امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۶:۴۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 39829
تاریخ انتشار: ۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۵۲
تعداد بازدید: 387
نکات بسیاری درباره دمشق درروایات دیده میشود که شاید مهمترین آنهامحل حکوت سفیانی،جنگ اصلی آقاامام زمان(عج)باسفیانی دراین منطقه میباشد.امابررسی دمشق ...

نکات بسیاری درباره دمشق درروایات دیده میشود که شاید مهمترین آنهامحل حکوت سفیانی،جنگ اصلی آقاامام زمان(عج)باسفیانی دراین منطقه میباشد.امابررسی دمشق این نقطه حساس درآخرالزمان...!

دمشق یا به طور مطلق شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است چون درروایات متعددی شام آورده شده وشام به طورکلی برمناطق مختلف مثل سوریه ،لبنان،فلسطین،اردن وقسمتهای شمالغربی عراق هم اطلاق میشده ما دمشق رابررسی میکنیم تا به یقین مشخص شودکه کشورسوریه را دربرمیگیردونوعی بررسی روایی برکشورسوریه شده باشد اگرچه میتوان بسیاری از روایاتی راکه لفظ شام آمده برسوریه تطبیق داد.البته شهرهایی ماننددرعا،حرستا،حمص و...درروایات آمده که درشرایط کنونی جز کشور سوریه است .خلاصه سوریه مرکزحوادث منطقه می باشد چه قبل ازظهور وچه بعد از ظهور.
نکات بسیاری درباره دمشق درروایات دیده میشود که شاید مهمترین آنهامحل حکوت سفیانی،جنگ اصلی آقاامام زمان(عج)باسفیانی دراین منطقه میباشد.امابررسی دمشق این نقطه حساس درآخرالزمان

حکمرانی سفیانی در دمشق
خروج سفیانی
السفیانی من ولد خالد بن یزید بن أبی سفیان ، رجل ضخم الهامة ، بوجهه آثار جدری ، وبعینه نكتة بیاض ، یخرج من ناحیة مدینة دمشق ، فی واد یقال له وادی الیابس ، یخرج فی سبعة نفر ، مع رجل منهم لواء معقود ، یعرفون فی لوائه النصر ، یسیر ( الرعب ) بین یدیه علی ثلاثین میلا ، لا یری ذلك العلم أحد یریده إلا انهزم(1)
از علی علیه السلام : سفیانی از فرزندان خالد بن یزید بن ابی سفیان استكه دارای هیكل وجثه ای بزرگ بوده كه در صورتش آثار آبله ودر چشمش نقطه ای سفید می باشد كه از ناحیه ای از شهر دمشق كه ، یابس ، نامیده می شود در میان هفت نفر كه یكی از آنها نیز پرچم دارد خروج می نماید ، طرفداران آن اعتقاد به پیروزی آن پرچم دارند ، در جلو ان پرچم ترس ووحشت نمایان بوده وهر كس كه بخواهد بطرف آن برود ، با دیدن آن فراری می گردد .

سفیانی بر منبر دمشق
یخرج ابن آكلة الأكباد من الوادی الیابس ، وهو رجل ربعة ، وحش الوجه ، ضخم الهامة ، بوجهه أثر جدری ، إذا رأیته حسبته أعور ، اسمه عثمان ، وأبوه عنبسة ، وهو من ولد أبی سفیان ، حتی یأتی أرضا ذات قرار ومعین فیستوی علی منبرها(2)
از علی علیه السلام : فرزند خورندهء جگرها ( مراد سفیانی استكه از فرزندان هند جگر خوار می باشد ) از محلی بنام ، یابس ، خروج كرده متوسط القامة بوده وصورتی وحشی وهیكلی بزرگ وچاق داشته كه در صورت او اثر آبله دیده می شود وزمانی كه به او نگاه كنی خیال می كنی یك چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عنبه واز نسل ابو سفیان می باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط می گردد وبرمنبرش قرارمیگیرد.

جنایات و خباثات سفیانی در دمشق
... إذ خرج السفیانی فی ستین وثلاثمائة راكب ، حتی یأتی دمشق ، فلا یأتی علیه شهر حتی یبایعه من كلب ثلاثون ألفا ... ثم إن رجالا من قریش یهربون إلی قسطنطینیة فیبعث السفیانی إلی عظیم الروم أن أبعث إلی بهم فی المجامع ، قال فیبعث بهم إلیه فیضرب أعناقهم علی باب المدینة دمشق . وقال حذیفة : حتی إنه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق فی الثوب علی مجلس مجلس ، حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه ، وهو فی المحراب قاعد ، فیقوم رجل من المسلمین فیقول ، ویحكم أكفرتم بالله بعد إیمانكم ؟ إن هذا لا یحل ، فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق ، ویقتل كل من شایعه علی ذلك . فعند ذلك ینادی من السماء مناد : أیها الناس إن الله عز وجل قد قطع عنكم مدة الجبارین والمنافقین وأشیاعهم وأتباعهم . وولاكم خیر أمة محمد صلی الله علیه وسلم فالحقوا به بمكة ، فإنه المهدی...(3)
... زمانیكه كه سفیانی در میان سیصد و شصت سوار خروج نموده وبه دمشق می رود وبه هر شهری كه وارد می شود از قبیله ، كلب ، سی هزار نفر با او بیعت می نمایند... پس از آن مردانی از قریش به قسطنطنیه گریخته ولی سفیانی ، كسانی را نزد پادشاه بزرگ روم ، میفرستد كه آنها را به من برگردان ، و او نیز بر می گرداند ، و سفیانی نیز آنها را در كنار دروازه شهر دمشق ، گردن می زند... حذیفه گوید: سرانجام كار به جایی می رسد كه زنها در مسجد جامع دمشق حركت می كنند و محافلی تشكیل می دهند و در حالی كه سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یك نفر بلند می شود و فریاد می زند: ای مردم! این عمل حرام است، مگر كافر شده اید؟ به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر كسی كه متابعت از این شخص بكند او را می كشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند: ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمكاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند. خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد(ص) معین فرموده كه در مكه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی كنید و نامش مهدی است.

ندای پیروزی ازناحیه دمشق
جابر بن یزید الجعفیّ، قال: قال أبو جعفر محمّد بن علیّ الباقر علیه السلام: یا جابر الزم الأرض فلا تحرّک یداً ولا رِجلاً حتّی تری علامات أذکرها لک إن أدرکتَها: أوّلها اختلاف ولد فلان (بنی العباس) وما أراک تُدرک ذلک، ولکن حدِّث به بعدی، ومنادٍ ینادی من السماء، ویجیئکم الصوت من ناحیة دمشق بالفتح(4)
جابر جعفی از امام باقر ( ع ) روایت كرده است كه فرمود: ای جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپای خودرا حركت نده تا علامات ونشانه هایی را برای تو بیان كنم كه سالی آنها را نخواهی دیدوفقط برای بعداز من نقل اول این علامات اختلاف در بنی عباس است بعدندای منادی از آسمان ، ومیرسد صد از دمشق به پیروزی برشما.
إلزم الأرض لا تحركن یدك ولا رجلك أبدا ، حتی تری علامات أذكرها لك فی سنة ، وتری منادیا ینادی بدمشق(5)
جابر جعفی از امام باقر ( ع ) روایت كرده است كه فرمود : ای جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپای خودرا حركت نده تا علامات ونشانه هایی را برای تو بیان كنم كه سالی آنها را خواهی دید ، می بینی كه ندا دهنده ای در دمشق ندا می كند
و صدایى كه از ناحیه دمشق مى آید همان پیام آسمانى است كه مردم تصور مى كنند از جانب شام یا غرب مى آید. و یا اینكه براى مردم عراق اینگونه جلوه مى كند. زیرا گفتگوى آن حضرت (امام باقر)(ع ) با جابر جعفى كوفى است و عبارت آن چنین است :
((آن صدا (پیام آسمانى ) از جانب دمشق به گوش مى رسد.))این صدا از ناحیه دمشق شنیده می شود و مژده ظهور حضرت مهدی (ع) را می دهد(6)
محمد بن مسلم از حضرت باقر العلوم علیه السّلام حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
توقعوا الصوت یاءتیکم بغتة من قبل دمشق فیه لکم فرج عظیم.(7)
منتظر صدا که ناگهان از ناحیه دمشق می رسد، باشید. البته در این (صوت) برای شما فرجی عظیمی است.
آیا منظور از کلمه «صوت» صیحه آسمانی است؟ به ظاهر یا همین است یا قیام سفیانی. امید است صدای حیاتبخش جبرئیل علیه السلام باشد.
پیامبر اکرم (ص) در مقام تشریح نبرد سفیانی در دمشق می فرماید:
خداوند به جبرئیل فرمان می دهد که از فراز مسجد دمشق بانگ برآورد که: ای امت محمد (ص)، پناه و پناهگاه شما آمد. او فرج و گشایش شما، حضرت مهدی (ع) است که از مکه خروج می کند. پس او را اجابت کنید.(8)

آن نداچیست؟
حتی إنه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق فی الثوب علی مجلس مجلس، حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه، وهو فی المحراب قاعد، فیقوم رجل من المسلمین فیقول، ویحکم أکفرتم بالله بعد إیمانکم؟ إن هذا لا یحل، فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق، ویقتل کل من شایعه علی ذلک. فعند ذلک ینادی من السماء مناد: أیها الناس إن الله عزوجل قد قطع عنکم مدة الجبارین و المنافقین وأشیاعهم وأتباعهم. وولاکم خیر أمة محمد صلی الله علیه وسلم فالحقوا به بمکة، فإنه المهدی(9)
سرانجام كار به جایی می رسد كه زنها در مسجد جامع دمشق حركت می كنند و محافلی تشكیل می دهند و در حالی كه سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یك نفر بلند می شود و فریاد می زند: ای مردم! این عمل حرام است، مگر كافر شده اید؟
به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر كسی كه متابعت از این شخص بكند او را می كشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند: ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمكاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند. خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد(ص) معین فرموده كه در مكه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی كنید و نامش مهدی است.

کشته شدن عوف سلمی دردمشق
وعن حذلم بن بشیر، قال: قلت لعلیّ بن الحسین (علیه السلام): صف لی خروج المهدی، وعرّفنی دلائله وعلاماته، فقال: یکون قبل خروجه رجل یقال له عوف السلمی بأرض الجزیرة، ویکون مأواه بکریت، وقتله بمسجد دمشق، ثمّ یکون خروج شعیب بن صالح من سمرقند، ثمّ یخرج السفیانی الملعون من الوادی الیابس، وهو من ولد عتبة بن أبی سفیان، فإذا ظهر السفیانی اختفی المهدی، ثمّ یخرج بعد ذلک(10)
قبل از قیام مهدی علیه السلام مردی در سرزمین جزیره خروج خواهد کرد به نام عوف سلمی. قرارگاه او در تکریت است وقتلش در مسجد دمشق. سپس خروج شعیب بن صالح در سمرقند خواهد بود. بعد از او، خروج سفیانی ملعون از بیابان یابس (خشک) می باشد .
عوف سلمی كه در برخی از سایتها او را با صدام تطبیق كردند كسی است كه در دمشق كشته میشود در حالی كه صدام در بغداد اعدام شدواگر هم صدام زنده باشد وباز هم خروج كند كه بعید است باید در دمشق كشته شود وبعد از او شعیب خروج میكندوبرخی عوف رابا رفیق حریری تطبیق كردند كه این هم به نظر نمی رسد چرا كه او در بیروت كشته شده است نه در دمشق والا باید در ودروایت می گفت در شام كشته می شودكه متاسفانه تطبیقات ناصحیح محققان را از ارائه یك تحقیق درست منحرف میكندومسجد دمشق مسجد امویان میباشد

خرابی دیوارمسجددمشق
فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل می کند که فرمودند:
دعوة اهل بیت نبیکم فی آخر الزمان فالزموا الارض و کفوا حتی تروا قادتها فاذا خالف الترک الروم و کثرت الحروب فی الارض ینادی مناد علی سور دمشق ویل لازم من شر قد اقترب و یخرب حائط مسجدها.(11)
دعوت اهل بیت پیامبر شما در آخرالزمان است. ملازم خانه های خود باشید و از جای خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببیند. پس، هرگاه ترکها با رومیها درگیر شوند و جنگ و خونریزی در زمین بالا گیرد منادی بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که وای از شری که نزدیک شده است، و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.
روایات فراوان و روشنى درباره این زلزله وجود دارد به گونه اى كه برخى از مكانها و خسارتهاى آن و حتى وقت آن را پیش از ورود سپاهیان غربى مشخص مى سازد. گرچه از بعضى روایات استفاده مى شود كه سپاه غرب بهنگام وقوع زلزله در دمشق بسر مى برد. همچنین احادیث ، این زمین لرزه را ((الرجفة ، والخسف ، و الزلزله )) (تكان شدید، فرو رفتن ، لرزش ) مى نامد، مانند روایتى كه از امام باقر(ع ) (از امیرمؤ منان (ع )) نقل شده است . كه فرمود:
و در روایات دیگر دو مكان را مشخص ساخته است كه در آنها زمین فرو مى رود بنام : حرستا و جابیه ، و به نظر مى رسد كه كلمه حرستا در این روایت اشتباه ذكر شده است چنانكه در روایت مربوط به لشكریان غرب خواهد آمد، و دیوار غربى مسجد دمشق خراب مى شود.
منظور از عبارت ((اسبهاى سفید)): اسبهاى ابلق غربى هاست كه گوشهاى آنها بریده شده و وسیله سوارى آنهایند.
و مقصود از پسر جگرخوار: یعنى فرزند هند زن ابوسفیان ، زیرا سفیانى از فرزندان معاویه است چنانكه خواهد آمد و در روایتى محل خروج سفیانى از ((وادى یابس )) (بیابان خشك ) آمده كه در منطقه حوران نزدیك اذرعات (درعا) در مرز سوریه و اردن قرار دارد.

حمله صدهزار مشرک و منافق از کوفه به دمشق
ثمّ یخرج عن الکوفة مائة ألف مشرک ومنافق حتّی یضربوا دمشق لا یصدّهم عنها صادّ، وهی إرم ذات العماد(12)
آنگاه از کوفه صد هزار مشرک و منافق بیرون می آیند تا وارد دمشق می شوند و هیچ مانع جلوی آنها را نمی گیرد و آنجا همان ارم، دارای بناهای رفیع می باشد.

افتادن ونابودی گروهی از مسجد دمشق از سمت راست آن
وعن جابر بن یزید الجعفی، قال: قال أبو جعفر محمّد بن علی الباقر(علیه السلام):
یا جابر، الزم الارض، ولا تحرّک یداً ولا رجلاً حتّی تری علامات أذکرها لک إن أدرکتها.
أوّلها اختلاف بنی العباس، وما أراک تدرک ذلک، ولکن حدّث به من بعدی عنّی، ومناد ینادی من السماء، ویجیئکم صوت من ناحیة المشرق بالفتح، وتخسف قریة من قری الشام تسمّی الجابیة، وتسقط طائفة من مسجد دمشق الایمن، ومارقة تمرق من ناحیة الترک، ویعقبها هرج الروم، وسیقبل إخوان الترک حتّی ینزلوا الجزیرة، وستقبل مارقة الروم حتّی ینزلوا الرملة، فتلک السنة یا جابر فیها اختلاف کثیر فی کلّ أرض من ناحیة المغرب.
فأوّل أرض تخرب أرض الشام، فیلتقی السفیانی بالابقع فیقتتلون، فیقتله السفیانی ومن تبعه ویقتل الاصهب... (13)
((پیوسته بر جاى خود باش و دست و پاى مجنبان تا علامتهایى را كه براى تو بیان مى كنم مشاهد كنى : اختلاف در بین خاندان فلان و پیدایش ندا كننده اى كه از آسمان پیام مى دهد و این صدا از ناحیه دمشق شنیده مى شود و مژده ظهور حضرت مهدى (ع ) را مى دهد و فرو رفتن آبادى اى از شام كه آن را جابیه نامند و هواداران تركها روى آورده تا در جزیره فرود آیند و خوارج روم در رمله مستقر خواهند شد در آن سال در هر نقطه اى از زمین از ناحیه غرب اختلاف و درگیرى وجود دارد نخستین سرزمینى كه نابود مى شود شام است و میان سه لشكر اصهب و ابقع و سفیانى اختلاف ایجاد مى شود.))

ورود لشکریان غربی و فرورفتن بخش غربی دمشق
یدخل أوائل أهل المغرب مسجد دمشق فبیناهم ینظرون فی أعاجیبه إذ رجفت الأرض فانقعر غربی مسجدها ویخسف بقریة یقال لها حرستا ثم یخرج عند ذلك السفیانی ...(14)
نخستین گروههاى لشكریان مغربى وارد مسجد دمشق مى شوند و در حالیكه مشغول تماشاى دیدنى هاى شگفت انگیز آن هستند، ناگهان زمین فرو رفته و بخش غربى مسجد دمشق و آبادى اى به نام حرستا فرو مى رود، در این هنگام سفیانى خروج مى كند.(14)

خراب کردن دمشق توسط امام زمان(عج)
علاّمه مجلسی ـ اعلی الله مقامه ـ در کتاب نفیس «بحار الانوار» در باب رجعت، در این مورد که یهود و نصاری از سرزمینهای اسلامی اخراج خواهند شد در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)چنین نقل کرده است:
«عن عبایة الأسدی قال: سمعت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و هو متّکِئ و أنا قائم علیه: لأبنین بمصر منبراً منیراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ الیهود و النّصاری من کلّ کور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصای هذه.
قال: قلت له: یا أمیر المؤمنین! کأنّک تخبر أنّک تحیی بعد ما تموت!
فقال: هیهات یا عبایة! ذهبت فی غیر مذهب، یفعله رجل منّی». (15)
«عبایه اسدی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه داده بود و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم، در این هنگام شنیدم که فرمود: من در آینده در مصر منبری روشنی بخش بنیان خواهم نمود، و دمشق را ویران خواهم نمود، و یهود و نصاری را از سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبایه می گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می شوید و این کارها را انجام می دهید!
فرمود: هیهات ای عبایة! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست; مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد».
از جمله آخر این حدیث که حضرت فرموده است: «این کارها را مردی از دودمان من انجام خواهد داد»، استفاده می شود که مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر (علیه السلام) است.
اما خرابی دمشق با توجه به سخن امیرمؤ منان (علیه السلام) که فرمود: «دمشق را قطعا تخریب خواهم کرد... این عمل را مردی از خاندان من انجام می دهد» ظاهرا همان ویرانی ای است که در نبرد بزرگ آزادسازی قدس که توسط امام مهدی (علیه السلام) با سفیانی، یهودیان و رومی ها اتفاق می افتد.

کشته شدن سفیانی
یقتل السفیانی عند شجرة بغوطة دمشق(16)
در زمان آن جناب سفیانی نزد درختی در دمشق کشته می‏شود
المهدی والسفیانی وکلب یقتتلون فی بیت المقدس حین تستقبله البیعة، فیؤتی بالسفیانی أسیراً، فیأمر به فیذبح علی باب الرحبة، ثمّ تباع نساؤهم وغنائمهم علی درج دمشق(17)

خروج اصهب ازدمشق
یخرج«الأصهب»بدمشق فی خمسین ألفا مخالفین للحسنی (18)
خروج میکند اصهب از دمشق همراه پنجاه هزارنفربه خاطر مخالفت با حسنی

عبور ترکها از دمشق

کسی از دمشق صدائی میزند، و در یکی از دهات آن فرو رفتگی پدید میاید، و قسمتی از مسجد آن فرو میریزد، و میبینی که طایفه ترک از آنجا دمشق میگذرند و در جزیره موصل فرود میایند. رومیان هم در رمله فرود آینده و آن سالی است که در تمام سرزمین عرب اختلافات روی میدهد.(19)

کشته شدن مردی ازبنی ذنب حماردردمشق کشته شدنی که تاحالادیده نشده
العیّاشی: بإسناده عن جابر الجُعفیّ، عن أبی جعفر علیه السلام یقول: إلزم الأرض لا تحرّک یدک ولا رجلک أبداً حتّی تری علامات أذکرها لک فی سنة، وتری منادیاً ینادی بدمشق، وخسف بقریة من قراها، وتسقط طائفة من مسجدها، فإذا رأیت الترک جازوها فأقبلت الترک حتّی نزلت الجزیرة، وأقبلت الروم حتّی نزلت الرملة، وهی سنة اختلاف فی کلّ أرض من أرض العرب، وإنّ أهل الشام یختلفون عند ذلک علی ثلاث رایات، الأصهب، والأبقع، والسفیانیّ، مع بنی ذنب الحمار مضر، ومع السفیانی أخواله من کلب، فیظهر السفیانیّ و مَن معه علی بنی ذنب الحمار حتّی یقتلوا قتلاً لم یقتله شی‏ء قطّ، ویحضر رجل بدمشق فیقتل هو ومَن معه قتلاً لم یقتله شی‏ء قطّ، وهو من بنی ذنب الحمار، وهی الآیة الّتی یقول اللَّه تبارک وتعالی: «فاختَلَفَ الأحزابُ مِن بَینهم فوَیلٌ للّذین کَفَروا مِن مَشهد یَومٍ عظیم»(20) و یظهر السفیانی و من معه حتی لا یکون له همة إلا آل محمد صلی الله علیه و اله و شیعتهم فیبعث بعثا إلی الکوفة، فیصاب باناس من شیعة آل محمد بالکوفة قتلا و صلبا.(21)
جابر جعفی از امام باقر (ع) روایت نموده كه آن حضرت(ع) می فرمود كه در جای خود بنشین و دست و پای خود را تكان مده، تا اینكه در سالی ببینی آن علامتها را كه برای تو ذكر می كنم. هنگامی كه دیدی ندا كننده ای در دمشق ندا می كند و شهری از شهرهای آن به زمین فرو می رود و قدری از مسجد آنجا خراب می شود وقتی كه دیدی كه لشكر تركان از دمشق گذشتند هر آینه رو می آورند تا اینكه در جزیره فرود می آیند سپس روم را می بینی كه به سرزمین رمله فرود می آیند و این سال سالی است كه در همه بلاد عرب محاربه و جنگ و اختلاف واقع می گردد و اهل شام در اینوقت با سه بیرق و پرچم به جنگ بر می خیزند، پرچم اصهب، پرچم ابقع و پرچم سفیانی، كه مضر همراه بنی ذنب حمار (بنی عباس) هستند و همراه سفیانی دائی های او از كلب هستند، سفیانی و همراهان او بر بنی ذنب حمار (بنی عباس) پیروز می شوند ـ بنی ذنب حمار (بنی عباس) بنوعی به قتل می رسند كه مانند آن هرگز واقع نشده باشد و همچنین مردی از بنی ذنب حمار (بنی عباس) با جمعیت و استعداد از دمشق می رسد پس سفیانی او را با جمعیتش به گونهای كه مانند آن هرگز واقع نشده، همه را به قتل می رساند.
و همین قصه است تاویل قول خدایتعالی: پاره ی گروه ها از میان خلایق با هم مخالفت كردند. پس وای بر كافران از شر حاضر شدن روز بزرگ كه روز جنگ سفیانی باشد. سفیانی بر تمام مخالفین خود پیروز می شود و سپس برای او مقصدی نمی باشد مگر آل محمّد(ص) و شیعیان ایشان، پس لشكری به كوفه می فرستد وقتی كه به آنجا می رسند جماعتی از شیعه ی آل محمّد(ص) می گیرند، پاره ای را می كشند و پاره ای دیگر را بدار می كشند

پی نوشتها :

1-عقد الدرر : ص 72 - 73 ب 4 ف 2 و كنز العمال : ج 11 ص 284 ح 31535و برهان المتقی : ص 112 - 113 ب 4 ف 2 ح 8و فرائد فوائد الفكر : ص 15 ب و منتخب الأثر : ص 458 ف 6 ب 6 ح 22
2-كمال الدین : ج 2 ص 651 ب 57 ح 9 و البحار : ج 52 ص 205 ب 25 ح 36
3-الاختصاص : ص 208 و منتخب الأثر : ص 423 ف 6 ب 1 ح 4 و البحار : ج 52 ص 186 ب 25
4-غیبة نعمانی 149 والاختصاص 255
5-النعمانی : ص 279 ب 14 ح 67و غیبة الطوسی : ص 269 - الفضل عن الحسن بن محبوب ، كما فی الارشادو البحار : ج 51 ص 56 ح 44
6-عصرظهور-علی کورانی ص112
7-غیبت نعمانی ص 279
8-عقددالدررص94
9-معجم لاحادیث المهدی جلد1ح235 عقددالدررص 74 البرهان المتقی ص77 اثباة الهدیج3 ص 557
10-غیبة شیخ طوسی ص 270
11-غیبت طوسی ص268
12- بحارالانوارج53 ص83 مختص بصائرالدرجات ص 200
13-المهدی المنتظرج2 ص254 و255
14-نسخه خطى ابن حماد، ص 71.
15-بحار الانوارج53 ص59
16-المهدی منتظرج1 ص412
17-البرهان متقی الهندی 31/123
18-ملاحم ص100
19-تر جمه مهدی موعودصفحه 1001
20-سوره مبارکه مریم 27
21-بحارالانوارج52 ص225 و تفسیرعیاشی ج1 ص
منبع:سبطین.

برچسب ها:
آخرین اخبار