امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 15
۱۰:۴۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 41217
تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۳
تعداد بازدید: 32
به گزارش فارس، بحران‌های موجود در منطقه مانند آنچه در سوریه و مصر و حتی کشورهایی مثل عراق و بحرین و لبنان می‌گذرد سر خط مهم ترین اخباری است که شعاع ...

به گزارش فارس، بحران‌های موجود در منطقه مانند آنچه در سوریه و مصر و حتی کشورهایی مثل عراق و بحرین و لبنان می‌گذرد سر خط مهم ترین اخباری است که شعاع آن رسانه‌های بین‌المللی را در هم نوردیده است.

همه این ها در پناه بازیگردانی غرب بخصوص آمریکا و صهیونیسم رغم می‌خورد و تا زمانی که آمریکا و صهیونیسم در مسئله‌ای منفعت خود را پی بگیرند آن مسئله ادامه می‌یابد لذا دور از انتظار نیست که گفته شود علت امتداد بحران‌های موجود منطقه‌ای دخالت‌های پیدا و پنهان قدرت‌های فرامنطقه‌ای و غربی با محوریت آمریکا و صهیونیست‌هاست.

رویکرد دوگانه آمریکا در برخورد با تحولات منطقه

نقطه قابل تأمل این است که واکنش آنها در قبال تحولات منطقه با تناقض همراه است طوری که در قبال جنایات آل خلیفه سکوت می‌کنند و در واقع سکوت را استراتژی خود قرار می‌دهند تا مردم این کشور علی‌رغم در پیش گرفتن مشی اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، قربانی دستگاه حاکم شوند و در طرف دیگر به راحتی اجازه می‌دهند یک رئیس جمهور قانونی در کشوری مثل مصر با فرض داشتن اشتباهاتی، توسط ارتش برکنار شود و همزمان با این برکناری بازداشت شود و در زیر نگاه ملت مصر دیکتاتور مصر یعنی مبارک که هیچ شأن و جایگاه قانونی در این کشور ندارد و سال‌ها رنج و ظلم به مصری‌ها را در پرونده دارد آزاد شود.

همچنین است که در این کشور ارتش مصر در توجیه عملکردش در برکناری دولت استناد به حضور معترضین در خیابان می‌کند و مدعی می‌شود که علت مداخله‌اش در خواست مصری‌هایی بوده که با حضورشان در خیابان‌ها از ارتش خواسته‌اند که علیه دولت حاکم کاری کند ولی در طرف مقابل به حامیان متحصن دولت برکنار شده که آنها هم با حضورشان در خیابان‌ها می‌خواستند پیامی را به ارتش بدهند شلیک می‌کند و در یک روز هزاران نفر را می‌کشد و مجروح می‌کند و در عین حال ده‌ها نفر را نیز بازداشت می‌کند.

واکنش آمریکا و صهیونیست‌ها در این گونه اتفاقات چه بود؟ صهیونیست‌ها آتش‌بیاران معرکه بودند و در تلاش هستند تا اوضاع غبارآلودتر از وضعیت موجود شود و آمریکا هم منفعلانه و با تأخیر مواضعی محافظه‌کارانه می‌گیرد.

آمریکایی که در قبال موضوعی به مراتب کم اهمیت‌تر که یک شخص مثلا در کشور ثالثی با چالش حقوقی مواجه می‌شود یقه چاک می‌دهد، در قبال حوادث تکان‌دهنده مصر خنثی و منفعل عمل می‌کند.

سوریه و داستان عدالت مدعیان کدخدایی جهان

سوریه بالغ بر دو سال و نیم است که درگیر یک بحران وارداتی است، چنان اسیر سوء تدبیر و سوء سیاست‌های غربی‌ها است که هر روز نقشه و سناریویی در این کشور پیاده می‌شود.

زمانی جنگنده‌های ترکیه در آب‌های سرزمینی این کشور در حین تجاوز سرنگون می‌شوند و ترکیه به تکاپوی اجماع حمله به این کشور می‌افتد، زمانی صهیونیست‌ها به خاک این کشور تجاوز کرده و یک مکان نظامی را هدف قرار می‌دهند، زمانی کشورهایی مثل ترکیه و مصر پایگاه‌های نشست به اصطلاح دوستان سوریه برای یاری رساندن به تروریست‌های این کشور می‌شوند، زمانی به اماکن مقدسی مثل بقعه مبارک حضرت زینب (صلوات الله علیها) و صحابه رسول خدا «حجر بن عدی» تجاوز می‌شود و حتی نبش قبر صورت می‌گیرد و زمانی هم یک متجاوز تروریست دل و جگر قربانی خود را در مقابل دوربین به دندان گرفته و فخر می‌کند.

همچنین است داستان‌هایی مثل قتل عام‌عمومی، ترکیب نامتجانس و عجیب جهاد نکاح، اعدام دسته جمعی خانواده‌ها، سربریدن کودکان و .... اینها همه و همه تنها گوشه‌ای از داستان‌های هولناکی است که تروریست‌های سوری انجام داده و می‌دهند.

حال آنکه انجام یکی از این اعمال کافی است تا نهادهای بین‌المللی به تکاپو افتند و جلو جنایت را بگیرند ولی نه تنها این نشد که حتی روز به‌روز محموله‌های چند تنی سلاح وارد این کشور می‌شود که آخرین محموله به وزن 400 تن سلاح از مرز ترکیه وارد خاک سوریه شد تا تروریست‌ها به آلات جنایت بیشتری مجهز شوند و نقطه قابل تأمل این است که تروریست‌ها جنایت می‌کنند ولی دولت سوریه محکوم می‌شود.

این است داستان عدالت مدعیان کدخدایی جهان؛ گویا فراموش کرده‌اند که دولت و ارتش سوریه موظف به دفاع از مردم و تمامیت ارضی خود هستند و این تروریست‌ها هستند که در این خاک جولان می‌دهند و چون شناسنامه و صف واحد و شناخته شده‌ای ندارند جنایت می‌کنند و فرار می‌کنند و صحنه به پای حاکمیت در سوریه می‌افتد.

البته دولت سوریه از این باب محکوم است که با اهداف غرب هم راستا نشد تا با چراغ سبز آنها در این سرزمین دیگر خونی ریخته نشود! مادامی که غربی‌ها و صهیونیست‌ها و مرتجعین عرب در صف واحد به تروریست‌های سوری سلاح بدهند و از آنان حمایت کنند در این سرزمین جنایت پشت جنایت اتفاق می‌افتد چرا که این تروریست‌ها در دام ارتش گرفتار می‌شوند و در تنگناهای موجود به اقداماتی خلاف اخلاق و قانون دست می زنند و صحنه را ترک می‌کنند و گناه را به گردن حاکمیت قانونی سوریه می‌‌اندازند.

دلایل آمریکا برای حمایت از تروریست‌های سوری و مخالفت با حکومت اسد

از جمله جنایات تکان‌دهند حمله شیمیایی مورد ادعای غرب در سوریه در روزهای اخیر یعنی 30 مرداد حدود یک هفته پیش است.

در این حمله که در منطقه‌ای موسوم به «غوطه شرقی» در حومه «دمشق» رخ داد صدها زن و کودک کشته و هزاران نفر آلوده شدند.

اینکه چنین جنایتی در سوریه اتفاق افتاده و باید رسیدگی شود یک طرف قضیه است و اینکه چه دستی به چنین گناهی آلوده است، قضیه‌ای دیگر.

آمریکا و مرتجعین عرب نصف اتفاق را درست فهمیده و نیم دیگر آن را نفهمیده و یا خود را به نفهمیدن می‌زنند تا به قول عامه از بحران سوریه برای خود کلاهی بدوزند، آمریکا فهمید که در حومه دمشق جنایتی شیمیایی رخ داد ولی نمی‌خواهد بفهمد که عامل جنایت کیست.

چرا آمریکا نمی‌خواهد بفهمد عامل جنایت کیست؟  به خاطر اینکه از اسد و حاکمیت او درسوریه خوشش نمی‌آید و بر همین اساس به دوستانش تلقین می‌کند که عامل جنایت شیمیایی سوریه کسی است که منفور کاخ سفید است.

آمریکای مدعی ابرقدرتی جهان این گونه بی منطق حکم صادر می‌کند و تصمیم می‌گیرد و اصلاً هم کاری ندارد که مأموران سازمان ملل برای بررسی موضوع استفاده از سلاح‌های شیمیایی در سوریه هستند و اصلاً هم لازم نمی‌داند که منتظر نتایج تحقیقات این گروه بماند، دلیل چیست؟

دلیل واضح است، زیرا آمریکا می‌داند و می‌فهمد که این بازرسان هم اگر چنانچه گزارشی را آماده کنند باید این گزارش خواسته‌های آمریکا را تأیید کند، چون آمریکا رؤیای سقوط اسد را در سر می‌پروراند و در هر صورت باید عامل حمله شیمیایی اسد باشد.

البته این نوع داوری ما درباره آمریکا مسبوق به سابقه است، یعنی زمانی که صدام در جنگ هشت ساله تحمیلی علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرد و بنا به اعتراف خود مقامات آمریکایی، مقامات کاخ سفید از موضوع مطلع بودند ولی واکنشی نشان ندادند و نه تنها جلو آن را نگرفتند که حتی در اصل وقوع این جنایت هم تشکیک کردند.

دلیل اصلی گریبان چاک دادن آمریکا برای تروریست‌های سوریه اکراه شدیدی است که این کشور از مواضع حاکمیت سوریه در قبال صهیونیست‌ها دارد.

بدین مفهوم که سوریه به رهبری اسد طی دهه‌های اخیر نه تنها صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناخت بلکه از حقوق ملی سوریه در بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغال شده به دست صهیونیست‌ها هم کوتاه نیامد.

از جانب دیگر حمایت اسد از «حماس» و «حزب الله» و ضدیت آن با جنایت آفرینی صهیونیست ها در جنگ‌های 22 روزه و 33 روزه مزیر بر علت این دشمنی شده است.

به طور حتم چنین حاکمیتی اگر سراپا مشغول خدمت به ملتش باشد، باز هم باید سرنگون شود چون منافع غرب و صهیونیست‌ها را برآورده نمی‌کند.

آیا دولت‌های مرتجع از پیامد خوش‌خدمتی‌های کنونی خود به آمریکا مطمئنند؟

باید گفت در قاموس آمریکا دولت‌هایی در سطح دول مرتجع منطقه در درجه اول باید خادم آمریکا و منافع آمریکا باشند و درجه بعد و آن هم در صورتی که منافع آمریکا را نقض نکنند به ملت خودشان خدمت کنند مانند آنچه که امروز در برخی کشورها از جمله اردن می‌گذرد.

اردن امروز کشوری محسوب می‌شود که به دنباله‌روی از سیاست‌های آمریکا در منطقه شهره است و علی‌رغم تمام ناتوانی‌های ساختاری و قدرتی می‌بینیم که میزبان رؤسای ارتش‌های 10 کشور غربی و عربی است تا به حساب خودشان در موضوع سوریه به یک وحدت نظر برسند و اگر شد عقده حمله به این کشور را بگشایند.

همین اردن میزبان مانور آمریکائی‌ها در ماه‌های اخیر هم بود که پس از این مانور، آمریکا جنگنده‌ها و هزار نیروی شرکت‌کننده را در خاک اردن باقی گذاشت تا در صورت امکان در خدمت حمله به سوریه باشند و سناتورهای آمریکایی نیز این روزها میهمان اردنی‌ها هستند.

از اردن باید پرسید دلیل اینهمه رنج کشیدن و به آب و آتش زدن برای طرح‌های منطقه‌ای آمریکا چیست و چرا خود را وارد بازی می‌کند که ظرفیت و استعدادهای بومی و جغرافیایی اردن تاب تحمل آن را ندارد؟

پاسخ یکی است و آن هم اینکه مرتجعین منطقه اگر بر سر کارند نه به دلیل شایستگی و یا سیستم‌های انتخاب دموکراسی از جانب ملت‌هایشان است بلکه به دلیل حمایت های بی‌چون و چرای غرب بر روی پا ایستاده‌اند و مادامی که خوش خدمت‌تر از آنها برای غربی‌ها کسی پیدا نشود بر روی کارند و پایان عمر آنها زمانی است که آمریکا به نوکرتر از آنها دست یابد. 

از این باب است که بذل و بخشش‌های قطر و عربستان در قبال تروریست‌های سوری و در عین حال تحرکات اردن مفهوم پیدا می‌کند.

همه این نوکرهای منطقه‌ای غرب به خوبی مطلع هستند که اگر انگلیس و آمریکا چشم دیدن حاکمیت اسد در سوریه را ندارند فقط به دلیل حفاظت از مولود نامشروعشان یعنی رژیم صهیونیستی در منطقه است و لاغیر اما این مرتجعین از رهگذر خصومتشان با حاکمیت سوریه دنبال چه چیزی هستنند؟ پاسخ یک جمله است و آن هم به دست آوردن دل اربابان غربی خود و در واقع بازی در پازل سیاسی که برایشان تدارک دیده اند.

آیا این مورد پذیرش است که ملتی را آواره و بدبخت کنیم صرفاً به خاطر این که از خودمان خط و مشی مستقلانه‌ای نداریم و به خاطر اینکه دنباله رو ستیم و کدخداهای جهان این را از ما خواسته‌اند.

غرب و آمریکا باید از مشکلات به وجود آمده در افغانستان درس عبرت گیرند

چشمهایمان را باز کنیم و به عبرت‌های موجود در دهه‌های اخیر افغانستان به نیکی بنگیریم؛ افغانستان جایی است که بنا به اتفاق آمریکایی‌ها در دهه‌های گذشته به بهانه کمک به مجاهدین و مقابله با ارتش سرخ شوروی در آن مداخله کردند و از ملیت‌های مختلف افرادی را برای این مقابله با این سرزمین فرستادند.

متأسفانه به محض دفع خطر کمونیسم همین آمریکایی‌ها اصلاً یادشان نیامد و یا نخواستند که یادشان بیاید افغان‌ها با این همه آشفتگی و چند دستگی چه کنند و چگونه با تنوع سلایق سرازیر شده به خاک کشورشان کنار بیایند؟

این جا بود که ملتی مجاهد، شهید داده و ویران را تنها گذشته و آنها را با سیلی از اختلاف سلیقه‌ها و گروه‌های مختلف مبارز از ملیت‌های مختلف که هر کدام هدف و روایی را برای افغانستان بعد از کمونیسم در سر می‌پروراندند، تنها گذاشتند و شد آنچه که اکنون شاهدیم، یعنی ده‌ها نزاع قومی و سرانجام مداخله غربی‌ها در افغانستان به بهانه پایان دادن به این نزاع‌ها آن هم با دستاویز قراردادن مسئله تنبیه تروریست های مهاجم به برج‌های دوقلو که در قواره القاعده و طالبان نمود پیدا می‌کرد.

آیا ترکیه و مرتجعین عرب ایمن هستند؟ از اینکه بعد از سقوط اسد این سرزمین روی خوش ببیند و ده‌ها هزار تروریست از 70 ملیت بتوانند به آرامش برسند؟ یا نه سقوط اسد مقدمه کاشته شدن بذر اختلاف در کشور سوریه است که در درجه اول منطقه را ناامن کند و در درجه دوم با بهانه‌هایی مثل 11 سپتامبر آمریکا  به همین بازمانده‌های شورشی در سوریه حمله می‌کنند و بنایی را طبق میل خود می‌سازد که این بنا حافظ رژیم صهیونیستی باشد و عاملی برای تجزیه و تضعیف ملت های مسلمان؟ این‌ها پرسش‌هایی پیش روی آتش بیاران معرکه در سوریه است.

محمدرضا خیرآبادی-کارشناس و تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای
انتهای پیام
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها