امروز : جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ - 2017 November 24
۲۳:۰۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 37435
تاریخ انتشار: ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۳
تعداد بازدید: 165
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، اول شهریور سالروز میلاد حکیم ابن‌سینا و روز پزشک است. به همین مناسبت، ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، اول شهریور سالروز میلاد حکیم ابن‌سینا و روز پزشک است.
به همین مناسبت، بخش‌هایی از کتاب جدید التألیف «سخن ابن سینا و بیان بهمنیار» به قلم غلامحسین ابراهیمی دینانی را مرور می‌کنیم:
 کسانی که با تاریخ جهان اسلام آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که در نظر اهل تحقیق قرن چهارم و پنجم هجری دارای اهمیت بسیار است و از قرن‌های درخشان و شکوهمند شناخته می‌شود. اهمیت این دو قرن به اندازه‌ای است که از آنها به عنوان قرن‌های طلایی سخن به میان آمده‏ است. شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا در نیمه دوم قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم زندگی کرده و آثار علمی و فکری گرانبهای خود را به وجود آورده است. در نسخه‌های بالنسبه قدیمی (تتمة صوان الحکمة و أنباءالعلماء بأخبار الحکماء) شماره آثار علمی و فکری ابن‌سینا بالغ بر چهل اثر شناخته شده‏ است، ولی در نسخه‌های جدید «تتمة صوان الحکمة»  شماره آثار این فیلسوف بسی بیشتر از این ذکر شده و در نسخه ایاصوفیه رقم این آثار با شماره 145 اثر مشخص  شده است. تردیدی نیست که بسیاری از آثار عمده ‏و بنیادی ابن سینا از میان رفته و به دست ما نرسیده است.

*ابن سینا در «الانصاف» به تعارض اندیشه شرق و غرب پرداخته است

‏از جمله آثار عمده و بنیادی ابن فیلسوف بزرگ که متأسفانه از میان رفته و جامعه بشری از آن بی نصیب مانده است کتاب الإنصاف را باید نام برد. گفته می‌شود که این کتاب در بیست مجلد و مشتمل بر بیست و هشت هزار مسئله بوده است. از آنچه شیخ در رساله «اختلاف‌الناس» مطرح کرده چنین بر می‌آید که او در کتاب الانصاف خود علما و اندیشمندان را به دو گروه مشرقی و مغربی تقسیم کرده و معتقد است آنچه اندیشمندان مشرقی می‌گویند غیر از آن چیزی است که متفکران مغربی به آن باور دارند. شیخ‌الرئیس در کتاب الإنصاف کوشیده است به بررسی تعارض میان اندیشه شرقی و تفکر غربی بپردازد و بر اساس انصاف در این باب داوری نماید. او در کتاب المباحثات خود نیز به این مسئله اشاره کرده و از کتاب الإنصاف و انگیزه تألیف و تصنیف آن سخن به میان آورده است.

*حکمت خسروانی جریان فرهنگی سرزمین پهناور ایران است

گاه‌گاه گفته‌ می‌شود آنچه اندیشه‌های مشرق زمین خوانده می‌شود و ابن سینا در میان آنها و تفکر مغرب زمین مقایسه به عمل آورده و از روی انصاف به داوری نشسته است چیست و از کجا تحقق پیدا کرده است؟ در پاسخ به این سخن باید گفت مشرق از جهت جغرافیایی بسیار وسیع و گسترده بوده و از نظر فکری و فرهنگی هم متنوع و گوناگون شناخته می‌شود. از سوی دیگر اسنادی در دست نداریم که نشان دهد ابن سینا با فرهنگ‌های مختلف مشرق زمین آشنایی داشته است. بنابراین وقتی در آثار ابن سینا از مشرق در مقابل مغرب سخن به میان می‌آید می‌توان گفت که منظور او همان چیزی است که حکمت خسروانی خوانده می شود. حکمت خسروانی همان جریان فرهنگی است که در سرزمین پهناور ایران به ظهور رسیده است.

*اساس اندیشه ابن سینا در آثار ارسطو مشهود نیست

ابن سینا حتی در آثار دیگری که از او به جای مانده و آنها را حکمت عام و رایج خوانده است، در همه موارد با ارسطو هماهنگی ندارد و به گونه‌ای واضح و آشکار از حوزه اندیشه‌های او خارج شده و فراتر رفته است. آنچه اساس فلسفه و بنیاد اندیشه ابن سینا شناخته می‌شود در آثار ارسطو مطرح نشده و کسی هم درباره آنها سخن نگفته است. این فیلسوف بزرگ  ‏با طرح انسان معلق به جایگاه علم حضوری اشاره کرده و کوشیده است نشان دهد که انسان همواره خودش برای خودش حاضر است و همین حضور خویش برای خویش است که منشأ هرگونه معرفت و شناخت به شمار می آید. او از طریق تأمل در وجود نیز به برهان صدیقین سامان بخشید و این دستاورد بزرگی است که پیش از ابن سینا کمتر کسی به آن توجه داشته است.

مسئله تفکیک وجود از ماهیت که زیر بنای قول به اصالت وجود یا ماهیت است و در واقع اساس و بنیاد همه مسائل فلسفی دیگر به شمار می‌آید، از کارهای ابن سینا شناخته می‌شود و او به زیبا‌ترین شکل و در محکم‌ترین مرتبه آن را بیان کرده است. او به این صورت این مسئله را مطرح کرده که می‌گوید همه ما می‌توانیم مثلث را ادراک کنیم و به تصور در آوریم، ولی در عین اینکه آن را ادراک می‌کنیم می‌توانیم در وجود خارجی آن شک و تردید داشته باشیم. ‏این مسئله نیز مسلم است که آنچه آن را ادراک می‌کنیم و معلوم ما واقع می‌شود غیر از آن چیزی است که در وجود آن تردید داریم و تحقق خارجی آن برای ما معلوم نیست. این غیریت و دوگانگی به روشنی نشان می‌دهد که وجود عینی و حتی خارجی همان چیزی نیست که تحت عنوان ماهیت یک شی‌ء مورد بررسی واقع می شود.

مسائل بنیادی و عمده‌ای که در آثار ابن سینا مطرح شده و تاریخ طرح آنها پیش از این فیلسوف بزرگ به روشنی معلوم و آشکار نیست فقط در چند مسئله محدود و خلاصه نمی‌شود. بسیاری از آنچه ابن سینا به آن دست یافته در آثار شارحان ارسطو دیده نمی‌شود و از سنخ اندیشه‌های ارسطو هم به شمار نمی‌آید.

*ابن سینا در عالم تفکر و اندیشه ارسطو توقف نکرد/وی وابستگی فکری ندارد

‏بزرگی ابن سینا در این است که وابستگی فکری ندارد و در فضای فلسفه ارسطو محدود و مقید باقی نمی‌ماند. او در احاطه و اشراف نسبت به اندیشه‌های ارسطو اگر برتر و بالاتر از ابن رشد نباشد به هیچ وجه کمتر از او نیست. ولی ابن سینا در عالم تفکر و اندیشه، توقف ندارد و همواره تعالی پیدا می‌کند و فراتر می‌رود. ارسطو را می‌خواند، ولی از بالا به او نگاه می‌کند. ذهن وقّاد و فکر نقاد ابن سینا همه چیز را به محک آزمایش زده و در معرض نقد قرار می‌دهد. قرائت او از آثار ارسطو بر اساس بصیرت و از روی نقادی است. این فیلسوف بزرگ، سطحی و ساده اندیش نیست و همه چیز در عالم اندیشه او از ‏محسوس به معقول می‌رود و از معقول به محسوس باز می‌گردد. فرا رفتن از محسوس به معقول و فرود آمدن از معقول به محسوس راه درست و متین اندیشیدن است. تنها از این طریق است که می‌توان چهره معقول جهان را در صورت محسوس آن و صورت محسوس آن را در چهره معقول آن مشاهده کرد.

*عقل، فیض واحد و یگانه الهی است که مراتب متفاوت دارد

در نظر ابن سینا رابطه میان عالم معقول و جهان محسوس و اتصال آنها به یکدیگر بر اساس قول به وجود کلی طبیعی توجیه و تفسیر می‌شود. او در شرح کتاب «اثولوجیا» هم درباره مسئله عقل و ارتباط آن با این جهان به گونه‌ای سخن می‌گوید که با آنچه درباره کلی طبیعی مطرح کرده است سازگاری دارد. او در این کتاب می‌گوید عقل، فیض واحد و یگانه الهی است که در مراتب متفاوت تنزل پیدا می‌کند و پس از نزول به مرحله نفس به مرتبه طبیعت هم فرود می‌آید. احاطه عقل به عالم طبیعت و تنزل آن تا جایی که عناصر جهان ناسوتی را تشکیل می‌دهد، به معنی این است که عالم حتی در همه شؤون خود معقول است و در نتیجه بهترین جهان ممکن به شمار می‌آید. عقل اشرف موجودات است و در عالم امکان موجودی که افضل و برتر از آن باشد قابل تصور نیست. در جایی که عقل به طور مستقیم حضور ندارد آثار عقل به گونه‌ای دیگر قابل درک و دریافت است. در عالم حیوانات، عقل به طور مستقیم عمل نمی‌کند ولی به گونه‌ای دیگر همواره فعال است و با مجهز ساختن هر نوع از انواع حیوانات به ابزار و آلات دفاعی ادامه زندگی آنها را میسر می‌سازد.

فاصله میان ابن رشد و ابن سینا آنچنان فاصله‌ای است که می‌توان آن را با فاصله میان مغرب و مشرق همانند دانست. آثار فلسفی ابن رشد در مغرب زمین با استقبال فراوان روبرو گشته و به دنبال آن برخی از حرکت‌های فکری و ماجراهای اجتماعی و دینی به وجود آمد که آثار این فیلسوف مسلمان در ایران اسلامی در طول تاریخ کمترین خواننده را داشته و به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته است.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها