امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 11
۰۵:۲۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 44142
تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 85
«ایگور پانکراتنکو» کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه در روسیه، ضمن ارسال یادداشت اختصاصی برای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نوع نگاه ...

«ایگور پانکراتنکو» کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه در روسیه، ضمن ارسال یادداشت اختصاصی برای خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نوع نگاه نخبگان روسی به‌ این قضیه را مورد بحث و بررسی قرار داده است که مشروح آن در پی می‌آید.

به‌ آن عده از نخبگان سیاسی روسیه که معتقد بودند کشورشان شریک دارای حقوق مساوی با آمریکا بوده و واشنگتن در مسائل مهم بین‌المللی نظیر سوریه به‌ نظر مسکو گوش فرا می‌دهد، اهانت بی‌سابقه‌ای وارد شده است.

دولت و پارلمان روسیه اصرار بر آن داشتند که برای بحث و بررسی راه‌های برون‌رفت از بحران سوریه باید 2 نفر از سیاستمداران برجسته روس یعنی خانم «والنتینا ماتوئینکو» رئیس شورای فدراسیون و «سرگی ناریشکین» رئیس مجلس سفلی که از جمله مطرح‌ترین جانبداران دیالوگ با آمریکا می‌باشند، به‌ واشنگتن سفر کنند.

آمادگی برای انجام این سفر با شتاب‌زدگی دنبال شد، زیرا دفاتر مقامات یادشده روسی بسیار علاقمند بودند تا تاج‌گل «صلح‌آفرینی» بر سر گذاشته و برای کل روسیه ثابت کنند که آمریکا آماده گفت‌و‌گو و همکاری است.

جهت آماده کردن این سفر مهمترین وزارتخانه‌های مرتبط با بحث سوریه نظیر وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت حوادث غیرمترقبه و نهادهای اطلاعاتی روسیه جلب نشدند. برای ارزیابی پیامد‌های احتمالی این سفر از همکاری و جلب نظر  کارشناسان طرفدار پوتین منصرف شدند.

اما با این حال، «مأموریت صلح‌آفرینی» مقامات یادشده روسی حتی فرصت آغاز هم پیدا نکرد. چرا که «جان بونر» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا که نفر سوم کشورش به‌ شمار می‌رود، درخواست سفارت روسیه برای دیدار با این هیئت را رد کرد.

بحران سوریه و لابی‌های سیاسی روسیه

واقعیت امر این است که در رابطه با بحران سوریه نخبگان سیاسی روسیه عملا با بن‌بست مواجه شده‌اند.

این نخبگان را به‌ طور نسبی می‌توان متعلق به 3سه اردوگاه دانست:

- طرفداران غرب

- ضد «بشار اسد»

- طرفداران بشار اسد

اردوگاه جانبداران غرب معتقد است که روسیه در بحث سوریه باید از خط آمریکا و اتحادیه اروپا پیروی کند. اعضای این اردوگاه نسبت به‌ این موضوع بی‌توجهند که هم در آمریکا و هم در اتحادیه اروپا در رابطه با حل‌وفصل مسالمت‌آمیز بحران سوریه دیدگاه‌های بسیار متفاوتی وجود دارد.

البته افراد میانه‌روی نیز هستند که خواستار حل قضیه از راه مذاکرات می‌باشند. ولی «شاهین‌های» علنی‌ نیز وجود دارند که بازگوکننده نقطه نظر اسرائیل و عربستان سعودی به‌ شمار می‌روند.

معلوم است که نخبگان سیاسی غربگرای روسی از «شاهین‌ها» حمایت می‌کنند.

اردوگاه ضد بشار اسد در عرصه سیاسی روسیه به‌عنوان بخشی از نخبگان طرفدار غرب و اسرائیل و همچنین «لابی سلفی» روسی شناخته می‌شوند. لابی سلفی در جریان بحران سوریه یک کمپین گسترده‌ای را برای گمراه کردن مقامات و جامعه روسیه دنبال کرد.

لابی سلفی از ابتدا این ادعا را داشت که حمایت از بشار اسد منجر به از دست رفتن اعتبار روسیه در جهان اسلام شده و احساسات ضدروسی در میان مسلمانان را تقویت خواهد کرد. 

هشدار داده می‌شد که چند روزی بیش از عمر بشار اسد باقی نمانده و دولتی که جایگزین وی خواهد شد، به‌ هیچ وجه تمایلی برای گفت‌وگو با روسیه نخواهد داشت.

باید گفت که لابی سلفی و همچنین جانبداران غرب توانستند به‌ نتایجی دست پیدا کنند. از جمله لابی طرفدار غرب موفق شد تا عرضه تجهیزات نظامی به‌ سوریه را که بر اساس قرارداد سال 2009 میان مسکو و دمشق صورت می‌گرفت، متوقف کند.

لابی سلفی و طرفدار اسرائیل توانستند برای مردم روسیه و اکثر کارشناسان این تصور را ایجاد کنند که اقدام حمایت از اسد در نهایت با شکست مواجه خواهد شد و بنابراین بهتر است تا با مخالفین به‌ اصطلاح «سوری» تماس برقرار گردد.

با قرار گرفتن تحت تأثیر دیدگاه‌های این لابی‌ها، مقامات روسی به‌ این نتیجه رسیدند که مطلوب‌ترین موقعیت برای مسکو انجام میانجیگری بین اسد و مخالفانش می‌باشد. اشتباه بودن این رویکرد کاملا آشکار بود. چرا که میانجیگری نه برای مذاکرات با مخالفین بلکه با آمریکا، ترکیه و عربستان سعودی باید صورت می‌گرفت که پشت سر آن‌ها قرار گرفته‌اند.

«ولادیمیر پوتین» ضمن تمایل برای حفظ توازن سیاسی داخلی، به‌ صورت صریح و روشن با فعالیت این 2 گروه مخالفت نکرد که بر وزن سیاسی آنها افزوده و برایشان فرصت استفاده بیشتر از رسانه‌ها را فراهم کرد.

در ضمن، این وضعیت منجر به‌ کاهش نفوذ لابی طرفدار بشار اسد در محافل سیاسی و کارشناسی روسیه شد.

نکته جالب اینجاست که در پایان سال 2012 در سخت‌ترین موقعیت برای سوریه، یعنی زمانی که نتیجه رویارویی‌های موجود در این کشور مشخص نبود، موضع روسیه بیش از هر زمان دیگری ثبات پیدا کرد.

جا دارد از موضع قاطع پوتین ضمن مذاکرات با «اردوغان» نخست‌وزیر ترکیه در دسامبر سال 2012 یاد کنیم که در جریان بررسی بحث سوریه، مراتب نگرانی جانب روسی در رابطه با برنامه ‌استقرار سیستم دفاع موشکی «پاتریوت» در مرز ترکیه با سوریه اعلام شد.

ضمن این مذاکرات، روسیه به‌ ترکیه توصیه کرد تا از مداخله در امور داخلی سوریه خودداری کند. هرچند اردوغان در این رابطه هیچ نوع تضمینی نداد، ولی باز هم تا حد معینی محدودیت‌هایی برای تجاوز مستقیم ترکیه علیه سوریه ایجاد شد.

همچنین می‌توان به‌ موضع قاطع روسیه در مذاکرات گروه «هشتگانه بزرگ» اشاره داشت که پوتین توانست ضمن ایجاد شگاف در جبهه واحد اتحادیه اروپا علیه اسد، به‌ تصویب سند نهایی به‌ صورتی دست یابد که برای روسیه و سوریه تا حد زیادی بتواند قابل‌قبول باشد.

در نتیجه در سند نهایی موضوع برکناری بشار اسد حذف و استفاده از سلاح‌های شیمیایی نه‌ تنها توسط نیروهای دولتی بلکه از جانب هر یک از طرف‌های درگیر سوریه محکوم شد.

«هشتگانه» همچنین ضرورت برگزاری کنفرانس «ژنو» را پذیرفت و بر اهمیت راه‌حل سیاسی قضیه سوریه با حضور همه طرف‌ها تأکید کرد.

به‌ طور جداگانه بر اهمیت موضوع بیرون کردن «القاعده» و دیگر گروه‌های تروریستی از روند سیاسی اشاره شد.

اما در ادامه به‌ دلیل فعالیت‌های لابی‌های طرفدار غرب، اسرائیل و سلفی‌ بتدریج موضع قاطع و ثابت نخبگان سیاسی روسیه در رابطه با قضیه سوریه از بین رفت.

مسکو در برابر حمله هوایی اسرائیل به‌ خاک سوریه هیچ نوع واکنشی نشان نداد و ابتکارعمل در رابطه با رسیدگی به‌حادثه 19 مارس را که مخالفین سوری از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده بودند، از دست داد.

روسیه بیش از میزان به‌ عدم تمایل اوباما به‌ تشدید درگیری‌ها و مداخله مستقیم در امور سوریه بها داد.

تلاش‌ها برای تغییر فضای سیاسی روسیه

اما در روزهای اخیر لابی جانبدار بشار اسد موفق به‌ برداشتن برخی گام‌های مهم شد. یکی اینکه با موافقت نهاد ریاست جمهوری، مجلس عمومی روسیه نشست اختصاصی برگزار کرد و نشان داد که جامعه روسیه آماده حمایت از موضع قاطع رئیس جمهور در بحث سوریه می‌باشد.

ثانیا، «کتاب سفید» وزارت امور خارجه روسیه در مورد استفاده از سلاح‌های شیمیایی توسط مخالفان سوری در ماه مارس سال جاری، منتشر شد.

همچنین حضور نیروی دریایی روسیه در سواحل سوریه از راه اعزام کشتی بزرگ ضدزیردریایی «آدمیرال پانتلی‌اف» و کشتی اکتشافی «ССВ-201» تقویت شد.

مورد بعدی اینکه همزمان با مذاکرات اوباما با کنگره آمریکا، نیروی موشک‌های راهبردی روسیه تمرینات خود را آغاز کرد. این تمرینات تا جایی گسترده بود که «سرگی کراکایف» فرمانده نیروی موشک‌های راهبردی حتی در کنفرانس تلفنی فرماندهی مرکزی ستاد کل ارتش روسیه که از سوی «سرگئی شایگو» وزیر دفاع برگزار شد، شرکت نکرد.

در مقابل، لابی طرفدار غرب به‌ فکر آماده‌سازی افکار عمومی روسیه در این جهت برآمد که حمله آمریکا علیه ‌رژیم اسد شکست دیپلماسی مسکو نبوده بلکه تقریبا یک نوع عمل خیرخواهانه برای آن نیز می‌باشد: «حداقل برای اقتصادی که گرفتار مشکلات است این بحث  صدق خواهد داشت». 

روزنامه «نیزاویسیمایا گازیتا» که زیر نظر دولت روسیه قرار داشته و دارای دیدگاه‌های غربگرایانه می‌باشد، در مطلب روز گذشته خود نوشت که به‌ اعتقاد تحلیلگران غربی «جنگ قریب‌الوقوع در خاور میانه می‌تواند برای بودجه روسیه بسیار مفید باشد».

به‌ نظر می‌رسد که جلوگیری از حمله آمریکا به‌ سوریه در حال حاضر تقریبا غیر‌ممکن شده است. زیرا ظاهرا آمریکایی‌ها می‌خواهند در هر صورتی قدرت خود را به‌ نمایش بگذارند.

از سوی دیگر، واشنگتن از این طریق می‌خواهد تا در فضای اطلاعاتی قضیه «اسنودن» را تحت‌الشعاع قرار دهد. به‌طوری که از این نظر حمله به‌ سوریه برای آمریکایی‌ها امری ناگزیر جلوه می‌کند، هرچند روشن است که رژیم اسد هیچ ربطی به‌ حمله شیمیایی ندارد.

بنابراین موقعیت دولت روسیه و بخصوص رئیس جمهور پوتین را می‌توان اینگونه تعریف کرد: روسیه بعید است که بتواند از حمله آمریکا به‌ سوریه جلوگیری به‌ عمل بیاورد. اما از طریق انجام مانورهای پشت‌پرده و مذاکرات می‌توان واشنگتن را متقاعد به‌ کاهش ابعاد این حمله به‌ صورتی کرد که نتواند بر روی توازن قدرت در سوریه تأثیر کیفی داشته باشد.

همزمان دیپلماسی روسیه به صورت موازی با سوریه و جمهوری اسلامی وارد گفت‌وگو خواهد شد تا آنها به‌ حملات محدود آمریکا واکنش شدید نشان ندهند.

روسیه همچنین بر ضرورت برگزاری کنفرانس «ژنو 2» و مشارکت فعال ایران در حل‌وفصل این بحران اصرار خواهد کرد.

و نکته حائز اهمیت اینکه لابی طرفدار غرب و اسرائیل نتوانستند مقامات روسیه را متقاعد به‌ شناخت «حزب‌الله» به‌ عنوان سازمان تروریستی کنند.

این بدان معناست که درب مذاکرات روسیه و حزب‌الله باز باقی خواهد ماند.

البته موضعی که از آن سخن رفت موضع چندان مناسبی نیست. ولی سیاست، هنر استفاده از امکان موجود می‌باشد که امکان روسیه برای اقدامات مستقل در بحران سوریه به‌ صراحت کافی نیست.
انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار