امروز : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 11
۰۸:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 3575
تاریخ انتشار: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۲:۱۹
تعداد بازدید: 180
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: کتاب «نما به نما» با موضوع کارگردانی فیلم از تصور ذهنی تا تصویر سینمایی یکی از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: کتاب «نما به نما» با موضوع کارگردانی فیلم از تصور ذهنی تا تصویر سینمایی یکی از معتبرترین و مشهورترین منابع آموزش کارگردانی فیلم در سراسر جهان است و تاکنون بیش از صد و شصت هزار نسخه تیراژ داشته است.

آنچه در نگاه نخست نظر خواننده را جلب می‌کند تنوع تصویری بی‌نظیر کتاب است که آن را تبدیل به اثری نه فقط خواندنی که بیشتر  دیدنی کرده است.

بخش اول کتاب به مقوله‌ای اختصاص دارد که در کتب آموزشی کمتر سراغ داریم و نما به نما برای نخستین بار آن را به شکلی جدی و کامل مورد بررسی قرار داده است ترسیم اولیه تصاویر فیلم یا همان طراحی استوری بورد.

بیش از هفتصد و پنجاه عکس و تصویر در کتاب گنجانده شده است. علاوه بر استوری بورد فیلم‌های امپراتوری خورشید ساخته اسپیلبرگ، همشهری کین ساخته اورسن ولز، پرندگان ساخته هیچکاک و بسیاری دیگر از آثار کلاسیک که برای نخستین بار در این کتاب در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند.

استوین داگلاس کاتز طراحی چیره دستی است که بسیاری از تصاویر کتاب را طراحی و اجرا کرده است و به دلیل تجربه عملی در فیلمسازی طیف وسیعی از تصاویر چشم‌نواز را در کتاب گنجانده است. اما جذابیت کتاب در بعد بصری آن خلاصه نمی‌شود و در واقع آنچه نما به نما را به یکی از آثاری که باید خواند تبدیل کرده قوت تعاریف و مفاهیم ارائه شده در کتاب است. در اینجا نه فقط تکنیک‌های فیلمسازی بلکه سبک‌های مختلف کارگردانی و خلق تصویر معرفی و بررسی شده است.

اولین و عمده‌ترین شیوه‌‌ی آموزش کارگردانی در مدارس سینمایی بررسی فنون سینمایی فیلم‌های کلاسیک و سبک کارگردانان صاحب نام است. البته کلاس‌های تدوین و فیلم‌برداری نیز در این مدارس برگزار می‌شود که بیش‌تر به بررسی فرآیند‌ها و شیوه‌های فنی این حرفه‌ها اختصاص دارد تا آموزش عملی آن‌ها.

فقدان تجربه‌ عملی در مراحل تولید فیلم‌های تجاری نیز ادامه پیدا می‌کند، چرا که تقسیم کار فیلم‌سازی به بخش‌هایی چون فیلم‌نامه‌نویسی، کارگردانی، فیلم‌برداری و تدوین باعث پاره پاره شدن تخیل هنرمندان به اجزایی کوچک می‌شود و به آن‌ها اجازه‌ی احاطه کامل بر فرآیند فیلم‌سازی را نمی‌دهد. البته تقسیم کار در سینما دلایلی عملی دارد، اما نباید مانع از آموختن رموز این حرفه از سوی کارگردان شود. مسئله این است که آیا بیان و نمایش این تجربه‌ی ارگانیک و واحد حرفه‌ای یگانه است یا ترکیبی از مهارت‌های منفرد. به گمان من، تجسم نماها و سکانس‌ها حرفه‌ای یگانه است که می‌توان آ‌ن را تداوم نما نیز نامید.

کتاب نما به نما به تداوم نما، به خصوص در فیلم‌های داستانی، می‌پردازد، و هدفش تبیین رابطه‌ی عملی میان واقعیت سه بعدی فضای مقابل دوربین و نمایش دو بعدی این فضا روی پرده است. فیلم‌ساز با دو رسانه یا ابزار سر و کار دارد؛ اول، صحنه یا مکان که از این جهت رسانه به شمار می‌رود. و آگاهانه دستکاری می‌شود؛ دوم، فیلم نور خورده که به مواد و مصالح سنتی هنرهای گرافیکی شباهت دارد.

روش عمده‌ی این کتاب مقایسه مشروح فنون سینمایی با استفاده از استوری بوردهای نقاشی یا عکاسی شده است. برخلاف فیلم‌نامه که بسیار مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته، طراحی استوری بورد یکی از بخش‌های تولید فیلم است که کم‌تر درک یا بررسی شده است. در این کتاب از استوری بورد هم به مثابه ابزاری آموزشی استفاده شده است و هم به منزله‌ی فنی مفید برای فیلم‌سازان، چرا که با آن می‌توان آن چه را فیلم‌نامه با کلمات توصیف می‌کند با تصویر نشان داد. نما به نما ابتدا مسایل روایتی و بصری را مطرح می‌کند و سپس اساسی‌ترین فنونی را که راه‌حل این مسایل به شمار م‌رود معرفی می‌کند.
خصوصیت تمامی مثال‌هایی که در این کتاب آمده این است که حس نقادی را در شما برمی‌انگیزد تا وقتی که واقعا قدم به صحنه می‌گذارید و با موقعیت پیچیده و دشوار رو به رو می‌شوید با توجه به نکات بنیادی مطرح شده در این کتاب راه حل شخصی خود را ابداع کنید.

علاوه بر استوری بورد، روش‌های دیگری نیز برای تجسم و تصویرگری فیلم وجود دارد. ویدئو و کامپیوتر ابزارهای مفیدی هستند اما کنار هم گذاشتن تصاویر و در آوردن ایده‌ها به صورت‌های گوناگون بهترین راه پرورش دیدی نقادانه و درکی سینمایی است. بر خلاف تصور رایج، استوری بورد مانع بداهه پردازی یا مستندسازی نیست. تجربه شخصی من نشان می‌دهد که آموختن فنون سنتی مانع نوآوری و بداهه پردازی هنرمندان نمی‌شود.

در بخش از کتاب آمده است: «رویکرد کلی این کتاب (نما به نما) کمک به یافتن راه حل هایی است برای نیازهای فردی فیلم سازان .

بسیاری از راه حل هایی که در ادامه معرفی می شوند، در واقع بر گرفته از شیوه های آشنا و معمول هستند؛ اما دیدگاه فردی فیلم ساز همواره بر نظام ها و روش های پذیرفته شده و قراردادها تقدم دارد. اکنون میتوانیم به بررسی مهم ترین قاعده ای که در نظام تداومی برای محل قرار گرفتن دوربین وجود دارد بپردازیم : خط فرضی.

منظور از خط فرضی کاملا روشن است: این قاعده برای حفظ تداوم جهت و فضای پرده، زوایای دوربین را سازمان میدهد. این قاعده در عین حال برای تنظیم ترتیب فیلم برداری نماها نیز مفید است. هر بار که دوربین به زاویه تازه ای می رود، صحنه باید مجددا نورپردازی شود، بنابراین، منطقی است که نماهای دارای زاویه ی مشابه را در یک نوبت فیلم برداری کنیم. این کار ما را از نورپردازی مجدد یک زاویه معاف می‌سازد.

می توان خط فرضی را دیواره جدا کننده ای تصور کرد که در فضای مقابل دوربین کشیده می شود. این دیوار در اصل برای اطمینان از این ابداع شده است که وقتی زوایای متعددی از یک صحنه را فیلم برداری کنیم بتوانیم آنها را بدون آنکه فضای چپ و راست پرده به شکل گیج کننده ای وارونه شوند به یکدیگر برش بزنیم. با استفاده از این روش موضوعاتی که در یک نما در داخل قاب حرکت می کنند، در نمای بعد جهت حرکت خود را حفظ خواهند کرد . خط فرضی (قانون 180 درجه) یا (محور کنش) نیز خوانده میشود.. برای حفظ جهت پرده در نمایی که دو نفر در دو سوی میزی نشسته اند در نظام تداومی فرض می شود که خطی بین آن دو کشیده شده است. جهت خط بسته به میل فیلم ساز است، اما معمولا بر خط دید شخصیت هایی که در صحنه هستند منطبق است. به محض تعیین خط فرضی ، فضایی 180 درجه (نیم دایره ی خاکستری) برای مانور دوربین ساخته میشود . برای هر صحنه یا سکانس ، دوربین تنها مجاز است که در این نیم دایره مانور دهد. نتیجه آنکه جهت پرده در هر نمایی که از یک طرف این خط گفته شود؛ ثابت خواهد بود...»

انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها