امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۱:۲۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 44817
تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۴
تعداد بازدید: 172
با توجه به تغییر در مدیریت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت یازدهم  به نظر می رسد، توجه به نیازهای هنرمندان و نقاط ضعف بخش‌های مختلف فرهنگی و ...

با توجه به تغییر در مدیریت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت یازدهم  به نظر می رسد، توجه به نیازهای هنرمندان و نقاط ضعف بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری نیازمند باز نگری است. مجید ناظم پور، روانشناس و  از نوازندگان باسابقه عود است که سابقه 27 ساله در نوازندگی عود دارد. وی هم چنین نویسنده کتاب «تاریخ پنج هزار ساله ساز عود» و نیز کتاب «کاربرد موسیقی در هیپنوتیزم درمانی و مراقبه» است. این هنرمند هم‌چنین تا کنون در کشورهای مختلف به عنوان داور جشنواره‌های بین‌المللی حضور داشته است. درباره نیازهای جامعه موسیقی با این هنرمند به گفت و گو نشسته ایم.

*مسئولان باید حرف هنرمندان را بشنوند

ناظم پور پژوهشگر و نوازنده عود درباره لزوم ارتباط مسئولین با هنرمندان گفت: معتقدم مسئولین امور هنری برای برنامه‌ریزی در امور فرهنگی باید با خود هنرمندان مشورت کند. به باور من لازم است در این راستا مجموعه‌ای شکل گیرد که پل ارتباطی میان هنرمندان و مسئولان باشد. تبادل نظر، ارائه راهکار و حل مشکلات هنرمندان در شرایطی ممکن است که مسئولان از دغدغه‌های هنرمندان آگاه باشند و به هر روی هیچ کس جز هنرمند تا حد کمال به دغدغه‌های جامعه هنر آگاه نیست و یک مدیر با علم به مشکلات قادر به ارائه راهکار و حل مشکلات هنرمندان خواهد بود. من به عنوان یکی از اهالی هنر تعامل را میان هنرمندان و مسئولان عرصه فرهنگ و هنر لازم می‌دانم. به اعتقاد من اگر جلسات هفتگی و یا ماهانه برای افزایش تعامل میان معاونت هنری، مدیر مرکز موسیقی و هنرمندان اتفاق بیافتد می‌توان انتظار داشت که مسائل و مشکلات جامعه هنر روند نزولی طی کند. حتی به باور من می‌توان برنامه‌ای مدون در چارت سازمان برای این موضوع طراحی کرد.

این پژوهشگر ادامه می‌دهد: نکته‌ دیگری که عنایت به آن را حائز اهمیت می‌دانم توجه به آثار موسیقی کلاسیک است. همان‌گونه که پیداست آثار موسیقی کلاسیک در همه جای دنیا طرفداران کمتری از موسیقی‌های عامیانه دارد و در همه نقاط دنیا، دولت‌ها در تولید آثار کلاسیک هنرمندان را مورد حمایت قرار می‌دهند تا این گونه موسیقایی قادر به ادامه حیات باشد.

نویسنده کتاب تاریخ عود می‌افزاید: یکی از راهکارهای حمایت از هنرمندان در حوزه موسیقی کلاسیک استخدام آنها و تعیین حقوق و مزایا برای آنهاست. اتفاقی که برای ارکستر ملی افتاد؛ اما متاسفانه متوقف شد. علاوه بر آن‌که وزارت ارشاد این امکان را دارد که از گروه‌های موسیقی کلاسیک برای اجرا و یا انتشار آلبوم، حمایت مالی به عمل آورد. شاید این موضوع در کوتاه مدت هزینه‌هایی را برای وزارت ارشاد به همراه داشته باشد اما در دراز مدت می‌توان آن را سود آور قلمداد کرد. بر این باورم که اگر امکان انتشار آلبوم‌های موسیقی با قیمت کمتر و گستره انتشار  وسیع‌تر وجود داشته باشد می‌توان امیدوار بود سلیقه شنیداری مخاطب بهبود یافته و کم کم فرهنگ موسیقایی جامعه ما روند صعودی طی کند. در این راستا پخش سوپرمارکتی آثار جدی حوزه موسیقی کلاسیک می‌تواند تا حد زیادی موثر واقع شود. به هر روی در همه نقاط دنیا نخست برای آثاری از این دست سرمایه‌گذاری شده و سپس بازدهی اقتصادی و فرهنگی از آن حاصل خواهد شد.

*جشنواره فجر نه استاندارد است و نه بین‌المللی!

وی ادامه می دهد: نکته دیگر گستره و کیفیت جشنواره موسیقی در کشور ما است که لازم است در آن تجدید نظر کنیم. در کشور ما هر سال یک جشنواره موسیقی با نام جشنواره موسیقی فجر برگزار می‌شود که از نظر استاندارد جهانی نه می‌توان آن را جشنواره دانست و نه می‌توان آن را بین المللی خواند. برای من به عنوان یک ایرانی مایه تاسف است که به این موضوع اشاره کنم که جشنواره موسیقی فجر با تعریفی که از جشنواره وجود دارد منطبق نیست. در سراسر دنیا جشنواره‌های مختلفی برگزار می‌شود که بین المللی هستند و می‌توان گفت حضور هنرمندان سراسر دنیا سطح کیفی موسیقی را به مرور ارتقا می‌بخشد. در واقع حضور هنرمندان برجسته از کشورهای مختلف دنیا سطح موسیقی را در کشور ما بالا خواهد برد.

این هنرمند تإکید می‌کند: از سوی دیگر یک جشنواره با استانداردهای قابل قبول خواهد توانست فضایی برای هنرمندان ایجاد کند تا آنها بتوانند بدون دغدغه آثار خود را برای مخاطبانشان اجرا کنند. منظورم از دغدغه درمورد هنرمندان جوان و حتی با تجربه، تلاش برای به دست آوردن حامی مالی، سالن اجرا و کسب مجوز است که خود پروسه زمانی و انرژی بسیاری را می‌طلبد.

ناظم‌پور می‌افزاید: نکته سوم امکان استفاده شهرستان‌ها از برنامه‌های جشنواره موسیقی است. چرا که به نظر می‌رسد لازم است مردم در شهرستان‌ها به بهانه یک جشنواره با هنر ارزشمند و فاخر ارتباط برقرار کنند. نکته مهم این است که نباید به جشنواره فجر به عنوان یک جشنواره مناسبتی نگریست. دیگر آنکه اگر جشنواره فجر نشان دهنده عظمت و اقتدار فرهنگی ایران پس از پیروزی انقلاب است باید این ویژگی بر آن مستتر باشد؛ تا هنرمندان سراسر دنیا عظمت و اقتدار فرهنگی در سالهای پس از انقلاب را در این جشنواره احساس کنند.

این پژوهشگر ادامه می‌دهد: در سراسر دنیا جشنواره‌های موسیقی بستری برای جذب توریست و گسترش صنعت توریسم است . به هر روی جشنواره قادر است تا فضایی مساعد برای درآمدزایی از طریق صنعت توریسم مهیا کند. چرا که حضور هنرمندان در جشنواره سبب می‌شود تا آنها برای دیدن نقاط مختلف یک کشور، خرید صنایع دستی و امثال این هزینه کنند و از سوی دیگر در رونق هتل‌داری موثر خواهد بود و این خود صنعتی درآمدزا است.

*حواسمان به قابلیت‌های فرهنگی موسیقی باشد!

ناظم پور با تأکید بر موسیقی و قابلیت‌های آن می‌گوید: بارها و بارها به این نکته اشاره کردم که ایران در همه عرصه‌ها باید حرفی برای گفتن داشته باشد و موسیقی پتانسیل آن را دارد که برای ایران کسب آبرو کنند چرا که برخاسته از فرهنگ ایرانی و اسلامی و وسیله‌ای برای صادر کردن دغدغه‌های فلسفی مردم ما است. موسیقی ایران دو ویژگی منحصر به فرد را همزمان حمل می‌کند. نخست فرهنگی غنی و 7 هزار ساله از مدنیت و دوم فرهنگ اسلامی است و می‌توان نتیجه گرفت که موسیقی ابزار خوبی برای تبلیغ فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست. به باور من جشنواره موسیقی فجر این پتانسیل را داراست که صادر کننده فرهنگ بزرگ و عمیق ایرانی و اسلامی باشد.

وی می‌افزاید: کشورهای بسیاری که نه دارای معادن نفت و گاز هستند و نه از کانی‌ها بهره‌ای دارند با استفاده از فرهنگ و هنر و جشنواره‌هایی از این دست درآمد زایی می‌کنند. بنابراین در شرایطی که ما دارای فرهنگ موسیقایی غنی و سابقه ارزشمند مدنیت هستیم چرا از چنین قابلینی استفاده نکنیم، اگر فضایی برای هنرمندان جدی وجود داشته باشد می‌توان انتظار داشت شرایط موسیقی کشور بهبود یابد. به باور من مهمترین ارگان و در عین حال اثرگذارترین نهاد برای حمایت از موسیقی و رونق آن صدا و سیماست.

*اعطای مجوزهانیازمند بازنگریست!

به باور من باید تولید موسیقی را مورد نظارت جدی قرار داد به طوری که هر موسیقی با هر کیفیت و برگرفته از هر تفکری انتشار نیابد اما نباید این موضوع به قیمتی تمام شود که آثار جدی در حوزه موسیقی راه پر پیچ و خمی برای کسب مجوز طی کند.

وی ادامه می‌دهد: در واقع بارها و بارها با شنیدن برخی از آثار موسیقی پاپ این سؤال را از خود پرسیده‌ایم که این آثار بر چه مبنایی موفق به دریافت این مجوز شده‌اند چرا که نه از نظر شعر و محتوای فکری و نه از نظر ریتم حائز ارزش هستند. گاه حتی شرمنده می‌شویم از اینکه چنین آثاری در ایران منتشر می‌شود. به باور من اعطای مجوز در حوزه موسیقی نیازمند بازبینی است. من مخالف موسیقی پاپ نیستم اما تعریفی که از موسیقی پاپ وجود دارد با آنچه می‌شنویم متفاوت است در حقیقت آنچه به عنوان موسیقی پاپ، امروز در بازار موسیقی کشور گسترش یافته نوعی از واردات فرهنگی به زبان فارسی است آنچه با فرهنگ و اندیشه ایرانی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

از طرف دیگر آثار جدی حوزه موسیقی به سختی موفق به کسب مجوز می‌شوند خود را مثال می‌زنم که سابقه کاری مشخصی از من وجود دارد من 27 سال است در حوزه پژوهش فعالیت می‌کنم و تمام زندگی خود را وقف این کار کرده‌ام. به طبع نه من و نه هنرمندان دیگر نباید بخشی از زندگی و ساعت روزانه خود را صرف دریافت مجوز کنند در واقع زمانی که یک هنرمند برای کسب مجوز صرف می‌کند باید صرف تمرین، تحقیق، پژوهش و مطالعه شود. نباید آثار ارزشمند در حوزه موسیقی مدت‌ها در صف ممیزی بماند. شاید علت کم بودن تعداد اجراهای گروه‌های موسیقی سنتی نیز همین است. بسیاری از ما مجبوریم برای کسب مجوز تمرین خود را کنار بگذاریم به خلق آثارمان نپردازیم و به جای آن به دنبال اخذ مجوز کنسرت و یا آلبوم‌هایمان باشیم. در شرایطی که تهیه‌کنندگان در حوزه موسیقی به دنبال کسب درآمد هستند آن هم از راه توجه به موسیقی پاپ و تبلیغ بیش از حد برای این‌گونه موسیقایی. و البته در این باره نیز لازم به یادآورسی می دانم که به باور من الگوهای موسیقایی کشور باید تغییر کند تا هر کس برای کسب سود کلان افرادی را که صلاحیت چهره شدن ندارد را در بوق و کرنا نکند.
انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار