امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۱۰:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 43926
تاریخ انتشار: ۱۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۲
تعداد بازدید: 140
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در این نشست که جمعی از چهره‌های فرهنگی، اجتماعی و تعدادی از دانشجویان ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در این نشست که جمعی از چهره‌های فرهنگی، اجتماعی و تعدادی از دانشجویان افغان مقیم مشهد حضور داشتند، «حمزه واعظی» محقق و پژوهشگر افغان مقیم اروپا، وضعیت فرهنگیان و جامعه مهاجر افغان مقیم اروپا را مورد نقد و بررسی قرار داد.




این پژوهشگر افغان در مقدمه سخنان خود به بررسی و سیر مهاجرت افغانها به اروپا وغرب پرداخت و وضعیت این دسته از مهاجرین در غرب را در مراحل گوناگون بررسی و در بخشی از سخنان خود گفت: جمع بندی و شناخت من از سیر مهاجرت افغانها در اروپا این است که  پناهندگان افغانی  که در اروپا سرازیر شده اند، تا کنون سه مرحله را پشت سر گذاشته اند، که اول مرحله شیفتگی است و دوم گسست و مرحله سوم هم افسردگی است.

وی در ادامه به شرح وضعیت مرحله ابتدایی مهاجرت به اروپا و غرب که همان مرحله شیفتگی است، پرداخت و افزود: مرحله اول شیفتگی است که ابتدا که هر خانواده و هر پیر و جوان افغانی که به اروپا می‌رسند حداقل سه، چهار سال اولیه را در مرحله شیفتگی قرار دارند و شیفته غرب و اروپا می‌شوند، چون برخی جذابیت‌ها وجود دارد که این مهاجرین را شیفته خود می نماید و در این مرحله فقط همه زیبایی ها و حسن ها را می بینند.

این جامعه شناس افغان در ادامه همین موضوع افزود: طبیعت، زندگی مدرن و جلوه های شهری که در آنجا وجود دارد انسانهای را که از یک بستر جغرافیایی جهان سوم آمده اند تحت تاثیر قرار می دهد و او را مجذوب خود می نماید و این شامل همه مهاجرین است.

حمزه واعظی در ادامه به مرحله گسست اجتماعی میان جامعه مهاجر در غرب پرداخت و گفت: و وقتی سه چهار سال اولیه زندگی در اروپا و غرب سپری شد، بخصوص برای کسانی که شخصیت های فرهنگی و اجتماعی هستند و عمری هم از آنها گذشته است و زندگی و شخصیت پذیری آنها در سرزمین مبدا و وطن اصلی آنها شکل گرفته است، با پرسش های جدید مواجه می شوند و به تدریج یک سوال جدی برای آنها ایجاد می شود و مدام از خود سوال می کنند که که من کی هستم که در این فضای جدید آمده ام؟ از چه بستر فرهنگی آمده ام و چکاری می توانم انجام دهم؟ داریی های من چیست و ظرفیت فرهنگی من چیست؟ و آیا من این شرایط و ظرفیت ها را دارم که بتوانم از این شرایط تازه استفاده نمایم؟

این نویسنده افغان در ادامه مرحله شرایط گسست اجتماعی مهاجرین  گفت: بعد از این که این سوالات در درون فرد مهاجر پیدا شد، همین جا مرحله گسستگی  بوجود می آید و وقتی که این مهاجرین نمی توانند خود را با جامعه اروپا وفق دهند تداخل و تقابل از همین جا شروع می شود و کسانی که شخصیت و تربیت اجتماعی آنها در سرزمین مبدا شکل گرفته، با بحران های زیادی مواجه می شوند.

این تحلیل گر افغان مقیم اروپا، در ادامه به تشریح بحران های که مهاجرین افغان بخصوص قشر فرهنگی مهاجر با آن دست به گریبان است اشاره نمود و افزود: بحران اول در واقع یک نوع نوستالوژی بازگشت به سرزمین مبدا است و این مهاجرین همیشه خود را موقتی فرض می کنند و همیشه دل در گروه کشور مبدا دارند و همیشه به نحوی ظرفیت ها و توانایی ها خود را بر این عیار می کند که بر گردند به آنجایی که شخصیت آنها در آن شکل گرفته است.

واعظی در ادامه افزود: این نوستالوژی بازگشت موجب می شود که اینها از خیلی از فرصت ها عقب بمانند و این عوامل باعث می شود که به تدریج با بحران مواجه شوند.

عدم فراگیری زبان، از دیگر موضوعاتی بود که این کارشناس افغان، به عنوان یک بحران از آن یاد نمود و افزود: بحران دیگری که مهاجرین افغان در اروپا با آن موجه هستند، بحران فراگیری زبان است و اغلب کسانی که در سن بالا تری قرار دارند در اروپا توانایی یادگیر آنها کمتر است و این هم دلایل مختلف دارد و یک علت آن مشغله های ذهنی زیادی است که این دسته از افراد با خود دارند.

علت دیگر از نظر جسمی و فیزیولوژی است که قدرت فرا گیری کمتری دارند و علت دیگر هم درگیری های ذهنی است که این افراد با خانواده و با محیط بیرون و با جامعه مبدا خود دارند و همین نوستالوژی بازگشت آنها را به گذشته معطوف می دارد تا اینکه با آینده فکر کنند و بسیاری از مشکلات خانوادگی و بسیاری از مشکلات که در ارتباط فرزندان با پدر و مادر وجود دارد مشکل زبان است.

این پژوهشگر افغان در ادامه افزود: این مسله عدم فراگیری زبان یک نوع گسست را در میان خانواده‌ها بوجود آورده است چرا که به تدریج فرزندان زبان مادری و زبان فارسی خود را فراموش می کنند و از طرفی پدر و مادر با زبان جدید فرزندان هیج آشنایی ندارند و این سبب قطع ارتباط فرزندان با پدر و مادر و باعث گسست عاطفی می‌شود.

حمزه واعظی در ادامه سخنان خود، به بحران منزلت اجتماعی در میان جامعه مهاجرین در اروپا اشاره نمود و افزود: بحران دیگری که مهاجرین در اروپا با آن مواجه هستند، بحران منزلت است و افرادی که در وطن خود یک شخصیت اجتماعی مهمی بوده‌اند، مثلا فرمانده و وزیر و نماینده  بوده اند و وقتی که مهاجرت می کنند همان شخصیت را نیز با خود می‌آورند، اما جامعه آنجا و حتی محیط خانواده و محیط اجتماعی این چیز ها برایش ارزش ندارد و این گونه مزلت های اجتماعی برای آن جامعه تعریف شده نیست و این جا است که این دسته از افراد نیز دچار بحران می شوند و یک مرتبه خود را در یک خلا درونی و اجتماعی حس می‌کنند.

بحران قدرت در میان جامعه مهاجر از دیگر عواملی بود که این تحلیل گر افغان به آن پرداخت و گفت: بحران دیگری که مهارجرین با آن مواجه هستند، بحران قدرت است و این بحران عموما در خانواده‌ها صورت می گیرد چون که نظام اجتماعی ما بر اساس سلسله مراتب است که پدر  تصمیم گیرنده اصلی هست ولی در اروپا هر کس کار و شخصیت مستقل خود را دارد و این جا است که آن سلسله مراتب از بین می رود و پدر خانواده، شان اجتماعی خود را از دست داده و آن موقعیت گذشته به شدت تنزل پیدا کرده و قدرت گذشته بین فرزندان تقسیم می شود و در این مرحله پدر خانواده تصمیم می گیرد که شروع نماید به باز تولید قدرت و شروع می کند به خشونت با همان روشهای گذشته خود و اکثر بحرانهای خانوادگی که به وجود می آید از همین بحران قدرت است و این بزرگترین بحرانی است که اکثر خانواده ها در تمام اقشار با آن مواجه هستند.

واعظی، افسردگی و بحران هویت را از دیگر بحران‌های رایج و اساسی در میان جامعه مهاجر افغان در اروپا بر شمرد و گفت: بعد از طی مرحله شیفتگی و گسست، مرحله افسردگی بوجود می‌آید و وقتی که فردی قدرت خود را در خانواده از دست می دهد و کنترل خود را نسبت به خانواده و فرزندان و حتی همسر را از دست می دهد، و از طرفی در جامعه هم جذب نشده این جا است که دچار افسردگی می شود و یک نوع پیش داوری در مورد وضع موجود می کند و فکر می کند که تمام بدبختی ها و مشکلات خانوادگی از همین مهاجرت بوجود آمده است. و این در واقع یک نوع بحران هویت را بوجود می آورد و این شامل تمام مهاجرین است و مخصوص افغانها نیست و این بحران هویت همه را شامل می شود.

این بحران هویت از آنجا بوجود می‌آید که نه می توانند خود را باشرایط جدید وفق دهند و از طرفی هم نمی تواند آن ارزش ها قبلی و سنت ها اجتماعی را که برای آنها شان و وهویت بخش بوده است را احیا نمایند.

و این جا است که بحران هویت اساسی ترین بحرانی است که فعلا مهاجرین افغان در اروپا با آن مواجهند بخصوص مهاجرینی که از سوی کشورهای اسلامی و حوزه‌های تمدنی به اروپا می‌روند.
انتهای پیام/.
برچسب ها:
آخرین اخبار