امروز : دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 27
۰۸:۴۷
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 36111
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 68
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، با توجه به اهمیت موضوع همگرایی کشورهای حوزه تمدنی فارسی و بررسی ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، با توجه به اهمیت موضوع همگرایی کشورهای حوزه تمدنی فارسی و بررسی چالش‌های همپیوندی بیشتر میان این مناطق، دفتر منطقه‌ای فارس مبادرت به برگزاری نشستی با حضور تنی چند از نخبگان حوزه فرهنگ افغانستان و ایران کرد.




در این نشست تخصصی، میهمانان شرکت کننده با محوریت سوال چگونگی پیوند بخشی عمیق تر میان نخبگان و سایر اقشار و گروه‌های اجتماعی و فرهنگی در میان کشورهای فارسی زبان منطقه، به بیان نظرات خود پرداختند.

میهمانان شرکت کننده این نشست، از جمله کسانی بودند که در روزهای گذشته، در جلسه دیدار شاعران با مقام معظم رهبری حضور داشته و اشعاری را نیز در حضور ایشان قرائت کردند.

آنان پس از گپ و گفت‌های کارشناسی با موضوع از پیش گفته، همچنین به بیان خاطرات خود از دیدار با مقام معظم رهبری و نحوه برخورد ایشان با شعر قرائت شده خود پرداختند که در گزارشات بعدی به صحبت‌ها و خاطرات آنان خواهیم پرداخت.




«محمد کاظم کاظمی» شاعر و نویسنده برجسته افغان و عضو فرهنگستان زبان فارسی ایران، در سخنان خود با اشاره به برخی کج سلیقگی‌های صورت گرفته در حوزه تعلق بخشی شاعران فارسی گوی به کشوری خاص، اینگونه رفتارها را مغایر با هرگونه تلاش برای ایجاد همپیوندی و همسان سازی زبان فارسی دانست.

وی در سخنانش گفت: در خصوص توجه به مشترکات به اعتقاد بنده مشترکات زبانی و فرهنگی میان افغانستان و ایران سایر کشورها در چنان سطح وسیعی قرار دارد که نیازی به نیروی محرکه‌ای نیست اما در این بین نکته قابل تامل آن است که بایستی تلاش شود، موانع موجود بر سر راه را بر داشته تا وضعیت همسان سازی و همپیوندی بیشتر ساده تسهیل گردد.

در افغانستان و ایران دو نوع مانع ذهنی وجود دارد. مانع موجود در ایران این است که مردم ایران متاسفانه آنقدر که در مورد دیگر کشورها اطلاعات دارند به افغانستان و زبان فارسی و مشترکات ان کشورها نسبتا بی اطلاع هستند و این اطلاعات متاسفانه به قدری کم است که برخی از ایرانی‌ها از وجود زبان فارسی و رسمی بودن آن در افغانستان بی اطلاع هستند.

در نتیجه باید سطح شناخت را بالا برد و این افزایش سطح آگاهی مردم تنها به دوش رسانه‌ها خواهد بود.

موضوع دیگری که به عنوان مانع در افغانستان مطرح بوده این است که مردم افغانستان از زبان و غنی بودن فارسی در ایران بی اطلاع نیستند و تمامی مشاعر و اهل ادب و قلم ایران را به خوبی می‌شناسند و حدود 80 درصد کتاب‌های فارسی در افغانستان چاپ کشور ایران است اما متاسفانه مشکلی که وجود دارد این است که در ذهن مردم افغانستان نوعی بدبینی ایجاد شده است و آنان چنین می‌پندارند که مردم ایران علاقمند به ایجاد ارتباط با آنها نیستند.

و این در حالی است که مقداری از این معضل بر اثر تبلیغات کشورهای بیگانه و برخی دیگر از عوامل، بعلت وجود کانون‌های قدرت در افغانستان است که مخالف هم زبانی بوده و همین مسئله زمینه سوء ظن و سوء تفاهم نسبت به ایران را در میان افغان‌ها ایجاد کرده است تاجاییکه برخی از دولت مردان افغان از تهاجم فرهنگی ایران صحبت می‌کنند.

در این مقوله تا حدودی ایران قبل از انقلاب نیز بواسطه ایجاد نوعی ناسیونالیسم منفی مقصر است یعنی جاییکه تعدادی کم اطلاع با حس تمامیت خواهی سعی کردند تمامی مفاخر ادبیات فارسی را از آن خود کرده و به تبعات و بازخوردهای نامناسبی که ممکن است از سوی دیگر کشورها صورت پذیرد، توجه و تاملی نکردند.

اما خوشبختانه به مدد انقلاب انقلاب اسلامی در ایران تاحدودی از این مواضع کاسته شد اما همچنان برخی کج سلیقگی‌ها در هر 2 کشور ایران و افغانستان دیده می‌شود و به اشتباه و کورکورانه دعوایی بی پایان بر سر مفاخر حوزه تمدنی فارسی انجام می‌دهند.

وی همچنین خاطرنشان کرد، برخی مقاومت منفی در ایران مطمئنا به کشور افغانستان مخابره می‌شود و طبیعتاً نوعی واکنش منفی در افغانستان به وجود می‌آید و حتی کسانی که علاقمند به ایجاد ارتباط با ایران هستند از این موضوع دل سرد خواهند شد و  به نظر من اول باید این معضل را حل نمود و سپس سراغ کارهای ریشه‌ای رفت.




«دکتر هادی منوری» از جمله شاعران و منتقدین حوزه فرهنگی کشورمان در این نشست ضمن بیان چرایی عقب ماندگی شعر تاجیک به نسبت شاعران ایرانی و افغان، همنشینی و نزدیکی شاعران 2 کشور ایران و افغانستان به واسطه حضور برخی نخبگان فرهنگی این کشور در ایران را عاملی مهم در نزدیکی و پیشرفت شعر و ادب این 2 کشور طی سال‌های اخیر دانست.

وی گفت: در طول دورانی که بنده در شعر فارسی دستی دارم این اولین جلسه‌ای است که با این مضمون و موضوع شرکت می‌کنم و امیدوارم این سلسله جلسات تا حصول به نتیجه‌ای مطلوب ادامه یاد.

منوری یادآور شد، هیچگاه وطنم را از دوستانی مانند آقایان کاظمی، قدسی، مظفری جدا ندیده‌ام زیرا همواره به این عزیزان در ارتباط بوده و شناخت کاملی از آنان داردم اما چرا همه ما ایرانی‌ها نباید به همین نقطه برسیم و مفاخر ادبی حوزه تمدنی خود را نشناسیم.

اولین دلیل نزدیکی بیشتر میان آداب فرهنگی قرابت است ما در رابطه با مردم افغانستان مشکلی آن چنانی نداریم مشکل ما در تاجیکستان است چرا که سالهاست تاجیکستان در سلطه کمونیست بوده و خط اصلی آنها گرفته و خطی ساختگی به آنان تحمیل شده است و همین مسئله باعث شد اولین نقطه اشتراک ما و تاجیک‌ها قطع شود.

اکثر نفراتی که در حوزه فرهنگ مشغول بکار هستند، متاسفانه اطلاعات اندکی از تاجیکستان دارند و همین اطلاعات کم به دلیل حضور رایزن فرهنگی آقای غزوه در تاجیکستان بوده است.

مسئله دیگر از همین جا متوجه می‌شویم این است که ما بایستی در کشورهای حوزه تمدنی فارسی کسانی را به عنوان رایزن فرهنگی بفرستیم که زبان فارسی را به خوبی آموخته باشند و نه دوستان سیاسی که هیچ گونه اطلاعات ادبی ندارند.

نکته دیگر این است که ما نباید جغرافیای سیاسی را با جغرافیای فرهنگی یکسان کنیم. چرا که مرزهای ادبی و فرهنگی و هنری ما بسیار مستحکم تر از مرزهای جغرافیایی ما هستند و همین احساس باعث شده است که احساس همدلی با دوستای افغان خود داشته باشیم.

ما در اینجا نشسته‌ایم و می‌گوییم که چرا این کشورها به یکدیگر نزدیک نمی‌شوند اما وقتی تاریخچه کشورها را نگاهی بیندازیم مثلا در افغانستان شوروی و جنگ داخلی همیشه به عنوان مانع مطرح بوده چرا که این‌ها جز فقر و بدبختی برای این مردم چیز دیگری نداشته‌اند و اکنون سخت است که برای مردمی که از گرسنگی و فقر زجر می‌کشند از همدلی و هم زبانی ملل با یکدیگر صحبت کرد.

نکته دیگری که می‌تواند قرابت بیشتری میان این 3 کشور ایجاد کند، این است که ما جاذبه‌هایی را در این 3 کشور ایجاد کنیم که گروه‌های فرهنگی و ادبی ما بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند و به کشور یکدیگر سفر کنند.

نکته قابل تامل اینجاست مردم ما اکنون به جای رفتن به مناطق زیبای افغانستان به دبی که شهری بی خاصیت است سفر می‌کنند. چرا کسی این سفرها به این کشورها تسهیل نمی‌کند؟ مردم باید مردمی که به زبان فارسی در افغانستان صحبت میکنند را ببینند و این خود مهمترین دلیلی بر ایجاد حس مشترک و همگرایی بیشتر میان ملل و دولت‌های کشورهای حوزه تمدنی است.




«حجت الاسلام قدسی» مسئول مرکز جامعه المصطفی در شمال افغانستان نیز در این نشست، اظهار داشت در حالی آقای کاظمی بیشتر به جنبه‌های منفی و موانع موضوع همگرایی پرداختند که به نظر بنده اکنون سدها و موانع از مقابل کشورها برداشته است و راه‌های ارتباطی گسترده‌ای بوجود آمده است.

 آقای کاظمی فرمودند که شناخت مردم ایران نسبت به افغانستان شناخت اندکی است اما بنده فکر می‌کنم که این قضیه به ده‌های قبل بر می‌گردد چرا که گروه‌ها و مجامع فرهنگی ایران شناخت لازم را نسبت به فرهنگ و هنر و ویژگی‌های افغانستان تا حدودی یافته و این مانع تقریبا برداشته شده است.

نکته دیگر  در مورد ذهنیت مردم افغان نسبت به مفاخر و مشترکات فرهنگی ایران است. این مسئله در مقطعی وجود داشته و متاسفانه به خاطر دامن زدن بعضی از اقوام خصوصا پشتو زبان‌ها در یک بازه زمانی بوده است.

اما اکنون بصورت بالفعل این مسئله دیگر وجود ندارد چرا که تعصبات دینی در افغانستان کمرنگ شده است و همین مورد خصوصا در مناطق و اقوام سنی سبب شده است که نسبت به ایران نگاه خود را تغییر دهند.

در حال حاضر بخش عظیمی از مردم افغانستان نگاه کاملا مثبتی به جمهوری اسلامی ایران دارند و معتقدند که بر روی زبان فارسی در ایران کارهای مثمر ثمری صورت می‌گیرد. ما باید از خدماتی که در حوزه زبان فارسی در ایران صورت می‌گیرد بهره ببریم. 

این در حالی است که 90 درصد از واژگان عمومی‌ای که در فرهنگستان ادب و فارسی ایران مصوب شده است، امروز در رسانه‌های افغانستان کاربر دارد بنابراین از این آمار به این نتیجه می‌رسیم که حساسیت این چنینی به طور عام نسبت به ایران در افغانستان وجود ندارد.

میخواهم کمی علمی تر حرف بزنم. قوم تاجیک ما گاهی در احساس نزدیکی به ایران افراط می‌کند. بحث فرهنگی بعد از کابل در بلخ و هرات مطرح است. در حوزه بلخ قوم تاجیکان ما در قرابت با ایران گاهی بسیار افراط می‌کند و به شدت به نفع ایرانیان علیه پشتون‌ها واکنش نشان می‌دهد.

  متاسفانه نخبگان فرهنگی قوم تاجیک ما بارها اظهار کرده‌اند که آیا زمانی فرا خواهد رسید که کشورهای افغانستان، تاجیکستان و ایران مرزهای جغرافیایی و سیاسی خود را بردارند و حتی در حضور شخصیت‌های ایرانی این حرف را مطرح می‌سازند.

این وضعیتی که بنده مطرح کردم نیز بدین خاطر بوده است که تاجیکان معتقدند بعلت رفتار پشتون‌ها در گذشته نظرات بسیار ناپسندی نسبت به ایرانیان داشتیم واکنون کنون میخواهیم آن روزها را جبران کنیم و می‌خواهم امروز به کشوری نزدیک شوم که به ادب و فرهنگ و زبان مشترک ما خدمت کرده است.

برداشت من این است که دیگر آن بدبینی گذشته در بین مردم افغانستان نسبت به ایران وجود ندارد و اکنون فضا، آماده ایجاد تعامل بیشتر میان نخبگان فرهنگی و حوزه تمدنی 2 کشور همسایه و همزبان است.




«ابوطالب مظفری» شاعر، نویسنده، و مسئول موسسه فرهنگی در دری، از دیگر میهمانان شرکت کننده در این نشست بود که به بیان نظرات خود پرداخت.

وی اذعان داشت، به نظر من صحبت‌ها بسیار شامل و جامع بود. ابتدا من خوشحالم که در یک دغدغه تازه‌ای هستیم و آن هم زبان است.

 من فکر می‌کنم ما 3 تا4 مشکل عمده در زبان فارسی داریم. اولین مشکل این است که این 3 کشور تاریخ پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌اند و همین مسئله باعث شده است که این زبان در هر 3 کشور سرنوشت کاملا متفاوتی را طی کند.

مشکل دوم این است که ما با دنیایی مواجه شده‌ایم که پشتوانه زبانی‌اش متاسفانه از زبان فارسی قوی تر است. چند وقت پیش من از زبان یکی از هنرمندان ایرانی شنیدم که شاید تا چند سال آینده زبان فارسی از میان مردم ایران برچیده شود و دلایلی برای خود داشت و میگفت در آینده کاربرد این زبان به شدت کاهش می یابد. ما با رقیب جدی ای به نام زبان انگلیسی مواجه هستیم و این جبهه به آرامی در میان زندگی ما رسوخ کرده است.

نکته سوم سیاست است و من معتقدم که سیاست‌ها در این چند سال اخیر در جدایی زبان فارسی نقش داشته و دارد چرا که هنوز مراجع  ما در این زمینه از یکدیگر متفاوت است.

به طور مثال، ایران، افغانستان و تاجیکستان سیاست‌ها و آرمان های خاص خود را دارند و بر سر سیاست‌های زبانی با یکدیگر توافق نداریم ما پیشنهادهای زیادی را به این 3 ملل داشته‌ایم اما این دولت‌ها متاسفانه به توافقی در این زمینه دست پیدا نکرده‌اند.

اکنون برای رسیدن به همدلی باید علت‌ها بطور مفصل‌تری بررسی شود چرا که ما در رسانه‌های افغانستان می‌بینیم به برخی جریانان با اهدافی خاص رسانه‌ها را سمت ایجاد بد دلی و منفی گرایی در مورد زبان فارسی پیش می‌برند و سعی دارند در میان دولت‌ها شکاف ایجاد کنند. اما من معتقدم که مردم به این گونه تبلیغات روی خوش نشان نمی‌دهند چرا که مذهب و فرهنگ و ادبیات از مسائل سیاسی جدا است.




«حمیده سادات غفوریان» از شاعران جوان کشورمان نیز در این مراسم در سخنانی کوتاه به بیان نظرات خود در خصوص چگونگی امکان ارتباط بیشتر میان اصحاب فرهنگ و ارتباطات حوزه ادبی پرداخت.

وی گفت: موانع موجود و مورد اشاره بایستی از 2 طریق برطرف گردد. یکی از این راه‌ها ترتیب بخشی جلساتی عمومی و مشترک میان مهاجرین افغان و ایرانیان است تا بتوان تا حدود بالایی نگاه سیاسی به دوستان مهاجر و فعالیت آنان را کاست و با راه اندازی مرکزی مشخص فعالیت هنرمندان افغان را بیشتر از گذشته شناخت که خود این مسئله علاوه بر بوجود آوردن حسی مشترک با محوریت زبان و فرهنگ، از بار منفی نگاه سیاسی به مسئله مهاجران نیز تا حدودی کم کرد.

همچنین از دیگر پیشنهادات راه‌اندازی جشنواره‌هایی از سوی دوستان افغان ماست. این راه علاوه بر شناساندن توان بالای فرهنگی دوستان افغان، می‌تواند در بالا بردن حسن تعلق مشترک و همگرایی بیشتر فرهنگی میان کشورهای فارسی زبان یاری رسان بزرگی به حساب آید.

وی در پایان نیز گفت به نظر بنده جمع همین دوستان اتفاق بزرگ و میمونی است و باید این جمع را در قالب بزرگتر و با حضور دیگر شاعران بنام فارسی سرا در زیر سقفی جمع کرد و در این حالت نوعی همدلی به وجود می آید چرا که در اینجا هدف مشترکی وجود دارد.




در این مراسم همچنین «غلامرضا شکوهی» از شاعران نامدار خطه خراسان نیز حضور داشت و ضمن طرح پیشنهادات خود در خصوص لزوم وابستگی و ارتباط محافل ادبی که بصورت مشترک میان فارسی زبانان برگزار می‌شود با مراکز ارشاد جهت انتشار و انعکاس تولیدات چنین محافلی برای شناسایی بیشتر فرهنگ مشترک میان کشورهای حوزه تمدنی، به بیان خاطره‌ای شیرین از دیدار خود با مقام معظم رهبری پرداخت که در گزارشات بعدی به آن نیز خواهیم پرداخت.























انتهای پیام
برچسب ها:
آخرین اخبار