امروز : پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 27
۱۴:۳۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 45512
تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۴
تعداد بازدید: 184
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: در چند سال اخیر با عنایت به نیاز طبیعی کشور و انقلاب اسلامی مبنی بر تولید علوم انسانی و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: در چند سال اخیر با عنایت به نیاز طبیعی کشور و انقلاب اسلامی مبنی بر تولید علوم انسانی و دانش ناظر به هویت ملی و بومی و دینی که مطالبه بسیاری از دغدغه‌مندان به‌ویژه رهبر انقلاب هم بوده است اقداماتی در این باره آغاز شده است که خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با همکاری پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در گفت‌وگو با دست اندرکاران و صاحب‌نظران و منتقدان به جمع‌بندی تجربیات حاصله بپردازد.

در زیر پنجمین و آخرین بخش این گفت‌وگوها را با با دکتر سیدضیاء هاشمی، رئیس موسسه مطالعات تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران می‌خوانید.
 

* به طور کلی جهت‌گیری دولت را در رابطه با تحول در علوم انسانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مجموعه دولت از لحاظ انگیزشی و عملکردی چگونه عمل کرد؟

* هاشمی: البته تحلیل من تحلیل انگیزشی نیست. چون نه قادر به این کار هستم و نه مفید می‌دانم ولی اگر تحلیل عملکرد را می‌خواهید، باید از اینجا شروع کنیم که اساساً این بحث تحول در علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاه چه هدفی را تعقیب می‌کند و نفس این جریان باید چگونه باشد. آن چیزی که بزرگان از ما خواسته‌اند و به عنوان ضرورت‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به آن پرداختند، چه مختصاتی دارد.

اولاً در بحث تحول یک تحول مثبت مدنظر است، نه هر نوع تحولی؛ این تغییر مثبت هم باید خودش را در حوزه علمی نشان بدهد و هم در حوزه فرهنگی و هم در تحولاتی که در زمینه جهت‌گیری‌های ارزشی در دانشگاه مدنظر قرار می‌گیرد بنابراین ما باید وضعیت مطلوبی را تصور کنیم که شاخص‌ها و مختصات آن در جایگاه بالاتری نسبت به وضعیت موجود قرار بگیرد.

* تبلیغات بی‌مورد اثر منفی بر تحول علمی کشور گذاشته است

اولین آن بحث علمی است. دانشگاه اسمش رویش است یعنی محل دانش؛ دانشگاه بهتر یعنی دانشگاه علمی‌تر که در تولید و ترویج علم موفق‌تر عمل می‌کند لذا من فکر می‌کنم، اگر چه ما به دلایل مختلف اجتماعی و تحولات اجتماعی کلان جامعه و نظام در مسیر رشد علمی موفق هستیم ولی برنامه‌های رسمی‌ئی که ناظر به تحول در دانشگاه بوده، موجب تقویت انگیزه‌های اساتید و دانشجویان نشده است.
 

* در علوم انسانی یا به طور کلی؟

* هاشمی: هر دو. هم به طور کلی و هم به ویژه در علوم انسانی. این که یک سری از اساتید دارند تلاش‌هایی می‌کنند، بحث دیگری است، ولی در برنامه‌های رسمی که در این حوزه انجام گرفته و تبلیغاتی که انجام شده، نتوانسته این ضرورت‌ها و اهمیت رشد علمی را برجسته کند و از این جهت به تحول دانشگاه کمک کند بلکه برعکس، اثر منفی گذاشته است یعنی شبهاتی را به وجود آورده و یک انگیزه‌هایی را تضعیف کرده است.

در حوزه فرهنگ، هم ما باز باید ببینیم که دانشگاه ایده‌آل چیست و بعد ببینیم که این برنامه‌ها به چه سمتی بوده است. به نظر من دانشگاه ایده‌آل، دانشگاه خلاق، مسئولیت‌پذیر و نقاد است که مبتنی بر یک سری ارزش‌های الهی، دینی و انسانی عمل می‌کند؛ یعنی این که ما نباید فکر کنیم، یک سری ارزش‌های الهی داریم و یک سری ارزش‌های انسانی. آن چیزی که در بین عقلای قوم و متدینین به عنوان یک امر مطلوب پذیرفته شده است، اینها از نظر دینی مورد تأیید هستند یعنی مورد امضا قرار می‌گیرند. بنابراین صداقت، راستگویی، ادب، کرامت انسان‌ها، دفاع از حقوق انسان‌ها، جلوگیری از ظلم، جلوگیری از تبعیض و فساد، ارزش‌هایی هستند که دانشگاه باید در آنها پیشگام باشد. یکی از آنها هم بحث علم‌خواهی و علم‌جویی است و من برنامه‌های فرهنگی دولت گذشته را در این راستا موفق ندیدم.
 

* چطور؟ توضیح می دهید؟

* هاشمی: فکر می‌کنم، بسیاری از برنامه‌هایی که در این حوزه انجام گرفته، ناظر به یک سری مسائل ظاهری بوده که نتوانسته به عمق مطلب و عمق تغییرات بپردازد. برای مثال برنامه‌هایی که وزارت علوم در بحث اسلامی شدن دانشگاه‌ها داشته، مثل بحث تفکیک جنسیتی، مثل بحث حرکت‌هایی که برای بازآموزی یا دانش‌افزایی اساتید صورت گرفته، بحث برخوردهای حراستی که در دانشگاه‌ها صورت گرفته، بحث‌هایی که راجع به حجاب انجام گرفته و... من فکر می‌کنم اساساً مبتنی بر یک شناخت دقیق و مسئولیت‌پذیری راسخ نبوده است بلکه بیشتر ناظر به رفتارهای اداری و بروکراتیک و برخوردهای کاسبکارانه صورت گرفته است. من فکر می‌کنم این برخوردها اساساً مسؤولیت‌پذیرانه نبوده است، چرا که یک آدم دانشگاهی علی‌القاعده این قدر آگاهی دارد که این روش‌ها نمی‌تواند به آن نتایج برسد.

در زمینه محتوای علوم انسانی و این که در سرفصل‌ها و مبانی علوم بر اساس نگرش دینی و بومی بازنگری بشود، عملکردها را چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به اینکه شما در برخی شورای عالی انقلاب فرهنگی هم حضور دارید.

من در شورای عالی و برخی کمسیون‌های آن از مدت ها پیش حضور داشته ام، اما عضو مستقیم شورای تحول در علوم انسانی نیستم و ارزیابی خود را به عنوان یک فرد بیرونی مطرح می کنم. متأسفانه باید بگویم که ارزیابی‌های من مثبت نیست.

در زمینه تولید محتوا و متون دغدغه‌های خوبی اینجا مطرح می‌شود، اما من متأسفانه دغدغه‌های بخش اداری را هم نمی‌توانم مثبت ارزیابی بکنم. در خود شورا تلاش شده که نظریه‌پردازی بشود، تلاش شده که اعتماد به نفس و خودباوری علمی افزایش پیدا بکند. منتهای مراتب من فکر می‌کنم، یک اشکال اساسی که آنجا وارد است و آن این است که به این توجه نمی‌شود که تحول در علم با بخشنامه اتفاق نمی‌افتد. بخشنامه و دستورالعمل می‌تواند یک حرکت را شروع بکند؛ می‌تواند یک انگیزه‌هایی را به وجود بیاورد؛ می‌تواند توجهات و تنبهاتی را شکل بدهد اما لزوماً نمی‌تواند مطلب را به سامان برساند. بخش دولتی باید بسترساز و مشوق باشد، برای این که حرکت‌هایی در این راستا صورت بگیرد.

اما متاسفانه دیده می‌شود که وقتی یک متنی تولید می‌شود، اصرار می‌کنند که این متن‌های محدود جایگزین بسیاری متون دیگر شود. همچنین تبلیغات گسترده روی آن انجام می‌دهند به نحوی که انگار بحث تولید محتوای دانش اسلامی به پایان رسیده است. این بازخورد منفی خواهد داشت. یعنی بالاخره این جوری نیست که دانش اسلامی و تحول دانش به سمت یک دانش اسلامی و ایده‌آل، از یک نقطه‌ای شروع شود و در یک نقطه‌ای پایان پیدا بکند؛ ما نه در نقطه صفر این حرکت هستیم و نه می‌توانیم با این چندتا قالب به نقطه پایانش برسیم.

* رویکردی که در قضیه تحول بوده، رویکردی اداری ـ سیاسی بوده است

باید به این توجه کرد که این حرکت یک حرکت فرایندی است و ما باید مرحله به مرحله در این مسیر حرکت بکنیم بنابراین تصور نکنیم که این حرکت‌ها با چند تا متن تمام می‌شود؛ ما باید به انگیزه‌ها و دغدغه‌هایی که در این حوزه وجود دارد، برای حرکت برنامه‌های تشویقی داشته باشیم و اجازه بدهیم، کسانی که در این حوزه علاقمندی و دغدغه دارند، حرکت کنند و پیش بروند و دیگران هم از موضوع استقبال کنند.

نهایتاً من فکر می‌کنم، اگر قرار است بحث تحول یا تحول در علوم انسانی یا بحث اسلامی شده به درستی مطرح شود، بایستی با اقبال دانشگاهیان یا حداقل متدینین دانشگاه‌ها مواجه می‌شود و باید مواجه بشود.
 

* یعنی الآن مواجه نشده است؟

* هاشمی: عملکرد این گونه بوده که بسیاری از متدینین و بسیاری از اهل علم در مقابل این حرکت‌ها موضع گرفته‌اند یا حداقل سکوت کرده‌اند نمی‌گویم لزوماً سکوت اعتراض‌آمیز، اما همراه نشده‌اند چرا که به نظر بنده، رویکردی که در این قضیه بوده، یک رویکرد اداری ـ سیاسی بوده است. سیاسی هم نه به معنای مثبت بلکه به معنای رویکردی اداری و جناحی. بحث تحول در علوم انسانی، در وزارت علوم و در بخشی از دست‌اندرکاران، ابزاری برای تقویت یک گروه‌هایی و تضعیف گروه‌های دیگر شده است. در واقع ابزاری شده برای حذف و طرد یک سری افرادی که در جناح مقابل آنها بودند.

به خصوص کسانی که در وزارت علوم متولی قضایا بودند، به نظر من اساساً شایستگی این کار را نداشتند و حتی دانش عمیق به این حوزه نداشتند. در شورای عالی فرهنگی و در بعضی از کمسیون‌ها، انسان‌های محترم و عالمی حضور داشتند اما عملاً کسانی که کار دست آنها بوده، نه همه آنها اما بسیاری از آنها کسانی بودند که صلاحیت و حتی باور عمیقی به این مسائل نداشتند.

* پیوندزدن بین مسائل عمیق اعتقادی و رفتارهای اداری سطحی به حرکت تحول علوم آسیب زده

شما شیوه برخوردها را در برخی دانشگاه‌ها ببینید. در بعضی از دانشگاه‌ها رشته‌هایی حذف شد، اساتیدی اخراج شدند و کسان دیگری بالا آمدند که نه دانش لازم برای این کار را دارند و نه به این قضایا باور دارند و در عمل نشان می‌دهند. مگر می‌شود کسانی که به تحول علوم انسانی باور دارند، خودشان علوم انسانی را نشناسند؟ مگر می‌شود کسانی که قائل به اسلامی شدن دانشگاه‌ها هستند، رفتار خودشان خلاف اخلاق اسلامی باشد و بخواهند با دروغ و تظاهر کارها را پیش ببرند. این باعث می‌شود که متدینین در مقابل این رفتارها موضع بگیرند و اهل علم از این قضیه استقبال نکنند.
 

* در بخش فرهنگی عملکردها را چگونه ارزیابی می کنید؟

* هاشمی: متاسفانه به اسم دانشگاه اسلامی، کسانی با یک سری ظاهرسازی‌ها کار را در دست گرفتند. ببینید قضیه حجاب مهم است، ولی همه تمرکز ما این شده که خانم‌ها روسری شان را درست بپوشند اما به حجاب آقایان توجهی نمی‌شود و دیگر اینکه خانم‌ها و آقایان از هم تفکیک بشوند. این قدر سطحی و غیرمنطقی با اسلامی شدن برخورد می‌شود. که در همین دانشگاهی که گفتم، اساتید متدینی هم که از نظر سیاسی و از نظر جریان فکری با متولیان همراه هستند، از این وضعیت و برخوردها شاکی هستند. رفتارهای غیر اخلاقی، رفتارهای ظاهرگرایانه و کلیشه‌ای باعث شده که در دانشگاه نسبت به این قضیه استقبالی صورت نگیرد؛ نه فقط فضای علمی دانشگاه، بلکه فضای دینی هم با این قضیه همراهی نکند. مثل اینکه بررسی شود چه کسانی در نمازخانه‌ها حضور دارند. یعنی پیوندزدن یک سری مسائل عمیق اعتقادی با یک سری رفتارهای اداری سطحی و ظاهری باعث شده که این حرکت آسیب ببیند.

شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد، ما حتی شاخص‌های دینداری را بد مطرح کرده‌ایم یعنی بین شاخصه‌های مختلف برای دینداری، حتی شاخص ظاهری را هم گاهی اوقات در نظر نمی‌گیریم و فقط و فقط بر همراهی سلیقه‌ای و جناحی توجه می کنیم و این باعث شده که به طور طبیعی در دانشگاه نسبت به این موضوع موضع منفی شکل بگیرد در حالی که به نظر من تحول در علوم انسانی موضوعی است که می‌تواند مورد استقبال عقلای قوم قرار بگیرد و متدینین و اهل علم از آن استقبال کنند و نتیجه خوبی بدهد.
انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها