امروز : یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 23
۱۸:۵۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 38254
تاریخ انتشار: ۳ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۲
تعداد بازدید: 112
آقای طلایی آنچه درباره شورای شهر اول تهران گفته می‌شود. با وجود آنکه شورای اول ترکیب یکدست اصلاح‌طلبی داشت، به نظر شما چرا دچار چند دستگی و اختلافات ...

آقای طلایی آنچه درباره شورای شهر اول تهران گفته می‌شود. با وجود آنکه شورای اول ترکیب یکدست اصلاح‌طلبی داشت، به نظر شما چرا دچار چند دستگی و اختلافات شد؟

بنده با این صحبت که ما ایرانی‌ها توانایی فعالیت‌های گروهی و جمعی نداریم مخالف هستم زیرا نمودهای متعددی از مشارکت جمعی مردم برای رسیدن به اهداف واحد در ادوار تاریخ مشاهده می‌شود. به‌ عنوان نمونه، ایستادگی‌های کم نظیری که مردم ما در برابر تهاجم‌های خارجی داشته‌اند یا موفقیت‌های ورزشی که در عرصه‌های گروهی داشته‌ایم، همه اینها نشان می‌دهد که روحیه کار جمعی و مشارکت در بین ایرانیان اگر بیشتر از سطح استانداردها نباشد کمتر نیست. اما اینکه چرا این اتفاق در شورای شهر اول روی داد، قابلیت این را دارد که از جنبه‌های علمی‌تر و تخصصی‌تر مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. نگاهی به پیشینه قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا و جایگاه آن در قانون اساسی به وضوح به اشکالات ماهوی در خصوص این نهاد نوپا و کم تجربه در ساختار بسیط اداری ایران اشاره می‌کند. ناکارآمدی قانون سال 1375 شوراهای اسلامی شهر و اصلاحیه‌های بعدی آن به حدی است که عملا در اغلب شهرها و کلانشهرها، مدیریت عمومی شوراها را در پهنه شهرها با چالش‌های متعدد و گوناگونی روبه‌رو ساخته است. زمانی که این امر با بی‌تجربگی دستگاه‌های اجرایی دولت و ناپختگی اعضای شورای شهر اول پیوند خورد، بازخوردهای نامطلوبی در سطح شهر شکل گرفت که نتیجه آن تعطیلی شورای شهر اول قبل از اتمام دوره آن بود. در اولین تجربه نظام شورایی، دولت ناخواسته و ندانسته خود را پدرخوانده نهاد شورا میدانست و از این مجرا به‌واسطه نبود نهادهای متولی امور شورا همچون شورایعالی استانها در امور شوراها دخالت کرد. اتفاقی که الان در سطح شهرستان‌های کوچک و روستاها رخ می‌دهد، چون که ساختارهای بسیط حکمرانی عموما اجازه فعالیت به نهادها و سازمانهای مردمی نمی‌دهند و این به عقیده بنده تا حدودی عملی ناخواسته است.

در خصوص کیفیت و میزان ورود مباحث سیاسی در شورای شهر نظرات مختلفی بیان شده است. به نظر شما حد و مرز حضور یا وجود سیاست در نهادی مثل شورای شهر کجاست و خود شما از همین منظر چه آسیب‌هایی را برای شورای چهارم محتمل می‌دانید؟

متاسفانه تعریفی که از سیاست وجود دارد، برداشت به (مصداق‌های اشتباه) شده است. اندیشمندان علوم سیاسی در تعریف از مفهوم سیاست آن را هنر و علم بهتر مدیریت کردن منابع در راستای اهداف و خواسته‌های مردم و حکومت می‌دانند. بر اساس این تعریف، سیاست و فرایند سیاستگذاری در شورای شهر تهران حد و مرزی نخواهد داشت اما سیاست‌زدگی جایگاهی ندارد؛ چنانکه از مفهوم واژه سیاست‌زدگی بر می‌آید، معنی به حاشیه بردن اهداف و آرمان‌ها و صرف منابع و انرژی‌ها برای چالش‌ها و درگیری‌های گروهی، حزبی و فردی به دست می‌آید. به تعبیری دقیق‌تر سیاست‌زدگی زمانی شکل می‌گیرد که اصل و فرع جابه جا شوند؛ اتفاقی که در دوره اول شورای اسلامی شهر تهران افتاد. شورای اسلامی دوره چهارم نیز با توجه به ترکیبی که دارد، اگر عرصه و مجال سیاست‌بازی شود، بی‌شک سیاست‌زدگی و منفعت‌گرایی‌های حزبی و فردی بر سیاست‌گذاری و خواسته‌های مردم تقدم و برتری می‌جوید. در پس این افتراق آسیب‌های زیادی پنهان است که دود آن مستقیما به چشم مردم می‌رود. امید است هرگز چنین اتفاقی پیش نیاید.

به نظر شما تنها موارد و مسائل سیاسی ناکارآمدی شورای شهر اول را رقم زد؟

بی‌شک عوامل متعددی در حوزه عملکرد شورای شهر وجود دارند که اختلالاتی در کار ویژه‌های آن صورت می‌دهند؛ عواملی که یک سر آن در تنگ‌نظری‌های فرهنگی و معرفت‌شناسانه است و سر دیگر آن در محدودیت‌های قانونی و حقوقی، محدودیت‌های عملکردی، ناتوانی‌های مالی، ناهماهنگی‌های مدیریتی، نبود کارایی و اثربخشی مناسب، فشارهای سیاسی و نهایتا در ناتوانی در تحقق وظایف مردمسالاری است که شرح هر کدام از آنها بی‌شک خود شاهنامه‌ای است.

منظور از تنگ‌نظری‌های معرفت‌شناسانه اشاره به نگرش‌های بیرونی به شوراست؟

منظور همان نگاه‌های بیرونی و شناختی به شوراست. شاید این مساله در سطح شورای کلانشهرها نمود خاصی نداشته باشد، ولی بعضا در سطح شهرستان‌ها مردم و ادارات دولتی به اعضای شوراها نگاهی سرباری دارند که براساس آن اعضای شورا افرادی ناکارآمد، بی‌تخصص و بیسواد تلقی می‌گردند که به واسطه قانون شوراها، دست و پا گیر ادارات دولتی شده‌اند. در حالی که این نگاه بسیار بسته و تنگ‌نظرانه است. شوراهای شهر و روستا به واسطه عوامل متعددی که ذکر کردیم، به سمتی سوق داده شده‌اند که انتظارات مردم از آنها برآورده نشود. البته الان شوراها در جایگاه به مراتب بهتری نسبت به دوره‌های قبلی قرار دارند. شما به تعدد نامزدهای انتخاباتی در شوراهای شهر و روستا نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که الان نگاه مردم نسبت به شوراها تغییراتی کرده است اما هنوز در ابتدای راه هستیم و امیدواریم که بتوانیم با مدیریت مسائل حاشیه‌ای پیرامون شوراها، افق و چشم‌انداز مطلوبی پیش روی شوراهای شهر و روستا قرار دهیم.

معطوف به همان تجربه شورای اول تهران، به طور مشخص بفرمایید غالب شدن سیاست بر وجوه دیگر زندگی و مدیریت شهری چه پیامدهای محسوسی دارد؟

سیاست‌زدگی و توجه به منافع حزبی و شخصی فرایند سیاستگذاری را با موانع اساسی مواجه می‌سازد. سیاست‌زدگی در گام اول با قراردادن حاشیه به جای متن، توجه سیاستگذاران را به مسائل حاشیه‌ای جلب کرده و با درگیر شدن در مباحث نامربوط با خواسته‌های اساسی مردم از اولویت‌بندی نیازها و مشکلات اساسی جامعه دور شده و نهایتا نهاد سیاستگذار را به ناکارآمدی کشانده یا مامنی برای تامین منافع فردی و حزبی می‌گرداند. با این نگاه اگر بخواهیم عملکرد شورای اسلامی دوره چهارم را در مقایسه با دوره اول در نظر بگیریم، تجربه سه دوره نهاد شورا پیش روی مجموعه مدیریت شهری قرار دارد. فارغ از مباحثی که جزء وظایف ذاتی شوراها در انتخاب شهردار و رئیس شورای شهر است، آنچه که عاملی در تثبیت عملکرد و وظایف این نهاد بدون به حاشیه بردن خواسته‌ها و اولویت های مردم است، اصل همدلی و برادری است تا روحی از همکاری و مشارکت بین اعضا شکل بگیرد که خروجی آن تحقق خواسته‌ها و اولویت‌های اساسی شهروندان شهر تهران باشد. اما اگر تفرق بر همکاری و همدلی و مشارکت غلبه پیدا کند، سرنوشت و عملکرد شورای دوره چهارم، شکل دیگری پیدا خواهد کرد. همدلی چشم‌انداز روشنی از تحقق مدیریت کارآمد و یکپارچه شهری و تحقق حکمرانی خوب شهری را نمایان می‌سازد.

به‌عنوان نمونه نگاهی به عملکرد مدیریت شهری در دوره سوم شورای شهر تهران بیندازیم. شورایی که اصل و مبنایش بر هماهنگی و مشارکت بود. برون داد این امر چه بود؟

کمترین نگاه به وضعیت شهر تهران و مقایسه آن با دوره‌های گذشته، پاسخ مناسبی به این پرسش است. تهران سال‌های گذشته، شهری بود که میراث‌دار مشکلات و مسائل خواسته و ناخواسته‌ای شده بود که شرایط زیست سالم برای شهروندانش وجود نداشت. ترافیک، آلودگی هوا، ناوگان فرسوده حمل و نقل عمومی، نبود متروی توسعه یافته، بافت فرسوده شهری، نابسامانی محورهای ترافیکی، انواع مختلف معضلات اجتماعی و مسائل متعدد دیگر جزء جدانشدنی تهران شناخته می شدند؛ چالش‌هایی که روان شهروندان تهرانی را آزرده می‌ساخت. اما الان به پاس همدلی و مشارکت و تلاش‌های شبانه‌روزی مجموعه مدیریت شهری تهران گام‌های اساسی برای رفع این معضلات برداشته شده است. هرچند که نمی‌توان منکر اشکالات بود و نقدها را باید پذیرفت، ولی آنچه که هست و مردم به چشم خود می‌بینند، موفقیتی است که در پس همدلی، مشارکت و اعتماد شکل گرفته است. حال تفرقه و افتراق بی‌شک اولویت‌های اساسی نظام سیاستگذاری مدیریت شهری را تغییر خواهد داد و منابع و قابلیت‌ها صرف زد و بندها یا زد و خوردهای سیاسی خواهد شد. در چنین شرایطی نه خبر از افتتاح ایستگاه مترویی خواهد بود، نه مدیریت شهری یکپارچه‌ای شکل خواهد گرفت، نه اتوبانی ساخته خواهد شد، نه شرایط زیست مطلوب شهری فراهم خواهد آمد و هزاران نه دیگر که برون داد افتراق و چنددستگی است. لذا با توجه به ترکیب و تنوع شورای اسلامی دوره چهارم که از نقاط قوت آن به‌حساب می‌آید، انتظار است که به سمت بلوغ و جهش نظام شورایی در سطح کشور حرکت کنیم و این تجربه را نیز به شوراهای دیگر شهرها منتقل کنیم.

البته به نظر می‌رسد تبعات منفی شورای شهر اول بیش از هر کس ابتدا گریبان خود اصلاح طلبان را گرفت و منجر به شکست آنها در ‏انتخابات دور بعدی شد. به نظر شما تبعات عملکرد سیاسی یا سیاست‌زده شورای شهر اول معطوف به اعتبار جایگاه شورا و دلزده ‏شدن مردم نسبت به یک تجربه جدید مثل شوراها چه بود؟

خب تبعات این مساله، گسترده است. بخشی از تنگ‌نظری‌های معرفتی و فرهنگی که نسبت به شوراهای شهر کماکان ‏وجود دارد، مربوط به تجربه تلخ شکستی است که در گذشته اتفاق افتاده است. اما نباید یکجانبه ‏قضاوت کرد. شورای شهر اول بنیان نهاد شورایی در کشور را برجا گذاشت و شیوه‌ها و قواعدی را طرح و تدوین کرد ‏که از قبل وجود نداشتند. به‌عنوان مثال بحث ساختار شوراها، آیین‌نامه‌های داخلی، نحوه اداره جلسات، مباحث مربوط به ‏کمیسیون‌ها در این دوره تدوین شد ولی آنچه سایه آن برسر نهاد شورای اول سنگینی می‌کند، تداخلاتی است که در ‏حوزه وظایف و کارکرد این نهاد شکل گرفته بود. در آن زمان نگاهی سیاست‌زده به وظایف شورا وجود داشت و از بطن ‏وظایف اجتماعی و مدیریت شهری شورای شهر برداشتی فرافکنانه می‌گردید و این مجال سخنرانی‌های تند آتشین و افراطی‌گری‌ها را به روی برخی از اعضای شورای شهر باز کرد و دلزدگی مردم را به‌وجود آورد. اختلافات اعضای شورا در ‏فضای رسانه‌ای بدون توجه به آسیب‌هایی که از تبعات آن ناشی می‌شد، حتی دولتی که قیم نهاد شوراها در سطح کشور ‏محسوب می‌گردید را وادار کرد شورای شهر تهران را منحل کند و این از نگاه مردم امر مطلوبی به نظر نمی‌آمد. ‏تندروی‌هایی که در آن زمان شکل گرفت، مردم را نسبت به جریان اصلاح‌طلبی بدبین ساخت. این شد که آثار آن در انتخابات ‏شورای اسلامی شهر تهران خود را نشان داد و بعدا نیز این پدیده به انتخابات ریاست جمهوری کشیده شد. ‏

به نظر شما ترکیب اعضا و تغییری که در روند کلی جریانات سیاسی کشور شکل گرفته است، چه تاثیری در کار ویژه‌های نهاد شورا در بحث انتخاب شهردار و هیات رئیسه آن دارد؟ آیا فشارهای سیاسی بیرون از نهاد شورا می‌تواند اختلالی در عملکرد آن ایجاد کند؟

تاثیرگذاری و تاثیرپذیری نهاد شورای شهر از عوامل بیرونی و موج‌ها و جریانات سیاسی، به درجه استحکام روابطی بستگی دارد که میان اعضای خانواده شورا وجود دارد. اگر تفرقه و افتراق حاکم باشد، تاثیرپذیری بالا می‌رود و بالعکس، اگر اتحاد و یکپارچگی وجود داشته باشد، تاثیرگذاری خود را نشان می‌دهد. لذا با توجه به وضعیت این شورا و تجربه شورای دوره اول تصمیم گرفتیم با تعیین شاخص‌های عقلانی در سه حوزه موردنظر و با استفاده از خرد جمعی تصمیم منطقی‌ای در فضایی از تعامل و دوستی اتخاذ کنیم که در آن اقتدار و استقلال نهاد شورا حفظ شود و توجه اساسی و ویژه‌ای نیز به خواسته‌ها و اولویت‌های اساسی مردم صورت بگیرد. هر چه که باشد نهاد شورا رو به بلوغ در عرصه سیاستگذاری (تدوین، نظارت، بازخورد) است و کاربست شیوه‌های عقلانی در کار ویژه‌های آن کمک ویژه‌ای به این امر می‌کند. لذا در سایه مصلحت‌های عمومی، منافع مردم شهر و توانمندی‌های اشخاص، شاخص‌هایی تعیین شده و انتظار است که با کمک آن، فضای عقلانی بر بستر این مناسبات حاکم گردد و سیاست‌زدگی شکل نگیرد. همه امید ما در شورای شهر این است که هر کس به عنوان رئیس شورای شهر یا شهردار تهران انتخاب می شود، پایبند به مبانی اعتقادی و عقلانی در اداره امور شهر براساس مولفه های حکمرانی خوب شهری با توجه به شاخص هایی که تعیین کرده ایم باشد، زیرا این امر از موازی کاری ها و هدر دادن پتانسیل های پیشرفت شهر جلوگیری می کند.

شورای اول و اتفاقات و عملکرد آن برای خود شما در شورای سوم چه درس و تجربه مهمی داشت که اینک در شورای چهارم هم می توان آن را به دوستان دیگر منتقل کرد؟

تجربه نشان داده است اگر در خصوص رسیدن به یک هدف و انجام یک عمل، همدلی وجود نداشته باشد، همزبانی هیچ کمکی نخواهد کرد. این بزرگترین درسی بود که شورای شهر اول در اختیارمان قرار داد؛ درسی که تاثیر فراوانی بر عملکرد بهینه و مطلوب شورای دوره سوم داشت.

به عقیده بنده شورای سوم از شورای شهر دوم واقعی تر و پویاتر نقش ایفا کرد، آن هم به خاطر تنوع و تضارب آرای سازندهای بود که همواره در تمام دوره شورا همراه اعضا بود. زمانی که در یک خانه اختلافات اعضای خانواده بین خودشان حل و فصل شود و بعد خارجی و رسانه ای پیدا نکند، از چنین خانه ای مردم بوی محبت، دوستی و آرامش احساس خواهند کرد و نسبت به کارکردهایش اعتماد خواهند کرد. این اتفاقی بود که در دوره سوم شورای شهر تهران صورت گرفت.

تنوع و تضارب آراء اگر از مجاری درست و دور از هیاهو دنبال شود، تقابل نگاه ها شکل نمی گیرد که بعدها در قالب انتقام‌جویی های حزبی و سیاسی خودش را در بهانه گیری ها و تخریب ها نشان دهد. این بود که همواره سعی شد با توجه به یکدست نبودن شورای شهر تهران، کارنامه ای از خود به جا بگذاریم که امروز مردم شریف تهران با رضایت خود به آن نمره داده‌اند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار