امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 2
۰۱:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 42207
تاریخ انتشار: ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۰۴
تعداد بازدید: 160
تعدادی از مردم استان دیاله عراق روز یکشنبه به کمپ اشرف ـ که به نام همسر اول مسعود رجوی، اشرف رجوی معدوم نام‌گذاری شده ـ وارد شده و انتقام  بیش از 30 ...

تعدادی از مردم استان دیاله عراق روز یکشنبه به کمپ اشرف ـ که به نام همسر اول مسعود رجوی، اشرف رجوی معدوم نام‌گذاری شده ـ وارد شده و انتقام  بیش از 30 سال خیانت اعضای تروریست گروهک منافقین به مردم ایران و عراق را از ساکنان تروریست این اردوگاه گرفته و حدود 80 منافق تروریست نگون‌بخت را که در میان آنها هفت عضو رده‌بالای مرکزیت این گروهک تروریست بودند، به هلاکت رسانده و به دیار عدم رهسپار کردند.

خبر این انتقام‌گیری مردمی از گروهک نفاق، موجی از شادی و شعف را در میان مردم ایران و عراق به ویژه خانواده‌های محترم 17 هزار شهید ترور برانگیخت و بسیاری از مردم 2 کشور این اتفاق مبارک را به یکدیگر تبریک گفتند.

این موضوع، نشان‌دهنده سقوط مجدد گروهک تروریست نفاق و نزدیک‌تر شدن آن به انحلال است؛ کاری که البته به خاطر خوش‌رقصی‌های میرحسین موسوی در فتنه 88 و اعلام تلویحی اتحاد استراتژیک با منافقین و همکاری عملی با آن تروریست‌های ضدمردم، چند سالی به تاخیر افتاد اما نهایتا در حال انجام است.

اما گروهک تروریستی نفاق که نام مقدس مجاهد را، ناجوانمردانه برای خویش مصادره کرده بود، چرا به چنین سرنوشتی دچار شد؟ بهترین راه برای رسیدن به دلایل این سقوط به حضیض ذلت و خواری، بررسی مختصر و مجمل عملکردها و رفتارهای تروریست‌های منافق است. 

امروز به دلیل افشای اسناد و مدارک و واقعیت‌های فراوان از سوی افراد مختلف مخالف و موافق گروهک، گروه‌های اپوزیسیون مخالف نظام، اعضای جداشده و بریده منافقین و حتی اعضای فعلی و مرکزیت اصلی گروهک و همچنین بیانیه‌ها، مصاحبه‌ها و رفتارهای این گروهک تروریست، ماهیت واقعی این سازمان مخوف و تروریست که دستش به خون 17 هزار ایرانی بی‌گناه و هزاران عراقی مخالف رژیم صدام آلوده است، دیگر برای همگان رو شده است.

اکنون دیگر حتی خانواده‌های منافقینی که از سوی مریم رجوی محبوس شده‌اند هم، با دیدن عملکرد اعضای بلندپایه منافقین، جزو مخالفان اصلی این گروهک تروریست قرار گرفته‌اند. همچنین افرادی که موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده‌اند، از اوضاع اسف‌بار روحی و جسمی منافقان حاضر در این اردوگاه و رفتارهایی که از سوی سران گروهک با آنها می‌شود، روایات تکان‌دهنده‌ای را بازگو می‌کنند.

1) تغییر مکرر ایدئولوژی ‌

در گروه‌هایی که براساس ایدئولوژی، سازمان داده می‌شوند، شناخت مبانی آرمانی افراد تشکیل‌دهنده آنها، بسیار مهم است زیرا شناخت زیربنای اندیشه‌ای آنها، موجب معرفت بیشتر و بهتر نسبت به چرایی عملکردشان می‌شود.

منافقین، از گروهک‌هایی بوده‌اند که ضمن آنکه خود را بیشتر معتقد و ملزم به حفظ آرمان‌ها و تفکر سازمانی و اعتقادی نشان می‌دادند، در عین حال چرخش‌های گاه 180 درجه‌ای و مضحک داشته‌اند که موجب تمسخر آنها حتی از سوی دیگر گروه‌های ضدانقلاب شده است.

آنها زاده گروهکی چون نهضت آزادی هستند، به طیف‌های ملی – مذهبی و جبهه ملی نیز احساس قرابت می‌کردند، سپس وارد فاز مسلحانه تروریستی در پیش از انقلاب شدند؛ سپس سوسیالیست و مارکسیست شدند و مدعی بودند اسلام و مارکسیزم، قابل اتحاد هستند؛ افکار نئومارکسیستی و ماتریالیستی و عملکردهای به اصطلاح انقلابی و قهرمان‌پروری، از دیگر رویکردهای آنان بوده است.

استفاده از اصطلاحاتی چون بورژوازی‌(عناصر تجارت و بازار و سرمایه‌داری خرد و کلان)، ارتجاع، استبداد و طبقه‌های زحمتکش، از جمله کارهای مرسوم اعضای سازمان منافقین و سمپات‌های آنها برای به رخ‌ کشیدن هواداری این گروهک از عدالت موردنظر آنها(عدالت مارکسیستی – کمونیستی – سوسیالیستی) بود.

بعد از انقلاب، برای آنکه منافقین دیدند به کار بردن چنین اصطلاحاتی، موجب هدم آنها در جنبش «اسلامی» مردم ایران می‌شود، بیشتر سعی کردند خود را گروهی اسلامی جا بزنند و وقتی از این نمد، نتوانستند کلاهی برای خود بدوزند، چهره واقعی ضداسلامی خویش را برملا کردند و مسعود رجوی، با قانون اساسی جمهوری اسلامی به دلیل بندهای «اسلامی» آن، مخالفت کرد!

منافقان، سپس وارد فاز مسلحانه و ترور شدند و خون‌های پاک امثال آیت‌الله شهید دکتر بهشتی و حضرات آیات‌ شهیدان مدنی، دستغیب، قاضی طباطبایی، اشرفی‌اصفهانی، صدوقی و شهید دکتر باهنر، شهید رجایی و بسیاری دیگر از یاران انقلاب اعم از وزرا، نمایندگان مجلس و هزاران تن از مردم عادی که جرمی جز علاقه به حضرت امام و حکومت اسلامی نداشتند را بر زمین ریختند.

مبارزه خشن آنان با جمهوری اسلامی با پشت‌گرمی شرق و غرب ادامه داشت تا آنکه سال 1986 میلادی، مقر خود را از فرانسه به عراق انتقال دادند و برای یاری صدام در حمله به خلق(!) ایران، رسما به ارتش عراق پیوستند.

آنها در این راه، وطن‌فروشی نیز کردند و برای اولین بار در تاریخ، اتباع منافق کشورمان با همراهی با ارتش عراق، به خاک ایران حمله کردند.

اعضای گروهک نفاق حالا نیز در یک چرخش ایدئولوژیک دیگر، مدعی لیبرال‌ ـ‌ دموکراسی شده و دم از لائیسیته و سکولاریزم می‌زنند و افکار خود را به ارباب فعلی،‌ ایالات متحده نزدیک کرده‌اند.

2) رفتار‌های فرصت‌طلبانه

از ویژگی‌های اصلی گروهک تروریستی نفاق، رفتار‌های فرصت‌طلبانه و رویکرد‌های متناقض و دوگانه است.

آنها روزی با «سید‌ابوالحسن بنی‌صدر» بشدت مخالف بودند و روزی دیگر ضمن اتحاد با وی، به شورای ملی مقاومت خود راهش می‌دادند و روز دیگر باز وی را طرد می‌کردند یا زمانی که ادعای مارکسیست بودن داشتند، تمایلات شبه‌دموکراتیک لیبرالی هم نشان می‌دادند.

مورد دیگر ازدواج «مریم قجر عضدانلو ابریشم‌چی» با مسعود رجوی است. مسعود رجوی از قدیم به همسر دوست خود مهدی ابریشم‌چی؛ که مریم قجر بود، علاقه داشت.

وی مریم قجر را نیز شیفته خود می‌کند و با آن‌که وی از ابریشم‌چی، فرزندانی هم داشت، از وی طلاق می‌گیرد و بدون سپری شدن عده شرعی، بلافاصله به عقد ازدواج مسعود رجوی درمی‌آید(!) آنها برای بستن راه هرگونه انتقاد از سوی منافقین دیگر، ازدواج خود را «انقلاب ایدئولوژیک» و در راستای «رهایی ‌زن» و «شکوفایی(!) استعداد‌ها» عنوان کردند.

در عین حال که خود مسعود رجوی، به ناموس دوست و هم‌رزم خود چشم دارد ولی برای فروپاشی خانواده در سازمان و اینکه منافقین، احساسات و عواطف خانوادگی را در خود از بین ببرند و بیش‌تر در خدمت مقاصد رجوی‌ها باشند، ازدواج و رابطه زن و مرد،‌ ممنوع می‌شود و حتی زنان و شوهران رسمی منافق را از هم جدا و سه‌طلاقه کرده و فرزندانشان را هم از آنها می‌گیرند!

همچنین جاسوسی هم‌زمان برای رژیم بعث عراق، اسرائیل، آمریکا، اردن، عربستان‌سعودی و در عین حال، شعار خلق دادن، از دیگر رویکردهای فرصت‌طلبانه منافقین است. از سوی دیگر ادعای مردمی و خلقی بودن و در عین حال، کشتن 17 هزار از مردم مظلوم ایران، تناقضی واضح است.

3) مفاسد اقتصادی، قاچاق مواد مخدر و پنهان کردن سلاح

منافقین، از همان روز که تبدیل به آلت دست شرق و غرب و صدام و آمریکا و اروپا شدند، به دلیل آنکه معلوم نیست پول‌هایی که از سوی اربابان دریافت می‌کردند را در چه کارها و راه‌هایی مصرف ‌می‌کنند، همزمان به ایجاد سازمان‌ها و NGOهای ساختگی خیریه(!) اقدام و گدایی هم می‌کردند. همچنین خرید و فروش مواد مخدر، یکی دیگر از راه‌های کسب درآمد این مدعیان خلق‌گرایی بوده است.

از جمله این موارد، دستگیری یکی از اعضای منافقین در کشور نروژ، به همراه 5 کیلوگرم ماده مخدر (هروئین) است.

انجام اعمالی چون جعل سند و ایجاد اسناد ساختگی و تقلبی، دست بردن در چک‌های مردم اروپا که به بهانه امور خیریه از آنها دریافت کرده بودند و بالا بردن مبلغ چک و تحت فشار قرار دادن ایرانیان مقیم خارج کشور که سیاسی نیستند برای کمک اجباری به گروهک، از دیگر موارد مفاسد اقتصادی منافقین است.

پنهان کردن سلاح و مهمات در دفترهای گروهک در حومه پاریس نیز موجب حمله پلیس فرانسه و حتی دستگیری مریم رجوی شد که از دیگر اقدامات غیرقانونی این گروهک تروریست بوده است.

4) اقدام قانونی دولت عراق

دولت نوری مالکی ماه‌هاست در پی اجرای دقیق قانون در عراق است. دستگیری و محاکمه عاملان ناامنی در عراق که موجب کاهش شدید این معضل در این کشور شده و برخورد شدید با تروریست‌ها تا جایی که خود مالکی، بارها مسؤولیت عملیات علیه تروریست‌های تکفیری القاعده را برعهده داشته، نشانه عزم جدی وی برای ایجاد آرامش و امنیت در این کشور است.

طبق قانونی که در مجلس عراق هم تصویب شده و مدت‌ها از آن می‌گذرد، منافقین باید اردوگاه اشرف را که در زمان صدام از مردم استان دیاله و کشاورزان این منطقه غصب شد و توسط دیکتاتور معدوم عراق در اختیار گروهک نفاق قرار گرفت، بازپس داده و خود نیز به دلیل ترور مردم عراق و قتل‌عام شیعیان و کردها در زمان انتفاضه سال 1991 از کشور عراق خارج شوند.

منافقین با پشتگرمی آمریکا و اروپا و سازمان ملل، اعتنایی به اولتیماتوم‌های دولت عراق برای خروج از این کشور نمی‌کردند و قدرت‌های استکباری نیز دولت مالکی را برای صرف‌نظر از اجرای قانون تحت فشار گذاشتند اما مردم و نخست‌وزیر هوشمند عراق بر اجرای قانون و اخراج تروریست‌های منافق از خاک کشورش اصرار دارند.

منافقین طبق روش همیشگی‌شان، اقدام به مظلوم‌نمایی کردند اما این بار تیرشان به سنگ خورد و با آنکه طبق معمول، مشمول الطاف اربابان حامی حقوق بشر خود قرار گرفتند اما نهایتا اجبارا پذیرفتند از خاک عراق خارج شوند. مقصد بعدی تروریست‌های منافق، اروپا یا آمریکا‌ست و باز هم حامیان تروریسم که شعار مبارزه با آن را می‌دهند، قرار است پذیرای آنها باشند!

باید به این موضوع اشاره کرد که پس از مرگ حدود 80 تروریست منافق هم فریاد «واحقوق بشراه» غربی‌ها بلند شد در حالی که در سوریه ظرف 2 سال و نیم اخیر ده‌ها هزار نفر از مردم عادی از سوی تروریست‌های تکفیری مورد حمایت غرب و به ویژه آمریکا، به طرز فجیعی قتل‌عام شده و می‌شوند و در بحرین، کشتار بی‌رحمانه شیعیان از سوی آل‌های وهابی و سلفی سعود و خلیفه به روالی عادی تبدیل شده و کوچک‌ترین اعتراضی از سوی سازمان‌های پرطمطراق حقوق بشری برنمی‌خیزد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار