امروز : پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 21
۲۰:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 4513
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۱۵
تعداد بازدید: 446
ابن‌ تيميّه‌ در برابر كلام‌ و متكلمان‌ابن‌ تيميّه‌ تعدادي‌ كتاب‌ و رساله‌ در ...

ابن‌ تيميّه‌ در برابر كلام‌ و متكلمان‌

ابن‌ تيميّه‌ تعدادي‌ كتاب‌ و رساله‌ در علم‌ كلام‌ براي‌ ما به‌ جا گذاشته‌ است‌، ولي‌ در هيچ‌يك‌ از آنها او به‌ شكل‌ منظمي‌ به‌ بحث‌ در آن‌ موضوع‌ نمي‌پردازد. 
مسائل‌ فلسفي‌ و كلامي‌ در سراسر كتابهاي‌ او پراكنده‌ است‌، و بنا بر گفته‌ كُتبي‌ در فوات‌الوفيات‌ بسياري‌ از آنها هنوز روشنايي‌ روز را به‌ خود نديده‌اند. (9)

عدادي‌ از نسخه‌هاي‌ خطي‌ كه‌ از ابن‌تيميّه‌ در علم‌ كلام‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌ هنوز در انگلستان‌ و آلمان‌ موجود است‌ كه‌ در ميان‌ آنهامسألة‌العلوّ، الكلام‌، عَلي‌ حقيقية‌ الاسلام‌ و الايمان‌، سؤالٌ لابن‌ تيميّه‌ (10) و غير آنها، به‌ چشم‌ مي‌خورد. 

ابن‌ تيميّه‌ در كتاب‌ منهاج‌السنة‌ (11) ، و نيز كتابهاي‌ ديگر آشكارا بيان‌ مي‌دارد كه‌ در اسلام‌ جايي‌ براي‌ علم‌ كلام‌ و فلسفه‌ وجود ندارد، و متكلماني‌ چون‌ جويني‌ (12) ، غزّالي‌ و شهرستاني‌ (13) ، كه‌ حيات‌ خود را وقف‌ اين‌ علوم‌ كردند، سرانجام‌ عيوب‌ خويش‌ را دريافتند، و به‌ قرآن‌ و سنّت‌ بازگشتند. 
او مي‌افزايد كه‌ شهرستاني‌ اقرار كرده‌ است‌ كه‌ بحث‌ در علم‌ كلام‌ حماقت‌ است‌؛ به‌ عقيده‌ي‌ او امام‌ فخر رازي‌ در مسائل‌ كلامي‌ افكار گوناگون‌ خود را نقض‌ كرده‌ است‌ و به‌ حيرت‌ و سرگرداني‌ خود اقرار نموده‌ است‌. 

ابن‌ تيميّه‌ در كتاب‌ منهاج‌ (14) و همين‌ طور در مجموعة‌التفسير (15) ، عقايد امام‌ احمد حنبل‌ و ابويوسف‌ را نقل‌ مي‌كند كه‌گفته‌اند: هر كس‌ كه‌ علم‌ را از طريق‌ خداشناسي‌ مَدْرَسي‌ (كلام‌) بجويد، سر انجام‌ ملحد مي‌گردد

به‌ همين‌ منوال‌ عقيده‌ي‌ امام‌ شافعي‌ را نقل‌ مي‌كند كه‌ بايد متكلمان‌ را با لنگه‌ كفش‌ و شاخه‌هاي‌ درخت‌ خرما فرو كوفت‌ و در شهر گردانيد تا مردم‌ نتيجه‌ي‌ مطالعه‌ي‌ علم‌ كلام‌ را بدانند.
ابن‌ تيميّه‌ در تفسير سورة‌الاخلاص‌ (16) خود، به‌ ما مي‌گويد كه‌ رهبران‌ پيشين‌ (اسلاف‌)، علم‌ كلام‌ را تحريم‌ كردند، زيرا پوچ‌ و پر از خطاست‌، و درباره‌ي‌ خدا سخنان‌ ناسزاوار مي‌گويد.
در ميان‌ متفكران‌ بعدي‌ ابوالحسن‌ اشعري‌ (متوفي‌ 330/941) از علم‌ كلام‌ در رسالة‌ في‌ استِحسان‌ الخوض‌ في‌ علم‌ الكلام‌ دفاع‌ كرده‌ است‌. در اين‌ رساله‌ او مباحث‌ حركت‌، سكون‌، جسم‌، عَرَض‌، اجتماع‌، افتراق‌ و جز آنها را به‌ كمك‌ آيات‌ قرآني‌ تأييد كرده‌ است‌. به‌ عقيدة‌ او همة‌ احكام‌ مذهبي‌، خواه‌ مربوط‌ به‌ عمل‌ باشد خواه‌ مربوط‌ به‌ اعتقاد، همه‌ مبتني‌ بر دلايل‌ عقلي‌ است‌، و از اين‌ رو خلاف‌ شرع‌ نيست‌ اگر درباره‌ي‌ آنها وارد بحث‌ شوند. (17) ولي‌ ابن‌ تيميّه‌ اين‌ نظريات‌ و عقايد را يونان‌گرايي‌ و بر ضدّ قرآن‌ و سنّت‌ مي‌شمارد. 

درباره‌ي‌ جَهْميّه‌ (18) ، ابن‌ تيميّه‌ آراء امام‌ احمدبن‌ حنبل‌ را نقل‌ مي‌كند كه‌: آنها درباره‌ي‌ خدا سخنان‌ نادرست‌ گفتند؛ صفات‌ منتسب‌ به‌ او را انكار كردند، و در باب‌ او به‌ ناداني‌ تكلم‌ كردند. او مي‌افزايد كه‌ ابوالعباس‌ بن‌ سُريج‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ جواهر و اعراض‌ را سخت‌ نكوهش‌ كرده‌ است‌. 
يك‌ بار در پاسخ‌ به‌ سؤالي‌ كه‌ در علم‌ كلام‌ از او شده‌ بود گفت‌:«اعتقاد به‌ وحدت‌ خداوند در نزد عوام‌ به‌ مثابه‌ سخن‌ گفتن‌ از جواهر و اعراض‌ براي‌ ايشان‌ است‌».

اين‌ واژه‌ها در روزگار پيامبر (ص‌) در اسلام‌ وجود نداشت‌ و نخستين‌ بار جهميه‌ و معتزله‌ بودند كه‌ آنها را وضع‌ كردند؛ و عمدةً جعد بن‌ درهم‌ (19) مسئول‌ اين‌ وضع‌ و اختراع‌ است‌. جعد را ابن‌ عبدالله‌ بن‌ القسري‌ (20) در واسط‌ به‌ جرم‌ نظريات‌ كلامي‌اش‌ اعدام‌ كرد. آورده‌اند كه‌ پيش‌ از اعدام‌ جعد، عبدالله‌ بر منبر رفت‌ و خطاب‌ به‌ مردم‌ گفت‌:«اي‌ مردم‌، قرباني‌ خود را در راه‌ خدا تقديم‌ كنيد. يقيناًمن‌ قرباني‌ خود را در شخص‌ جعد تقديم‌ مي‌كنم‌ كه‌ مي‌گويد خدا ابراهيم‌ را خليل‌ خود نگرفت‌، و با موسي‌ سخن‌ نگفت‌. خدا از آنچه‌جعد به‌ او نسبت‌ مي‌دهد بسيار والاتر است‌.» پس‌ از آن‌ از منبر فرود آمد و سر جَعْد را از تن‌ جدا كرد. (21) 

ابن‌ تيميّه‌ عقيده‌ي‌ علّامه‌ي‌ حلي‌ را كه‌ در كتاب‌ منهاج‌ الكرامه‌ي‌ (22) خود اظهار مي‌دارد كه‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌) پديد آورنده‌ي‌ علم‌ كلام‌ است‌ رد مي‌كند. 
ابن‌ تيميّه‌ با اين‌ عقيده‌ مخالفت‌ مي‌كند و مي‌گويد علي‌ (ع‌) نمي‌توانست‌ بر ضدّ قرآن‌ و سنّت‌ برخيزد؛ از اين‌ رو، نه‌ او در ماهيت‌ عالم‌ و حدوث‌ اجسام‌ بحث‌ كرده‌ است‌ و نه‌ هيچ‌يك‌ از صحابه‌ يا تابعين‌ آنها. از تكرار مي‌كند كه‌ كلام‌ در پايان‌ سده‌ي‌ نخستين‌/هفتم‌ به‌ وجود آمد و اين‌ جعدبن‌ درهم‌ و جهم‌بن‌ صفوان‌ بودند كه‌ آن‌ را به‌ مسلمانان‌ شناساندند، و سر انجام‌ شاگردان‌ عمروبن‌ عبيد، مانند ابوالهذيل‌ علّاف‌ و ديگران‌ بودند كه‌ آن‌ را ادامه‌ دادند. هدف‌ عمرو و واصل‌بن‌ عطا در تبليغ‌ نظريه‌ي‌ فوق‌ اين‌ بود كه‌ انديشه‌ي‌ عدم‌ تناهي‌ قدرت‌ پروردگار و جاودانه‌ در آتش‌ ماندن‌ گناهكاران‌ را به‌ اسلام‌ وارد كنند. (23)
از بيانات‌ سابق‌ روشن‌ مي‌گردد كه‌ ابن‌ تيميّه‌ كلام‌ را معمولاًدر معنايي‌ كه‌ پيش‌ از اشعري‌ داشت‌، يعني‌ در معناي‌ كلام‌ معتزلي‌ به‌ كار مي‌برد، اگر چه‌ بعدها از ] نكوهش‌ [ انديشه‌هاي‌ اشعري‌ نيز دريغ‌ نورزيد.

پژوهش و تحقیقات پیروان موعود
ادامه دارد...

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها