

کرمی افزود: ایران بدون داشتن ساختار و نهاد در منطقه پیرامونی و از جمله آسیای مرکزی، امکان ایفای نقش موثر ندارد. در دنیای جدید اگر روابط دوجانبه می‌خواهد چند ‌جانبه شود باید تبدیل به نهاد و ساختار شود، دنیای جدید یعنی منطقه گرایی.

استاد دانشگاه تهران گفت: در حوزه خزر ایران پیشنهاد تشکیل شورای همکاری‌های کشورهای حاشیه خزر را داده، ولی این در حد پیشنهاد مانده است. ما می‌توانیم در مورد قفقاز ساختار تعریف کنیم، باید قدم جلو گذاشت.

کارشناس حوزه آسیای میانه عنوان کرد: برای اقتدار ملی و سربلندی کشور حتما باید به فکر یک دیپلماسی موثر و کارآمد باشیم تا از آسیب‌های احتمالی به قدرت ملی و تمامیت سرزمینی جلوگیری شود.

بهرام امیر احمدیان استاد دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به بحث اقتصاد و کارکرد آن در ترویج فرهنگ، با بیان این که در بعد اقتصادی و تجاری همه می‌دانیم که محصولات چین نه این منطقه که حتی اروپا و آمریکا را هم فرا گرفته است، تصریح کرد: ما نمی‌توانیم در بازارها با چین رقابت کنیم در حالی که در کشور خودمان هم از تولیدات چینی بهره می‌بریم. برای این که بتوانیم از طریق تولیدات خود فرهنگ خود را تدریج کنیم باید بحث تولید در داخل را فعال کنیم.
 
*ایران از طریق فرهنگ مشترک می‌تواند وارد منطقه شود

وی معتقد است که ایران در حال حاضر می‌تواند از طریق فرهنگ مشترک وارد کشورهای منطقه شود، اما متاسفانه رایزنی‌های فرهنگی ما در این کشورها، تنها به ترجمه کتاب‌ها و آثار آنها به زبان فارسی می‌پردازند. ظاهرا وظیفه‌شان کار برای آثار آنهاست. به جای این که آثار و کتاب‌های علمی و فرهنگی ایرانی را به زبان آنها ترجمه کنند.

امیراحمدیان گفت: روابط بین‌الملل مانند پنجره‌ای است که ما از آن به دنیا و دنیا هم از آن به ما نگاه می‌کند. در تمام این کشورها ما رایزنی فرهنگی داریم، اما هیچ کدام از آنها در کشور ما این امتیاز را ندارند، این اجازه را به آنها نمی‌دهیم در حالی که برای جلب اعتماد باید همکاری متقابل باشد.
 
*هویت بخشی از سرمایه ملی است

وی افزود: اگر بتوانیم در این کشورها به شکل رایگان آموزش زبان فارسی را فعال کنیم، می‌توانیم دین خود را هم تبلیغ کنیم، البته به شرطی که این اجازه را ما هم به آنها بدهیم، اگر می‌توانند زبان خود را در ایران آموزش دهند بیایند و انجام دهند. نکته دیگر نوروز است که می‌تواند ما را به هم ارتباط دهد که خوشبختانه در دولت دهم روی این امر خوب کار شد.

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: تا وقتی نتوانیم زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را حفظ کنیم نمی‌توانیم ادعای فرهنگ فارسی و ایرانی را در منطقه داشته باشیم.

وی با بیان اینکه هویت بخشی از سرمایه ملی است، تصریح کرد: وقتی بحث کشور و حضور در عرصه بین‌المللی پیش می‌آید می‌گوییم ایران اسلامی، اما در داخل می‌گوییم مسلمان ایرانی و این یک مغایرت ایجاد می‌کند و زمانی که می‌خواهیم این را به بیرون منتقل کنیم، می‌گویند شما اول خودتان را تعریف کنید بعد با ما حرف بزنید، چرا باید قزاق‌ها بر سر در دانشگاه‌ خود بنویسند الفارابی، چون از منابع عربی گرفته‌اند. ما باید بگوییم که این اشتباه است باید روی این مسائل کار شود، برای این کار باید اول خودمان برنامه داشته باشیم.
 
* در عرصه بین‌الملل رقابت به معنای حذف نیست

استاد دانشگاه تهران گفت: آمریکایی‌ها می‌گویند: «هیچ هدفی آنقدر دور نیست، منتهی باید با دقت و برنامه به سمت آن حرکت کنیم»، در عرصه بین‌الملل رقابت به معنای حذف نیست، بازی جمع صفر نیست. باید همکاری داشته باشیم.

وی با بیان اینکه باید با آذربایجان همکاری کنیم، گفت: ما در این کشور 10 درصد سهام شرکت «شاه دنیز» را داریم، برابر با شرکت‌های بزرگ سهام داریم.
 
*باید در سیاست خارجی واقع‌نگر و عملگرا باشیم

کارشناس مسائل بین‌الملل در خصوص عدم موفقیت ایران در مشارکت در پروژه «باکو جیحان» عنوان کرد: این تفکر رسانه‌ای که کارشناسان ناوارد ابداع کردند این است که ایران نزدیک‌ترین، بهترین، به صرفه ترین و کوتاهترین راه برای کشورهای منطقه است، این یک اشتباه است، اگر اینگونه است پس چرا در طرح باکو جیحان موفق نشدیم؟ اگر این طرح از طریق ایران اجرا می‌شد باید 5700 کیلومتر را طی می‌کرد تا به اروپا برسد، اما الان با طی 1700 کیلومتر از طریق مدیترانه به اروپا می‌رسد.

استاد دانشگاه تهران گفت: پیرامون ما پر از امکانات است، باید بر اساس یک مدیریت استراتژیک ببینیم که تهدیدها و فرصت‌های ما چه هستند، تا بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم.

حسن بهشتی‌پور نیز در بخش پایانی سخنانش پیشنهادات خود را برای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز اینگونه ارائه داد:

1- باید در بخش مدیریت فرهنگی و سفارتخانه‌ها تغییر ایجاد شود و از افراد کارشناس‌تر و کارآمدتر استفاده کرد.

2- باید الگو برای روابط با این کشورها تعریف شود، یعنی یک الگو بر اساس منافع مشترک و دو طرفه، اگر منافع یک طرفه تعریف شود هیچ گاه طرف مقابل همکاری نخواهد کرد. همچنان که ترکمنستان در بخش گاز در دوره «نیازف» ابتدا با آن قیمتی که ما تعیین کرده بودیم تن به همکاری داد ولی در ادامه نیامد، برای این که منفعت کشورش در نظر گرفته نشده بود. پس باید منافع را متقابل و مشترک تعریف کرد تا همکاریها درازمدت شوند.

وی افزود: اگر همکاری‌ها متقابل باشد طرف مقابل به خاطر منافع خودش هم که شده علیه ما اقدامی نمی‌کند و امنیت را به خطر نمی‌اندازد چون منافع خودش هم به خطر می‌افتد.

بهشتی‌پور با بیان اینکه باید نگاه و نگرش خود را تغییر دهیم، تصریح کرد: این نگاه سنتی- امنیتی را کنار بگذاریم که می‌گفت "همسایه هر چقدر قوی‌تر باشد امنیت ما را تهدید خواهد کرد و یک همسایه خوب باید ضعیف باشد"، این نگاه کهنه شده است.

کارشناس حوزه آسیای میانه و قفقاز معتقد است که اگر منافع مشترکی داشته باشیم که به هم گره خورده باشد، قوی‌شدن همسایه مستلزم قوی‌شدن ما و بالعکس خواهد بود. برای همین هیچگاه همدیگر را تهدید نخواهیم کرد.

وی گفت: باید نگاه و نگرش خود را بازآفرینی و بازبینی کنیم، اگر نگاه خود را تغییر دهیم نتیجه هم تغییر خواهد کرد. بر این اساس راه حل‌های دیگر را باید در مناطق مختلف بررسی کنیم.
 
*بخش خصوصی در سیاست خارجی ما فعال شود

3- فعال کردن و توجه به بخش خصوصی در حوزه همکاری‌ها در منطقه، کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان اینکه خصوصی کردن را باید از داخل کشور شروع کنیم تا شرکت‌های خصوصی در روابط با کشورهای خارجی فعال‌تر شوند، اظهار داشت: شرکت‌های خصوصی منافع محور هستند و ما می‌توانیم با سیاست گذاری منافع آنها را جهت دهیم به طور مثال با تخفیفات گمرکی، معافیت‌های مالیاتی می‌توانیم شرکت‌ها را به سمت اهداف خود سوق دهیم.

وی افزود: نباید فراموش کنیم که وقتی شرکت‌های خصوصی فعالیت می‌کنند حساسیت هم روی آنها بسیار کم می‌شود و دیگر دولت‌ها پاسخگو نیستند، اما وقتی سازمان‌های یا شرکت‌های دولتی وارد می‌شوند، طرفین احساس می‌کنند مشکل امنیتی وجود دارد.

بهشتی‌پور گفت: به طور مثال اگر تونل «انزاب» در تاجیکستان را یک شرکت خصوصی احداث می‌کرد، دیگر مشکلات به وجود آمده در مراحل تحویل و راه‌اندازی به گردن دولت ایران انداخته نمی شد، بلکه شرکت خصوصی ایرانی پاسخگو بود. باید بخش خصوصی در سیاست خارجی ما فعال شود.

4- ایجاد بانک مشترک با کشورهای همسایه در منطقه با سرمایه مشترک.

5- در اختیار گذاشتن بنادر کشور حتی به شکل مجانی به کشورهای منطقه برای ارسال محصولات و کالاهایشان از طریق جنوب ایران.

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: هم اکنون افغانستان در بندر چابهار از این فرصت استفاده می‌کند چون راه به آب‌های آزاد ندارد. مثلا می‌توانیم به مدت 5 سال این بنادر را با اجاره ارزان و یا حتی مجانی به آنها بدهیم، همین امر کلی امتیاز برای ما دارد، حداقل ایجاد کار برای نیروی کار ایرانی و برای سیستم حمل و نقل ما کار ایجاد می‌شود و یک منفعت مشترک ایجاد می‌شود.

6- ایجاد تلویزیون، خبرگزاری مشترک و کارهای مطالعاتی مشترک علمی فرهنگی می‌تواند زمینه‌های حضور بیشتر ایران در منطقه را فراهم کند.
انتهای پیام/ 
برچسب ها:
آخرین اخبار