امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۱۱:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 44875
تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۵
تعداد بازدید: 55
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: در چند سال اخیر با عنایت به نیاز طبیعی کشور و انقلاب اسلامی مبنی بر تولید علوم انسانی و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: در چند سال اخیر با عنایت به نیاز طبیعی کشور و انقلاب اسلامی مبنی بر تولید علوم انسانی و دانش ناظر به هویت ملی و بومی و دینی که مطالبه بسیاری از دغدغه‌مندان به‌ویژه رهبر انقلاب هم بوده است اقداماتی در این باره آغاز شده است که خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با همکاری پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در گفت‌وگو با دست اندرکاران و صاحب‌نظران و منتقدان به جمع‌بندی تجربیات حاصله بپردازد.

در زیر سومین بخش این گفت‌وگوها را با دکتر محمدهادی همایون، عضو هیئت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) می‌خوانید.

* ارزیابی کلی شما از بحث تحول در علوم انسانی در دولت گذشته و در مقایسه با دولت‌های قبل‌تر چیست؟

* همایون: این که فراخوان و دستور رهبری در مورد رفتن جدی‌تر به سمت علوم انسانی اسلامی در زمان دولت نهم و دهم صادر شد، نشان می‌دهد شرایطی که برای ورود به عرصه تحول در علوم انسانی در مسیر تمدن‌سازی لازم است، در این دوره آماده شده است و این جزو ویژگی‌های مثبت این دوره تلقی می‌شود.

اگر بعداً بخواهیم از کیفیت پیشرفت نقدی کنیم، همیشه باید یادمان باشد که اصل این ماجرا در این دوره کلید خورد. این خیلی مهم است که شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و به طور کلی تمدنی ما در این دوره به حدی رسید که این ظرفیت وجود داشته باشد تا این اعلام بشود که ما داریم وارد یک مرحله‌ جدید می‌شویم. چون می‌دانید که مرحله توسعه علم و پیشرفت علمی، یکی از حلقه‌های مهم تمدن‌سازی است. قسمت عمده این بحث توسعه در علوم انسانی است. در هر تمدنی که بنای حاکمیت و شکوفایی داشته باشد، این قسمت مهم ماجرا است.

ولی این که چه اتفاقی در این دوره افتاد که به نتیجه نرسید؟ می‌دانید که ما ناهماهنگی‌های بسیار جدی‌ای در عرصه ساختاری در حوزه فرهنگ و دانش داریم؛ تداخل‌های بسیار زیادی که در عرصه عمل شکل می‌گیرد و هم ابهاماتی که در شرح وظایف دستگاه‌ها وجود دارد. ما از یک طرف معاون علمی رئیس جمهور را داریم، از یک طرف وزارت علوم را داریم، از یک طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی را داریم و دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها هم خودشان به هر حال هر کدام در کشور یک وزنه‌ای هستند.

این که این مجموعه چگونه سر هم جمع بشود و به چه شکلی جلو برود. فکر می‌کنم، قسمت عمده‌ای از وقت نظام در این دوره به همین گذشت. شاید این اواخر بود که به نظر رسید، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم به یک نتیجه‌ مشترکی رسیدند و کمیته‌های مشترکی را در حوزه‌های متفاوت علوم انسانی با حکم دو طرفه تصویب کنند و آنها پای بررسی علوم انسانی اسلامی بنشینند.

* نظر شما درباره برخی دانشگاه‌ها که تحول در علوم انسانی را به تفکیک جنسیتی یا حذف بعضی رشته‌ها وسر فصل‌های تقلیل دادند، چیست؟

*همایون: اینها همه نشان از همان ناهماهنگی‌های اولیه‌ای است که عرض کردم و قاعدتاً در یک حوزه به این سنگینی و یک کار به این جدیت، در اوایل راه چنین مشکلاتی پیش می‌آید. هم‌اکنون که ما خدمت شما هستیم، تکلیف تقریباً معلوم شده که شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم در یک توافقی مشترکاً مسئول این تحول هستند. آن هم از طریق کمیته‌هایی است که حکم مشترک دارند و کس دیگری ظاهراً کار دیگر نمی‌کند. تا آن جایی که من خبر دارم.

* وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی با همدیگر هماهنگ نیستند

* این تکلیفی که معلوم شده، آیا مثمر هم بوده است یا نه؟

* همایون: چون خود من در دو سه تا از این کمیته‌ها عضو بودم و بعضاً الآن هم هستم، تصوری که از کل این ماجرا دارم، این است که اولاً ما بین چند موضوع در رفت و آمد هستیم. یکی نیاز روزانه فوری وزارت علوم است به برنامه‌هایی در تأسیس رشته‌ها و امور روزمره وزارتخانه و یکی تدبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ایجاد یک عملیات بلند مدت. تحول در علوم انسانی یک شبه نمی‌تواند اتفاق بیفتد. متأسفانه سرعت این دو با همدیگر هماهنگ نیست و این دو دستگاه از نظر ساختاری ناچار هستند که با همدیگر هماهنگ باشند. یک مشکل اینجا اتفاق می‌افتد.

مشکل دوم این است که بر فرض همه این جنبه‌های ساختاری هم منظم شده باشد، فرایند تحول را باید از کجا شروع کنیم؟ آیا همان طور که شما فرمودید، باید از تفکیک جنسیتی شروع بشود؟ از نحوه گزینش دانشجو باید شروع بشود؟ متون درسی جدیدی باید آماده بشود؟ برنامه‌های درسی جدیدی باید نوشته بشود؟ یا باید بین اساتید یک تحول جدی اتفاق بیفتد؟ این یک کلاف سردرگمی است که البته پاسخ دارم.

می‌دانم که در این کمیته‌ها همه به این نتیجه رسیدند که شروع کار باید از اصلاح اساتید باشد. یعنی اگر اساتید این پذیرش را داشته باشند و برای خودشان این همت و عزم را ایجاد بکنند که به سمت تولید علوم انسانی اسلامی بروند، قاعدتاً برنامه‌های درسی ما هم همین جوری تدوین خواهد شد. دانشجوی دکتری ما به همین ترتیب گزینش خواهد شد. متون درسی‌ای که اساتید می‌نویسند، به همین شکل خواهد بود و ما کم‌کم می‌توانیم ثمرات آن را در یکی دو نسل آینده به جد شاهد باشیم. ولی می‌دانید که مسئله تربیت استاد مسئله مهمی است.

* صبر می‌کنیم تا بالاخره دولتی بیاید که متوجه باشد جایگاه علوم انسانی کجا است

در نهایت هم یک بحث دیگر پیش می‌آید و آن هم نحوه حضور معارف اسلامی در این اساتید، این دانشجویان و این برنامه‌های درسی و این متون درسی است. اگر قرار باشد که علوم انسانی، اسلامی بشود، باید تعیین کرد که به چه میزان و با چه سطحی از معارف اسلامی نیاز داریم و معتبر می‌دانیم که وارد این برنامه بشود. قاعدتاً اگر این باشد، اساتید ما باید از یک پشتوانه حوزوی یا مطالعات اسلامی خوب برخوردار باشند. این هم باز یک برنامه دیگری برای تربیت اساتید است یا در واقع تأثیراتی که این جریان روی اعتبار اساتید می‌گذارد و مسائل دیگری که ما در جذب آنها داریم. همه اینها با هم باید یک جا بررسی بشود که به نظر می‌رسد کار سنگین ولی شدنی‌ای است.

* با توجه به این نیازهایی که برای تحول هست، بالاخره خود شخص وزیر می‌تواند در فرایند این تحول تأثیرگذار باشد. یک بحثی که همیشه مطرح بوده، این است که یکی از دلایلی که شاید این فرایند خوب پیش نمی‌رود یا ناهماهنگی‌هایی ایجاد می‌شود، این است که معمولاً وزیر از بین رشته‌های فنی انتخاب می‌شود و آن تلقی‌ئی که نسبت باید از رشد و پیشرفت رشته‌های علوم انسانی ندارد. نظر شما چیست؟

* همایون: صبر ما زیاد است! ما صبر می‌کنیم تا بالاخره دولتی بیاید که متوجه باشد جایگاه علوم انسانی کجا است ولی از لحاظ ساختاری تحول در حوزه‌های فنی و حوزه‌های تجربی‌تر در ساختن تمدن‌ها خیلی سریع‌تر اتفاق می‌افتد. چون اینها لایه‌های سطحی‌تر و رویی‌تر تمدن‌سازی هستند. در نتیجه اینجا به سادگی ـ به سادگی که می‌گوییم، به نسبت علوم انسانی عرض می‌کنم ـ این تحول ممکن می‌شود ولی تحول در علوم انسانی پیچیدگی بیشتری دارد.

فکر می‌کنم اشکال کار اینجا است که ما هر دوی این وظایف را از یک وزارتخانه بخواهیم. ما به یک وزارت علوم انسانی یا به یک تشکیلاتی جدای از این مدیریتی که بر علوم تجربی و فنی و مهندسی ما می‌شود، برای علوم انسانی نیاز داریم. و این که ماجرای علوم انسانی را به طور ویژه و جداگانه مدیریت کند و جلو برود. اگر این مدنظر هر دولتی قرار بگیرد، فکر می‌کنم آن تحول اساسی‌ای باشد که باید در حوزه علوم انسانی اتفاق بیفتد.

انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها