امروز : یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۰۷:۱۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 42044
تاریخ انتشار: ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۴
تعداد بازدید: 157
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، موضوع عقلانیت در تمدن جدید بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است به ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، موضوع عقلانیت در تمدن جدید بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است به این دلیل که به یک قرائت، عقلانیت به معنای عقلانیتی مدرن است که امروز در غرب اتفاق افتاده و به معنای دیگر عقلانیت دینی شیعه که امامان سعی در بسط آن داشتند. به مناسبت شهادت امام صادق(ع) پیشوای مذهب جعفری با حجت‌‌الاسلام علیرضا پیروزمند، قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم درباره عقلانیت شیعه و نقش آن حضرت در بسط این عقلانیت گفت‌وگو کردیم.

* گسترده عقلانیت شیعه تا کجاست و ارتباطش با عمل امام صادق (ع) در چیست؟

-این سؤال انتزاعی نیست و قطعاً پاسخ بدان نیز باید ملموس و تأثیرگذار باشد. امام صادق (ع) و امام باقر (ع) که محور بحث تفکر ناب شیعه و اسلام ناب محمدی هستند در دوران حیات خود کاری نکردند جز تلاش برای بسط عقلانیت شیعی. بدین معنا که برآیند مجموعه تلاش امامین همامین را می‌توانیم در همین بسط عقلانیت ببینیم، منتها این عقلانیت به معنای بینشی است که انسان براساس آن زندگی می‌کند.

اگر انسان رعایت حلال و حرام، امر به معروف و نهی از منکر، معاد گرایی، رفتار اجتماعی براساس محبت، ‌اخلاق، صداقت را کرد این نوعی از عقلانیت است بر این اساس انسان تا امری را عقلانی نداند بدان عمل نمی‌کند امام (ع) نیز بینش ما به زندگی را براین اساس تنظیم کرد و به ما با تعالیم خود فهماند که عقلانی فکر کردن و عمل کردن در هر ساحت و کیفیتی چگونه است.

استدلال عقلی امام ایمان مردم را مخاطب خود قرار می‌دهد

*منظور از عقلانیت به تعبیر امام صادق (ع) چیست و آیا این عقلانیت به عقلانیت فلاسفه قرابت دارد؟

-منظور از این عقلانیت اختصاصاً بحث تفکر فلسفی نیست -آن هم بنا به تعریف محدودی که فلاسفه از اندیشه فلسفی ارایه می‌کنند- هر چند که در این منظومه معرفتی امام (ع) موضوع باورهای اعتقادی و تبیین صحیح هستی‌شناسی ناب بخشی از عقلانیت دینیشان است اما در بسط این بخش از عقلانیت که به عقلانیتی که فلاسفه بدان می‌پردازند، نزدیک‌تر است مشاهده می‌کنیم که مشی امام (ع) در ورود و خروج به مباحث استدلالی با مشی فلاسفه قدیم که صرفاً می‌خواهند براساس مسایل نظری رفتار کنند، همیشه از آن مشی تبعیت نمی‌کند هر چند که امام استدلال می‌کند و این استدلال منطقی است اما این استدلال ایمان مردم را مخاطب خود قرار می‌دهد و فقط براساس یک قیاس منطقی نمی‌خواهد مردم را مؤمن کند.

باید سیره عقلانی عقلانیت فلسفی امام صادق (ع) را بشناسیم

بنابراین برای امام، مؤمن شدن مردم مهم است نه اثبات مباحثش با یک استدلال منطقی که دیگران نتوانند بدان پاسخ دهند، اگر این را در نظر داشته باشیم امام در عقلانیت فلسفی خودش هم یک ابتکار عمل و سیره داشته و ما باید آن سیره را به خوبی بشناسیم که متکلمان ما تلاششان این بود که خود را به این سیره نزدیک کنند این به عبارتی خود اصل مهم برای فهم آن عقلانیتی که مدنظر امام است.

امام با شرح آیات و مباحث معرفتی و تربیت شاگردان به مبارزه با جریانات فکری پرداختند

*امام صادق (ع) با جریانات و مباحث فلسفی و معارض دوران خود چطور مبارزه کردند؟

-درباره مباحث و مشاجرات فلسفی در زمان امام صادق (ع) می‌بینیم که بحث جدی بوده و امام با شناخت جریانات فکری معارض و ملحدانه‌ و مشرکانه‌ای که در دنیای اسلام، در جزیرة العرب و منطقه شامات وجود داشته و بسط پیدا کرده، به دلیل اینکه جلوی نشر معارف ناب توسط خلفای غاصب گرفته شده بود، مبارزه کرده است البته به همان میزان جریانات معارض نیز زمینه فعالیت پیدا کرده بودند و اندیشه و فکر جامعه اسلامی را مسموم می‌کردند.

امام با اصولی که گفتیم با این جریانات مواجه شدند و هم از طریق بسط معنایی و شرح و تفسیر آیات و کلمات پیامبر و بقایای معرفتی موجود بدان پرداختند و تربیت شاگردان برجسته و فرستادن آنها به نقاط مختلف دنیای اسلام توانست در این فرآیند تاریخی تأثیر بگذارد.

حلقه درس فقهی، اعتقادی و معرفتی امام مبارزه عقلانی جدی بود

*کلاس‌های درس امام صادق (ع) چه اندازه در مبارزه با جریانات انحرافی تأثیرگذار بود؟

-یکی از ابتکار عمل‌هایی که امام صادق توانستند آن را به شکل برجسته به اوج برسانند با توجه به شرایط تاریخی، ایجاد کلاس‌های درس تخصصی برای حلقه‌های مختلف علمی بود لذا امام (ع) حلقه فقهی، اعتقادی و معرفتی داشتند وقتی می‌خواستند به مناظرات بپردازند ابن هشام را می‌فرستادند وقتی بحث‌های فقهی بود، زراره و محمد بن مسلم و امثال این افراد را گسیل می‌کردند لذا در عمل با توجه به حلقه‌های مختلف علمی مرز علمی برای شاگردان ایجاد می‌کردند تا مردم بدانند در مسایل اعتقادی، فقهی به چه چیزهایی مراجعه کنند و به این ترتیب هم بنیه علمی اینها را قوی می‌کردند، هم مردم را به مراجعه به آنها تشویق می‌کردند و از این طریق به عرصه تفکر و عمل در جامعه مصونیت می‌بخشیدند.

عقلانیت مدرن غرب دستاورد دنیای علم امروز است

*در ترویج و نشر اندیشه‌های امام صادق (ع) مخصوصاً در بسط اندیشه شیعی مهمترین گام‌هایی که باید در این دوره برداشت، چیست؟

-موضوع عقلانیت در تمدن جدید بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است به این دلیل که به یک قرائت عقلانیت آنچه که مبدأ تمدن جدید دنیای معاصر است، عقلانیت مدرنی است که در جامعه غرب اتفاق افتاده و آن عبارت است از اینکه بشر به این باور رسید تا براساس عقلانیت خود بنیاد می‌تواند به تولید علم و تمدن سازی دست یابد و فناوری نو خلق و روابط اجتماعی جدید و متفاوتی را شکل داده و جهانی فکر و عمل کند، اینها دستاوردهایی بود که عقلانیت نوین و بشر به آن دست یافت و براساس آن تلاش و به وضعیت موجود دست یافت.

محتوای عقلانیت اهل بیت را به درستی بشناسیم و بشناسانیم

بنابراین اهمیت، گستردگی و محتوای عقلانیت که توسط اهل بیت بسط پیدا کرده را ما باید به درستی بشناسیم و بشناسانیم یعنی ما در صورتی در دنیای معاصر می‌توانیم داعیه تمدن‌سازی نوین اسلامی را داشته باشیم که بتوانیم عقلانیت نوینی را به بشریت عرضه کنیم و این عقلانیت جز با تکیه بر مکتب اهل بیت اتفاق نمی‌افتد، اگر ما موضوع عقلانیت را به یک عرصه خاص تجزیه کنیم مثلاً عرصه نظری و در آن عرصه هم آن را از مکتب اهل بیت و وحی جدا کنیم و آن را صرفاً به اندیشه‌های خود بنیاد عقلی تکیه بدهیم، نباید انتظار داشته باشیم که چنین عقلانیتی بتواند تمدن موجود غرب را فتح کند و تمدن نوینی را جایگزین کند اما اگر این عقلانیتی که عرض کردم را به درستی عرض و طولش را بشناسیم و عمق آن را از معارف اهل بیت (ع) درک کنیم و براساس آن به تولید دانش بپردازیم به نظر می‌آید که بتوانیم به سرعت پایه‌های تمدن اسلامی را تقویت و بنیان بنهیم.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها