امروز : چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 20
۱۴:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 34883
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۳
تعداد بازدید: 57
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، ترکیه جایگاه بااهمیتی در سیستم روابط بین‌المللی با کشورهای منطقه آسیای مرکزی دارد و یکی از نخستین ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، ترکیه جایگاه بااهمیتی در سیستم روابط بین‌المللی با کشورهای منطقه آسیای مرکزی دارد و یکی از نخستین کشورهایی است که استقلال جمهوری‌های شوروی سابق را به رسمیت شناخته و رهبران کشورهای آسیای مرکزی حتی آشکارا اعلام کردند که قصد دارند الگوی توسعه ترکیه که ترکیبی از ماهیت سکولاری نظام، اسلام میانه‌رو و مدرنیزه‌سازی در عرصه فناوری است را در منطقه پیاده کنند.

در اوایل دهه 90 در رسانه‌های گروهی نظریه «الگوی ترکیه» در توسعه کشور، مزایا و نکات مثبت آن به طور فعال مورد اغراق قرار می‌گرفت.

در عین حال، مقامات دولتی ترکیه رسما وجود هر نوع بلند پروازی ژئوپلتیکی و طرحی برای آسیای مرکزی را تکذیب می‌کنند و سیاست مورد توافق تکذیب ادعای ژئوپلتیکی چه در سطح ملاقات‌های رسمی سران کشورها و چه در فعالیت‌های غیررسمی یعنی در کنفرانس‌ها و سمینارهای بین‌المللی به مورد اجرا گذاشته می‌شود. به استناد این مسأله می‌توان استدلال کرد که در اینجا نوعی عدم تطابق دست و پا شکسته بین سیاست علنی و سیاست واقعی «آنکارا» وجود دارد.  

ذکر این مسأله هم اهمیت دارد که قضاوت در مورد سیاست ترکیه غالبا براساس اطلاعات رسانه‌های گروهی روس‌زبان صورت می‌گیرد که در واقع ارائه‌ دهنده ابتکار عمل و قصد یکجانبه این کشور است که با توجه به آن برای تجزیه و تحلیل کامل این مسأله لازم است تا از منابع انگلیسی و ترکی نیز استفاده شود.

در خصوص طرح‌های ژئوپلیتیکی حتی در مقاله پروفسور ترک «خ. چوماک» نیز صحبت شده که براساس آن هدف مهم توسعه امکانات بالقوه برای تبدیل ترکیه به یک قدرت منطقه‌ای با استفاده از بانفوذترین سازمان‌های بین‌المللی در چارچوب حوزه نفوذ سازمان همکاری‌های شانگهای به مورد اجرا گذاشته می‌شود.

طرح‌های گسترده‌تری نیز وجود دارد که براساس آن ترکیه از موقعیت قدرت منطقه‌ای خود رضایت ندارد و در مقاله‌ای در مجله ترک‌زبان «ملیت» (که متعلق به جناح لیبرال بوده و دارای تیراژی معادل 380 هزار نسخه است) نقشه «ترکیه جدید» منتشر گردید (که این نقشه به سرعت در نسخه آنلاین این مجله قرار گرفت) که قبرس، شمال سوریه (از جمله شهر «حلب» و مناطق مجاور رودخانه «فرات» در سوریه امروزی)، کردستان عراق، بخشی از خاک ایران، منطقه جداافتاده «نخجوان» (متعلق به جمهوری آذربایجان)، بخشی از خاک گرجستان (از جمله بندر مهم «باتومی»)، مناطق شمالی یونان و جنوب بلغارستان را شامل می‌شود.     


وجود طرح‌های خاص در منطقه آسیای مرکزی در اجرای طرح اتحاد کشورهای ترک‌زبان، اساس ساختارهایی همچون مجمع پارلمانی کشورهای ترک‌زبان، ایجاد نیروهای مسلح مشترک ترکیه، آذربایجان، قرقیزستان و مغولستان و همچنین تبلیغ الگوی ترکیه برای کشورها و سیاست گسترش زبان ترکی در منطقه، مورد تأیید قرار می‌گیرد.

این درحالی است که در اوایل دهه 90 سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی با شکست مواجه شد (هنوز یاد برادر بزرگتر (مسکو) در خاطره‌ها زنده و انتظارات از دستیابی به استقلال و حاکمیت بالا بود که در مجموع منجر به عدم تمایل برای همگرایی تحت لوای اقوام ترک گردید).

در نهایت آنکارا پس از درک این مسأله که سران سیاسی کشورهای آسیای مرکزی با تردید و بی‌اعتمادی به بلند پروازی‌های برادران ترک خود نگاه می‌کنند و در سیاست خویش در منطقه تجدیدنظر کرد.

در اینجا لازم است یادآور شویم که اولویت بر راهکار قدرت نرم گذاشته شد یعنی تقویت همکاری‌های فرهنگی و اقتصادی و تکیه کردن بر اینکه با افزایش و تقویت مشارکت فرهنگی، سایر فواید به مرور زمان به طور اتوماتیک به دست خواهند آمد، اقدامی کاملا عقلانی بود.

ارقامی که نشان‌ دهنده فعالیت دفتر سرمایه‌گذاری ترکیه در زمینه همکاری و توسعه در طرح‌های آسیای مرکزی هستند، گویای نقش قدرت نرم و راه‌های تحقق آن است. در سال 2012 مجموع حجم کمک‌ها از طرف این ارگان بالغ بر 1.5 میلیارد دلار آمریکا می‌شد درحالی که مصرف‌کنندگان اصلی این طرح‌ها نه در خاورمیانه که ترکیه دیپلماسی کاملا فعالی دارد بلکه دقیقا در آسیای مرکزی بودند.

در سال 2011 مجموع تعداد طرح‌های مختلف در حال اجرا 1.473 طرح بود که از میان آنها 805 طرح در کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، 425 طرح در منطقه بالکان و اروپای شرقی و تنها 202 طرح در خاورمیانه و آفریقا قرار داشتند.

تمامی این ارقام گویای آن است که هرچند دولت «رجب اردوغان» سیاست بسیار فعالی را در خاورمیانه اجرا می‌کند ولی کمک‌های انسان‌دوستانه ترکیه به شکل قدرت نرم همچنان این علامت را نشان می‌دهد که اولویت منافع ترکیه همچنان منطقه قفقاز و کشورهای آسیای مرکزی است.

در رابطه با کمک‌های مستقیم ترکیه به قرقیزستان باید گفت که این کمک‌ها جایگاه دوم را از لحاظ حجم سرمایه‌گذاری خارجی در اقتصاد این جمهوری دارد (حدود 450 میلیون دلار) ترکیه در سال 2011 کمک تضمین شده‌ای به مبلغ 20 میلیون دلار به قرقیزستان کرد و همچنین 11 میلیون دلار برای ایجاد موقعیت شغلی در جنوب این کشور اختصاص داد. علاوه بر این در تاریخ اول اکتبر سال 2011 در «بیشکک» توافقنامه‌ای بین دولت قرقیزستان و ترکیه در خصوص بخشش بدهی‌های این جمهوری به میزان 51 میلیون دلار به امضا رسید.

با هماهنگی دفتر سرمایه‌گذاری ترکیه در زمینه همکاری و توسعه، بیش از 30 طرح و 324 فعالیت در زمینه توسعه ساختار بازاری اقتصاد قرقیزستان تحقق یافته است. همکاری بین 2 کشور حتی در زمینه فرهنگی و تحصیلاتی هم توسعه یافت که یکی از اولویت‌ها در این راستا تبادل دانشجو بین قرقیزستان و ترکیه بود.

در عین حال، لازم است به درستی سیاست استفاده از قدرت نرم ترکیه اشاره کرد که با اقدامات مفید به سرعت در حال ثمربخشیدن است و محبوبیت خاص مؤسسات آموزشی ترکیه در قرقیزستان این مسأله را مورد تأیید قرار می‌دهد در ضمن، روسیه فعلا تنها در آغاز مرحله تحقق سیاست قدرت نرم در این جمهوری است، در حالی که همکاری با ترکیه در این زمینه در حال ثمر دادن است.

در این اواخر در سیاست خارجی ترکیه تغییرات خاصی از جمله بروز اختلاف واضح در برخی مسائل با آمریکا و اتحادیه اروپا و نزدیکی این کشور به روسیه به وجود آمده است. برای مثال در ماه آوریل سال 2013 ترکیه در سازمان همکاری‌های شانگهای موقعیت «شریک گفت‌وگو» را به‌دست آورد. ضمن اینکه «احمد داووداغلو» وزیر امور خارجه ترکیه اعلام کرد که مشارکت این کشور با سازمان شانگهای جایگزین عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نخواهد بود.

چنین مانور ژئوپلتیکی به عنوان تلاش ترکیه برای ایفای نقش مستقل در عرصه سیاست بین‌الملل تلقی می‌شود و در عین حال، «ویکتوریا نولاند» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، عضویت ترکیه در سازمان همکاری‌های شانگهای را با عضویت این کشور در ناتو متناقض ارزیابی کرد.

گذشته از این، پذیرش ترکیه به عنوان شریک گفت‌وگو با شروط سیاسی سنگینی از سوی کشورهای عضو این سازمان همراه نبود که موقعیت ترکیه به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و معتبر را مورد تأیید قرار می‌دهد.


سیاستمداران ترکیه احتمالا شروع به درک این مسأله کرده‌اند که دورنمای روشنی برای این کشور در آسیا وجود دارد و فعال بودن در سازمان همکاری‌های شانگهای این امکان را به وجود می‌آورد تا بازارهای جدید و امکان مشارکت در طرح‌های جدید در زمینه انرژی و حمل‌ونقل را به دست آورند.

لازم به یادآوری است که ترکیه سعی دارد تا در زمینه مشارکت منطقه آسیا- اقیانوس آرام و اوراسیا، نقش میانجی ایفا کند. در عین حال در دورنمای نه چندان دراز مدت هنوز احتمال آن بسیار کم است که ترکیه به عضویت کامل سازمان شانگهای درآید به‌ویژه آن که ازبکستان و برخی اعضای ناظر در این سازمان از جمله ایران و هند، با این مسأله مخالفت خواهند کرد.

علاوه بر این، ترکیه به عنوان مجری منافع آمریکا و اتحادیه اروپا تلقی می‌شود که البته در خصوص برخی مسائل تطابق منافع مشاهده می‌شود:

1-تلاش برای تضعیف نفوذ روسیه و چین در منطقه آسیای مرکزی

2-طرح ژئوپلتیکی «اتحاد ترک‌ها» برای آمریکا و اتحادیه اروپا کاملا قابل‌قبول است در حالی که چنین مسئله‌ای را در مورد روسیه نمی‌توان گفت.

همانطور که کارشناس معروف «قادر ملک‌اف» به درستی اشاره کرده است: ترکیب فرهنگ اروپایی و اسلامی در ترکیه این امکان را به این کشور می‌دهد تا در مجموع نقش پل بین جهان اسلام و غرب را ایفاء کند و همچنین ویترین واضحی برای کشورهای منطقه آسیای مرکزی باشد که قدرت حاکمه سکولار، دینداری رو به رشد در میان مردم و روند غیرقابل‌ اجتناب دموکراسی در منطقه را همچنان حفظ کرده‌اند.

در این راستا، قرقیزستان با مشارکت ترکیه (که الگوی سیاسی مشابهی را در پیش گرفته) احتمالا نقش ویترینی یک دموکراسی پارلمانی آسیای مرکزی را برای همسایگان خود ایفاء می‌کند.

در عین حال به عقیده ما، مشکلاتی در راه تحقق تمایلات ژئوپلتیکی ترکیه وجود دارد:

1- اتحاد ترک‌ها در مغایرت با منافع روسیه و چین است. اتحاد ترک‌ها تهدید مستقیمی برای تمامیت ارضی روسیه به‌ویژه با توجه به جمعیت ترک‌زبان گسترده در جمهوری‌های یاکوتا، تاتارستان، تیوا و خاکاسیا محسوب می‌شود.

برای مثال در سال 2012 «سرگئی سیبیریاکوف» هماهنگ‌کننده گروه کارشناسان بین‌المللی آژانس خبری «رکس» در شبکه‌ای اجتماعی (Макспарк) نظرسنجی را با موضوع آیا ابتکارعمل «نورسلطان نظربایف» منافع روسیه و ایجاد اتحادیه اوراسیایی را تهدید می‌کند؟» مطرح کرد. در نهایت از میان 1707 پرسش‌ شونده در این نظرسنجی، 69 درصد (یعنی 171 نفر) معتقد بودند که اتحاد ترک‌ها منافع روسیه و تمامیت ارضی این کشور را تهدید می‌کند.  

در اینجا لازم است به وجود برخی موانع در منافع روسیه و ترکیه که قرقیزستان می‌تواند کاملا و به طور واقعی آنها را افزایش دهد نیز اشاره کرد.

اولا، ترکیه از ابتکارات روسیه در خصوص ساخت نیروگاه‌های برق- آبی که وعده آن در زمان سفر رجب اردوغان نخست وزیر ترکیه در آوریل سال 2013 در زمینه مشارکت در عرصه طرح‌های برق- آبی صورت گرفت، پیشی گرفته است.

البته نخست وزیر ترکیه اصلا توضیح نداد که دولت و تجار ترکیه دقیقا قصد دارند در چه طرح‌هایی سرمایه‌گذاری کنند. دوما، ترکیه ممکن است بهانه‌ای برای تیرگی روابط قرقیزستان و روسیه به خاطر رقابت بر سر نمایشگاه جهانی «اکسپو-2020» شود.

لازم به یادآوری است که سیاستمداران قرقیزی به طرف روسی وعده داده بودند که رأی بیشکک به «ایکاترین برگ» باشد که بر روی برگزاری این نمایشگاه برجسته بین‌المللی حساب کرده است.

به طور همزمان با این مسئله در راهروهای دفتر ریاست جمهوری در قرقیزستان این زمزمه به گوش می‌رسید که «آتامبایف» ممکن است از حمایت از پایتخت اورال (ایکاترینبرگ) به نفع امپراطوری ترکیه صرفه‌نظر کند.

2- اتحاد ترک‌ها از سوی برخی رهبران کشورهای آسیای مرکزی به عنوان ادعای رهبری منطقه تلقی می‌شود که بدون مطرح بودن این مسأله هم ازبکستان و هم قزاقستان بر سر آن مبارزه دارند با توجه به این مسأله، چنین طرحی از سوی سران سیاسی منطقه بیشتر به عنوان گزینه جایگزین غرب برای اتحاد همگرایی اروآسیایی مطرح شد.

این مسأله به طور دقیق برای قرقیزستان بیشتر به منزله امکان تحقق طرح‌های اقتصادی و جذب سرمایه و همچنین امکان حفظ میراث فرهنگی تاریخ مشترک تلقی گردید.

3- به تأخیر انداختن تقریبا هر طرح ژئوپلیتیکی در بسیاری از موارد به شاخص‌های جغرافیایی مربوط می‌شود که در این خصوص این مسأله به نفع ترکیه نیست. اگر روسیه از لحاظ جغرافیایی به کشورهای آسیای مرکزی و حتی قرقیزستان نزدیک است اما ترکیه با هیچ یک از کشورهای این منطقه مرز مشترک ندارد.

4- دورنمای ترکیه تا حدودی مبهم است اولا در طرح‌های اقتصادی بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که آنکارا تنها اهداف خاص خود برای کسب سود بیشتر را دنبال می‌کند. نهادهای سیاسی و مردم قرقیزستان می‌خواهند طرح‌های بلندمدت‌تر را ببینند که منافع هر 2 طرف را در بر گرفته باشد. در واقع ادعاهایی در رابطه با تجارت در قرقیزستان مطرح است. برای مثال، یکی از بزرگترین و امیدوارانه‌ترین مراکز تجاری پایتخت (پارک بیشکک) با یک اشتباه فنی امنیتی و بدون در نظر گرفتن منافع مردمی که در ساختمان‌های چندین طبقه مجاور زندگی می‌کنند، در حال ساخته شدن است.

البته منصفانه نیز باید این مسأله را اضافه کرد که در این مسأله هم ضعف سران سیاسی قرقیزستان که اجازه چنین طرح‌هایی را داده‌اند، کاملا آشکار است که هیچ کنترلی بر روند طرح‌های تجاری شرکای خارجی خود ندارند.

البته در عین حال، چنین کاستی‌هایی به ایجاد اعتبار منفی ترکیه نزد قشر ساده جامعه قرقیزستان نیز کمک می‌کند به همین دلیل، ترکیه به عنوان کشوری مطرح است که هدف آن تنها دستیابی به منافع اقتصادی خویش می‌باشد.

در برخی مواقع ترکیه از لحاظ طرح بلندپروازی خود در عرصه ژئوپلتیکی شباهت زیادی به کشورهای آسیای مرکزی دارد، با توجه به اینکه قصد واقعی آنکارا براساس تجزیه و تحلیل برخوردهای سیاسی این کشور، بیش از پیش دشوار می‌شود.

البته از طرف دیگر، دقیقا این خصوصیت این امکان را به این کشور می‌دهد که برنده زمان باشد و مواردی را انتخاب کند (مانند روسیه و چین) که با آنها بتوان برای دستیابی به توازن در روابط با سران کشورهای آسیای مرکزی به توافق رسید.

در حقیقت فعلا با توجه به این واقعیت که قدرت‌های جهانی همچون روسیه، چین و آمریکا در منافع خویش در منطقه آسیای مرکزی با یکدیگر دچار تضاد هستند، ترکیه دارای فضایی برای انتخاب هر یک از بازیگران برای حمایت، بدون توجه به نتیجه این مبارزه است.

دقیقا به این دلیل راهکار متنوع ساختن سیاست خارجی که در رابطه با سازمان همکاری‌های شانگهای در حال تحقق است، کاملا پاسخگوی منافع کنونی این کشور است. ادعای تجدید گروه‌بندی ژئوپلتیکی در منطقه که در جای خود می‌تواند به سودهای خاصی برای آنکارا منجر شود، نیز وجود دارد.
انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها