امروز : جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 24
۲۰:۵۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 45233
تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۳
تعداد بازدید: 169
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست عصر تجربه بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان اختصاص به انتقال تجربیات ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست عصر تجربه بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان اختصاص به انتقال تجربیات «داوود امیریان» داشت.

* در آثارم کمتر از نماد استفاده می‌کنم

وی در این نشست درباره کارکرد نماد در داستان اظهار داشت: معمولاً در آثارم کمتر از نماد استفاده می‌کنم، چرا که قائل به انتقال پیام صریح نیستم و جهان داستان جهان نماد است، فکر می‌کنم اگر قرار است در داستان از نماد استفاده شود باید پنهان باشد.

وی درباره نیازمندی در حوزه نوجوانان و اینکه به این مهم می‌پردازد یا نه، گفت: حتماً چنین است زیرا بدون دلیل نمی‌توان سراغ کاری رفت، متأسفانه آنچه امروز درباره جنگ به ما گفته می‌شود از تریبون‌‌های رسمی و از طریق تصاویر رسانه‌ها است و از این‌رو تنها نماز و زیارت خواندن رزمندگان به مخاطب به نمایش گذاشته می‌شود به نحوی رزمندگان باباطاهر عریان هستند که لباس بسیجی پوشیده‌اند، اما باید بگویم من هم رزمنده بودم و تمام خوبی و بدی در جبهه در کنار هم بود، امروز ناراحت می‌شوم این موارد را می‌بینم و دوست ندارم تخریب در مسائل رخ دهد؛ بر این اساس تصمیم گرفتم جنگ را به شیوه دیگری نشان دهم. البته تنها انسان‌ها درگیر جنگ نبودند بلکه حیوان‌ها هم سهمی داشتند. 

* باید برای مخاطب نوشت/ برخی‌ها کتاب می‌نویسند اما تنها خواننده کتاب‌هایشان خودشان هستند

امیریان درباره رمان «جام جهانی در جوادیه» که خود مؤلف آن بوده، گفت: فوتبال چند دهه است در کشور ما ریشه دوانده و در محلات در گذشته‌های دور مسابقاتی را شاهد بودیم که امروز کمتر دیده می‌شوند، این فوتبال محلات ماجرا‌هایی در پی داشت. من هم ابتدا تصمیم گرفتم از اینها بنویسم اما در ادامه تیم‌های خارجی هم وارد این کتاب شدند.

این نویسنده با تأکید بر اینکه هدف از کتاب یا داستان خواندن این است که اوقات فراغت خوب داشته باشیم و استفاده مفید ببریم، خاطرنشان کرد:‌ من معتقدم وقتی مخاطب کتاب مرا برمی‌دارد پس از خواندن باید از آن لذت ببرد. به هر حال باید مخاطب را در نظر گرفت و برای او نوشت زیرا قائلم کتاب باید پس از تألیف خوانده شود، البته دوستان نویسنده‌ای دارم که شاید کتاب‌شان را فقط خودشان می‌خوانند. 

* امروزه برخی خاطرات 50 سال پیش را به اسم داستان عرضه می‌کنند

وی در ادامه با اشاره به اینکه از ادا درآوردن بیزارم، گفت: باید در نوشتن یک داستان مخاطب را در نظر گرفت، اگر برای کودکان می‌نویسم باید آن اثر به زبان کودکانه باشد، اما امروزه شاهدیم که برخی خاطرات 50 سال پیش را به اسم داستان عرضه می‌کنند، ولی خاطرات فردی که 50 سال پیش می‌زیسته با امروز متفاوت بوده از این رو نویسنده باید دنیای کودک امروز را بشناسند.

وی با تأکید بر آثار ساخته شده ایرج قادری و اینکه این هنرمند مخاطب‌شناسی خیلی خوبی داشت، گفت: مخاطب‌شناسی خیلی خوب و مهم است، شاید برخی قادری را مذمت می‌کردند اما کاربلد بود و می‌توانست مخاطب را 2 ساعت روی صندلی بنشاند.

امیریان ضمن تأکید بر فیلم هری‌پاتر عنوان کرد: هری‌پاتر کاملاً براساس اسطور و داستان‌های غربی تعریف شده، هری‌پاتر یک بچه معمولی است، اما از یک سکوی ایستگاه قطار وارد مدرسه شده و داستان ادامه می‌یابد، یعنی افسانه‌ها امروزی شده‌اند، ما هم می‌توانیم خاطرات خود را امروزی کنیم به شرطی که از افراد روزآمد بهره بگیریم.

وی با اعلام این خبر که در حال نوشتن ورژن دراکولای ایرانی هستم، گفت: باید افسانه‌های خود را به شکل امروزی به مخاطب ارائه دهیم، این اثری که می‌نویسم رویکرد طنز اجتماعی دارد. البته ما می‌توانیم از خاطرات استفاده کنیم، من هم در کتاب جام جهانی در جوادیه از خاطرات فوتبالی خودم استفاده کردم. 

* از شما خواهش می‌کنم طنزنویس شوید/ جامعه نیازمند طنز است

این نویسنده با این سخنان که از شما خواهش می‌کنم طنزنویس شوید، چون ما طنزنویس نداریم، گفت: این فاجعه‌ای است که تنها از کتاب دایی جان ناپلئون در این حوزه یاد می‌شود، زیرا در حوزه بزرگسال کتاب طنز نداریم و این فاجعه است و واقعاً جامعه احتیاج به طنز دارد. در حوزه طنز باید لطایف و سایر کتاب‌های گذشته خوانده شود. خواهش می‌کنم طنز موقعیت بنویسید. 

وی در ادامه با تأکید براینکه طنز از ظرافت می‌آید و باید به نحوی حرف زد که منجر به ناراحتی فردی نشویم، افزود: اکثر جک‌ها طنز موقعیت هستند، معتقدم طنز موقعیت بسیار مناسب‌تر است، از این‌رو به دوستان نویسنده توصیه می‌کنم که لحن و نثر کلامی خوبی داشته باشند. نثر جلال عالی بود اما ایرادی بر او می‌گیرند این که نثر داستان و مقاله‌هایش به یک شیوه بودند.

* داوود غفارزادگان همانند یک طلبه همیشه در پی کلمات تازه است

این نویسنده در ادامه به حاضران توصیه کرد: کتاب «پا برهنه‌ها» ترجمه احمد شاملو را بخوانند،‌اضافه کرد: این اثر نثر و ریتم مناسبی دارد، توصیه می‌کنم از روی آن مشق بنویسید، البته باید گنجینه یک کلمات نویسنده زیاد باشد و داوود غفارزادگان اینگونه است و همانند یک طلبه همیشه در پی کلمات تازه است؛ از این‌رو هر نویسنده باید برای خود امضا و اثر انگشت داشته باشد. مثلاً‌ اگر نام جلال آل احمد را از کنار اثرش حذف کنیم مخاطب با خوانش متن متوجه می‌شود این اثر برای جلال است، احمد محمود و محمدعلی علومی هم همین‌گونه هستند.

امیریان با تأکید براینکه طنز کلامی را نمی‌پسندم اما همراه با طنز موقعیت می‌توان استفاده کرد، گفت: زمان درگذشت امام سران مختلف از کشورهای مختلف به ایران دعوت شدند، در همان زمان تشیع امام راحل رئیس جمهور پاکستان در میان جمعیت گم می‌شود با خود فکر می‌کند کمی با مردم حرکت کند، اما بیشتر از صحنه دور می‌شود با تمام مشکلات خود را به چهار راه لشگر رسانده و به سربازی به زبان انگلیسی می‌گوید من رئیس جمهور پاکستان هستم، اما او متوجه نمی‌شود، فرد دیگری هم او را مسخره می‌کند، اما به سفارت زنگ می‌زنند و ماجرا را تعریف می‌کنند. سریعاً‌ چند ماشین از سفارت به دنبال این رئیس جمهور پاکستان اعزام می‌شود؛ این هم ماجرایی بود، همانند این طنز زیبا که توهینی هم ندارد جایی نمی‌توان یافت.

* شوخی و طنز مذهبی هم می‌توان نوشت/ در حال نوشتن هستم

وی گفت: شوخی و طنز مذهبی هم می‌توان نوشت، من هم در حال نوشتن چنین اثری هستم. طنز از ظرافت می‌آید و نباید حرمت‌ها را شکست. البته به دلیل ممیزی این موارد را نمی‌گویم، اما توصیه می‌کنم خود را همیشه محک بزنید، مثلا در جنگ کشته و زخمی فراوان است اما اگر بتوان از میان آنها طنز نوشت، هنر است.

وی در پاسخ به اینکه رعایت انصاف در طنز چگونه باید باشد، گفت: طنز به نحوی انتقاد هم هست، نباید حرمت‌ها را از بین برد، من در کارهایم حتی با روحانیون هم شوخی کرده‌ام، شوخی‌هایی با موضوع نماز، اما باید ظرافت به خرج داد که در این حالت توهین صورت نمی‌گیرد. 

* قائل به گروه بندی سنی نیستم/ تألیف کتاب برای کودک و نوجوان سخت‌تر از بزرگسالان است

امیریان با اشاره به اینکه در تمام ژانرها می‌توان نوشت به شرط اینکه کنجکاو بود، تأکید کرد: توصیه می‌کنم برای کتاب‌های کودک و نوجوان هر فصل یک اسم بگذارید، البته باید هواس‌تان باشد که تبدیل به داستان کوتاه نشود.

وی در ادامه به ویژگی کار نوجوان و بزرگسال اشاره و بیان داشت: قائل به گروه‌بندی سنی نیستم، اما وقتی نویسنده وارد عالم نویسندگی می‌شود خود می‌فهمد چه مواردی را رعایت کند. تألیف کتاب برای کودک و نوجوان سخت‌تر از بزرگسالان است.

وی در پاسخ به اینکه طنز امروز به کجا می‌رود، گفت: نویسنده باید زیرکی خاصی داشته باشد، هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده خوبی است، اما «قصه‌های مجید» در برخی از مواقع به خاطره نزدیک می‌شود ولی نویسنده باید فرق خاطره و داستان را بداند، در داستان موقعیت و شخصیت‌پردازی صورت می‌گیرد، اما در خاطره اتفاق بدون کم و زیاد مطرح می‌شود، ولی در داستان دست نویسنده باز است و در خاطره لحن مهم است.

* برخی از طنز به عنوان پلوی زعفرانی و فرصت استراحت استفاده می‌کنند

وی درباره طنز افزود: برخی از طنز به عنوان پلوی زعفرانی و فرصت استراحت استفاده می‌کنند، اما نمی‌دانم طنز به کجا می‌رود، باید یادمان باشد مدیران نمی‌توانند برای ما تصمیم‌گیری کنند. آنها تنها بیلان کاری می‌دهند و می‌روند، ما خود باعث هر کاری هستیم، اگر کار ضعیف بنویسم از یاد می‌رود، البته نباید از انتقاد ترسید انتقادهای خوب را انتخاب کنید و باقی را دور بریزد، این توصیه‌ای است که آقای سرشار به من می‌کرد، ما همه باید طلبه باشیم و در حال فراگیری، اما اگر نویسنده فکر کند در قله ایستاده‌ سقوط خواهد کرد از این رو همواره باید انتقاد را پذیرفت و کتاب‌های متعدد خواند.
 

* دلیل عدم رونق داستان مذهبی/ امیل زولا را دوست دارم

امیریان در پایان در پاسخ به اینکه شما الگویی برای نوشتن داشتید، گفت: زمان ما برای کودکان و نوجوانان الگوی مناسبی نبود، سفید برفی و هفت کوتله، افسانه‌ها و... تنها آثار موجود بودند، من هم عضو کانون بودم، اما نویسنده‌های زیادی را دوست دارم، امیل زولا را دوست دارم. از ریاکاری خوشم نمی‌آید، باید یادمان باشد اگر از داستانی لذت ببریم مخاطب هم آن را دوست دارد، اما اگر دروغ بگوییم مخاطب متوجه می‌شود.

وی در پایان به داستان مذهبی هم اشاره و ابراز داشت: امروز دلیل عدم رونق داستان مذهبی عدم باور نویسنده است.

گفتنی است، داوود امیریان، نویسنده معاصر است. وی تاکنون بیش از 26 عنوان کتاب منتشر کرده و جوایز متعددی کسب کرده است. در حال حاضر در چند حوزه خاطره نویسی، ادبیات کودک و نوجوان، رمان، طنز، زندگینامه داستانی شهدا و فیلمنامه نویسی قلم می‌زند.امیریان از سال 69 نویسندگی اش را با نوشتن خاطراتش از جبهه آغاز کرد.

از جمله فیلم‌هایی که نوشته و به مرحله تولید رسیده و به نمایش درآمده، فیلم سینمایی «آخرین نبرد» به کارگردانی حمید بهمنی، «بهشت منتظر می ماند» به کارگردانی محمدرضا آهنج و «نفوذی» به کارگردانی احمد کاوری و مهدی فیوضی است.

«فرزندان ایرانیم»، «رفاقت به سبک تانک» و «دوستان خدا حافظی نمی کنند»، «داستان بهنام »، «داستان مریم»، «تولد یک پروانه» و «جام جهانی در جوادیه» از معروف‌ترین آثار داستانی وی است که تاکنون چهار دوره جایزه کتاب سال، ادبیات دفاع مقدس، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ده‌ها جایزه دیگر را کسب کرده است.

«آخرین گلوله صیاد» زندگینامه داستانی شهید صیاد شیرازی، «داستان مریم» زندگینامه داستانی شهید مریم فرهانیان، خداحافظ کرخه (اولین اثر او)، بهشت برای تو، ایرج خسته است، مین نخودی، آخرین سوار سرنوشت و ... از جمله آثار امیریان هستند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار