امروز : شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 25
۰۳:۳۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 3537
تاریخ انتشار: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۲:۱۹
تعداد بازدید: 127
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-علیرضا بیرانوند:در وضعیت کنونی موسیقی پاپ کمتر با معنویت عجین بوده و برخی مواقع غفلت‌آور است. متاسفانه ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-علیرضا بیرانوند:در وضعیت کنونی موسیقی پاپ کمتر با معنویت عجین بوده و برخی مواقع غفلت‌آور است. متاسفانه بسیاری از هنرمندان به دلایلی از ورود به آثاری که معنوی و یا منطبق بر فطرت پاک انسانی هستند اجتناب می‌کنند.

اما معدود هنرمندانی در داخل کشورمان هستند که هنر خود را در خدمت بشریت قرار داده‌اند و آثارشان هم معنوی و هم فطری است. یکی از این هنرمندان «سید حمید شاهنگیان» خالق سرودهای انقلابی است. در سلسله مباحث مربوط به لزوم ایجاد «جشنواره موسیقی مردمی عمار»، سراغ ایشان رفتیم و استاد هم با مهربانی به سوالات ما پاسخ دادند. شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کنیم.
 



** با برپایی جشنواره موسیقی عمار نهضتی در موسیقی ایجاد می‌شود
 
فارس: یکی از ویژگی‌های آهنگ‌های پاپ این است که تاریخ مصرف خاصی دارند. به طوری که حتی برخی از آهنگ‌های محبوب هم  پس از مدتی از حافظه مخاطبان  موسیقی پاک می شوند. برخی معتقدند که این، ویژگی آهنگ‌های پاپ است. با این حال ما می‌بینیم که آهنگ‌هایی که اول انقلاب به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده هنوز هم شنیدنی است و مخاطبان زیادی دارد و می‌شود گفت که این آهنگ‌ها کماکان تاریخ مصرفشان تمام نشده. به نظر شما علت ماندگاری این آهنگ‌های مردمی چیست؟
 
-به نظرم می‌رسد که ما برای هیچ پدیده اجتماعی نمی‌توانیم یک حکم کلی و جامع صادر کنیم پس تاریخ مصرف را برای کل آثار موسیقی نمی شود مطرح کرد چرا که برخی از آهنگ‌ها تاریخ مصرف ندارند.

دوم اینکه چرا کارهایی که اول انقلاب ساخته شد ماندنی است؟ می خواهم بگویم که آن‌ها هم، بعضا ماندنی شد. من بیش از 30 کار انجام دادم ولی 4 قطعه آن ماندنی شد این چند تا که ماندگار شد غیر از ویژگی که احتمالا شعرهایش و مفاهیمی که در آن به کار رفته داشته است. مسئله تاریخی و شاید جغرافیایی خیلی مهم بوده است. مطمئنا سرود «خمینی ای امام» اگر در شرایط تاریخی دیگری غیر از آن شرایط ویژه انقلاب ساخته می‌شد، محال ممکن بود که این چنین ماندگار شود. شرایط تاریخی آن روزها طوری بود که جای خالی این موضوع احساس می‌شد ، یک نفر آمد حرف‌هایی که باید بیان می‌شد را به زبان موزیکال زد بدون ساز هم زد و چون از دل برآمد گیرایی داشت به گوش دل هم نشست و ماند ، چرا ماندگار شده؟ به نظر من  صدا و سیما در آن خیلی خیلی تاثیر دارد؟ برای اینکه هر سال این همه روی این چند سرود کار می‌شود و باعث می‌شود نسل‌های بعدی هم این کارها را بشنوند. یکی از دلایل ماندگار شدن این آثار شرایط تاریخی است. وقتی امام تشریف آوردند به زیارت قبور شهدا  رفتند، خب آنجا وقتی ذکر می‌شود «برخیزید رهبر آمد کنون در کنارتان» خب این اتفاق تاریخی بزرگی بود که این اثر را ماندگار کرد البته ملودی و شعر خوب هم به ماندگاری این اثر کمک کرد.
 
** ما حق نداریم همه جامعه را در نگاه خودمان دیده و افراد را با تفکر خودمان بسنجیم و بعد بگوئیم این‌ها مردم هستند
 
فارس: در این آثار عنصر مردمی بودن را چه قدر موثر می دانید؟
 
-صد درصد موثر بوده است. ولی نکته اینجاست که ما از مردم چه تعریفی داریم. متاسفانه همه ما، فرقی هم نمی‌کند که از لحاظ دینی، سیاسی و... دارای چه تفکری هستیم.  همه ما عادت کرده‌ایم فقط کسانی را که با ما هستند به حساب بیاوریم لذا ما فکر می‌کنیم مردم فقط آن گروهی هستند که با ما هستند در حالی که ما حق نداریم همه جامعه را در آن نگاه خودمان ببریم و افراد دور خودمان را با تفکر خودمان بسنجیم و بعد بگوئیم این‌ها مردم هستند. البته این حرفی که می‌زنم حرف من نیست این بازده جامعه است. همان طور که می‌بینیم آن موسیقی‌هایی که من با آن مخالفم، متاسفانه یک گروه عظیمی از جوان‌ها دارند با آن زندگی می‌کنند. من دهه فجر گذشته برخلاف همه سال‌های پیشین که فقط جلسه افتتاحیه یا اختتامیه جشنواره موسیقی فجر را می‌رفتم فقط هم برای اینکه به ارزش‌ها احترام گذاشته باشم. اما امسال به دلایل مختلفی شاید بیش از 8 کنسرت رفتم و از اینکه جمعیت جوان چند هزار نفری حاضر در کنسرت‌ها  تمام کارهای خواننده‌ها را که من حتی یک بار هم در عمرم نشنیده بودم همه را از حفظ بودند تعجب کردم. پس ما نمی‌توانیم بگوییم این موسیقی‌ها مردمی نیستند. این‌ها موسیقی‌هایی است که ما دوست نداریم برای مردمی که شاید ما آن‌ها را مردم نمی‌دانیم. ولی آن ها مردمند و جمعیت این مملکت هستند جمعیت خودمان هستند. خودمان تربیتشان کردیم، چهار نسل است که تحت تربیت ما بزرگ می شوند که الان نتیجه‌اش این شده است. اما آن طرفش را هم داریم؛ دیروز یک دوست جوانی اینجا بود که در موبایلش تعدادی سرود داشت و این‌ها را گوش می‌داد بعد به من گفت که گوش می‌دهی؟ من گوش کردم. خیلی هم زیبا بود. و پر از مفاهیم عالی انسانی پس دو طرفش هست هر دو طرف هم مردم هستند اما اینکه ما توانسته باشیم در موسیقی به مسائلی که اهمیت اجتماعی، اخلاقی، مسائل خانوادگی، ارزش‌های اسلامی و انسانی دارند چقدر پرداختیم. مطالبی که جوان‌ها را به آینده امیدوار و از حزن و اندوه جلوگیری کند به پیرها امید دهد؛ ما اگر بگوئیم به این‌ها خوب پرداختیم، انصافا نپرداختیم. یا به نظر می‌رسد که مصداق را درست نمی‌شناسیم و مسئولین فرهنگی ما مصداق را درست انتخاب نمی‌کنند یا حساسیتی برای این مطالب وجود ندارد.

در دو دهه اخیر دو جریان در موسیقی پاپ کشور ما به وجود آمده جریان اول کسانی بودند که تقریبا در دهه 70 روی کار آمدند خواننده‌هایی مثل محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی، قاسم افشار، حسین زمان و... اغلب خوانندگان این جریان کارشان را با تقلید از خواننده‌های پیش از انقلاب شروع کردند البته آن موقع خواننده‌های مقلد، هر گونه تقلیدی را انکار می کردند و عنوان می‌کردند که صدایشان مادر زادی این طور است ولی وقتی دقت می‌کردیم می‌دیدم که حتی در تحریر‌های بسیار ریز هم تقلید می کنند. بعد از این‌ها جریان موسیقی پاپ زیرزمینی روی کار آمد خواننده های زیرزمینی اما از خوانندگان سابق تقلید نمی‌کردند یا اگر کارشان را با تقلید از غرب شروع کردند بعد از مدتی راه خودشان را پیدا کرده و دارای سبک خاص خودشان شدند یکی از ویژگی‌های خواننده‌های جریان اولی این بود که بیشتر بر روی موضوعات عاشقانه مانور می‌داد در صورتی که بسیاری از خوانندگان پاپ زیر زمینی بر روی موضوعات ضد عشق که مربوط به تنفر از معشوقه بود کار می‌کردند با این حال نه جریان اول و نه جریان دوم توجه چندانی به موضوعات معنوی و فطری نکرده است حال سوال این است که اگر موسیقی پاپ ادعای مردمی بودن دارد آیا موضوعات معنوی و فطری مردمی نیست؟ آیا این‌ها حرف مردم نیست؟ آیا این موضوعات مخاطب ندارد؟ چرا در این زمینه حرف مردم در قالب موسیقی بیان نمی‌شود؟
 
نکته خیلی خوبی را هدف قرار دادید و به نظر من فارغ از اینکه تلاش برای ایجاد جشنواره مردمی به نتیجه برسد یا نرسد هدف را رها نکنید. ببینید موضوعات عقلانی که مورد غفلت واقع شده است، موضوعاتی که من در تیتر اخلاق، خانواده، ارزش‌های انسانی، ارزش‌های اسلامی و حتی ارزش‌هایی مثل راستگویی و....قرار می‌دهم در این هیچ تردیدی نیست که این‌ها ارزش‌هایی است که مورد غفلت واقع شده است. اما بحثی که شما درباره خواننده‌ها شروع کردید این هم حرف درستی است من حدود 17-16 سال قبل در یک سمیناری که به عنوان مستمع شرکت کرده بودم از تریبون اعلام کردند که به سخنرانی آقای شاهنگیان گوش می‌کنیم من از این کار به شدت متعجب شدم چون اصلا قرار نبود که صحبت کنم ولی چون دعوت کرده بودند بالای سن رفتم و ضمن عذر خواهی گفتم که به من نگفته بودند قرار است صحبت کنم  ثانیا یک اکیپ در استودیو ضبط موسیقی منتظرند و باید سریع به آنجا بروم ولی من در آنجا فقط یک جمله گفتم؛ گفتم که من امیدوارم نتیجه تمام این تلاش های موسیقیایی ما این نشود که بعد از 17-16 سال برسیم به اینکه توانسته باشیم یک بدل گلپایگانی، چند بدل داریوش، یکی دو بدل ستار، یکی دو بدل ابی را به دنیای موسیقی بعد از انقلاب ارائه کرده باشیم و بعد بگوییم که هنر کردیم.
 



**جریان دوم موسیقی محصول خطای جریان اول و سیستم فرهنگی مملکت است

-این اتفاق اما خیلی جدی در حال رخ دادن بود و به خیلی‌ها هم برخورد. درباره خواننده‌های جریان اولی که گفتید یک روز یکی از خواننده‌های این جریان آمده بود که از من آهنگ بگیرد و من گفتم که راستش را بخواهی من صدای شما را نمی‌شناسم لطفا کمی بخوانید وقتی خواند دیدم مثل یکی از خواننده‌های طاغوتی می‌خواند. گفتم که شما چرا اینقدر اصرار دارید که مثل آن خواننده بخوانید گفت جنس صدایش این طوری است و تقلید نمی‌کند من هم گفتم که اگر جای شما بودم طوری می‌خواندم که آن خواننده اولیه که شما مثل او می‌خوانید انگشت به دهان بماند و بگوید که این طور هم می‌شد بخوانی که من حواسم نبوده و نخوانده‌ام؟ با این حرف‌ها آن خواننده ناراحت شد و قهر کرد و رفت. اما از این مجموعه من آقای اصفهانی را فاکتور می‌گیرم چون محمد اصفهانی را از وقتی که 8-7 ساله و قاری قرآن بود می شناسم تعدادی از آهنگ هایی که در اوایل کارش خواند را  هم من ساختم پس به نظرم آقای اصفهانی خیلی دنبال تقلید نبود ولی بقیه به دلیل تقلید روی کار آمدند. جریان دوم موسیقی محصول خطای جریان اول و سیستم فرهنگی مملکت است. این انحصار طلبی دست از سر ما بر نمی‌دارد من 34 سال است که به اشکال مختلف در جریان موسیقی و شعر انقلاب بوده‌ام.

در سال‌های اول در چندین برهه چند ساله مستقیما در شورا بوده‌ام. بعضا شاعرهای ما راه را به روی همه شعرای جوان و غیر جوان بسته بودند آهنگ سازهای ما فقط خودشان باید آهنگ می‌ساختند اصلا کسی دیگر را راه نمی‌دادند. این کاری که شما می‌خواهید انجام دهید «جشنواره موسیقی عمار» اگر بتوانید این احساس امنیت را در همه اقشار غیر خودتان ایجاد کنید که بیایند و وارد شوند بعد آن وقت می‌بینید چه دریایی از ابتکارات و خلاقیت‌ها و حرف‌های جدید روی می‌آورد و از درون آن چه چیز‌هایی خوبی در می‌آید. پس اگر جشنواره موسیقی عمار را بتوانید عمومی‌ کنید آن وقت خیلی از کسانی که دارای استعداد‌های فوق العاده‌ای هستند و الان هیچ جایی برای ارائه ندارند این‌ها می‌آیند آن‌جا آثار خود را ارائه می‌دهند ولی این‌ها باید اول مطمئن باشند که ما یک مقررات داخلی درست نکردیم که بگوئیم: تو باید اول مثلا ریش داشته باشی بعد باید گیس نداشته باشی بعد باید هر چی من گفتم را بخوانی به هر حال رویه اگر اصلاح نشود چیزی از آن بیرون نمی‌آید.
 
فارس: شما کارهای زیادی را در ژانر موسیقی مذهبی انجام داده‌اید چرا فقط چند تا از آن‌ها پخش شد بعد اینکه چرا بقیه خواننده‌ها سمت موسیقی مذهبی نمی‌روند؟ آیا چون به این خاطر که هزینه تولید موسیقی بالاست طوری که هر آهنگ حدود 4 میلیون هزینه دارد و همین باعث شده قشر متوسط به بالا و ثروتمند جامعه سمت این موسیقی بروند و این قشر هم زیاد میانه‌ای با مذهب ندارند پس از این نوع آهنگ‌ها نمی‌سازند یا اینکه هنرمندان از ساختن موسیقی مذهبی ترس دارند از اینکه به آن‌ها برچسب مذهبی بودن یا حکومتی بودن زده شود می‌ترسند؟
 
- رقم 4 میلیونی که گفتید در حال حاضر خیلی بیشتر شده فکر کنم اگر در یک کاری بخواهند پول شعر، آهنگساز ، تنظیم، استودیو ، ضبط  و نوازنده اش را بدهند  هزینه اش بالای 10 میلیون شود اما در بحث موسیقی مذهبی که کار کردم، کارهای من سه دسته است. بیش از نود درصدشان در رابطه با ارزش‌های انقلاب ‌یا ارزش‌های مذهبی است آن چند درصد دیگری هم که نیست، سه چهار کار است یکی راجع به مهربانی است که شعرش را هم خودم گفته‌ام یکی دیگر راجع به پدر و مادر است که مضمونش این است که با پدر محترم برخورد کن با مادر محترم باش؛ یکی دیگر هم راجع به خانواده است یعنی این ترکیب پدر مادر بچه‌ها کنار هم هستند ارزش است و لاغیر. پس بنابر این نگاه من کاملا با بحث‌هایی که شما دارید تطابق صد درصدی دارد اما شاید نتیجه‌گیری‌ها 80-70 درصد با هم متفاوت باشد چرا؟ چون در مفهوم «مردم» باید یک طور حرف بزنیم. اما درباره اینکه چرا کار مذهبی ساخته نمی‌شود، ببینید یکی از دلایلی که سال‌هاست کار مذهبی زیادی انجام نمی‌شود همین چیزی است که شما می‌گویید یعنی می‌ترسند به آن‌ها برچسب مذهبی بودن زده شود ولی چرا طوری شده که مذهبی بودن از دید برخی بد است؟ چه کسی با عملکردش این کار را کرده؟ چه خطا و اشتباهی سر زد که به اینجا رسیدیم؟ بنابراین حرف شما درست است می‌ترسند به آن‌ها انگ مذهبی بودن زده شود ولی این یک دلیل کوچک است. به نظر من دلیل های بزرگترش به مسئولین فرهنگی ما بر می‌گردد. ببینید غرب برای اینکه مسیحیت را تبلیغ کند بزرگترین، ارزشمندترین و گران‌ترین کارها را در رابطه با کلیسا می‌سازد. ما برای اینکه کار مذهبی کنیم چه کار می کنیم؟ دم دست‌ترین شعر ها را به دم دست‌ترین آهنگ سازها و دم دست‌ترین خواننده‌ها می‌دهیم و می‌گوییم بخوان، چرا؟ چون اسمش مناسبتی است. مناسبتی در صدا و سیمای ما، معنی‌اش این است که یک روزی دارد می‌آید که طبق تعریف اسمش شهادت یا وفات یا پیروزی انقلاب یا مناسبتی دیگر است حال برای این مناسبت‌ها به کارهایی را (بدون توجه به کیفیت) بسازیم. این طور به آن نگاه می‌شود. بعد کار یکی دو دفعه هم پخش می‌شود و تمام. آهنگسازی که این آهنگ را می‌سازد ،می‌داند که برای یکی دو دفعه پخش شدن است بنابر این خیلی روی آن وقت نمی‌گذارد خواننده آن هم تقریبا بهمین نحو. مطلب دیگری هم که باز فاجعه است و باید جلویش گرفته شود این است که الان اگر کسی برای خوانندگی به صدا و سیما معرفی شود این خواننده اگر استعداد هم داشته باشد این قدر باید برود و بیاید تا یک طوری به یک آهنگساز وصل شود بعد از اینکه به مجموعه واحد موسیقی ارتباط پیدا کرد برایش شرط می‌گذارند نکته اینجاست، عملا  و بدون اینکه ذکر شود، برایش شرط می گذارند که یک مناسبتی بخوان تا اسمت وارد لیست خواننده‌ها شود یعنی این آدمی که می‌خواهد وارد دایره موسیقی شود کنکور ورودی‌اش این است که یک آهنگ مناسبتی بخواند.
 
خب معلوم است که کیفیت آهنگی که این طور ساخته می‌شود چه می شود. بنابراین مناسبتی‌های ما در پایین‌ترین رده ارزیابی و نمره دادن قرار دارد. ما آن موقع که مدرسه می‌رفتیم بعضی بچه‌ها با تک ماده قبول می شدند. مناسبتی‌های ما تک ماده‌ای روی آنتن می‌رود در نتیجه کشش پیدا نمی‌کند و اشتیاقی هم به شنیدنش پیدا نمی‌شود. نکته دیگر این است که به نظر من تهیه کننده‌ها از اینکه این کارها را پخش کنند گریزانند من یک کار دارم که شروعش با «چگونه می‌شود» است این اثر اولین کار موسیقی پاپ بعد از انقلاب بود که ساخته شد. آن را هم من مخصوصا ساختم که هم بگویم شعر نو را می‌شود استفاده کرد و باید استفاده کنیم هم این که موسیقی آن صدای ضرب سربازی نیست.
 



**چگونه می‌شود از آفتاب حرفی نزد و حضور طبیعت را ندیده گرفت
 
موضوع این شعر راجع به 22 بهمن است ولی کلمه 22 بهمن در آن نیست کلمه‌ای از انقلاب در آن نیست این شعر می‌گوید: چگونه می‌شود از آفتاب حرفی نزد و یا حضور گل و سبزه را ندیده گرفت، چگونه می‌شود آواز رود را نشنید و زیر سایه نارنج رنج را نزدود. کنار پنجره نیلوفران بازیگوش، شکوفه می‌بندند به میهمانی باران بیا، بهار اینجاست. بعضی از تهیه کننده‌ها تا زمانی که متوجه نشدند که این اثر در مورد 22 بهمن است از آن استفاده می‌کردند. البته الان هم بعضی مواقع این را پخش می‌کنند که من احساسم این است که به خاطر اینکه کلمه باران در آن به کار رفته پخش می‌شود. چون چندین بار دیدم که وقتی که باران می‌آید آن را پخش می‌کنند. نکته دیگر آن لجبازی که شما می‌گوئید وجود دارد من الان فقط از کارهای خودم می‌توانم لیستی به شما بدهم که بروید در آرشیو صدا و سیما ببینید که کیفیت این کارها بد نیست آهنگ‌هایش را آقای محمد اصفهانی با حمید غلامعلی خوانده‌اند، شاعر‌هایش ترانه سراهای معروف تنظیم‌هایش هم از آقای رحیمیان یا آقای شهبازیان است پس کیفیت کار در حدی نیست که قابل پخش نباشد موضوعیتش هم موضوعی مثل امام حسن(ع) است. اصلا چند تا کار برای امام حسن مظلوم ساخته شده؟ من که تا حالا چیزی نشنیدم...

شما می‌گویید نشنیده‌اید من می‌گویم هزاران هزار نفر نشنیده‌اند برای اینکه پخش نمی‌شود. دو سه تا کار درباره حضرت زهرا (س) دارم سال هاست که نشنیدم  یکی از آن‌ها شعرش از مرحوم شهریار است که هم در میلاد و هم در شهادت حضر زهرا(ع) قابل پخش است یکی دیگر هم هست که در بخشی از آن خوانده می‌شود لاله لاله دلم داغدار است / کوچه کوچه شبم سوگوار است/  آسمان در هوای تو دیری است/ مثل چشمان من اشک بار است. ببینید الان شهادت‌ها می‌آید و می‌رود ولی این آهنگ‌ها چندان پخش نمی‌شود. یقینا از این دست کارها دوستان دیگر هم ساخته‌اند و استفاده لازم از آن‌ها نمی شود. بنابراین به نظر من یک عناد هم وجود دارد. نکته بعدی که باید به آن اشاره کرد در صدا و سیما یک عدم مدیریت در آرشیو وجود دارد. بنظر می‌رسد آثار به نوعی تقسیم بندی نشده که اگر تهیه کننده‌ای بخواهد در موضوع حضرت زهرا(س) یا امام حسین(ع) آهنگی را انتخاب کند بداند که درباره این بزرگواران این کارها وجود دارد یا راجع به فلان روز این تعداد کار هست. به فرض اینکه این طور هم باشد، به حد وفور در اختیار تهیه کننده‌ها قرار نمی‌گیرد. بهمن سال گذشته با من مصاحبه‌ای انجام شد و گفتند که می‌خواهیم  مصاحبه زنده انجام دهیم  چند اثر از خودتان را معرفی کنید تا آن‌ها را پخش کنیم. من سه چهار کار را معرفی کردم اما وقتی که به مصاحبه رفتم دیدم اصلا کارهایی که معرفی کرده‌ام پخش نمی‌شود و به جای آن کارهایی که مد نظرم نبود را پخش کردند بعد گفتند کارهایی که معرفی کردید در آرشیو نیست؛ و گفتند یک تهیه کننده کارهایی را که می‌برد بعدش معلوم نیست کجاست به همین خاطر ما چیزی دستمان را نگرفت و این آثار را پخش کردیم. جالب اینکه یکی از کارهایی که پخش کردند اصلا مال من نبود فقط من برای اینکه آبرویشان نرود نگفتم که این آهنگی که پخش کردید مال من نیست. خب این‌ها مربوط به بی‌حسابی مدیریتی است.
 
** جشنواره عمار بایستی غیر دولتی باشد
 
فارس: با توجه به صحبت‌هایتان می توان این نتیجه را گرفت که مسئولین در این زمینه مقصرند. به نظر می‌رسد در این شرایط اگر منتظر روزی باشیم که مسئولی به همراه تیمی قوی اوضاع موسیقی پاپ کشورمان را سر و سامان دهد شاید این انتظار سال‌ها طول بکشد پس راه برون رفت از این وضعیت ایجاد جشنواره موسیقی عمار است جشنواره‌ای که آثارش بر مبنای معنویت و فطرت باشد معنویت و فطرتی که جای خالی آن در موسیقی ایران و جهان به شدت احساس می‌شود. جشنواره‌ای که هنرمندانش از همه اقشار جامعه باشند یعنی کسانی که ممکن است دارای سلایق فکری یا سیاسی مختلفی باشند ولی در عین حال همگی اصل نظام اسلامی را قبول دارند و از آن حمایت می‌کنند. البته این جشنواره بایستی غیر دولتی باشد چرا که با ورود دولت (دولت خاصی مد نظر نیست) به این موضوع امکان اعمال سلایق بعضا نامناسب وجود دارد البته اگر دولت هم به کمک این جشنواره بیاید قدمش روی چشم ولی به شرطی که کمکش باعث دخالت در امور اجرایی نشود و به عبارتی کمکش بدون چشمداشتی باشد؟

-کلیتش را قبول دارم که باید همه را مشارکت داد و بعد نتیجه حاصل از این اذهان یک چیزهایی در می آید که نو است و در جهت هایی است که آدم به دنبالش می گشته است اما اولا این فراخوان چگونه باید باشد که هم دولتی حساب نشود و هم به گوش همه برسد؟ ثانیا اسم‌های ارزشمندی چون عمار، ابوذر جهت نهایی حرکت را این ‌قدر اغراق آمیز اعلام می‌کند که همان اول کار گروه زیادی به این جبهه‌ای که می‌خواهید ایجاد کنید وارد نمی‌شوند توصیه من این است که اگر می‌خواهید این کار را انجام دهید باید خیلی حساب شده رفتار کرد طوری که همه تفکرات وارد شوند وقتی که همه سلایق وارد شدند آرام آرام می‌توان آن را به سمتی که مطلوب است یعنی فطری و معنویست بیشتر کشاند.

فارس: شما با  ایجاد این جشنواره مردمی موافق هستید؟

- با آن تعریف عمومی که از مردم کردم موافقم ولی با تعریفی که بگوییم هر کسی با ما است مردم می‌باشد یا هر کسی هم نظر ماست مردم است موافق نیستم  ولی اگر با تعریف عمومی بتوانید شرایط را فراهم کنید به نتیجه مثبتی می‌رسید.
انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار