امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۲:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 38643
تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۰۹:۰۴
تعداد بازدید: 141
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس نشست این هفته عصر تجربه با هدف انتقال تجربیات داستانی ابراهیم حسن‌بیگی ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس نشست این هفته عصر تجربه با هدف انتقال تجربیات داستانی ابراهیم حسن‌بیگی در بنیاد ادبیات داستانی با حضور این نویسنده برگزار شد.
 
* خواندن کتاب خاطرات و زندگینامه را از آثار ادبی یک نویسنده موثر‌تر می‌دانم 

حسن‌بیگی در این نشست با اشاره به اینکه برای من به عنوان نویسنده که کتاب هم می‌خوانم یکی از جذاب‌ترین کارها مطالعه یادداشت‌های نویسندگان از پشت صحنه نوشته‌هایشان است، گفت: در کنار کتاب خواندن یکی از جذاب‌ترین کارها خواندن یادداشت‌ها و مکتوبات نویسندگانی است که از پشت صحنه و تجربیات نوشته‌های خود مطالبی را مکتوب کرده‌اند، لذا خواندن کتاب خاطرات و زندگینامه را از آثار ادبی یک نویسنده موثر‌تر می‌دانم و من مدت‌ها با خواندن آنها تحت تاثیر قرار می‌گیرم.

وی افزود: در ایران متاسفانه نویسندگان و حتی پیشکسوتان ما خیلی کم دست به نوشتن کتاب‌های خاطره می‌زنند تا پس از درگذشت آنها چاپ و مورد ‌استفاده قرار گیرد. کاری که در خارج نویسندگان بزرگ دنیا این عادت را دارند که یادداشت‌های روزانه می‌نویسند. 
 
* متاسفانه در ایران نویسندگان اندکی از پشت صحنه آثارشان یادداشت می‌نویسند

این نویسنده گفت: از نویسندگانی که در ایران می‌شناسم محمود دولت‌آبادی از این جمله است که اخیرا چند کتاب از او دیدم که یادداشت بودند و در همان‌ها پیرامون تجربیات و از پشت صحنه کتاب‌ها و رمان‌هایش مطالبی را مکتوب کرده بود که برای من تاثیر‌گذار است. 

وی ادامه داد: من تجربه نویسندگی را یکی از شاخص‌های اساسی کار نوشتن می‌دانم. یعنی اگر چند موضوع را به عنوان شاخص در نظر بگیریم استعداد یکی از عناصر مهم و تجربه ویژگی‌ از آن مهمتر است.

* ضمیر و تجربیات نویسنده باید مملو از تجربیاتی باشد که در زندگی وجود دارد

حسن‌بیگی با تاکید بر جمله‌ای از شهید آوینی اضافه کرد: ضمیر و تجربیات نویسنده باید مملو از تجربیاتی باشد که در زندگی وجود دارد، اما استثنائاً ممکن است برخی از نویسندگان باشند که بدون سیر و سفر، تجربه، رابطه با محیط و تنها در خلوت خود اقدام به نوشتن می‌کنند، ولی من نویسنده‌ای بودم که تجربه خوبی از زندگی داشتم. هیچگاه زندگی راکد و ساکتی نداشته‌ام و همواره در حال تکاپو، سفر، ارتباط و کسب تجربه بوده‌ام.

حسن‌بیگی ضمن اشاره به اینکه اگر قرار باشد درباره 80 درصد آثارم به خصوص رمان‌ها صحبت کنیم باید به پشت صحنه‌های مفصلی اشاره کنم، تصریح کرد: همیشه آرزو داشتم یک وقتی فرصت کنم و راجع به پشت صحنه رمان‌ها مطالبی بنویسم که هنوز این فرصت پیش نیامده است.
 
* اولین اثرم به نام «جشن گندم» بود

نویسنده رمان «محمد (ص)» درباره تجربیات نویسندگی خود، تاکید کرد: من از سال 60 آغاز به نوشتن کردم که حدودا 23 ساله و ساکن بندر ترکمن استان گرگان بودم. متولد یکی از روستاهای ترکمن صحرا هستم. زندگی با مردم ترکمن بخشی از تجربیات و کار نویسندگی را پدید آورد و نخستین اثری که نوشتم به نام «جشن گندم» درباره ترکمن‌ها بود. البته چند کتاب دیگر هم نوشتم اما بعد‌ها از این تجربه در رمان‌ها استفاده کردم.

به گفته وی، شاید یکی از دلایلی که باعث نوشتن داستان‌های کوتاه در مجلات ‌شده و از حوزه هنری چاپ می‌شد همین مضمون اقلیمی بودن آثار من بود که مورد توجه دوستان قرار می‌گرفت. کتاب جشن گندم در اولین جشنواره کتاب کودک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سوی هیئت داوران برترین اثر شناخته شد و دلیل آن توجه خاص نویسنده به مسائل اقلیمی و ترکمن‌ صحرا عنوان شده بود. این نشان می‌دهد من بخشی از تجربه‌ها را در آثار خودم منعکس می‌کنم، اما سال 64 تصمیم گرفتم به کردستان بروم. از این اتفاق شادمان نبودم چون خبرهای بدی از آنجا به ما می‌رسید. اتفاقات و حوادث جنگ برای من حائز اهمیت بود.

* حاصل تجربیات حضورم در کردستان کتاب «کوه و گودال» شد

حسن‌بیگی خاطرنشان کرد: این حوادث نظامی برایم جذاب بود. یکی از دوستانم پیشنهاد داد و من پذیرفتم و تصمیم گرفتم به کردستان برویم و در سازمان تبلیغات کار کنیم ولی دوستم با گرفتن یک فال حافظ به این سفر نیامد.

وی گفت: 4 سال حضور در کردستان برای من واقعا تجربه خوبی بود، به طوری که غیر از مسائل کردستان آن زمان چیز دیگری هم نمی‌توانستم بنویسم و اولین کتابی هم که از من به صورت جدی چاپ شد کتاب «چته‌‌ها» بود. مجموعه داستان‌هایی که در کردستان رخ داده بود؛ سال 67 با پایان جنگ من برگشتم. حاصل تجربیات کردستان کتاب «کوه و گودال» بود. مجموعه داستانی که در آن دوران هم چاپ شد.

* فیلمنامه «نشانه‌های صبح» گم شد و مجبور شدم رمان بنویسم

وی با تاکید بر اینکه یکی از ویژگی‌های این کتاب توجه به شاخص‌های بومی و منطقه‌ای است، تصریح کرد: تاکید من آن زمان این بود که افراد حاضر در داستانم باید کرد باشند تا توصیف فضا و مکان کردستان واقعی باشد، که البته حاصل تنها این دو کتاب نبود و بعدها کتاب «نشانه‌های صبح» که درباره جنگ پاوه بود که با نگاه خاصی در سنندج پیرامون محاصره پاوه و حضور شهید چمران نوشته شد. برای تالیف این اثر آدم‌هایی مواردی را برای من تعریف کردند که خودشان درگیر جنگ پاوه بودند و برایم از جزئیات می‌گفتند. ابتدا قرار بود آقای زم از آن فیلم بسازد اما فیلمنامه گم شد و مجبور شدم رمان را در کارگاه رمان بنویسم.

وی افزود: اگر نویسنده‌ای علاقمند است و صرفا کاسب نیست و نمی‌خواهد با نوشتن داستان‌های بومی و اقلیمی کسب عنوان کند یا عناوین کتاب‌هایش را بالا ببرد، بهتر از بنویسد البته من اینگونه نبودم و ذاتم به نحوی است که آرام و قرار ندارم، دورانی که در حوزه هنری بودیم همین ناآرامی مرا وارد سفرهای مختلف کرد که حاصل خوبی داشت.

* 16 ساله بودم که شعر می‌گفتم/ یکی از علاقه‌های شدید من سینما بود/ اجازه رفتن به سینما نداشتم چون خانواده و پدرم مذهبی بودند

این نویسنده ابراز داشت: تا این هنگام رمان ننوشته بودم، اما وقتی قاسمعلی فراست مطرح کرد بنیاد جانبازان دنبال رمان‌هایی درباره جانبازان است اگر اثری داری ما حمایت و چاپ می‌کنیم، من برای اولین بار این جسارت را یافتم و گفتم رمانی درباره یک شهید بنویسم. البته شخصیت داستان شهید نبود و جانبازی است که دستهایش را در جبهه از دست داده، موجی شده و لرزش دارد.

وی با بیان اینکه چند سفر رفته و با گویش‌ها آشنا شدم گفت: تمام موارد به من کمک کرد تا 10 سال به نوشتن کتاب‌های اقلیمی بپردازم. رمان 160 صفحه‌ای «ریشه در اعماق» را نوشتم. خودم را در نوشتن این نوع کارها موفق دیدم و حاصل تجربیات و زندگی پرتلاطمی که داشتم نتیجه این کتاب شد. 

وی در پاسخ به فردی که پیرامون چگونگی نویسنده شدنش  پرسیده بود، ابراز داشت: این سوال کلیشه‌ای است و پاسخش قطعا کلیشه‌ای نیست، چون به تعداد نویسنده‌ها پاسخ‌های زیاد وجود دارد، اما در مورد خودم باید بگویم، 16 ساله بودم که شعر می‌گفتم و در گرگان و انجمن شعر این شهرستان یکی از جوانان شناخته شده بودم. علت آن بود که بسیار مطالعه می‌کردم. بارها گفته بودم عامل اصلی نویسنده شدنم را خواندن کتاب می‌دانم نه صرفا آموزش و شرکت در کلاس‌های داستان‌نویسی.

حسن‌بیگی گفت: علاقمندی من به کارهای هنر شاید فطری بود. 9 ساله بودم از بندر ترکمن به گرگان آمدیم. یکی از علاقه‌های شدید من سینما بود، اما خانواده و پدرم مذهبی بودند و اجازه رفتن به سینما نمی‌دادند و من دور از چشم پدر با پول بلیطی که از برادرم می‌گرفتم مجبور بودم به سینما بروم و هر هفته جمعه پنج ریال می‌دادم تا فیلم ببینم. یک بلیت برای دو فیلم، این علاقه به سینما توجهم به قصه و داستان و فیلم را زیاد کرد و در عین حال به بازیگری علاقمند شدم.

* رشته ریاضی را به صورت شبانه خواندم تا روزها در کتابخانه مطالعه کنم

این نویسنده با بیان اینکه علاقه من به بازیگری و شعر باعث توجه به این هنر شده بود، گفت: خیلی شعر می‌گفتم. گاهی هفته‌ای سه چهار شعر می‌گفتم تا اینکه نوجوانی 15 ساله شدم و دیدم بندر ترکمن مرا ارضاء نمی‌کند. برای درس خواندن تصمیم گرفتم به گرگان بروم؛ اما با اینکه ریاضی‌ام ضعیف بود برادرم اصرار داشت ریاضی را انتخاب کنم. ثبت‌نام کرده و در دبیرستان حاضر شدم، اما تعداد دانش‌آموزان زیاد بود. از این رو عنوان کردند هر کس مایل است می‌تواند درس را در شبانه ادامه دهد. من هم زود ثبت‌نام کردم. این کار باعث شد روزها در کتابخانه کتاب بخوانم.

وی با اشاره به اینکه شعر و تئاتر را ادامه دادم تا دیپلم بگیرم گفت: پس از انقلاب با «سید‌حسین میرکاظمی» در گرگان آشنا شدم. کلاس‌های انجمن نویسندگان و شاعران را تشکیل داده بود و من در جلسات شعر او شرکت می‌کردم. یک روز که استاد نیامد من به کلاس داستان میرکاظمی رفتم. دیدم آقای میرکاظمی گفت: "من تنها نویسنده‌ای هستم که درباره ترکمن‌ها داستان نوشته‌ام"، به او گفتم پیش از شما «نادر ابراهیمی» چندین کار دارد، اما او نپذیرفت و کارش را متفاوت می‌دانست. این حرف خیلی به من برخورد که تو چرا نتوانی بنویسی؟ من یک داستان کوتاه به نام «جشن گندم» نوشتم و در جلسه بعد خواندم. میرکاظمی پرسید این چندمین کار توست؟ به او گفتم اولین اثرم است. خودم را معرفی کردم از آن پس به جلسات داستان نویسی می‌رفتم.

 * من ذاتاً آدم مذهبی‌ای بودم و در خانواده مذهبی به دنیا آمدم

نویسنده رمان محمد(ص) اظهار داشت: من ذاتاً آدم مذهبی‌ای بودم و در خانواده مذهبی به دنیا آمدم. همیشه بر اساس آن نوع باورهای مذهبی که برای خودم دارم آرام می‌شوم چرا که باور دارم همه چیز رفتنی و تمام شدنی است. ممکن است بسیاری دچار یاس شوند ولی مرا امیدوار می‌کند که در باقیمانده عمرم به نتایج مثبت فکر کنم.

حسن‌بیگی در پاسخ به اینکه رمان «محمد (ص)» و «قدیس» به مخاطب جهانی اشاره دارد، چه شناختی از این مخاطب داشتید که شروع به نوشتن کردید، توضیح داد: سال 84 بود که اهانت به پیامبر در دانمارک اوج گرفت و جهان اسلام را تکان داد. آن زمان فکر می‌کردم که تجربه داستان کوتاه دارم اما با خود اندیشیدم چه اتفاقی در حال رخ دادن در دنیاست که به پیامبر ما توهین می‌کنند، اروپائیان که با فرهنگ و فهمیده هستند چرا توهین می‌کنند؟ ساده به خود جواب دادم که ممکن است اینها شناخت ندارند و چیزی که از پیامبر دیده‌اند از گروه‌های متخاصم، طالبان، القاعده و مدعیان اینگونه باشد.
 
* چگونگی نگارش رمان «محمد(ص)»/ مشکلات ترجمه و عدم راهیابی کتاب به خارج از کشور

وی افزود: وقتی درست فکر کردم دیدم واقعا اینطور است، وقتی از دین اسلام صحبت می‌شود ملاک و معیار می‌شود تروریست‌هایی که به اسم اسلام خیانت‌ها را می‌کنند، از این رو فکر کردم رمانی درباره پیامبر بنویسم که مخاطب خارجی داشته باشد. 

حسن‌بیگی در ادامه توضیح داد: با خودم گفتم اگر بتوانم زندگی پیامبر را از جنبه انسان‌دوستی در داستان بیاورم خوب است که ترجمه هم بشود، لذا حجم را در نظر گرفتم و نوع روایت را فشرده مطرح کردم، اما در عین حال به لحاظ ساختار باید به نحوی نوشته می‌شد که پیچیدگی نداشته باشد، گفتم ساده باشد تا ترجمه سنگین ارائه نشود. 

حسن‌بیگی با اشاره به مشکلات ترجمه و عدم راهیابی کتاب به خارج از کشور، متذکر شد: این کتاب باید به انگلیسی ترجمه می‌شد، اما هزینه ترجمه آن زمان کتاب 5 هزار دلار بود. دست به دامن وزیر ارشاد وقت شدم. بعد از او آقای محسن پرویز و پس از او علی شجاعی صائین درخواست کردم که قول چاپ هم داده بودند اما هیچ یک تاثیر نداشت. یکی از دوستانم که با رئیس‌جمهوری سابق ارتباط داشت کتاب را مستقیم به او داد، اما او درخواست خلاصه کتاب را کرد که نوشتم و کتاب پس از 4 سال سر از انتشارات موسسه فرهنگی _ هنری وزارت علوم درآورد. فکر کردم چرا کار پیش نمی‌رود، خیلی عجیب بود. من انسان شناخته‌ شده‌ای بودم و دوستانم در مسند امور فرهنگی بودند. به همه گفتم کمکم کنند اما نشد. پس از 4 سال گفتم ظاهرا قسمت نیست که این کتاب با هزینه جمهوری اسلامی منتشر شود. شاید خدا می‌خواهد به جز وقتم سرمایه‌ام را هم بدهم. پس از بازنشستگی تصمیم گرفتم در گوشه دنجی در شمال کشور بنویسم اما کمی دور شده و به مالزی رفتم. 4 سال آنجا بودم، قبل از آن پرایدی را که داشتم فروختم و دو میلیون را به مترجم دادم. گفتم سه میلیون دیگری را پس از اتمام ترجمه به تو می‌دهم. ترجمه یک سال طول کشید. پس از بازگشت از مالزی یکی از دوستانم که مسئول سازماندهی نشر و ترجمه سازمان فرهنگ و ارتباطات بود مرا دید و سراغ رمان را گرفت. وقتی ماجرا را گفتم گفت وظیفه سازمان ما انتشار کتاب توست. مبلغ را به من بازگرداندند و کتاب ترجمه شد. بعد از آن دنبال ناشر گشتم که آقای شحنه تبار که 12 رمان به انگلیسی چاپ کرده بود به من معرفی شد. پس از آن رمان «محمد(ص)» چاپ شد.
 
* ورود به عرصه جهانی کتاب دشوار است

وی افزود: ما نمی‌توانیم مدعی شویم که این کتاب مخاطب جهانی پیدا کرده ‌است، چرا که تازه منتشر شده و متوجه شدم ورود به عرصه جهانی کتاب چقدر دشوار است و عوامل متعدد مانع می‌شود. 
 
* معتقدم ممیزی باید پس از انتشار اثر صورت گیرد/ ارشاد به کتابم مجوز نمی دهد/ «عالی‌جناب شهردار» 4سال در انتظار مجوز است/ اثری نمی‌نویسم که مشمول ممیزی شود

حسن‌بیگی در پایان در پاسخ به اینکه آیا ممیزی در کار شما تاثیر داشته و به آن طی این سالها برخورد کرده‌اید، عنوان کرد: من آثاری داشته‌ام که ممیزی شده و بخش‌هایی از آن باید حذف ‌شد. آخرین کتابم به نام «عالی‌جناب شهردار» 4 سالی در ارشاد پس از ممیزی مانده و هنوز به آن مجوز نداده‌اند! اما امیدوارم در دولت جدید این اتفاق بیفتد، چون من آثاری نمی‌نویسم که بخواهد مشمول ممیزی شود و اجازه چاپ نگیرد، اما دیدگاه من این است که اعتقاد به ممیزی دارم ولی معتقدم ممیزی باید پس از انتشار باشد، ولی سال‌هاست دولت در کشور ما قبل از انتشار کتاب اقدام به ممیزی می‌کند، من جزء افرادی هستم که می‌گویم ممیزی باید پس از انتشار صورت گیرد. ما در زندگی هم هرچه بخواهیم بگوییم نمی‌توانیم و خود را سانسور می‌کنیم. آزادی بیان مطلق نداریم. در همه کشورها هم اینگونه است، اما 90 درصد کشورها اجازه می‌دهند ابتدا هنرمند اثری را خلق کند اگر خلاف موازین قانونی باشد آنگاه فرد باید پاسخ دهد. البته آقای جنتی وزیر ارشاد دولت یازدهم گفته‌اند ممیزی را به پس از چاپ آثار منتقل می‌کنم، این حرف مستند بر قانون اساسی است، که همه در بیان عقاید خود آزادند مگر مخل باشد. من معتقدم ممیزی باید پس از چاپ باشد لذا باید یاد بگیریم همدیگر را تحمل کنیم.

در این نشست «جواد جزینی» از اساتید آموزش داستان نویسی مواردی را در آثار حسن بیگی یادآور شد.

در پایان اشاره می‌شود از دیگر آثار «ابراهیم حسن بیگی» می‌توان به: «ریشه در اعماق»، «معمای مسیح»، «چته‌ها»، «جشن گندم»، «مروارید ری»، «شش تن یک فریاد»، «کمیل»، «نیکوتر از طلا»، «عمو جان عباس»، «سال‌های بنفش»، «اشکانه»، «غنچه بر قالی» (یکی از 25 جلد کتاب برتر سال 2000 در جهان)، «عصر آن روز» و «تا به آفتاب» اشاره کرد.
انتهای پیام/ 
برچسب ها:
آخرین اخبار