امروز : دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 21
۱۱:۱۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 44447
تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۴۹
تعداد بازدید: 437
شکر خدای را که در همه زمان برای خلق هادی [1]و راهنما [2] قرار داده ، تا سعادت مند گردد مخلوقی که حکم جانشینی بر زمین را داراست.

شکر خدای را که در همه زمان برای خلق هادی [1]و راهنما [2] قرار داده ، تا سعادت مند گردد مخلوقی که حکم جانشینی بر زمین را داراست.

 

 

هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که خدای قادر متعال موجودی با نام انسان خلق کند و اورا بر اعمال خود ، به خود وانهد و اورا کاری نداشته باشد . از اولین تا اخرین مخلوق ، هدایت و مسیری مشخص برای انها معین و تبیین شده است مگر اینکه خود مخلوق ان را نپذیرد و انرا رها کند و اینگونه به گمراهی و کژی راه قدم میگذارد و به بندگی غیر خدا و مسیری که به ان شرک میگویند قدم بنهد.

ایا در جهان خلقت هدف گمراهی و ظلالت میباشد؟

باتوجه به ایه 25 سوره حدید [3]باید گفت که اینگونه نیست ، زیرا به استناد همن ایه کریمه میتوتن گفت که سه واژه بینات و کتاب و میزان خود سه کلمه پر محتوایی هستن که هدف رسالت انبیا رو روشن و اشکارا بیان میکنه و روشنی بیان میکنه که این تجهیزات کامل ( بینات - کتاب - میزان ) برای اجرای اوامر الهی امده اند تا در مباحث و مسائل اخلاقی ، دینی، سیاسی و ... برنامه ریزی کنند و جامعه ای عدالت خواه و عدالت گستر داشته باشند و از نکات و ظرایفی که در این ایه بچشم میخورد این است که ، ( لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) به خود جوشی مردم اشاره دارد و میگوید خود مردم قسط را بپا دارند و این خود نشان از اختیار و عدم جبر گرایی میباشد که به هدایت خدا میبلشد. خدای متعلا هیچگاه نخواست با جبر ،هدایت و قسط را بپادارد .



[1] وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ

کسانى که کافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه‏اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت کننده‏اى است - رعد 7

[2] إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي وإنهما لم يفترقا حتى يردا على الحوض حدیث ثقلین

[3] لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ

ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها کتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل کرديم تا مردم قيام به عدالت کنند - حدید 25a

آیا در مسیری که  مخلوق در ان رو به اخر قدم میگذارد باید به مقامی والا برسد یا اینکه در فرودستی و بیثباتی بماند؟ و ایا در این جهان لحظه ای و آنی کمتر از آن ما به خود واگذاشته شده ایم؟

 

اگر اینگونه باشد چرا پس از اولین انسانی که قدم بر این زمین خاکی گذاشت پیامبر بود و تا مخلوقی که دارای اختیار انتخاب در مسیر هدایت دارد را تنها نگذارد و دست او را  بگیرد و با همراهی او (فرستاده خدا ) به سعادت و هدف قائی که بوده برسد .[1]

در میان پرسشهایی که انسان از افرینش و چرایی هایی که دارد و به بیشتر انها نتوانسته با عقل خود به نتیجه برسد ، یکی از نیازهایش وجود پاسخگویی بوده که برای اون این مبانی و چرا ها پاسخ بدهد و این پاسخ گو نباید کسی جز فرستاده ای از سوی افریدگار قادر مطلق باشد.

اگر این چنین باشد به قطع یقین میتوان گفت که در ان خلل و اشتباهی جبران ناپذیر بوجود میاید ، چون پاسخی که از اصل و خزانه کمال داده نشود میتواند علامت سوال هایی بیشمار دیگری را هم در ذهن پر سوال مخلوق ایجاد کند .

بنا براین باید این سوالات از سوی نبی، رسول و نماینده خدا پاسخ داده شود تا پاسخ خا بصورت شفاف و بدور از هیچ کژی موجب ارامش ذهن مشوش و پر تلاطمی باشد که منتظر گرفتن پاسخ میباشد.

در این مجالی که در کنار شمای خواننده محترم هستیم قرار هست به مباحثی که ذهن جهان را در طول افرینش و مخصوصا هزار و صد و هفتاد نه سال اخیر در حاله از ابهامات پوشانده است بپردازیم ، این مباحث درمورد ان یگانه منجی و اخرین بپاکننده عدل و قسط میباشد که همه انبیای الهی و رسولان برای ان هدف که بپاکردن حکومت الهی بوده به امدن ان حضرت اشاره کرده اند ، حضرت محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام .

در این چند مجال به این مطالب پرداخته میشود که :

1.      تولد حضرت ( مخصوصا از نگاه دو مکتب وهابیت و بهاییت )

2.      نسل و نسبنامه حضرت و چند شبهه

3.      طول عمر و زنده بودن حضرت ( از نگاه مدعیان و منکرین امامت و مهدویت)

4.      غیبت و بحث وجود و وجوب بودن امام برحق برای هر زمان.

5.      ردی بر فرقه ضاله بهاییت ( یصورت مختصر )

امید است که تا انتها با ما باشید .



[1] براى اثبات نبوت حضرت آدم(ع) ، مى توانيم به دو طريق استدلال كنيم:

الف) آياتى كه بر خصوص نبوت آن حضرت دلالت مى كنند. اين آيات عبارت است از:

1. (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَنُوحًا وَءَالَ إِبْرَ هِيمَ وَءَالَ عِمْرَ نَ عَلَى الْعَــلَمِينَ );[ آل عمران، آيه 33.] خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد.

در اين آيه دو نكته قابل توجه است:

الف) به كار رفتن كلمه «اصطفا»، درباره حضرت آدم;

ب) قرار گرفتن نام آدم، در كنار نوح، آل ابراهيم و آل عمران.

روشن است كه «اصطفا» در فرهنگ قرآنى به جز وظيفه پيامبرى و مسئوليت پيام رسانى به مردم، چيز ديگرى نيست. خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: (قَالَ يَـمُوسَى إِنِّى اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَــلَـتِى وَبِكَلَـمِى ...);[ اعراف، آيه 144.] [خداوند]فرمود: اى موسى! من تو را با رسالت هاى خويش و با سخن گفتنم [با تو]، بر مردم برترى دادم و برگزيدم. هم چنين مى فرمايد: (ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا);[ فاطر، آيه 32.] سپس اين كتاب [آسمانى] را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم.

در آيه ديگر آمده است: (وَ مَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَ هِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُو وَ لَقَدِ اصْطَفَيْنَـهُ فِى الدُّنْيَا);[ بقره، آيه 130.] جز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم روى گردان خواهد شد؟ ما او را در اين جهان برگزيديم.

از سوى ديگر قرار گرفتن نام آدم(ع)در كنار نوح(ع)و ديگران، مى تواند قرينه بر پيامبر بودن آن حضرت باشد.

بنابراين، به لحاظ اين كه نوح، آل ابراهيم و آل عمران، به نوبه خود پيامبر بوده اند; پس آدم نيز پيامبر خواهد بود. ممكن است كسى بگويد كه استعمال «اصطفا» به تنهايى، نمى تواند پيامبر بودن فردى را ثابت كند، چرا كه همين واژه، را قرآن درباره حضرت مريم(س) نيز به كار برده است، حال آن كه ايشان پيامبر نبوده اند. پاسخ اين سخن آن است كه دليل قطعى داريم كه نبوت و پيامبرى ويژه مردان است. اين دليل قطعى، قرينه است بر اين كه اصطفا درباره مريم به معناى پيامبرى نيست. قرآن هم مى گويد رسولان و پيامبران مرد بوده اند (وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِى إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى);[ يوسف، آيه 109.] و ما نفرستاديم پيش از تو، جز مردانى از اهل آبادى ها كه به آنها وحى مى كرديم. و آيه: (وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِى إِلَيْهِمْ فَسْـَلُواْ أَهْلَ الذِّكْر);[ نحل، آيه 43.] و پيش از تو، جز مردانى كه به آنها وحى مى كرديم، نفرستاديم; اگر نمى دانيد از آگاهان بپرسيد.

2. (ثُمَّ اجْتَبَـهُ رَبُّهُو فَتَابَ عَلَيْهِ وَ هَدَى );[ طه، آيه 122.] سپس پروردگارش او را برگزيد و توبه اش را پذيرفت و هدايتش نمود. در فرهنگ قرآن «اجتبا»، براى كسانى به كار رفته كه پيامبر بوده اند; مانند آيه: (فَاجْتَبَـهُ رَبُّهُو فَجَعَلَهُو مِنَ الصَّــلِحِينَ );[ قلم، آيه 50.] ولى پروردگارش او [حضرت يونس] را برگزيد و از صالحان قرار داد. و آيه: (وَ كَذَ لِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الاَْحَادِيث);[ يوسف، آيه 6.] و اين گونه پروردگارت تو [حضرت يوسف] را بر مى گزيند و از تعبير خواب ها به تو مى آموزد.

ب) آياتى كه به طور عموم بر نبوت آن حضرت، دلالت دارد:

آياتى كه نشان مى دهد خداوند هيچ گاه كسى را بدون اين كه از سوى رسولى، ابلاغ بيان و وظيفه به او شود، در آخرت معذّب نكرده و يا در دنيا هلاك نمى كند. بعضى از اين آيات عبارت است از:

1. (وَ مَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً );[ اسراء، آيه 15.] و ما هرگز [قومى را] مجازات نخواهيم كرد، مگر آن كه پيامبرى مبعوث كرده باشيم [تا وظايف شان را بيان كند].

2. (وَ مَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِى أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِنَا);[ قصص، آيه 59.]و پرودگار تو هرگز شهرها و آبادى ها را هلاك نمى كرد، تا اين كه در كانون آنها پيامبرى مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند.

ازاين رو بر اساس اين آيات، لازم است براى انسان هاى ابتدايى پيامبرى مبعوث شود و اين شخص، همان حضرت آدم(ع) ، نخستين مخلوق خداوند بر روى زمين است.

افزون بر اين آيات، احاديث نيز بر پيامبرى آدم(ع) ، دلالت دارد; از آن جمله:

1. «عن ابى ذر قال يا رسول اللّه ارأيت آدم أنبياً كان؟ قال: نعم كان نبياً رسولا;[ نورالدين هيثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 8، ص 198.] ابوذر گفت: يا رسول اللّه! آيا به نظر شما آدم نبى بوده است؟ پيامبر(ص) فرمود: بلى آدم نبى و رسول بود».

2. در مجلس مأمون، على بن محمد بن الجهم، از امام رضا(ع)پرسيد: اى پسر رسول خدا! آيا شما قائل به عصمت انبيا هستيد؟ امام(فرمود: بلى، گفت: پس شما آيه (وَ عَصَى ءَادَمُ رَبَّهُو فَغَوَى) را چگونه توجيه مى كنيد؟ امام(ع)فرمود: واى بر تو، اى على! از خدا بترس و فواحش را به پيامبران خدا نسبت مده و كتاب خدا را به رأى خود تفسير نكن.[ عزيز الله عطاردى، مسند الامام الرضا(ع) ، ج 2، ص 124.]

از اين حديث به روشنى استفاده مى شود كه امام(ع)هم چون پيامبر(ص) ، به نبوت آدم(ع)قائل بوده است.[ براى مطالعه بيشتر ر.ك: الميزان، ج 1، ص 145ـ150.]

برچسب ها:
آخرین اخبار