امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۲۰:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 45239
تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۳
تعداد بازدید: 112
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ باخبر شدیم پنجمین شب شاعر قرار است اواخر شهریور ماه برگزار شود. این شب ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ باخبر شدیم پنجمین شب شاعر قرار است اواخر شهریور ماه برگزار شود. این شب شاعر که به همت «سازمان رسانه‌ای اوج» برگزار می‌گردد به شاعر، نویسنده و مستندساز توانمند «محمدحسین جعفریان» تعلق دارد. حقیقتا حضور جعفریان در عرصه فرهنگ، حضور موفق و قابل مشاهده‌ای است. برای این که بیشتر از این شخصیت فرهنگی بدانیم، به سراغ حجة الاسلام سید عبدالله حسینی رفتیم تا از سال‌های ابتدایی که جعفریان در جلسات شعر مشهد حضور پیدا می کرد بشنویم. اما حسینی، که خودش شاعر هم هست، به آن جلسات شعر بسنده نکرد و از هنرهای دیگری که جعفریان به آن‌ها آراسته است گفت؛ از سفرها و خطرهایی که او در افغانستان کرده است، از استعداد شگرف جعفریان در کشف ظرفیت‌های فرهنگی و ...

شنیدن صحبت‌هایی در مورد جعفریان از دکتر حسینی، که امروز به ترویج آرمان‌های دینی و انقلابی در ژوهانسبورگ مشغول فعالیت است، شیرینی خاص خودش را دارد. مصاحبه ما با این روحانی شاعر را بخوانید؛

- آقای حسینی! اولین دیدار شما با آقای جعفریان کجا شکل گرفت؟

فکر می‌کنم جلسات شعر مشهد بود. جلسات شعر مشهد خدمت ایشان بودیم و فکر نمی‌کردیم ایشان یک استعداد فوق‌العاده‌ای باشد. شعرهای ابتدایی ایشان چنگی به دل نمی‌زد ولی کم کم ایشان خودش را توانست به این حد از جلوه برساند که امروز از استوانه‌هاست. می‌شود گفت اگر دو حرف «عین» و «ف»‌ را از ایشان برداری، یک جریان می‌شود! یعنی یک آدمی که مثل آب در یک جا بند نمی‌شود و یک موضوع او را ارضاء نمی‌کند، یک کشور او را ارضاء نمی‌کند...

* جعفریان، یک درد جاری است

- به همین دلیل است که به افغانستان می‌رود، راهی کوزوو می‌شود، شعر می‌گوید، خبرنگار است و ...

فیلم می‌سازد و ... به تاجیکستان و جاهای مختلف می‌رود و این فعالیت‌ها یعنی این که جعفریان، یک درد جاری است. اولا خودش را متعلق به یک خطه خاص نمی‌داند و ثانیا جهانی فکر می‌کند و ثالثا احساس مسئولیت می‌کند، یعنی این کارهایی که ایشان انجام داده است قطعا به خاطر مشهور شدن نیست. چون جعفریان، همان اوایل مشهور شد. از آن به بعد هم دیگر بیشتر مشهور نشد. با یک کاری که برای «احمد شاه مسعود» کرد، شهرت لازم را دریافت کرد.

- مستند شیر دره‌ پنجشیر؟

بله، دیگر از این بیشتر لزومی نداشت که مشهور شود و لازم نبود که مشهور شود، پس نمی‌شود گفت که ایشان برای کسب شهرت این کارها را ادامه داد. آدم برای کسب شهرت که نمی‌رود جان بدهد! برای کسب مال هم نبوده است. مشخص است که این آدم یک روح جاری است. یک کسی که احساس مسئولیت می‌کند، نه در قبال خودش، در قبال هر کسی که یک مظلومی وجود داشته باشد و بعد هم مسئولیت خبرنگاری را به خوبی احساس می‌کند و هم روح شاعرانه دارد. از هنر به درک واقعی رسیده است و مسئولیت یک هنرمند را به صورت درست و متعالی تشخیص داده و در آن راه از جان خودش هم مایه گذاشته است؛ یعنی اگر می‌بینیم که یک جعفریانی هست که روی این خاک قدم می‌زند، این خودش یک معجزه است. به صورت طبیعی همین که ایشان نفس می‌کشد، معجزه است. آدم‌هایی که مثل آقای جعفریان روح ناآرامی دارند، همان اوایل انتخاب می‌شوند و می‌روند. البته با همه این توصیف‌ها من زیاد با ایشان محشور نبودم. این‌هایی که می‌گویم، از همنشینی اندکی است که با ایشان داشتم. باید با دوستانی که خوب ایشان را درک کردند بنشینید تا به عظمت کارهایش پی ببرید.

* اگر جعفریان «احمد شاه مسعود» را نمی‌ساخت...

- بی راه نیست که در این مصاحبه به ویژگی‌های هنری و انسانی‌ این هنرمند موفق انقلاب اسلامی بپردازیم. اگر مقدور است ویژگی‌های ایشان را از نظرگاه خودتان برایمان تشریح کنید.

یکی از ویژگی‌های آقای جعفریان استعدادی است که در انتخاب سوژه‌ها دارد، مثلا اگر ایشان مستند «احمد شاه مسعود» را نمی‌ساخت شاید معرفی این شخصیت، بیست سال دیگر در ایران صورت می‌گرفت. شاید مثل فرماندهان مجاهدین به فراموش سپرده‌ می‌شد.

- البته آقای جعفریان آن قدر به شخصیت‌هایی که می‌خواهد راجع به آن‌ها مستند بسازد، نزدیک می‌شود که دوست صمیمی این شخصیت‌ها تلقی می‌شود. مثلا همین «احمد شاه مسعود» که جنابعالی اشاره کردید، واقعا آقای جعفریان را دوست داشته است. کتاب «سفر به پایتخت فراموشی» و لحنی که جعفریان درباره «احمد شاه مسعود» برای بیان کلامش انتخاب می‌کند از این صمیمیت و دوستی پرده برمی‌دارد.

بله، مثلا ما در جمع مجاهدین افغانستان «مزاری» را هم داریم که سابقه‌اش خیلی بیشتر از آقای مسعود است. از شاگردان امام (ره) بوده و از سال چهل و دو در حال مبارزه بوده است. با آن وضعیت هم به شهادت می‌رسد ولی آن حالتی را که باید برایش به وجود می‌آ‌مد نیامد. آقای جعفریان نقش بسیار عمده‌ای اولا در کشف «احمد شاه مسعود» داشته و ثانیا در معرفی‌اش به جامعه ایرانی داشته است. همین بیانگر این است که اگر آدم استعداد و سلیقه درستی نداشته باشد، می‌رود فرد دیگری را انتخاب می‌کند.

* جعفریان در جلد قضایای افغانستان فرو رفته است

- جناب حسینی! با توجه به این فصل اشتراکی که بین شما و آقای جعفریان هست، و هر دو سفرهایی به افغانستان داشته‌اید، آیا ایشان در کتاب‌هایش و آثارش توانسته فرهنگ افغانستان را واکاوی و معرفی کند؟

از خود افغانی‌ها بهتر توانسته این کار را بکند. در مجموعه شاعران و هنرمندان افغانستان هم فردی نبوده که افغانستان را بیشتر بشناسد و بهتر معرفی کند. این خصوصیتی است که جعفریان را متمایز می‌کند. ما در مجموع دوستان مشهدی، شاعر خیلی خوب زیاد داریم، نویسنده خیلی خوب هم زیاد داریم، فیلم‌ساز خوب، سخنران خوب هم زیاد داریم ولی کسی که مجموع این هنرها را داشته باشد و خطرپذیر باشد و با لباس‌های افغانی بین آن‌ها برود، شبیه افغانی حرف بزند، شبیه افغانستانی‌ها خودش را با آن جا تطبیق بدهد و بعد هم مثل آن‌ها فکر کند نه، یعنی در حقیقت آقای جعفریان، وقتی می‌خواهد افغانستان را معرفی کند، مثل افغانستانی‌ها فکر می‌کند. اصلا ایشان برای این که بتواند افغانستان را معرفی کند، افغانی شده است. جعفریان در جلد قضایای افغانستان رفته است.

- آن‌ سال‌هایی که جعفریان تازه کار شعر را شروع کرده بود، به مستندسازی و هنرهای این چنینی توجه داشت؟

ببینید بنده به عنوان اولین خبرنگار سال 59 از ایران راهی افغانستان شدم، ولی آقای جعفریان، توانست حق مطلب را ادا کند. در زمانی ایشان اقدام کرد که اوج فعالیت‌های مجاهدین بود و خوب هم چهره «احمد شاه مسعود» را به تصویر کشید.

* جعفریان با این شعر توانست به شاعران معاصر تنه بزند

- یک مثنوی معروف با مطلع؛

دیشب از چشمم بسیجی می‌چکید

از تمام شب «دوعیجی» می‌چکید

دارد، وقتی شما این شعر را شنیدید چه حس و حالی داشتید؟

فکر می‌کنم از آن به بعد بود که جعفریان را جدی گرفتیم. شعرهای قبلش آن چنان که باید و شاید خیلی نشان‌گر یک استعداد فوق‌العاده نبود ولی این شعر که آمد دیدیم جعفریان، توانسته است به شاعران معاصر تنه بزند. خودم نگاهم به ایشان این گونه بود. در جلسه‌ای که ما داشتیم دوستانی که می‌آمدند شعر نو می‌خواندند. این افراد را جدی نمی‌گرفتم. روی این حساب است که هشتاد درصد از شاعران جلسه‌ای که داشتیم غیر از آقای نظافت که در این فضاست همه شعر کلاسیک می‌گفتند.

- آقای نظافت هم بیشتر شعر سپید دارد تا کلاسیک.

بله، روی این حساب خود من آقای جعفریان را جدی نمی‌گرفتم و وقتی که این شعر سروده شد، متوجه شدم که اگر جعفریان شعر سپید می گوید از ناتوانی در سرودن شعر کلاسیک نیست بلکه از توانمندی اوست.

* یک روح ناآرام بسیجی

- وقتی اسم جعفریان به ذهن شما می‌آید، بیشتر چه خصوصیتی از وی در ذهن شما قد می‌کشد؟

یک روح ناآرام بسیجی که یک جا بند نمی شود و هر جا هم برود موفق است. نام جعفریان که می‌آید، ‌بسیجی هنرمند در ذهنم می‌آید. احمد شاه مسعود و مبارزات افغانستان و یک خبرنگار فعال زخم خورده و تعهد و مسئولیت یک شاعر به ذهنم می‌آید. مجموعه‌ای از فضایلی که یک هنرمند متعهد بسیجی باید داشته باشد در ذهنم زنده می‌شود.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار