امروز : چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 24
۰۰:۲۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 35941
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۰۰:۰۴
تعداد بازدید: 65
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ چند روز پیش مراسمی با عنوان «به رنگ آینه» - که به بزرگداشت "استاد عباس ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ چند روز پیش مراسمی با عنوان «به رنگ آینه» - که به بزرگداشت "استاد عباس کی‌منش (مشفق کاشانی)" اختصاص داشت - توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. در این مراسم هر کدام از ارادتمندان به شعر و اندیشه استاد مشفق به سخنرانی‌های کوتاه می‌پرداختند؛ دکتر محمدرضا سنگری، دکتر علی موسوی گرمارودی، علی‌رضا قزوه، محمدعلی بهمنی و.... در این میان منتظر بودم تا صحبت‌های «رضا اسماعیلی» را بشنوم. چون هر گاه با اسماعیلی راجع به ادبیات صحبت می‌کردیم، اشاره‌‌ای به استاد مشفق می‌کرد و در صحبت‌ هایش با حسرت آغشته به عشق این جمله را ابراز می‌داشت؛ «کاش می‌توانستیم یک مجلس نکوداشت برای استاد مشفق بگیریم» به هر حال رضا اسماعیلی، منتقد و شاعری است که علاقه‌اش به استاد مشفق زبانزد است و وقتی به این نکته پی‌ می‌بریم که اسم ایشان، کنار اسم استاد در کتاب «خلوت انس» قرار می‌گیرد.

دوستی اسماعیلی با مشفق دوستی سی ساله است. اسماعیلی در این مصاحبه از خوبی‌ها و شاگردپروری‌های مشفق پرده برداشته است. گفت‌وشنود مفصل ما با اسماعیلی، پیرامون استاد مشفق را بخوانید؛

- آقای اسماعیلی! در کتاب «به رنگ آینه» یک مطلبی با عنوان «خلوت انس یاران مشفق» از شما آمده است و این مطلب را که انسان از هر طرف نگاه می‌کند، سراسر عشق و ارادت به استاد مشفق است. می‌خواستم ببینم این عشق و ارادت شما به ایشان در کجا ریشه دارد و از ریشه‌دار بودن این دلدادگی بیشتر برایمان بگویید.

داستان این مقاله و جریان آشنایی من با استاد مشفق به سی و دو سال قبل برمی‌گردد، یعنی تقریباً سال شصت. در آن زمان من یک جوانی علاقه مند به ادبیات و شعر بودم و علاقه‌مند بودم در مجامع و انجمن‌های ادبی شرکت کنم. آن زمان یک مسابقه‌ای از طرف شورای شعر وزارت ارشاد برگزار شده بود که یکی از داوران این مسابقه استاد مشفق بود. من هم شعر فرستاده بودم و استاد مشفق، یک نامه‌ای به منزل ما فرستاده بود و نوشته بودند که شما جزو برگزیده‌های مسابقه هستید و یک جایزه‌ای برای شما در نظر گرفته ایم، یک روز به شورای شعر ارشاد بیایید و جایزه‌تان را تحویل بگیرید. اولین دیدار و آشنایی من به صورت حضوری در همین دعوتی بود که به شورای شعر ارشاد رفتم و البته قبل از آن شعرهای ایشان را در مجله جوانان و اطلاعات هفتگی و دیگر نشریات می‌دیدم. ایشان من را خیلی تشویق کردند و گفتند با مطالعه و حضور در جلسات این راه را ادامه بده و می‌توانی آینده روشنی داشته باشی. و همین تشویق‌های مشفقانه استاد مشفق که من را در آن نشست نواختند شوق بیشتری در من ایجاد کرد.
- شما در پاراگراف دوم مطلب خودتان یک عبارتی آورده‌اید که مبین این مطالب است؛ «خلوت انس کتابی است در نوع خود خواندنی و بی‌نظیر. زیرا مؤلف آن صرفاً نخواسته است به آوردن شرح حال جمعی از شعرا بدون هیچ گونه مناسبت و نسبتی بپردازد؛ بلکه هدف مؤلف گردآوردن شرح احوال و آثار شاعرانی بوده است که با آنان در طول سال‌های زندگی ادبی خویش مراوده و مکاتبه ادبی داشته و علاوه بر این نسبت به همه آنان ارادت و تعلق خاطر نیز داشته است.» و جالب است که یکی از آن افراد، خود حضرت عالی هستید که با استاد مشفق ارتباط گرفتید و مؤید این صحبت من، آن اخوانیاتی است که در سه جلدی تذکره «خلوت انس» آمده است.

کاملاً درست می‌گویید. و مصداق آن خود من هستم. وقتی جلد اول کتاب چاپ شد، -استاد معمولاً کتاب‌های جدیدشان را با دست نوشته خودش تقدیم می‌کند- این کتاب را که به من هدیه کرد گفت: اسماعیلی! من نیت کردم جلد دوم «خلوت انس» را هم کار بکنم، شما زندگی‌نامه خودت را با تعدادی از اشعارت در اختیار من بگذار تا از آن در جلد دوم استفاده کنم و این داستان جلد دوم، داستان عجیبی است. بین جلد اول و جلد دوم ناخواسته بیست سال فاصله افتاد، یعنی جلد دوم بعد از بیست سال به دست چاپ سپرده شد.

* ماجرای چاپ جلد دوم خلوت انس

- و شما این جا به کمک استاد مشفق آمدید؟

بله، من در طول این بیست سال که دیدارهای زیادی با استاد داشتم، هر از گاهی جویا می‌شدم که جلد دوم چه موقع چاپ می‌شود و ایشان هم می‌گفتند یک سری مشغله‌های اجرایی دارم و می‌گفت ناقص است و بعضی از دوستانی که درخواست کردم زندگی‌نامه‌شان را بفرستند، هنوز نفرستادند و حجم کتاب به حدنصاب برای چاپ نرسیده است. تا این که در یکی از نشست‌های ادبی بعد از بیست سال من گفتم اگر کمکی از من برمی‌آید بفرمایید، من کار را پی‌گیری می‌کنم و ایشان خیلی استقبال کرد و گفت: من جلد دوم را آماده کرده‌ام و به شما می‌دهم کارهای بازخوانی و ویرایش را انجام بدهی و اگر خدا خواست به دست چاپ بسپریم. من در کنار استاد - که افتخار بزرگی برای من بوده است- کار را آماده کردم و آن را تحویل مؤسسه اطلاعات دادم. خود مؤسسه خیلی اظهار علاقه‌مندی کرد و گفت اگر جلد اول را شما روزآمد بکنید، ما حاضریم هم جلد اول را تجدید چاپ کنیم و هم جلد دوم را چاپ کنیم و همزمان با هم کار انجام شود و یک فرصت مغتنمی شد، چون بسیاری از شاعرانی که در جلد اول زندگی‌نامه‌شان آمده بود به خاطر گذشت بیست سال دچار تغییر و تحولاتی شده بودند و برخی‌شان به رحمت خدا رفته بودند، برخی از افراد یک تغییراتی در شغل‌شان ایجاد شده بود و مثلاً گفته بودند کتاب‌هایمان زیر چاپ است، آن کتاب‌ها چاپ شده بود و مسایلی این‌چنینی بود که بایستی مطالب را بازنگری می‌کردیم. الحمدالله این کار انجام شد و دو جلد آن دو سال پیش که توسط انتشارات مؤسسه اطلاعات چاپ و منتشر شد و جلد سوم هم به توفیق الهی و با پی‌گیری‌های خیلی جدی استاد چاپ شد و الحمدالله این مجموعه سه جلدی در دسترس علاقه‌مندان است. جالب است بدانید که مجموعه اول و دوم آن نایاب شده است.

- خلوت انس جلد چهارم هم دارد؟

وقتی جلد سوم چاپ شد استاد به من گفتند؛ اسماعیلی! این کار را ادامه بده و نگذار به همین سه جلد متوقف بشود. من هم نیت کردم که در کنار استاد شاگردی کنم و مجلات بعدی را نیز ادامه بدهم. البته جلد چهارم را به صورت ضمنی شروع کردیم و حتی در مصاحبه‌ای که با رادیو داشتم آن‌جا از دوستان شاعر درخواست کردم که آثارشان را برای من ایمیل کنند و استاد مشفق نظرشان این است که جلد چهارم به نسل جوان انقلاب اختصاص ‌یابد.

* استفاده از چهره های جوان شعر انقلاب در جلد چهارم خلوت انس

- برایتان مقدور است تعدادی از شاعران جوان که در جلد چهارم «خلوت انس» به ایشان توجه خواهد شد را نام ببرید؟

بله! البته هنوز ما لیستی به صورت مکتوب برای جلد چهارم تهیه نکردیم ولی منظور از نسل جوان افرادی مثل؛ آقایان میلاد عرفان‌پور، علی محمد مؤدب، محمدمهدی سیار و خانم حسنا محمدزاده و ... چهره‌هایی که در این رده سنی هستید و احیاناً شاعرانی که به دهه اول و دوم انقلاب اختصاص دارند و توفیق نبوده است که در مجلات قبلی از آثارشان استفاده کنیم. الان در همین مصاحبه هم فرصت خوبی است که عرض کنم دوستان شاعر می‌توانند تعدادی از اشعار برگزیده خودشان به همراه بیوگرافی‌شان را برای من ایمیل کنند و ان‌شاءالله برای استفاده در جلد چهارم مورد توجه قرار گیرند، ولی زمان چاپ کتاب فعلاً مشخص نیست.

* نقش استاد مشفق در شاخص شدن چهره سهراب سپهری

- جناب اسماعیلی! می‌خواهیم در این مصاحبه کمی بیشتر از حدّ معمول راجع به شخصیت و تفکر استاد مشفق، صحبت کنیم. در همایش «به رنگ آینه» - که به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد - فرصت صحبت به شما نرسید که راجع به ایشان صحبت کنید. فکر می‌کنم این مصاحبه فرصتی باشد که حضرت عالی حق مطلب را در مورد این استاد فرهیخته ادا کنید؛ به نظر شما استاد مشفق چه خدماتی به ادبیات فارسی داشته و دارد؟

اگر بخواهیم از خدمات استاد یک به یک نام ببریم و ذکر کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد، ولی چون ایشان در تمام دهه‌های گذشته که بیش از نیم قرن می‌شود، حضور فعال و اثرگذاری در عرصه ادبیات داشته‌اند؛ یکی از خدمات ایشان «تربیت شاگرد» بوده است، یعنی در هر منصبی که ایشان قرار داشتند، چه آن زمانی که در آموزش و پرورش حضور داشتند چه زمانی که در شورای شعر وزارت ارشاد (از آغاز انقلاب تا امروز) حضور داشتند، چه زمانی که در بنیاد 15 خرداد به عنوان استاد و مدرس جلساتی را مدیریت می‌کردند، در حوزه تربیت شاگردان و تربیت نسلی از شاعران تأثیرگذاری فراوان داشتند و بسیاری از شاعران نسل اول و دوم انقلاب خودشان را مدیون محبت‌ها و بزرگواری‌های استاد می‌دانند.

«سهراب سپهری» در قالب‌های غزل، مثنوی و چهارپاره شعر می‌سرود و کارهای جدیدش را به استاد ارایه می‌داد و استاد راجع به کارهای سهراب نظر می‌دادند. وقتی استاد رگه‌هایی از خلاقیت و نوآوری را در کارهای کلاسیک سهراب را دیده بود، سهراب را تشویق می‌کند که این مسیر را ادامه بدهد و سهراب به خاطر محبت‌هایی که استاد انجام می‌دهد به ادامه دادن مسیر ادبیات علاقه‌مند  می‌شود و بعدها به چهره شاخصی در ادبیات معاصر تبدیل می‌شود. من فکر می‌کنم اگر استاد مشفق به عنوان یک پیشکسوت ادبی در کنار «سهراب سپهری» قرار نمی‌گرفت استعداد ادبی سهراب به هرز می‌رفت، چون حتی جنس تربیت شاگرد استاد مشفق در مقایسه تربیت‌های دیگران جنس خاصی است. یعنی اصلاً از موضع تکلم نیست. باور کنید وقتی من در جلسه‌های شورای شعر وزارت ارشاد و خدمت ایشان می‌رسم، چنان با محبت و از عمق‌ جان با من برخورد می‌کند که خود من شرمنده می‌شوم. البته این موضوع فقط برای من صدق نمی‌کند بلکه با خیلی از شاعران و شاگردان خودشان اینگونه‌اند. که البته این هم برای ما یک درس است که ایشان در این نشست‌ها «تکریم شاعران» را به ما می‌آموزند.

نسل اول و دوم انقلاب از ایشان به عنوان استاد نام می‌برند، مثلاً شاهد بودم که ایشان بالای صفحه اول کتاب «خلوت انس» نوشتند: تقدیم به استاد عباس باقری و ... و این نشان دهنده بزرگواری و سجایای اخلاقی و نیکوی استاد است و این صفت پسندیده‌ای است. من در کمتر کسی این حالت را مشاهده کردم و همین برخورد استاد با شاعران به خصوص جوانان باعث می‌شود که خودباوری و اعتماد به نفس ایشان تقویت می‌شود و با رهنمودهای استاد مشفق -که شاعران را تشویق می‌کنند- به چهره‌هایی مثل «سهراب سپهری» تبدیل می‌شوند و من بسیار از ایشان دیدم. وقتی جلد سوم «خلوت انس» منتشر شد، ایشان به طور جدی پی‌گیری بودند که شاعرانی که زندگی‌شان در خلوت انس چاپ شده است کتاب را با دست نوشته خودشان مرقوم می‌کردند تا من به دست آن شاعران برسانم. یعنی هیچ کدام از دوستان را فراموش نمی‌کردند و اگر من گاهی فراموش می‌کردم، به منزل ما تلفن می‌زدند که اسماعیلی! کتاب به دست دوستان رسید؟ کتاب‌ها را به شاعران تحویل دادی؟ این قدر پیگیر هستند. و این عمل خوب باید برای ناشران و شاعران معاصر درس باشد. وقتی مثلاً در یک کتاب، اثر دوست شاعر گنجانده می‌شود به خاطر احترام این کتاب را برای دویست شاعر ارسال می کنند. استاد مشفق، این خصوصیت را دارد و از عمق جان و بن دندان پی‌گیری می‌کند که کتاب به دست آن شاعر برسد.

* آبروی غزل معاصر

- جایگاه استاد مشفق کاشانی در حوزه شعر از نظرگاه شما چگونه است؟

بدون اغراق و به جرأت می‌توانم بگویم بعد از استاد شهریار - که رحمت خدا بر او باد - مشفق کاشانی بهترین بدیل و جانشین ایشان هستند. به همان بزرگی و با اشعار فاخر و مانا در عرصه ادبیات حضور دارند و بسیاری از غزل‌های استاد -به شهادت بزرگان ادبیات معاصر یعنی به شهادت استاد علی معلم، استاد زنده یاد محمود شاهرخی، استاد گرمارودی، زنده یاد اخوان ثالث و ...- «استاد مشفق کاشانی» از بزرگان غزل معاصر است. بیشتر بزرگان قبل و بعد از انقلاب از شعر استاد مشفق با عظمت و بزرگی یاد کردند و برای ایشان «اخوانیه» گفتند و گاهی اوقات خود را شاگرد استاد مشفق قلمداد کرده‌اند که این حرف کمی نیست. شخصی مثل مهدی اخوان ثالث، خود را شاگرد مشفق می‌داند و حتی استاد شهریار، به بزرگی از استاد مشفق نام می‌برد. و این نشان‌دهنده این مفهوم است که استاد مشفق جایگاه بی‌بدیلی در ادبیات معاصر ما دارد. در همین نشست اخیر «به رنگ آینه» دیدید که چهره‌هایی مثل؛ استاد محمدعلی بهمنی و استاد علی موسوی گرمارودی افتخار می‌کردند که دوست استاد مشفق هستند و ایشان اشاره می‌کردند استاد مشفق یکی از چهره‌های بی‌بدیل در عرصه غزل هستند و حتی مقام معظم رهبری هم از غزلیات استاد به عنوان غزلیات مضمون‌دار نام بردند که این اغراق نیست. من فکر می‌کنم بدیل استاد شهریار کسی جز «استاد مشفق» نیست و در واقع استاد مشفق، آبروی غزل معاصر است.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار