امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۱۳:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 36520
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۴
تعداد بازدید: 70
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ همگان شعر معروف «با نوای کاروان، بار بندید همرهان» را با صدای حاج صادق ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ همگان شعر معروف «با نوای کاروان، بار بندید همرهان» را با صدای حاج صادق آهنگران شنیده‌اید. به طوری که شاید مردم شاعر را نشناسند ولی حماسه‌خوان آن را می‌شناسند. شاعر این شعر پرسوز و گداز که خیلی‌ها به خصوص رزمندگان سال‌های عاشقی آن را از حفظ هستند، «غلام‌حسین عمرانی» است. وی یکی از شاعران انقلاب اسلامی است که بیشترین دغدغه‌هایش را در قالب غزل می‌ریزد. او اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه است و شعری با عنوان «گرم رفتن» را به حماسه‌خوان جبهه‌ها، حاج‌ صادق آهنگران، تقدیم کرده است. او در این شعر از سال‌های جبهه و جنگ یاد می‌کند و دوست دارد، دوباره صدای آهنگران شعرش را منتشر سازد.

دکتر غلام‌حسین عمرانی، در قالب نیمایی با نوحه‌خوان و حماسه‌سرای جبهه‌ها درد دل کرده است که آن دلدادگی‌اش در زیر می‌آید؛
«خاطراتی مانده بر دوش تفنگ
با نوای صادق آهنگران
حاج صادق جان، بخوان!

کاروان کشته‌ی پروانه‌ها را می‌برند
تا شب سنگرنشینان،
همرهان
حاج صادق جان؛ بخوان!
با چفیه با پلاک!
با همین وجدان پاک
دم بگیرید از سپیده تا اذان؛
با نوای کاروان!
بار بندید همرهان!
بوی سبزه، بوی خاک
بوی دفع دشمن و راز و نیاز
با یونیفرمی به تن!
چفیه‌ای بر گردن و پوتین سربازی به پا
رو به سوی جبهه‌ی بازی دراز

عشق می‌خواند خدا را با نوای کاروان
کربلا شد خاک ایران یا حسین
نام زهرا شد کتاب خواندنی
ای حماسه در صدایت ماندنی
مرثیه‌های حماسی را بخوان!
قبل از آن که بار بگشایند این جا همرهان
آن نوای گرم رفتن را بخوان!
باز، شعرم قصد جبهه کرده است

روضه‌خوان می‌گفت دیشب در اذان
یا علی گفتیم با دریادلان
تا زمین کربلا راهی نماند ای همرهان!

این پرستوها به لانه برنمی‌گردند، هان!

دست‌هامان بوی تابوت شهیدان می‌دهند

تا سحر، قصد دیار کرب و بلا داریم، ما ...»

البته نباید از یاد برد که اشعار معروف دیگری هدیه طبع عمرانی به علاقه‌مندان شعر انقلاب اسلامی است؛
- کاروان رفته منزل به منزل

- آن شب که روی دست‌ها روح مرا بردند

و وقتی که این اشعار با نوای حماسی و گاهی اوقات محزون نغمه‌سرایان جبهه و جنگ در می‌آمیخت، بیشتر جلوه می‌کرد. بیشتر شعرهای دکتر عمرانی در حال و هوای دفاع مقدس را می‌توان در مجموعه «به روایت ققنوس» که توسط نشر تجلی مهر، منتشر شده است به تماشا نشست.

قابل ذکر است دکتر عمرانی اکنون به غیر از شاعری به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول است. در پایان با شعری از وی که بر پیشانی آن نوشته است؛ «خطابه‌ای برای خودم!» این یادداشت را به پایان می‌بریم.
«در حوالی باران
قدم می‌زنم
شب است
و من منتظر یک لحظه هستم
و من منتظر یک لحظه ...
نمی‌دانم
نیمه شعبان است و یا ...؟
نیمه رمضان!
که دلم دو نیمه شده‌ست
شب از نیمه گذشته است
اول آبان است و یا ...؟
آخر ماه دی!
چه فرقی می‌کند
هنوز پشت همان خاکریزم».
(به روایت ققنوس ص 79)
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار