امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۲۳:۳۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 35033
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۳
تعداد بازدید: 156
به‌ گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در دوشنبه، کارشناسان معتقدند که چنانچه روسیه آسیای مرکزی را حوزه منافع حیاتی خود ...

به‌ گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در دوشنبه، کارشناسان معتقدند که چنانچه روسیه آسیای مرکزی را حوزه منافع حیاتی خود می‌داند، باید گام‌های مطمئن و هم‌سو با منافع ملی این کشورها بردارد.  

به‌ نظر می‌رسد که روسیه با بازگشت «ولادیمیر پوتین» به‌ قدرت در سیاست خارجی خود در رابطه با آسیای مرکزی به‌یک سری از پیشرفت‌ها نائل شده است.

اما هنوز هم منافع ملی روسیه در این منطقه با مجموعی از مشکلات و چالش‌ها رو‌به‌رو است.

مهمترین اهدافی را که مسکو برای یک دهه آینده در فضای شوروی سابق تعیین کرده‌ است، تامین همگرایی است که در این رابطه مهم‌ترین حساب روی کشورهای آسیای مرکزی باز کرده است.

اما در این منطقه نیز همانند باقی کشورهای هم‌سود ابتکارات مسکو برای همگرایی ضمن حمایت برخی از این جمهوری‌ها، همزمان با مخالفت‌های جدی نیز مواجه می‌باشد.

چنانچه در چند سال پیش این مخالفت‌ها را می‌شد با نقش آمریکا و غرب و عدم تمایل آن‌ها برای بازگشت این کشورها به‌آغوش مسکو تعبیر کرد، پس اکنون در این رابطه عامل چین بیش از پیش تاثیرگذار شده است.

البته بحث چین با زیاده‌خواهی‌‌های آمریکا و غرب فرق می‌کند. زیرا برخلاف آمریکا و غرب، چین نه‌ به ‌صورت مستقیم و نه غیرمستقیم اقدام به ‌اعمال فشار روی دولت‌های منطقه به ‌منظور افزایش فاصله میان آن‌ها با روسیه نمی‌کند.

اما همکاری‌های اقتصادی و مالی پکن با کشورهای آسیای مرکزی، ماهیت استقلال‌خواهی دولت‌های منطقه در برابر مسکو را تقویت می‌کند. این امر بدون استثنا به‌همه کشورهای این منطقه ربط دارد.

به‌این دلیل است که بیش از پیش کارشناسان و رسانه‌های روسی حساسیت خود نسبت به‌گسترش نفوذ چین در منطقه را به‌نمایش می‌گذارند. این موضوع به‌ خصوص موقع سفر مقامات عالی منطقه به ‌پکن و همچنین بازدید مدیران چینی از آسیای مرکزی بیشتر برجسته می‌شود.

با این حال طی چند سال اخیر، گسترش بدون وقفه حضور اقتصادی چین در آسیای مرکزی امکان رقابت جدی برای روسیه را به‌ تدریج محدود کرده است.

به ‌اعتقاد کارشناسان نفوذ اقتصادی چین در آینده نه‌ چندان دور زمینه نفوذ سیاسی این کشور در آسیای مرکزی را نیز فراهم خواهد کرد که همین حالا علائمی از آن به ‌نظر می‌رسد.

بنابراین برخی از کارشناسان روسی بحث ضرورت همکاری با آمریکا و غرب به‌ منظور ایجاد تعادل ژئوپلتیکی و جلوگیری از بلندپروازی‌های پکن در آسیای مرکزی را مطرح می‌کنند.

نگاه غیرواقعی روسیه به‌واقعیات منطقه

در دکترین سیاست خارجی روسیه، آسیای مرکزی حوزه منافع ویژه این کشور تعریف شده است بنابراین علی‌رغم رویکرد‌های نامتوازن و گاهی ضد و نقیض مسکو در برابر کشورهای منطقه، باز هم کرملین شدیداً از بهم خوردن فضای سیاسی منطقه و به‌ خصوص دو کشور مهم قزاقستان و ازبکستان احساس نگرانی می‌کند.

به ‌این دلیل است که حتی با خروج ازبکستان از سازمان پیمان امنیت جمعی، مسکو نه‌ تنها از زبان تهدید کار نمی‌گیرد بلکه حتی تلاش می‌کند تا در برابر این اقدام به‌قول برخی از کارشناسان روسی «گستاخانه» تاشکند، واکنش‌های نسبتا نرم و دیپلماتیک داشته باشد.

ظاهرا برای روسیه چاره‌ دیگری نیز باقی نمانده بود. زیرا با توجه به‌تلاش‌های واشنگتن و بروکسل که در آن مقطع برای برقراری روابط نزدیک‌تر سیاسی، نظامی و امنیتی با تاشکند دنبال می‌شد، موضع‌گیری‌های تند روسیه می‌توانست به‌سود رقبای ژئوپلتیکی‌اش تمام بشود. 

یک نکته روانی دیگر نیز جای یاد‌آوری دارد. با اینکه از فروپاشی شوروی بیش از دو دهه می‌گذرد، هنوز هم برخی از سیاستمداران ملی‌گرای روسی موقع صحبت در این خصوص به‌ نوعی جمهوری‌های ملی و از جمله آسیای مرکزی را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

با ملامت از آن صحبت می‌کنند که شوروی این اقوام را با پیشرفت‌های علمی و فنی آشنا کرد وگرنه هنوز هم در قرون وسطی به‌سر می‌بردند.

به‌اعتقاد «رحمت‌الله عبدالله‌اف» کارشناس مسائل سیاسی منطقه، وجود این نوع نگاه نه‌ تنها از سوی نخبگان حاکم بلکه از سوی قشر روشنفکر کشورهای آسیای مرکزی نیز به‌عنوان یک نوع توهین نسبت به‌گذشته‌شان و تهدید در برابر ‌آینده‌شان پذیرفته می‌شود.

مخالفت‌هایی که با پروژه‌های همگرایی مسکو در منطقه به‌نظر می‌رسد (جدا از بحث نقش رقبای ژئوپلتیکی روسیه در این زمینه) با برخی از رفتارهای غیرمنطقی عده‌ای از سیاستمداران و کارشناسان روسی به‌ طور مستقیم ارتباط دارد.

به‌عنوان مثال «الکسندر کنیازف» کارشناس شناخته روس معتقد است که مسکو بایستی از سیاست زمان شوروی در رابطه با ‌آسیای مرکزی به کار بگیرد.

یعنی به‌نوعی نقش برادر بزرگ با روسیه باشد و قزاقستان با ازبکستان نقش برادران را اجرا کنند تا کنترل بر سه برادر کوچک (تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان) بیشتر فراهم آید.

به‌صورت طبیعی طرح موضوع به‌ این صورت نه ‌تنها از سوی بیشتر کشورهای منطقه قابل قبول نخواهد بود بلکه بر اختلاف میان آن‌ها نیز دامن خواهد زد که بعید است چنین وضعی را بتوان در راستای منافع روسیه در آسیای مرکزی تلقی کرد.

اما واقعیت امر این است که طی دوران استقلال خود و گرفتاری‌های فراوانی که کشورهای آسیای مرکزی داشتند، به‌نوعی ثابت کردند که بدون حمایت و هدایت‌های «برادر بزرگ» نیز قادر به‌تحقق سیاست داخلی و خارجی‌شان می‌باشند.

نقش ضعیف روسیه برای عادی‌سازی روابط دولت‌های منطقه

یکی از چالش‌های دیگر جدی برای امنیت منطقه روابط پیچیده میان نخبگان حاکم آسیای مرکزی است.

به‌ باور عبدالله‌اف، روسیه به‌ عنوان کشوری که آسیای مرکزی را منطقه منافع حیاتی خود می‌داند، از وجود این اختلافت به‌ نوعی تلاش بهره‌برداری انجام می‌دهد که شاید از نظر تاکتیکی نتایجی داشته باشد ولی از لحاظ استراتژیک قطعا حرکتی است بدون ثمر.

به‌ عبارت دیگر این نوع برخورد مسکو با واقعیات منطقه زمینه افزایش تمایل این کشورها برای نزدیکی با قدرت‌ها و کشورهای رقیب مسکو را فراهم کرده است.

عبدالله‌اف که با خبرنگار فارس در دوشنبه صحبت می‌کرد، گفت: به‌این دلیل است که امروز روسیه در برابر اقدامات احتمالی برخی از کشورهای منطقه هیچ گونه اطمینان و تضمینی ندارد. این موضوع در مورد همه کشورهای منطقه به‌میزان متفاوتی قابل ملاحظه است ولی به‌ طور بسیار برجسته در رابطه با ‌ازبکستان ‌مشاهده می‌شود.

برای مسکو پیش‌بینی اقدامات تاشکند در صورت بروز شرایط پیچیده سیاسی و امنیتی به ‌حد زیادی غیرامکان می‌باشد.

نمونه بارز واکنش‌ها برای روسیه غیر قابل انتظار و بسیار ناخوشایند در سال 2004 موقع امضای موافقت‌نامه تبدیل لشکر 201 به‌پایگاه روسیه در تاجیکستان و در سال 2009 هنگام نشست غیررسمی سران سازمان پیمان امنیت جمعی در منطقه «اسیق‌کول» قرقیزستان به‌نظر رسید.

اگرچه در سال 2004 تاشکند موفق به‌ جلوگیری از ایجاد پایگاه نظامی در تاجیکستان نشد ولی در سال 2009 «اسلام کریم‌اف» توانست از ‌تأسیس پایگاه نظامی روسیه در جنوب قرقیزستان جلوگیری به‌عمل آورد.

رئیس جمهور ازبکستان در بیانیه‌ای که در آن موقع در حاشیه نشست اسیق‌کول پخش کرد، به‌صراحت ایجاد این پایگاه را یک نوع تهدید برای امنیت ملی کشور خود ارزیابی کرد.

این مورد به‌طور بسیار آشکار نشان داد که روسیه بدون داشتن نظر سایر کشورهای منطقه و به‌طور خاص ازبکستان (نه‌تنها به‌عنوان کشور قدرتمند منطقه بلکه دارای مرزهای مشترک با همه کشورهای آسیای مرکزی)، دیگر قادر به‌برداشتن گام‌های مطمئن در آسیای مرکزی نخواهد بود.

در مراحل بعدی نیز واکنش‌های جدی تاشکند نسبت به ‌برنامه‌های اقتصادی مسکو در منطقه، روس‌ها را بیشتر محتاط‌تر کرد.

نمونه این موضوع در رابطه با ساخت نیروگاه برق آبی «راغون» در تاجیکستان مشاهده شد که اکنون در مورد احداث ظرفیت‌های جدید تولید برق در قرقیزستان با سرمایه‌گذاری روسیه و به ‌خصوص نیروگاه «قمبرآته 1» نیز واکنش‌های مشابه ازبکستان به‌ نظر می‌رسد که سرنوشت این‌گونه طرح‌ها با محوریت نقش روسیه را با ابهام مواجه کرده است.

ضمنا حالا دیگر در برخی از این زمینه‌ها قزاقستان نیز خود را در کنار ازبکستان قرار داده است که حرکتی دارای پیام برای مسکو می‌باشد.

حوزه امنیتی- تنها حوزه نفوذ روسیه 

به‌ اعتقاد «سلطان حمد» کارشناس سیاسی و امنیتی منطقه، احتمال بی‌ثباتی آسیای مرکزی پس از سال 2014 و وارد عمل شدن گروه‌های افراطی و تروریستی در آسیای مرکزی به‌صورت قابل توجهی فرصت بازگرداندن کشورهای منطقه زیر چتر امنیتی مسکو را فراهم می‌کند.

اما چنانچه شرایط تابستان سال 2010 مناطق جنوبی قرقیزستان (درگیری‌های قومی) تکرار یابد و روسیه در سیمای سازمان پیمان امنیت جمعی ناتوانی خود را بار دیگر به ‌نمایش بگذارد، قطعا تمایل بلافاصله برخی از کشورهای منطقه برای نزدیکی با سایر قدرت‌ها و کشورهای رقیب روسیه افزایش خواهد یافت.

وی بر این نظر است که پیش آمدن چنین صحنه‌ای، بهانه و فرصت حضور نظامی گسترده‌تر خارجی در ‌منطقه را بیشتر فراهم خواهد کرد.

به‌اعتقاد وی، بحث تعطیلی پایگاه آمریکایی «ماناس» در قرقیزستان را (که احتمالا به‌نوعی با ظاهر غیرنظامی ادامه خواهد داشت)، نباید پایان قطعی حضور نظامی واشنگتن و ناتو در منطقه پنداشت.

مسکو باید متقاعد به ‌اقداماتی شود تا بیش از این بر فاصله خود با این منطقه نیفزاید.

روحیات استقلال‌خواهی در میان نخبگان فکری و فرهنگی آسیای مرکزی در برابر هر یک از بازیگران مهم خارجی منطقه قابل مشاهده است.

حتی این کشورها با وجود نیازمندی‌های خود به‌ سرمایه‌گذاری خارجی، شدیداً مخالف افزایش حضور بدون محدودیت اقتصادی و تجاری چین در منطقه می‌باشند.

از نگاه سلطان حمد، در میان روشنفکران آسیای مرکزی این اعتقاد وجود دارد که چنانچه در رابطه با حضور طرف‌های خارجی منطقه تعادل ایجاد نشود، تبدیل چین به‌‌ بازیگر غیرقابل رقابت و حتی هژمونی بالقوه بعید نخواهد بود.

وجود این نوع نگاه بود که برخی از ابتکارات «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان برای همکاری‌های نزدیکتر با چین و تامین حضور فیزیکی چینی‌ها در عرصه‌های اقتصادی و به ‌خصوص کشاورزی، با اعتراضات جدی نه‌تنها گروه‌های سیاسی بلکه مردم عادی این کشور نیز مواجه شد.

چنین یک فضایی در تاجیکستان و قرقیزستان در رابطه به‌حضور کارگران چینی در عرصه‌های مختلف حیات اقتصادی این کشورها در حال شکل‌گیری است.

در چنین وضعیتی روسیه باید به‌طور صادقانه با کشورهای منطقه همکاری داشته باشد. چنانچه مسکو بتواند این کشورها را متقاعد به‌همگرایی (نه احیای امپراتوری سابق) واقعی کند، امکان تبدیل شدن به‌یکی از مراکز قدرت در عرصه بین‌المللی را با خود خواهد داشت.

این مهم نیازمند گام‌های بلند روسیه برای کمک به‌توسعه آسیای مرکزی و حفظ ثبات و امنیت در این منطقه می‌باشد. آیا مسکو چنین اراده‌ای را خواهد داشت؟ پاسخ این پرسش علی‌رغم اعلام پروژه‌های مختلف همگرایی از سوی «ولادیمیر پوتین» هنوز روشن نیست.

ولی یک نکته جای تردید ندارد که با توجه به‌ برنامه‌های آمریکا و غرب برای آسیای مرکزی و استفاده از این منطقه برای اعمال فشار بر روسیه و چین، گام خواهد برداشت.

به‌ اعتقاد تحلیلگران چنانچه روسیه بتواند با چین و تعدادی از کشورها و به‌ خصوص جمهوری اسلامی ایران به‌ عنوان کاندیدای بالقوه عضویت سازمان همکاری‌های شانگهای اقدامات هماهنگ اقتصادی و به ‌خصوص امنیتی انجام دهد، موفق به‌کاهش میزان تهدید از ناحیه گروه‌های تروریستی و انحرافی مذهبی پس از سال 2014 خواهد شد.
انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار