امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۶:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 39451
تاریخ انتشار: ۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۴
تعداد بازدید: 89
به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، دومین جلسه درس گفتار حجت‌السلام حمید پارسانیا،‌ معاون آموزش مجمع عالی ...

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، دومین جلسه درس گفتار حجت‌السلام حمید پارسانیا،‌ معاون آموزش مجمع عالی حکمت اسلامی و رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی صبح امروز (سه‌شنبه 5 شهریور) در مؤسسه فرهنگی ـ هنری روزگار نو برگزار شد.

* عقل، نقل و شهود ابعاد معرفتی حکمت متعالیه

در ابتدای این جلسه حجت‌الاسلام پارسانیا ضمن اشاره کوتاهی به مباحث جلسه گذشته درباره بُعد معرفت شناختی حکمت متعالیه، ویژگی‌ها، تمایزات و جریانات حاشیه‌ای آن گفت: ویژگی اصلی بُعد معرفت‌شناختی حکمت متعالیه توجه به عقل، نقل و شهود است که اینها به صور مختلف عقل مفهومی و شهودی تقسیم می‌شوند سپس می‌توان سطوح مختلف عقل را در حکمت متعالیه دنبال کرد.

وی با اشاره به اینکه خود صدر‌المتألهین در برخی مباحث، معانی عقل را بیان کرده است، افزود: شهود هم یک سطح میانی و تفضیلی، مثالی، عقلی و حسی دارد. نقل در ذیل شهود قرار می‌گیرد، البته شرح سطوح عقلانیت در تعامل با شهود، حس و ... نیاز به یک جلسه مجزا دارد.

*بسط سطوح کامل عقلانیت در حکمت متعالیه مشهود است

حجت‌الاسلام پارسانیا در ادامه افزود: در حکمت متعالیه ارتباط و تعامل عقل و نقل و حس مشخص است البته در فارابی سه مدینه عقلانیت نیز مطرح است اما خود فارابی در تبیین سطوح عقل دچار مشکل است که این مشکلات را حکمت متعالیه به خوبی باز می‌کند لذا حکمت متعالیه را می‌توان بسط این جریان دانست.

وی با بیان اینکه حضور و دفاع از عقل، مسایل و مصائب خود را در تاریخ اندیشه دارد، افزود: مسئله سابقه سوبژه و ابژه که از دکارت آغاز شده، مسأله عرض، مسئله جوهر، مباحثی‌اند که از ابن سینا تا ملاصدرا مطرح شده و این مباحث در «اتحاد عاقل و معقول» پرونده‌شان بسته شده است.

پارسانیا با تأکید بر اینکه درباره بُعد معرفتی ما گاهی حکمت متعالیه را با جریان‌های پیشین و پسین در محیط پیرامون بحث می‌کنیم، اظهار داشت: یک جریان رقیبی با حکمت متعالیه از ابتدا به لحاظ اجتماعی در سده اول مطرح شد، جریان دیگر نوعی باطن‌گرایی بود به نوعی که جایگاه عقل را انکار کرد از جمله بین صوفیه و جریان سوم که تداوم ظاهرگرایی به صورت کلامی بود.

*غزالی منطق را وارد کلام اشعری کرد

وی در ادامه افزود: غزالی منطق را پذیرفت و وارد کلام اشعری کرد و سطحی از عقلانیت را به همراه آورد که هویتش تا حدی منفی بود بنابراین یک نوع التقاط در آثار او می‌بینیم و پس از او ادامه دهنده مسیر فخر رازی است.

پارسانیا با تأکید بر اینکه بحث ظاهرگرایی بحث جدی جهان اسلام است که پیامدهای آن را در اندیشه «طالبانیسم» با همین روش و زمینه معرفت شناسی مشاهده می‌کنیم، توضیح داد: اما یک بُعد دیگر مسایل معرفتی شناسی حکمت متعالیه با فلسفه‌های مدرن قابل گفت‌وگو و مقایسه است که این مسئله خود بنیاد بودن است، به این معنی عقل به لحاظ هستی‌‌شناسی هویتش از غیر است. در حکمت صدرا به لحاظ وجود شناسی عقل نخستین صادر از نخستین مخلوق است. عالم عقول یکی از عوالم است عالم ثابتات در مقابل عالم طبیعت هر دو مخلوق هستند.

*مراتب عقل در قیاس هم محدودیت دارد

پارسانیا در ادامه افزود: معرفت عقلی ولو هویتش هویت نور باشد محدودیت دارد مخصوصاً اگر مراد عقل مفهومی باشد اولاً مراتب عقل در قیاس هم محدودیت دارند لذا ارتباط عقل و وحی ارتباط تکریم و تعظیم از یک سو و تحقیر برای عبور از سوی دیگر است و دستمایه‌های وحی برای اینکه عقل بسط پیدا کند، نقل است.

وی با بیان اینکه کرانه‌های معرفت انسان به عقل ختم نمی‌شود عقل با سطوح دیگر معرفت به حوزه‌های دیگر ورود می‌کند، یادآور شد: این در حوزه عقلانیت حکمت متعالیه است اصل اینکه انسان به پایان نمی‌رسد و معادی هست را عقل اثبات می‌کند اما معاد جسمانی را عقل اثبات نمی‌کند تنها امکان آن را به تعبیر ابوعلی سینا می‌توانیم اثبات کنیم. اگر جایی عقل بگوید محال است و نقل تأیید کند اینجا تناقض ایجاد می‌شود اما اگر عقل بگوید نمی‌فهمم و نقل تأیید کند، امکانش وجود دارد.

*کنه ذات الهی را عقل نمی‌فهمد/ عقل خودبنیاد نیست

این استاد حوزه ظاهرگرایی را یک روش دانست و گفت: حتی بین خود ظاهر گرایان هم اختلاف تند و ملایم متفاوت است در احادیث مختلف فتاوای مختلفی ارایه شده است، اینهایی هم که عقل را می‌پذیرند در به کار بردن روش گاهی اختلاف دارند. یک بحث این است که عقل خود بنیاد نیست و کرانه‌های هستی با کناره‌های فهم عقل ممکن نمی‌شود. کنه ذات الهی را عقل نمی‌فهمد ولی همین نفهمیدن را عقل می‌فهمد. در نهایت خود عقل باز هم محدودیت دارد، اما در حوزه عرفان یک ساحت معرفت فراعقلی هم قایل هستند که این هم بحث دیگری است پس عقل خود بنیاد نیست اما به لحاظ روشنگری ذاتی است.

حجت‌الاسلام پارسانیا در ادامه درباره رویکرد هستی شناسی حکمت متعالیه گفت: این رویداد مغایرتی با آنچه امروز در جهان غرب می‌گذرد، دارد. هایدگر می‌‌گوید که «تاریخ فلسفه تاریخ غفلت از وجود است و در جهان امروز غرب غروب حقیقت رخ داده است». اگر ما به تاریخ فلسفه اسلامی رجوع کنیم،تاریخ بازگشت به حقیقت وجود است و این بازگشت در صدرا به تمامیت می‌رسد اما غفلت و غیبت و در مقابلش حضور چگونه رخ می‌دهد؟ آن حقیقتی که اصل و ریشه واقعیت است، چیست؟

*پوزیتویست‌ها معتقدان به مکتب اشاعره‌اند

وی درادامه افزود: یک پوزیتویستی هر را چه حس می‌کند «حقیقت» می‌داند، پس بر این اساس ما چیزی به اسم وجود نداریم همه چیز همین موجودها هستند. در تاریخ اندیشه اسلامی اشاعره همین مسایل را مطرح می‌کردند لذا پوزیتیویست‌ها در تاریخ به اشاعره خیلی علاقه‌مند بودند.

پارسانیا با بیان اینکه اشاعره متکلمینی‌ هستند که خط‌های قرمزی داشتند و آنها را از محیط دینی خود گرفته اما مسیرشان در فضای بحث و گفت‌وگو همین است، افزود: اما آیا فراسوی این امور یک حقیقت و واقعیت نامحدود که محیط بر آنها باشد، وجود دارد؟ که اگر بخواهیم از عالم فیزیک به متافیزیک برویم از برهان‌های امکان وجوب، وجوب واجب و ... استفاده می‌کنیم.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار