امروز : پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 30
۲۳:۲۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 44390
تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۴
تعداد بازدید: 181
نشست «نسبت سینمای ایران با مخاطب» با حضور دکتر اکبر عالمی مدرس سینما و علی معلم تهیه کننده و منتقد سینما در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری ...

نشست «نسبت سینمای ایران با مخاطب» با حضور دکتر اکبر عالمی مدرس سینما و علی معلم تهیه کننده و منتقد سینما در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار شد.

اهم موضوعات مطرح شده در این نشست به شرح زیر است:

* عالمی: از 700 فیلم سینمای آمریکا در سال 10 تا 15 تای آن ارزش دارد

* سینمای ما هم سالی 10 فیلم با ارزش تولید می‌کند و از این نظر قابل تحسین است

* سینمای ایران بر پایه استعدادهای شخصی می چرخد نه سیستم

*سینما بدون مخاطب ماهیتی ندارد/اینکه مخاطب برای ما ملاک نیست حرف مفت است

* تولید فیلم بدون هدف‌گذاری مخاطب یعنی شکست

* تمام مکاتب سینمایی و فعالیتهای هنری - تجربی، بعداً در خدمت سینمای پر مخاطب قرار گرفته است

* در ایران چون فیلم از جیب تهیه کننده ساخته نمی شود، می گویند مخاطب مهم نیست

* سینما ذاتا ًبا مخاطب در ارتباط است

*عالمی: جنبش «هنر برای هنر» سال‌هاست که شکست خورده است

* سینمای ایران بضاعت ریخت و پاش را ندارد

* از ستون های اصلی سینما اقتصاد است اما نباید اولویت ما اقتصادی باشد

*معلم: درک و شناخت جایگاه تهیه کننده در اولویت اول است

* در ایران تایتانیک هم ساخته شود شکست می خورد چون قابلیت رسیدن به پرده های جهانی را نداریم/سیاست افزایش تولید غلط است/هدف تهیه کننده نباید فقط پر کردن جیب مبارک باشد

* مخاطب واقعی سینمای ایران 40 میلیون نفر است نه 500 هزار نفر

* اگر شبکه خانگی نبود سینمای ایران به معنای کامل منقرض می‌شد

*عالمی: عدم نمایش فیلم خارجی به سینمای ایران کمک کرد

* برای رهایی از زمین خوردن سینمای ایران باید تهیه کننده «واقعی» تولید کنیم

* نباید مخاطب دهه شصت را با مخاطب امروز مقایسه کرد

* اینکه سالن های سینما خالی است و نباید سالن ساخت درست نیست

* در این 30 سال همان قدر که صنعت تولید رشد کرد صنعت نمایش عقب رفت

* سقوط از جایی شروع شد که ندانستیم علم ِ بدون خرد، علم نیست

* باید کاری کنیم که مردم با خود شرط کنند که هر فیلمی ارزش دیدن ندارد

* دولت وکالت تولید فرهنگی ندارد

* دستگاه فرهنگی ما بخشی بین است، کلی بین نیست

* اینجا تا فیلمی را شروع میکنیم میخواهیم به سطحی ترین حالت و ریاکارانه ترین شکل تبلیغ ادب و احترام را بکنیم و انتظار هم داریم تاثیرگذار باشیم!

* کمتر دیده ام در بین اهالی سینما کسی نسبت به برآیند جمعی مردم کشورمان شناخت داشته باشد

* هنرمندی که به مخاطب حمله کند هنرمند نیست

متن کامل نشست از نظر خوانندگان گرامی می گذرد:
 
* عالمی: از 700 فیلم سینمای آمریکا در سال 10 تا 15 تای آن ارزش دارد
 
فارس: اول از این بحث شروع کنیم که حال روز امروز سینمای ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
 
اکبر عالمی: قاعدتا هیچ پدیدهای را نباید سیاه سیاه یا سفید سفید ببینیم. باید سایه روشن ها را نگاه کرد و خط میانه را گرفت. حال و روز امروز سینمای ایران، هم خوب است و هم بد! یعنی هر سال تعدادی فیلم خوب ساخته میشود و تعداد فراوانی هم فیلم ضعیف. و این به معنی تحقیر سینمای ایران نیست زیرا در خود آمریکا هم اینچنین است. به طور متوسط سالانه در سینما آمریکا 700 فیلم سینمایی ساخته میشود، آن هم با بودجههایی سرسامآور، ولی منتقدان برجسته آمریکایی بر روی اکثر از این فیلمها خط بطلان میکشند و تنها از 10 الی 15 فیلم بسیار تمجید میکنند. 50 فیلم بین زمین و آسمان بلاتکلیف است و 500 فیلم باقیمانده هم به نظرم بیشتر جنبه عوام فریبی دارد و جعلیاست و بیشتر به بازیهای رایانه ای شباهت دارد تا اثر سینمایی. یعنی دیگر خبری از دوران طلایی سینمای آمریکا نیست.
 
* سینمای ما هم سالی 10 فیلم با ارزش تولید می‌کند و از این نظر قابل تحسین است
 
سینمای ایران هم به طور متوسط سالانه 10 فیلم ارزشمند تولید میکند. فیلمهایی با بضاعت بسیار ناچیز و مشکلات فراوانی که سر راه کارگردانان است. از این جهت سینمای ایران به شدت قابل تحسین است. اما بضاعت محدود و مشکلات فراوان آنچنان در حال گسترش است که بیم زمین خوردن این سینما میرود. سینمای ایران، امروز در آستانه ای ایستاده که میرود به سمت سراشیبی و افتادن به دست نا اهلان.
 
*معلم: 10 تا 20 درصد تولیدات سینمایی جهان «شاید» برجسته باشند
 
علی معلم: حق با آقای دکتر است. در کلیات با نظراتشان موافقم و الزاما تمام کشورهای صاحب سینما ، تمام فیلم-هاشان جزو شاهکارهای بشر به حساب نمیآیند. در حوزه نشر و نقاشی هم همین است. حتی به طور سالانه هم نمی توان نسبت به چنین پدیدههایی با قطعیت سخن گفت. به طور مثال امسال جشنواره کن سال متوسط و ضعیفی داشت. این فستیوال از بین 1800 فیلم رسیده، مجموعا 22 فیلم را برای بخش مسابقه گلچین کرد که این فیلمها هم آنقدر معدل پایینی داشتند که هیئت داوران برای دادن نخل طلا به دردسر افتاد. در سراسر دنیا سالانه پنجاه درصد آثار تولید شده سطحی و میانمایهاند، بیست الی سی درصد متوسط و رو به بالا هستند، ده الی بیست درصد هم شاید فیلمهای برجستهای بشوند.
 
* سینمای ایران بر پایه استعدادهای شخصی می چرخد نه سیستم
 
می گویم «شاید»، چون به خیلی چیزهای دیگر غیر از خود سینماگر ربط دارد. مثل کشاورزی که برای برداشت یک محصول خوب، نیازمند آب و هوا و خاک و شرایط محیطی و خیلی چیزهاست. از این جنبه نمی‌شود گفت سینمای ایران تفاوت چندانی با دیگر سینماهای دنیا دارد.
 
اما از چه نظر سینمای ایران در شرایطی نگرانکننده است؟ از این نظر که این موقعیت روز به روز در حال تضعیف و تخریب است. اگر در کشور ما سینما و تولیدات سینمایی را از هنر و «استعداد شخصی» افراد خارج کنیم، و توانایی های بلقوه اشخاص را کنار بگذاریم، به حدی دچار مشکل و بحران میشویم که شاید دیگر اثر دندانگیری در این سینما پیدا نشود چون ما در چرخه تولید و توزیع دچار مشکلات فراوان هستیم.
 
*سینما بدون مخاطب ماهیتی ندارد/اینکه مخاطب برای ما ملاک نیست حرف مفت است
 
فارس: اجازه بدهید وارد بحث اصلی بشویم. به نظر شما نسبت سینما و مخاطب در ایران چگونه است؟
 
معلم: در مورد «نسبت سینمای ایران با مخاطب» باید گفت که بدون شکلگیری این نسبت، سینما اساسا ماهیتی ندارد. سینمای بدون مخاطب حتی از نظر وجودی تهی از معناست.
 
فارس: اما بعضی فیلمسازان سال‌هاست که می‌گویند مخاطب به هیچ عنوان برایشان ملاک نیست و ارزشی ندارد...
 
معلم: این از همان حرفهایی است که فقط در ایران زده میشود. مثل خیلی حرفهای مفت. مثلا سینمای خاص و عام ؛ سینمای هنری و گیشهای ؛ سینمای مخاطب پسند و روشنفکری و... و اینها را مقابل هم قرار میدهند و در تضاد هم میبینند. این تعاریف برای مطالعه و پژوهش خوب است و وقتی شما به عنوان کارشناس میخواهید فیلمها را تقسیمبندی کنید کارتان راحت میشود، اما اصولا ماهیت وجودی ندارد. نه اینکه فیلمی با مخاطب کم یا بیش نداریم، طبیعتا همه فیلمها برای مخاطب انبوه ساخته نمیشود، اما اینکه فیلمی بدون مخاطب مشخص تولید شود مطلقا بیمعنیاست. در هر فیلمی که می خواهید بسازید باید مخاطب را در نظر بگیرید. میتواند مخاطبات دانشجویان فلسفهی سراسر دنیا باشد یا تمام ساکنین کره زمین. هرکدامش تعداد مشخص و معینی دارد. بلطبع توجیه اقتصادیای هم که برای این تولید وجود دارد را هم را باید ضمیمه موضوع کرد.
 
* تولید فیلم بدون هدف‌گذاری مخاطب یعنی شکست
 
فارس: یعنی مخاطب باید هدف گذاری شود...
 
معلم: بله، تولید هر چیزی بدون مخاطب هدف گزاری شده یعنی شکست. فلان فیلم مخاطب بسیار گسترده ندارد، اما عدهای هستند که این فیلم را میبینند و این حرف را میشنوند و این عده، تعدادشان به حدی هست که ساخته شدن فلان فیلم را توجیه کند.
 
فارس: از نظر اقتصادی؟
 
معلم: بله، تمامی کمپانیهای تولیدی قبل از تولید اثرشان به فکر بازگشت سرمایه و سود اقتصادیشان هستند و در غیر این صورت سر پا نمیمانند. در کنار این، سینما بخش دیگری دارد که تنها برای خود سینما است. آن هم سینمای هنری و تجربیست. سینما برای اینکه بتواند به حرکت هنری-فرهنگی-رسانه ایاش ادامه بدهد، نیازمند مقادیری تجربه است برای بالا بردن سطح زبان خودش. مثل کسی که مطالعات شخصی و تمرینها و سیاهمشق-هایی را انجام میدهد برای بالا بردن توانایی ها و اطلاعات شخصیاش. این در جهت رشد زبان سینماست. مثل سینمای اکسپرسونیتی و فوتوریستی که هدفگذاری اصلیاش به سمت مخاطب انبوه نبوده است. هدف پیش-آگاهیهایی بوده برای آن تجربه اصلی. صنعت سینمای متکامل، صنعتیاست که مخاطب عام را در نظر بگیرد، هم برای آن عدهای که از سینما توقعات پیچیده تری دارند محصول تولید کند، و هم برای پیشبرد زبان سینما دست به کار شود.
 
* تمام مکاتب سینمایی و فعالیتهای هنری - تجربی بعداً در خدمت سینمای پر مخاطب قرار گرفته است
 
اما نکته مهم این است که هدف اصلی پیشبرد زبان سینما، تنها راضی کردن مخاطب خاص نیست؛ هدف نهایی، رسیدن به سینماییاست که مخاطب گسترده و عظیم را به سالنهای سینما بکشاند.
 
فارس: یعنی باز مخاطب عام و توده های مردم را نشانه میگیرد؟
 
معلم: بله؛ و تمام مکاتب سینمایی و فعالیتهای هنری - تجربی، بعداً در خدمت سینمای پر مخاطب قرار گرفته است. زبان سینما را تکمیل کرد و در گام بعدی مخاطب بیشتری را به سینما کشاند. امروز دیگر فیلم «مرد پولادین» همان «مرد پولادین» دهه هشتاد نیست. فیلم، پر از تجربه های هنری است که در طی این سالها در سینمای آماتور-هنری-تجربی تکمیل شده و به کمک سینمای پر مخاطب آمده.
 
* در ایران چون فیلم از جیب تهیهکننده ساخته نمی شود، می گویند مخاطب مهم نیست
 
مشکل سینمای ما این است که این سطح در آن رعایت نمیشود. چرا «کوبریک» مهم است؟ زیرا از جنبهای، زبان سینما را ارتقاء داده است، اما این جریان ِ پیش-برد زبان سینما، جریان اصلی و رایج سینمای دنیا نیست. در همه جای دنیا اصل بر کشاندن تودههای گسترده مردم به سینماها است. در هیچ جای دنیا این حرفهای مزخرفی که در فضای سینمای ایران در مورد گیشه و اقتصاد و صنعت سینما زده میشود زده نمیشود. اینکه مخاطب اهمیتی ندارد و گیشه ابتذال است و صنعت بیارزش است و... خوب باید هم بگویند! وقتی از جیب شخصی و تهیهکننده خصوصی و مستقل برای تولید فیلمشان سرمایهگذاری نمیکنند، نتیجه هم همین میشود. به قول معروف : حشمتالدوله که دارد پول مفت / میتواند حرفهای مفت گفت!
 
* سینما ذاتا ًبا مخاطب در ارتباط است
 
سینما اساسا هنر - صنعت است. ذاتا ً با مخاطب در ارتباط است. سینما تنها هنریست که اسم «مکان» است و تا وقتی وارد آن منطقه نشدی، از حوزهاش خارج هستی. سینما حتی با فیلمسازی متفاوت است. در کار پزشکی هم فیلمسازی داریم، مثلا از یک عمل پزشکی فیلم مستند میسازند، اما این اسمش سینما نیست. فیلمسازی از مراکز صنعتی هم داریم، اما آن چیزی که به آن میگویند هنر - صنعت ِ سینما؛ بدون آن مکان، بدون افتادن تصویر روی پرده نقرهای، و بدون مخاطبانی که در سالن سینما جمع باشند و به طور دست جمعی فیلمی را در تاریکی ببینند، اصلا به ماهیت و فعلیت نمیرسد.
 
*عالمی: جنبش «هنر برای هنر» سال‌هاست که شکست خورده است
 
عالمی: در تاریخ هنر جهان، در دهه اول قرنی که پشت سر گذاشتیم، جنبشی شکل گرفت که بلافاصله و کمتر از ده سال زمین خورد. اسم این جنبش بود هنر برای هنر. شکستاش هم قابل پیشبینی بود. صوت که در خلاء منتشر نمیشود. برای تولید هر اثر هنری باید به فکر مخاطب بود، در کنارش باید سعی کرد سطح سلیقه مخاطب را هم بالاتر برد. اگر داریم راجع به اثر حافظ حرف میزنیم، اگر از آثار شکسپیر و چخوف و مولیر میگوییم، باید بگوییم فهم هر اثر هنری سعادت می خواهد.

با این حال ما تا چه اندازه سعی کردیم جوانهای کشورمان را در درک سینمای متعالی، در درک سینمای اندیشه، و در شکل گیری انسان انتخابگرا، کمک و یاری کنیم؟ در مطبوعات و تلویزیون و رادیو و جلسات بحث و گردهماییها، چه کردهایم تا جوان باهوش و با استعداد ما بیش از همیشه سره را از ناسره تشخیص بدهد و درکش از اثر هنری بالاتر برود و درجا نزند؟
 
* سینمای ایران بضاعت ریخت و پاش را ندارد
 
سینمای ایران آنقدر بضاعت ندارد که ریخت و پاش سینمای آمریکا را کند پس باید وقتی فیلمی تولید میشود، چند وجهی باشد. یک وجه اینکه ساعت فراغت مردم را پر کند، دومین وجه اینکه مردم را تحت تاثیر قرار بدهد و آنها را به فکر وادار کند، و سوم اینکه تا سالها در خاطرهها بماند و جزو آثار فاخر هنر معاصر و نوین باشد.

سینما نماد مدرنیته است. این سینما و حتی این دوربین عکاسی باید «حیا» داشته باشد. «حیا» داشتن سینما، یعنی برای بشر سوغاتی از معرفت به همراه آوردن.
 
* از ستون های اصلی سینما اقتصاد است اما نباید اولویت ما اقتصادی باشد
 
ما نیاز به یک خانه تکانی جدی داریم. خانه تکانیای که در قدم اول به ما بگوید تهیه کننده چیست. بگوید کهشکشان «تولید» یک منظومه مستقل و جداگانه است ، و کهکشان «نمایش و پخش و مارکتینگ» منظومهی جداگانهی دیگر. منظومهی نمایش و پخش به حدی مهم و تاثیرگذار است که میتواند به راحتی گردن صاحبان فکر و اندیشه را بشکند.

از ستون های اصلی سینما اقتصاد است اما در جامعه ای که عقلانیاست، اقتصاد اولویت اول نیست. یادمان باشد در جامعه ای که ریشه در تاریخ دارد، در جامعه ای که بی هویت نیست، اقتصاد قطعا برای تک تک افراد مهم است، اما در اولویت اول نیست.
 
*معلم: درک و شناخت جایگاه تهیهکننده در اولویت اول است
 
فارس: آقای معلم از نظر شما این فاصلهای که امروز بین مخاطبین و سالنهای سینمای ایران افتاده و تهدید کننده سینمای امروز است، دلیل اصلیاش، آن منظومه تولیدی است که آقای عالمی می گویند، یا پخش و نمایش و مارکتینگ؟
 
معلم: در قدم اول درک و شناخت جایگاه تهیهکننده از همه چیز مهمتر است. این نکته را بارها تکرار کردم و متاسفانه در کشور ما به خوبی فهم نمیشود..
 
عالمی: تهیهکننده کیست؟
 
معلم: سوال بسیار مهمی است. تهیهکننده کسی است که کالای فرهنگی تولید میکند. فیلم، محصول تهیه کننده است. تهیهکننده الزاما نویسنده و کارگردان و هنرپیشه نیست، ولی تمام نقاط و مراحل دو منظومهای که آقای دکتر گفتند را میشناسد. تهیهکننده کسیاست که از نقطه اول، یعنی هسته آغازین تولید فیلم، تا آخرین نمایش فیلماش در یک شبکه تلویزیونی، کار را مدیریت و پشتیبانی کند. مشکل اساسی ما همین جاست. ما تا این بخش از سینما را تکمیل نکنیم امکان ندارد بتوانیم کالای فرهنگی را به درستی به دست مخاطب انبوه برسانیم. مسئله فقط تولید نیست. شاید یک بچه، داستانی بهتر از نویسندههای صاحب نام بنویسد، اما تا وقتی جریان نشر و پخش نداشته باشیم این استعداد به مردم منتقل نمی شود و پنهان میماند و سرکوب میشود.
 
* در ایران تایتانیک هم ساخته شود شکست می خورد چون قابلیت رسیدن به پرده های جهانی را نداریم/سیاست افزایش تولید غلط است/هدف تهیه کننده نباید فقط پر کردن جیب مبارک باشد
 
شما در ایران اگر تایتانیک هم بسازی شکست میخورد چون فیلمشما قابلیت رسیدن به پرده های جهانی را نخواهد داشت. همانطور که آقای دکتر گفتند اصل بحث همین است، تهیه کننده؛ که من اسماش را میگذارم «تولید کننده کالای فرهنگی» زیرا فرق می‌کند با کالای غذایی. هدف اصلیاش اقتصاد نیست، فرهنگ است. به فکر اقتصاد فیلم و چرخه صنعتی سینما هست، اما نه اینکه هدفش تنها پر کردن جیب مبارک باشد. در چرخه تولید فرهنگی ِسالم، خود سازنده اثر خواهان تغییر است که مخاطبش را یک پله جلوتر ببرد و صحت جامعه را از نظر روانی تقویت کند. این بخش بدون توجه کردن به دو بال صنعت ِ تولید ، و صنعت ِ نمایش ممکن نیست. ما همیشه یکی از این دو بال را فراموش کردیم و رفتیم در هر سال 100 فیلم ساختیم! بدون اینکه اصلا به این فکر کرده باشیم قرار است این 100 فیلم را کجا نمایش بدهیم؟ صد فیلم برای 200 سالن؟!
 
عالمی: صوت در خلاء منتشر نمیشود! به مخاطب نیاز است...
 
* مخاطب واقعی سینمای ایران 40 میلیون نفر است نه 500 هزار نفر
 
معلم: مشکل اساسی این است که ما وقتی 25 کیلومتر از تهران خارج میشویم دیگر سالن سینما نمی بینییم! و از این بدتر، حتی دکه روزنامه فروشی و کتاب فروشی هم نمیبینیم! چطور توقع داریم نوشته آقای عالمی روی مردم تاثیر بگذارد؟

به حال و روز سینما نگاه کنیم. امروز مشخص شده که سینمای ایران در هر شرایطی پنجاه تا صد هزار مخاطب پا کار دارد که اکثر فیلمها را میروند در سالنهای سینما میبیند. رقم فروش این تعداد امروز میشود چیزی حدود 400 - 500 میلیون تومان. سینمای ما امروز به همین مخاطب دلخوش کرده ولی قطعا این پتانسیل واقعیاش نیست. پتانسیل واقعیاش چیزی حدود 40 میلیون نفر است.
 
* اگر شبکه خانگی نبود سینمای ایران به معنای کامل منقرض می‌شد
 
در دهه شصت برنامه های سینمایی در تلویزیون به مراتب سطحی بالاتر و تاثیرگذارتر نسبت به امروز داشت. نتیجه آن برنامه ها و تاثیرگذاریها، مخاطبی بود که به سینما میرفت و فیلم میدید. ما می‌خواهیم مسیری را طی کنیم که منقطع و بریده است. به شما بگویم؛ اگر ما امروز شبکه خانگی نداشتیم سینمای ایران به معنای کامل منقرض میشد.

اتفاق خوبی که برای سینمای ایران افتاد این بود که این سینما دقیقا در دورهای به بن بست اقتصادی خورد، که شبکه خانگی با قدرت پا به میدان گذاشت.
 
*عالمی: عدم نمایش فیلم خارجی به سینمای ایران کمک کرد
 
عالمی: و در کنارش نمایش و اکران فیلمهای خارجی در ایران ممنوع شد که این هم به سینمای ایران کمک کرد...
 
معلم: دقیقا؛ و اگر این دو فاکتور را، یعنی تماشای فیلمها از طریق دی وی دی، و اکران نکردن فیلمهای خارجی را از سینمای ایران بگیریم، سینمای ایران به معنای واقعی نیست و نابود میشود.
 
* برای رهایی از زمین خوردن سینمای ایران باید تهیهکننده «واقعی» تولید کنیم
 
عالمی: این دوره، دوره طلایی تهیه کننده است، برای رهایی از زمین خوردن باید به معنای واقعی تهیهکننده تولید کنیم، به طور مستمر سمینار و جلسه بگذاریم و بگوییم تهیه کننده کیست.
 
فارس: از میان حرفهایتان چند بحث مطرح می‌شود. ما در دهه شصت - آن طور که در آمار آمده - بعضا در یک سال «پنجاه میلیون» مخاطب در سالن‌های سینما داشتیم. یعنی حتی بیش از تعداد مردم کشور در آن زمان. بعضی از افراد یک فیلم را بارها در سالن های سینما تماشا می کردند اما امروز وقتی میبینیم مخاطبین فیلمی به یکمیلیون و یکمیلیوننیم رسیدهاند، می‌گوییم فروش خوب! دلیل این شکاف بزرگ چیست؟ نگرانی این است که حرفهای شما در این جلسه این بهانه را دست تعدادی از سینماگران بدهد که وقتی فیلم‌های ضعیف و سطحی‌شان نفروخت، بگویند سطح سلیقه مخاطب پایین آمده و مردم فیلم‌های ما را متوجه نمیشود و پخش و مارکتینگ ضعیف است و...
 
* نباید مخاطب دهه شصت را با مخاطب امروز مقایسه کرد
 
معلم: قطعا این طور نیست، ضعف تعداد زیادی از سینماگران ما جای خود، کسی منکر این ضعف نمیشود، اما این مبحث چند وجهی است. اولا اینکه من خیلی موافق نیستم آن عددی که از مخاطبین سینما در دهه شصت اعلام شده است را با مخاطبین امروز «مقایسه» کنیم. زیرا نحوه فیلم دیدن مردم عوض شده است. اگر نسبت ِ تعداد سالن-های سینما با تعداد مردم در گذشته و امروز را مقایسه کنیم، متوجه میشویم سالنهای سینمایی نسبت به جمعیت، در گذشته بسیار بیشتر از امروز بوده. ما رشد صنعت نمایش نداشتیم ولی در حوزه نمایش خانگی رشد کردیم. این درست که امروز مخاطبین کمی به سینما میروند، اما مخاطبین بسیار فراوانی، شاید حتی بیش از مخاطبین گذشته، در شبکههای نمایش خانگی فیلمهای روز سینمای ایران و جهان را دنبال میکنند. تعداد دارندگان دی وی دی پِلِیر نسبت به قبل دهها برابر شده. تعداد دستگاههای نمایشی عظیم و با کیفیت، امروز دهها برابر گذشته است. شکل فیلم دیدن مردم در سراسر دنیا در حال تغییر است و تنها نباید یک فاکتور را ببینیم.
 
* اینکه سالن های سینما خالی است و نباید سالن ساخت درست نیست
 
وقتی تعداد سالن-های سینمای ما در این چند دهه رشد نکرده چطور انتظار داریم مخاطب ما رشد کند؟ شاید عدهای بگویید همین تعداد سالنهای سینمای ما خالی است چطور باز سالن بسازیم؟ خاطره ای را تعریف میکنم تا متوجه شوید این ماجرا تا چه حد صنعتی است.
 
ده سال پیش سفری رفته بودیم به کشوری که هتلهای زیادی داشت. با این حال دیدیم دارند در قعر مناطق شنی باز هم پشت هم هتل می سازند. هتلهایی عظیم با دو هزار اتاق. صد و پنجاه بالکن و... اولین سوالی که برایم پیش آمد این بود هتلهای موجود در این کشور در حال حاظر پُر نیست، چطور دارند صدها هتل دیگر میسازند؟ یک بیزنسمَن آنجا به من گفت که یک اصطلاح در هتلسازی هست که میگوید شما هتل را بساز، مسافر پیدا می‌شود!
 
* در این 30 سال همان قدر که صنعت تولید رشد کرد صنعت نمایش عقب رفت
 
امروز در دنیا به سرعت چنان سالنهای سینمایی پیشرفته و بزرگی میسازند که مخاطب مجبور شود برود توی آن سالنها فیلمها را ببیند! اما متاسفانه در کشور ما در این 30 سال همان قدر که صنعت تولید رشد کرد، صنعت نمایش عقب رفت و زمین خورد.
 
امروز خیلی از منتقدین می‌گویند فیلم‌های ما تلویزیونی ساخته می‌شود، چرا؟ چون آن فیلم را دیگر کسی در سنیما نمیبیند و همه در تلویزیون تماشا می کنند. در غرب هم همین است. امروز بسیاری از مخاطبین فیلم‌های وودی آلن را در سینما نمی-بینند، میگویند فیلم‌های آلن را میشود در تلویزیون خانگی هم دید اما دیدن فیلم کریستوفر نولان در تلویزیون صفایی ندارد. پس پا میشوند میروند دست جمعی در سالن سینما میبینند.
 
* سقوط از جایی شروع شد که ندانستیم علم ِ بدون خرد، علم نیست
 
عالمی: به نظر من سقوط از جایی شروع شد که ندانستیم علم ِ بدون خرد، علم نیست. در گذشته وقتی پزشکی میدید بیمارش توانایی پرداخت هزینه درمانش را ندارد بدون آنکه از او پولی بگیرد درمانش می کرد، حتی بدون آنکه آن بیمار متوجه شود دارویش را فراهم میکرد و به تغزیهاش میرسید. اما امروز اگر حق عمل جراحی را همان ابتدا ندهی برخی پزشکان عملات نمیکنند..

امروز هنر فاخر و سینمای اندیشه در جهان شانه به شانه فلسفه و دانشمندان گام بر میدارد و حتی هنر انیمیشن که بعضی به اشتباه گمان میکنند فقط برای کودکان است، امروز در بین فلاسفه به نمایش در میآید و به نقد و گفت و گویش مینشینند. نمی‌خواهم بگویم که تمام فیلمهایی که در ایران ساخته میشود باید در تعریفی جای بگیرد که ما به آن میگوییم سینمای اندیشه، خیر، جامعه به نشاط و به تفریح هم نیاز دارد، به لحظاتی نیاز دارد که یک خانواده با هم بروند فیلمی را ببیند که فقط ساعت استراحتشان و فراقتشان را پر کند؛ اما وقتی در مورد فیلمهای فاخر سخن میگوییم، یعنی توجه به آثار ماندگار. آنوقت باید آن اثر چندین وجهه را با هم داشته باشد.
 
* باید کاری کنیم که مردم با خود شرط کنند که هر فیلمی ارزش دیدن ندارد
 
واقعیت این است که زمانه عوض شده است. ما به خانه تکانی ذهنی نیاز داریم. ما باید کاری کنیم که جوانان ما، میانسالان و سالمندان ما، با خود شرط کنند که هر فیلمی ارزش این را ندارد که وقت و انرژی و زندگیشان را بهش هدیه کنند. باید بدانیم که در سینما، راس هرم، راس این سلسهجنبان، «تهیه کننده» است.
 
معلم: ما در یک قسمت، وظیفه و مسئولیت خود سینماگران را داریم. اینکه سینماگر ما در قبال حفظ سینما و رضایت مخاطبین مسئول است. این درست. اما بخش دیگر وظیفه نهادهای نظارتی - حاکمیتیاست. آنها چه نقشی در این بازی دارند؟ آنها چقدر به وظایفشان عمل کردهاند؟ این طور نباشد که فقط سینماگر ما را متهم کنید. چه کسی خط نگه دار این بازی بوده است؟ داور مسابقه فوتبال اگه درست داوری نکند آن مسابقه قطعا به جوان‌مردی برگزار نمیشود. وقتی شما اکران را به نادرستترین حالت ممکن تنظیم میکنی، وقتی تمام سینماهای کشور را در اختیار فیلمهایی چون اخراجیها قرار میدهی، مشخص است که جایی برای فضلا و محققین جامعه باقی نمیماند. چه کسی باید خط نگه دار این میدان باشد؟ مشکل این است که مدیریت فرهنگی ما ظرف 30 سال گذشته هیچگاه فرصت نکرده به «افق» نگاه کند. اینقدر درگیر این سنگهای زیر پایش بود که اصلا چیزی به اسم «افق» ترسیم نشد. وقتی افق ترسیم نشود، هرکس وظیفه خودش را اشتباه میگیرد و راهش را اشتباه میرود.
 
* دولت وکالت تولید فرهنگی ندارد
 
مدیری وارد فرهنگ کشور میشود و فکر میکند باید رسما وارد گود شود و مستقیماً کار فرهنگی انجام دهد، خیر آقا! شما ملزم به تولید فرهنگی نیستی، اصلا دولت وکالت تولید فرهنگی ندارد...
 
عالمی: مدیرت فرهنگی باید الهام بخش باشد...
 
معلم: مدیر فرهنگی تنها باید خط نگه دار باشد و بستر ایجاد کند، همین. یعنی اگر من روزی خواستم از امکانات و قدرتام سوء استفاده کنم تا شما را محدود کنم و پایین بکشم، اینجا مدیر فرهنگی طبق قانون وارد شود و نگذارد فضایی یک سویه برای پایین کشیدن کسی به وجود بیاید...
 
عالمی: یا اگر بی خودی خواستند یک نفر را بالا ببرند...
 
معلم: بله؛ اینکه می‌بینیم در این سالها به آدم‌های بی ظرفیت صندلی سلطانی می‌دهند! چه بسیار آدمهای کج فهم و کج سلیقهای که در این سالها به مقام فیلمسازی رسیدند. کسی باید جلوی این اتفاق را میگرفت. چرا جریان نقد ما دارد راه غلط میرود؟ زیرا همه گناه را بر گردن فیلمساز انداخته. اتفاقاً بخشی از ضعفهای امروز سینمای ما به رسانه ها بر میگردد. رسانههای ما در این سالها چقدر تشویق کننده آثار برجسته بودند؟ چقدر تعمیم میدهند آثار برجسته را؟
 
عالمی: چقدر تبلیغ میکنند؟
 
* دستگاه فرهنگی ما بخشیبین است، کلیبین نیست
 
معلم: تقصیر، گردن رسانهها هم هست. گردن مدیران فرهنگی هم هست. گردن فیلمسازان هم هست. گردن خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس هم هست. گردن من علی معلم هم هست. دستگاه فرهنگی ما باید تنظیم کننده باشد و به فضای موجود هنری تشخص بدهد. دستگاه فرهنگی بخشیبین است، کلیبین نیست. صنعت نمایش را جداگانه ارزیابی نمی-کند. امروز وزیر میگوید در زمان من 62 هزار کتاب منتشر شده. آقای وزیر! بیزحمت بفرمایید این 62 هزار در چه تیراژی منتشر شده است؟ بفرمایید چقدر خریداری شده است؟! تعداد انتشار کتاب که نشان دهنده رشد علمی و فرهنگی نیست. آمار رسیدن فرهنگ به دست مخاطب ، به اندازه تولیدش اهمیت دارد. اگر ما میگوییم شاعر جاودانهای چون «حافظ» داریم، به این خاطر است که اشعار «حافظ» را از راننده تاکسی تا بزرگترین اندیشمندان در دانشگاه و مدارس کشور میخوانند. بزرگترین پژوهشگران جهانی هنوز رویش کار میکنند.
 
* اینجا تا فیلمی را شروع میکنیم میخواهیم به سطحیترین حالت و ریاکارانهترین شکل تبلیغ ادب و احترام را بکنیم و انتظار هم داریم تاثیرگذار باشیم!
 
عالمی: در پس همه حرفهایمان یک نکته پنهان است؛ «خوشبینی به آینده». مبادا کسی گناه کند و افق آینده سرزمین و مردممان را تیره و تار ببیند. اگر کلمهای میگوییم که ظاهرش تلخ است، در پس این این داروی تلخ، درمانی هست و امید و خوشبینی به آیندهای روشن. اگر آقای معلم از سینمای فضلا و عقلا میگویند، اگر بنده از سینمای اندیشه میگویم، مبادا باعث کجفهمی شود و کسی فکر کند که ما از سینما به عنوان یک رسانه میخواهیم که دائما به طور مستقیم و سطحی درس ادب و ادب و ادب بدهد. به هیچ عنوان. قرار نیست چیزی را سطحی و رو بیان کنیم. مثالی میزنم. هالیوود برای تهیه فیلمی پرهزینه، دست به دامان "سی آی اِی" شد. "سی آی اِی" تمام پول آن فیلم رو تقبل کرد به یک شرط ! آن هم اینکه آن فیلم بر ضد ِ "سی آی اِی" باشد!
 
پسر جوانی که در خانه خواهر و برادر من قد میکشد با دیدن این فیلم میگوید اوه اوه! ببینید چطور این فیلم "سی آی اِی" را نابود کرده است! و من بهش میگویم شاید در ظاهر همینی باشد که تو می‌گویی، اما در لایههای زیرین این فیلم "سی آی ای" سازمانی هولناک و ویرانگر نشان داده میشود! سازمانی مافیایی که اگر پر عقابش به جایی بگیرد روزگار آنجا سیاه میشود! و این چنین آثار، چنان زهری در استخوان و روان و ناخوداگاه مردم دنیا تزریق میکنند، که دیگر حتی شنیدن اسم سی آی اِی هم مو به تن مردم سیخ میکند. این همان چیزیاست که آنها میخواهند.

حالا ما اینجا تا فیلمی را شروع میکنیم میخواهیم به سطحیترین حالت و ریاکارانهترین شکل تبلیغ ادب و احترام را بکنیم و انتظار هم داریم تاثیرگذار باشیم!
 
* کمتر دیده ام در بین اهالی سینما کسی نسبت به برآیند جمعی مردم کشورمان شناخت داشته باشد
 
فارس: حالا با تمام این اوضاع و احوال و ضعف و ناتوانی مدیریت فرهنگیای که بعید است به این زودیها ترمیم شود، شما وظیفه سینماگران را چه میدانید؟ یعنی سینماگر ما باید دائم بنشیند و بگوید با این اوضاع و شرایط نمیشود کار درستی انجام داد و اگر اثر ضعیفی ساختم به من ربطی ندارد و گردن مدیریت فرهنگیست و کاری از ما بر نمی‌آید؟
 
معلم: وظیفه سینماگر پیدا کردن حفرهها و پر کردن حفرههاست. سینماگر باید حواسش باشد «مخاطب» دنبال چه چیزیست. من کمتر دیدم در بین بچههای سینما کسی نسبت به برآیند جمعی مردم کشورمان شناختی داشته باشد. یعنی به طور دقیق بداند که در ایران چقدر خانواده مُزدوج داریم و سن ازدواج در کشورمان چقدر است و به چه سرعتی داریم به سمت کهنسالی میرویم و... دکتر عالمی درست فرمودند؛ هنر تا به علم پیوند نخورد به جایگاه حقیقیاش نمیرسد. کدام سینماگر ما تفاوت مخاطب امروز با 20 سال پیش را تشخیص میدهد؟ مقام هنرمند این نیست که به پاسبان گیر بدهد! هنرمند باید ساختار را تحلیل کند. شرایط را به نقد بکشد. سینما و هر اثر فرهنگی بدون شناخت علمی از بازارش، نمیتواند موفق شود.
 
* هنرمندی که به مخاطب حمله کند هنرمند نیست
 
هیچ سینماگر و هنرمندی بدون توجه به عقاید و خواستهها و فطریات مردم، نمیتواند زنده بماند. اگر هنرمند می-خواهد با جهان صحبت کند، باید به جهان و هستی احترام بگذارد. اگر میخواهد با انسان صحبت کند، باید به جایگاه و مقام انسان که نماینده خدا بر روی زمین و خلیفه الله است احترام بگذارد. هنرمندی که از این مردم فاصله بگیرد هنرمند نیست. هنرمندی که به مخاطب حمله کند هنرمند نیست. هنرمندی که مردم را به کج خیالی و کج فهمی متهم کند هنرمند نیست. اینها را از طرف من بنویسید و امضاء کنید. وظیفه سینماگر توجه به مخاطب از راه سینماست. این مشخص است که امروز در شرایط خوبی از نظر مدیریت فرهنگی به سر نمیبریم، اما در بسیاری از زمانهای گذشته شرایط به شدت بدتر از امروز بوده. قطعا شرایط امروز بهتر از دوران فلان شاه قاجار است. مگر در زمان «حافظ»، در نهرهای شیراز شیر و عسل جاری بود؟ مدیریت فرهنگی در آن زمان هم فاسد و بیمار بود، اما «حافظ» در همان زمان و با همان شرایط شد «حافظ».
 
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار