امروز : دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 27
۱۰:۱۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 36446
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۰۴
تعداد بازدید: 164
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: درباره زندگی کارمندان و مشکلات اقتصادی این قشر در جامعه تا به حال آثار فراوانی نوشته ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: درباره زندگی کارمندان و مشکلات اقتصادی این قشر در جامعه تا به حال آثار فراوانی نوشته شده که در اکثر آنها، کارمندان آدمهای کم توقعی در زندگی هستند، اما همواره برای رسیدن به زندگی بهتر تلاش می‌کنند.
این رویکرد کلیشه ای را در اغلب داستان هایی که با موضوع زندگی یکنواخت کارمندان نوشته شده می توان دید. در مواردی هم تکاپویی در زندگی روزمره این افراد دیده می شود که همین جنب و جوش و تقلا کردن برای پر کردن خلاء های زندگی و بیشتر اقتصادی، دستمایه کار برخی نویسندگان می شود و اتفاقاً وجه اشتراک همه این داستان ها، نشان دادن فلاکت زندگی این افراد است. گویی در ادبیات داستانی معاصر ایران، مشخصه بارز یک شخصیت داستانی کارمند، مفلوک بودن آن شخص است که حالا به واسطه تکرار بیش از حد این نگاه، به یک تیپ آشنا در ادبیات داستانی ایران تبدیل شده است.

جدیدترین نسخه این ادبیات را می توان در رمان «خوش نشین» نوشته علی موذنی دید که اخیرا منتشر شده است. در این رمان هم مانند بسیاری از آثاری که با این موضوع نوشته می شود، با یک کارمند مفلوک مواجه هستیم که به یکباره تصمیم می گیرد خانه شخصی بخرد. مهرداد کارمند ساده ای است که حقوق ماهانه اش به سختی کفاف زندگی روزمره اش را می دهد، اما به تحریک یکی از همکاران اداری خود به نام عقیلی، تصمیم می گیرد یک واحد آپارتمانی به قول عقیلی، اوکازیون را بخرد.
با توجه به توصیفی که از زندگی مهرداد در همان سطرهای اولیه رمان ارائه می شود، خانه خریدن مهرداد از اتفاق های تقریباً محال در داستان است که وقتی اصرار مهرداد برای این کار ادامه پیدا می کند، کنجکاوی خواننده هم تحریک می شود که ببیند این کارمند ساده و بدون پس انداز مالی لازم چگونه می خواهد در این شهر خانه بخرد.
او با همسرش، بهار و مادر همسرش، پری زندگی می کند. در کنار اصرارهای بی پشتوانه مهرداد برای خریدن خانه، همسر و مادر همسرش در ابتدای امر هیچگونه رغبتی به این کار ندارد و هر دو از در مخالفت وارد می شوند، اما تداوم اصرارهای مهرداد کار خودش را می کند و ابتدا بهار و بعد مادر بهار، پری خانم هم برای خریدن خانه خیز بر می دارند. بهار مانند همه زن هایی که شوهر کارمند دارند و قصد خریدن خانه هم دارند، فداکاری می کند و اجازه می دهد مهرداد علاوه بر فروش لوازم خانه مانند یخچال، تلویزیون، فرش و غیره، طلاهای او را هم بفروشد. وقتی همه این ها توسط سمسارها و طلافروش محل خریداری می شود، تازه متوجه می شوند حتی نصف مبلغ مورد نیاز برای خرید خانه هم جور نشده است. البته با پول ماشین قراضه مرداد که قبل از فدارکاری بهار، فروخته شده است. 
در این وضعیت سخت و ناگوار، پری خانم مانند یک ناجی وارد میدان می شود و با گرفتن وام بازنشستگی خود، مسیر را برای خانه خریدن توسط مهرداد هموار می کند و او خانه را بالاخره می خرد. البته به اسم پری خانم، چون وام به اسم پری خانم است. آنها به خانه جدید اثاث کشی می کنند، اما این تازه اول ماجراست، چرا که خانه خریداری شده با مشکلات متعدد و تقریباً غیر قابل تحمل مواجه است که مهرداد در کمتر دو ماه تصمیم می گیرد آن را بفروشد و این بار پری خانم در مقابل او می ایستد تا مانع از فروش خانه شود، چیزی که برای مخاطب تا حدودی قابل حدس بود.

داستان طرح سرگرم کننده ای دارد و مانند نمایش های رادیویی برای زوج های جوان و کارمندان ساده، قصه آشنایی محسوب می شود، اما برای مخاطب جدی ادبیات داستانی حرف تازه ای ندارد. این که یک کارمند ساده و مفلوک پول خرید خانه را چگونه جور می کند، برای خواننده امروز ادبیات داستانی ایران دغدغه نیست، از نگاه و جهان بینی شخصیت های داستانی چیزی بیان نمی شود. شخصیت مهرداد مانند همه کارمندان ساده و مفلوک فکر و رفتار می کند. تا جایی که در پایان داستان به یک تیپ آشنا در این حوزه تبدیل می شود.
همسرش، بهار هم دستکمی از او ندارد. بهار تقریباً همه ویژگی های یک همسر کارمند ساده و زن خانه دار را دارد. تنها ویژگی او این است که شوهرش مهرداد را با همه نداری هایش دوست دارد. شخصیت پری خانم شاید کمی متفاوت تر از آنها باشد. او شوهرش را از دست داده و چون شوهر مرحومش در زمان حیات خود برای خانواده اش خانه ای نخریده، پری خانم همواره آرزو به دل مانده که یک خانه شخصی برای خود داشته باشد. به نوعی می شود گفت خانواده پری خانم روی دیگر سکه زندگی کارمندان ساده و مفلوک است که تا آخر عمر خوش نشین باقی مانده اند. او حالا اصرار دارد مهرداد خانه ای را که با کل مکافات و قرض خریده با چنگ و دندان نگه دارد.

همین شخصیت تا حدودی متفاوت پری خانم است که بخش های پایانی داستان را تقریباً جذاب تر می کند. بر خلاف مهرداد و بهار که به نوعی رفتار و گفتارهای تیپ گونه در داستان دارند، پری خانم همه ویژگی های یک شخصیت داستانی جذاب را دارد. رفتار و گفتار او تقریباً منحصر به فرد است و شبیه هیچ یک از شخصیت های داستانی نیست. در جایی از داستان که همه جذابیت های قصه به یکباره افول می کند، پری خانم به کمک قصه می آید تا آن را به زیبایی تمام به سر منزل مقصود برساند. اصلا همین ایستادگی او در مقابل مهرداد برای جلوگیری از فروش خانه باعث می شود، گره های تازه ای در قصه بیحال موذنی ایجاد شود. سماجت و سر سختی پری خانم باعث می شود مهرداد خانه را ترک کند به خانه مادرش، عالیه خانم برود. بهار هم که طاقت دوری شوهرش را ندارد، خانه و مادرش را ترک می کند و پیش مهرداد و خانه عالیه خانم می رود. پری خانم در تنهایی خود دچار وهم وخیالات شده و از هوش می رود. در این لحظه است که نویسنده برگ دیگری از دفتر داستان خود را رو می کند و آن هم لطف و مهربانی همسایه هاست که تا قبل از این واقعه، از هوش رفتن پری خانم، باعث فراری شدن آنها شده بودند. نویسنده روی این بخش داستان به حد نیاز کار نکرده است.
در بخش های زیادی از داستان و تا زمان از هوش رفتن پری خانم، تقریباً همه همسایه های خانه جدید آدم های نادرست، بی چشم و رو، بی فرهنگ، قاچاقچی، معتاد، بیمار و بی ملاحظه بودند. شاید برای پشبرد طرح داستانی علی موذنی که مهرداد از خانه جدید خوشش نیاید و پری خانم مقابل او جبهه گیری کند و به این وسیله داستان وارد بخش هیجانی آن بشود. با برآوردن شدن نیت نویسنده، به یکباره و با یک حادثه معمولی، همه معادلات قصه تغییر می کند. دیگر از آن همسایه های بد خبری نیست، بیشتر همسایه در غیاب مهرداد و بهار به داد پری خانم می رسند و مانند پرستاران دلسوز از این پیرزن بیمار مراقبت می کنند تا مهرداد و بهار از راه برسند. به این شکل قصه به پایان می رسد. البته با رفتن پری خانم به پیش عالیه خانم  که او هم بعد از مرگ شوهرش تنها زندگی می کند.
رمان «خوش نشین» پایان خوشی دارد. مانند همه نمایشنامه های رادیویی ویژه مخاطبان عام که در پایان قصه، شنونده نفس راحتی می کشد و ساعتی بعد همه چیز را فراموش می کند، چون تعداد اتفاق های ساده و معمولی زندگی روزمره آن قدر زیاد است که واقعاً نمی شود همه آنها را به خاطر سپرد. مانند آرزوی یک مستاجر که بالاخره موفق می شود خانه بخرد؛ و قصه مهرداد و بهار که با مشکلات فراوان بالاخره صاحب خانه شدند. 

چاپ اول (بهار 1392) رمان «خوش نشین» نوشته علی موذنی در 276 صفحه، شمارگان 3000 نسخه، قیمت 12500 تومان از سوی انتشارات عصر داستان(وابسته به بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان) در تهران چاپ و منتشر شده است.
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها