امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۰۴:۳۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 4109
تاریخ انتشار: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۲۹
تعداد بازدید: 113
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عصر دوشنبه (نهم اردیبهشت ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «پایتخت» در قالب سی و هشتمین ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عصر دوشنبه (نهم اردیبهشت ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «پایتخت» در قالب سی و هشتمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور سیروس مقدم(کارگردان)، حسن وارسته(نویسنده) ، علیرضا خمسه و نسرین نصرتی(بازیگران) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

همچنین نیکا و سارا فرقانی اصل دوقلوهای کودک در مجموعه هم در این جلسه حضور داشتند.

در ابتدای این نشست محمدرضا لطفی منتقد برنامه درباره این سریال گفت: نه نیاز به نظر سنجی است و نه تحقیق. بی‌شک پایتخت2 برنده ماراتن نوروزی در میان سریال های تلویزیونی است.اما چرا این اتفاق به وقوع می پیوندد؟پاسخ روشن است.اول آنکه سازنده مدیوم و مخاطب خود را می شناسد. نه قصد آب بستن دارد و نه روشنفکری الکی. می داند که باید قصه ای را روایت کند و مخاطبش را سرگرم سازد. در کنار آنها یکی از بهترین انتخاب ها چه در جلوی دوربین و چه در پشت دوربین صورت گرفته است و پرداخت به جزییات باعث شادابی بی نظیر مجموعه شده است. یک نکته را فراموش نکنیم، مقدم به خوبی می داند که از تک تک عناصر در دست بهترین استفاده را بکند. اجازه بدهید یک مثال کوچم بزنم.در بسیاری از مجموعه ها کارگردان فکر می کند که تنها ابزارش بازی و تصویر است،درحالی که یکی از عناصر مهم و معجزه آسا در یک مجموعه نمایشی صداست که شامل دیالوگ افکت و موسیقی می‌شود. امتحان کنید و یک بار برای بار دوم یکی از قسمت‌های پایتخت را با صدای بسته نگاه کنید. شک نکنید که تنها در حدود سی تا چهل درصد دفعه اول از آن لذت خواهید برد. در کنار این موضوع پایتخت بدون شعار و کلیشه درس عشق و از خود گذشتگی می دهد و به موضوعات ریزی به شکل انسانی نگاه می‌کند. شاید کمتر اثر تصویری باشد که سری دوم ان توانسته باشد موفقیت سری اول را کسب کرده باشد،اما در پایتخت با وجود گذشت دوسال این اتفاق صورت گرفت.

وی ادامه داد: این مجموعه به شدت از سطح معمول سریال‌های رایج در تلویزیون بالاتر بود و جامعه شناسی، مخاطب‌شناسی و روانشناسی آن در کنار عناصر هنری اش کاملا به جا و درست بود. مقدم اکنون حداقل در مدیوم تلویزیون برای خود صاحب سبک و استایل مخصوص است و گروه خود را به خوبی پیدا کرده است. از ویژگی های به شدت مثبت این مجموعه کارگردانی سرزنده و پویا مقدم بود که در صحنه پاره شدن طناب ون از کامیون و خطر سقوط آن به دره به اوج خود رسید. سکانسی که انصافا از قد و قواره تلویزیون به شدت بالاتر بود و یک بدعت را پایه گذاری کرد.

وی تصریح کرد: وجود حس حال و روح در کنار انتخاب‌های به شدت درست و بازی‌های روان از دیگر نقاط قوت پایتخت 2 به حساب می‌آید. همچنین باید اشاره ای  هم به تلاش و کار بی نظیر آریا عظیمی نژاد داشت که در این کار کاملا نبوغ خود را به رخ کشید بی تعارف یکی از ارکان موفقیت این مجموعه است و سهم بسیار زیادی در انتقال مفهوم و حس صحنه ها داشت و به مفهوم واقعی کلمه موسیقی فیلم بود.

در ادامه این نشست و پس از نظر منتقد جلسه سیروس مقدم درباره پذیرفتن ریسک ساخت پایتخت 2 توضیح داد که همان طور که شما هم اشاره کردید معمولا قسمت دوم آثار تصویری به سختی به موفقیت سری اول خود دست می یابد.ما نیز برای ادامه کار بسیار دلشوره داشتیم و همه دوستان به ما توصیه می کردند که پایتخت 2 را نسازیم.اما برای ما اصل رسیدن به قصه خوب بود و اگر به آن نمی رسیدیم هرگز مسیر را ادامه نمی دادیم.پایتخت 2 محصول کار مداوم بود و اغراق نیست اگر بگویم درست یک هفته پس از پایان پایتخت 1 ما شروع به پیدا کردن فضا و قصه سری دوم شدیم و این کار یک سال و نیم بطول انجامید.همان طور که الان ظاهرا همه جا می گویند پایتخت3 و انگار این خانواده و داستانهایشان کاملا آماده برای بسط و گسترش هستند،اما حتی حالا که شاید سری سوم ریسک کمتری نسبت به قبل دارد بازهم ما تا زمانی که به قصه و داستان مناسبی نرسیم دست به این کار نخواهیم زد،حال این کار یک ماه زمان ببرد یا سه سال.برای من فرقی نمی کند.برای من مهم پیدا کردن قصه و داستان خوب است،مضاف بر اینکه برای سری بعد چند نکته را باید در نظر گرفت که مهم ترین انها مخاطب شناسی و نیاز سنجی است.اینکه چقدر ضرورت احساس می شود که این خانواده دیده شود که باز به همان قصه باز می‌گردد.ضمن آنکه برای ما باید این حس ایجاد شود که پایتخت 3 یک گام رو به جلو است، برای همین محسن تنابنده کاملا درگیر آن است و ما نیز در فکرش هستیم. باور کنید که پایتخت سریال سختی است،این کار واقعا منافع مادی ندارد و تمام خطر است.همان طور که خودتان دیدید دوربین از شمال به جنوب می رود و این یعنی خطر. ما در اوج زمستان و سرما شمال بودیم و در روزهای برفی و بارانی کار را ضبط می کردیم، از آن طرف شرایط و جغرافیای کویر و جنوب و دریا کاملا استراتژی متفاوتی را می‌طلبید و مثلا دریازدگی و سختی‌های دیگر بر ما تحمیل می‌شد. اما با این حال ما بطور متوسط روزی هشت دقیقه مفید کار می کردیم.

مقدم در بخش دیگری از صحبت های خود به نحوه انتخاب خود در مورد بازیگران نقش کودک در این کار و کارهایش اشاره کرد و گفت: برای من سه اصل در انتخاب بازیگران کودک مهم است.اول اینکه خجالتی نباشد و اتفاقا شیطون باشد.چون کودک خجالتی خیلی دیر با گروه اخت می شود و این برای یک سریال که زمان زیادی ندارد خطرناک است،دوم اینکه میل به یاد گرفتن داشته باشد و سومین عنصر که البته درمورد بازیگران بزرگسال هم صدق می کند چشمان و نگاه فرد است. چشم و نگاه برای بازیگر عنصر بسیار تعیین کننده ای محسوب می شود و کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

مقدم در انتهای صحبت هایش اذعان داشت که قصد دارد امسال یک فیلم سینمایی بسازد و ابراز امیدواری کرد که شرایط برای کارش مهیا شود.
 
در این جلسه علیرضا خمسه نیز صحبت هایش را با این توضیح آغاز کرد که شخصیت بابا پنجعلی از آن دست کاراکترهایی است که در فیلمنامه هرگز شکل نمی گیرد و در حین کار خلق می‌شود. در زندگی واقعی هم خیلی از ما با زبان بدن یا همان بادی لنگوییج با یکدیگر حرف می زنیم و ارتباط برقرار می کنیم و الزاما زیاد حرف نمی زنیم. این یک اصل است و من آن را یاد گرفته‌ام. شاید اگر در گذشته بود و تجربه الان را نداشتم وقتی فیلمنامه پایتخت به دستم می‌آمد و نقش را روی کاغذ و در فیلمنامه سبک سنگین می‌کردم آن را نمی پذیرفتم، اما الان برایم دیالوگ مهم نیست، این حضور است که به نقش معنا می بخشد. من کاراکتر باباپنجعلی را به مرور کشف کردم و این کشف محصول یک کار گروهی است. از من بازیگر گرفته تا نویسنده و کارگردان و بازیگردان و غیره. اما چیزی که برایم در این کار خیلی کمک رساند الهام گرفتن از روح و زندگی واقعی بود. اگر دقت کنید حضور پدر و مادر در یک خانه و خانواده چندان اکت و مسیر و حتی دیالوگ ندارد، اما ما همین که آنها هستند و حضور دارند برایمان کافی است و این واقعیت قطعا در هنر نمایش هم بعد و مفهوم دارد.
خمسه در بخش دیگری از صحبت هایش در مورد اینکه چند درصد از بازیگران ما به هنگام خواندن فیلمنامه حاضر بودند این نقش را بپذیرند توضیح داد که قطعا بازیگران کمال طلب به دنبال نقش های متفاوت هستند و در مورد باباپنجعلی باید هوشمندی داشت که متوجه شد این یک شخصیت متفاوت و ویژه است، چراکه این موجود همین جوری اصلا دوست داشتنی نیست. حواس پرت است و راه نمی رود، اما به شدت بستر لازم برای تبدیل شدن به یک شخصیت متفاوت را دارد. من درصد نمی توانم بگویم، چراکه جای کسی نیستم. اما کشف لایه دوم یک شخصیت و بیرون کشیدن آن کار راحتی نیست.

در این نشست حسن وارسته هم توضیح داد که من بیست سال است که با محسن تنابنده دوست هستم و در طول این مدت هفت، هشت و نمایش و چند فیلم و سریال را به اتفاق کار کردیم، بنا بر این به خلق و خوی و روحیات و سلیقه یکدیگر کاملا آشنا هستیم. در این کار نیز محسن تنابنده مرا صدا زد و در ابتدا سری اول کار را بطور کامل برایم گذاشت و سپس مرا با فضای سری جدید آشنا کرد. در آن زمان ایشان چند قسمت را مثل ماجرای خروس را نوشته بودند و من از آنها ایده گرفتم و شاخ و برگ دادیم و به متن نهایی رساندیم.

وی همچنین در مورد انتقادهایی که در مورد قصه این کار مبنی بر اینکه اتفاق بر قصه و داستان سوار شده بود پاسخ داد: قصه خانواده نقی بسیار ساده و قابل احترام است. همان طور که خودشان هم آدم‌های ساده‌ای هستند. این سادگی و عدم پیچیدگی برای ما خیلی مهم بود، درست مانند داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی که به شدت ساده و معمولی هستند. به عنوان مثال ماجرای کلاه چیزی است که برای همه ما ممکن است در روزمره اتفاق بیافتد. به زعم من هر اثر درست مثل انسان است و ایده آل و کامل نیست، من نمی‌گویم فیلمنامه پایتخت بی‌نظیر و بی‌نقص بود، قطعا ایراداتی داشت، اما کار بدی هم نبود و مجموعه‌ای از محاسنات و عیوب بود. درست مانند یک انسان که شامل شده از نقاط خوب و بد. ضمن آنکه ما به هیچ وجه در این کار به دنبال تحول گل درشت نبودیم. فراموش نکنیم که جهان وارد هزاره سوم شده و اساسا درام و کارهای تصویری به سمت آثاری مانند زندگی عادی سوق پیدا کرده است. حتی داستان‌ها هم دو خطی شده‌اند و سادگی قابل لمس‌تر از پیچیدگی است. ما حتی قسمت تلخ را هم در قالب طنز گنجاندیم.
در بخش دیگری از این جلسه نسرین نصرتی عنوان کرد که این دومین همکاری من با آقای مقدم بود و بعد از دوازده سال بازیگری در عرصه تئاتر و تصویر این بهترین تجربه من بود و به قدری از گروه و شخص آقای مقدم انرژی می گرفتم که کاملا احساس یک خانواده و زندگی عادی را می کردم و واقعا این جمله را که می گویند در نقش و فضا فرو رفته است را از نزدیک لمس و تجربه کردم.اما چیزی که در ابتدا برایم دلشوره و استرس ایجاد کرده بود عدم حضور این شخصیت و من در سری قبل پایتخت بود که حالا من و مهران احمدی که نقش همسر مرا بازی کردند نه به عنوان بازیگر مهمان،که به عنوان جزیی از خانواده وارد فضا شده بودیم.آن هم تیمی که چندین ماه در سری پیش با یکدیگر کار کرده بودند و کاملا به روحیات و توانایی های یکدیگر آشنا بودند و اصطلاحا مچ بودند.اما خوشبختانه فضای کار و به قدری گرم و گیرا بود که بلافاصله این پس از یکی دو روز این ترس و نگرانی از بین رفت و بهتر است بگویم آنقدر خود را وارد آن زندگی می دیدیم که آن ترس را فراموش کردم.

این نشست در ساعت بیست و دو با تجلیل از مهمانان به پایان رسید.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار