امروز : پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - 2017 January 19
۰۵:۵۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 46108
تاریخ انتشار: ۱۹ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۰
تعداد بازدید: 75
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- دولت احمدی ن‍ژاد منهای رفتارهای خاصش که عمدتاً به خصلت‌های رفتاری احمدی نژاد بازمی‌گشت، اما دچار ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- دولت احمدی ن‍ژاد منهای رفتارهای خاصش که عمدتاً به خصلت‌های رفتاری احمدی نژاد بازمی‌گشت، اما دچار آسیب‌های خاصی هم شد که این آسیب‌ها نبود مگر به دلیل وجود مجیزگویان قدرت دولتی و همچنین حضور کسانی در کنار احمدی نژاد که صریحاً و از همان روز اول نتوانسته بودند عشق شورانگیز خود به اروپا و آمریکا و ماجرای تئوری جهانی شدن مارشال مک‌لوهان را پنهان کنند.

آن مجیزگویی‌ها و این عشق شورانگیز البته قرار بود و ان شاء‌الله قرار است که در دولت "تدبیر و امید" دکتر روحانی حذف و نقد شود تا دیگر نظاره گر آن نباشیم که رئیس جمهوری در اثر مجیزگویی، خود را شاه جهان و رئیس میز "مدیریت مشترک جهانی" فرض کند و همچنین بر اثر پافشاری اطرافیان خود به جهانی سازی و ضرورت‌های آمریکایی آن، به ناگاه سر از جایگاه ایما و اشاره برای مذاکره با آمریکایی سردرآورد که 34 سال است خون مردم ایران را در شیشه کرده و از هیچ خباثتی برای ایران و ایرانی کم نگذاشته است.

با این همه اما زنگ‌های خطری در این زمینه به صدا درآمده و از گوشه و کنار صدای مجیزگویی و ثناگویی دکتر روحانی در برخی رسانه‌های اصلاح طلب و توسط برخی افراد خاص به گوش می‌رسد.

و قابل تأمل آنکه این قطار انگار دارد به ایستگاه‌های دیگری مثل تحمیق تاریخ گذشته ما، اجبار به گوش دادن به صدای جهانی سازی مد نظر آمریکا و ضرورت الگوگیری از هندوستان و سنگاپور! نیز می‌رسد.

بهانه این صحبت‌ها و این تحلیل، دو یادداشت دکتر محمود سریع‌القلم، مشاور رئیس جمهور جدید در نشریه اصلاح طلب آسمان و روزنامه ایران است که اخیراً و در دو مقطع متفاوت منتشر شده اند.

یادداشت اول ایشان با عنوان "به چه کسی می گویند، سیاستمدار؟" به این مقوله می پردازد که یک سیاستمدار واقعی (بخوانید رئیس جمهور مطلوب!) کیست؟!

و البته آنالیز این یادداشت، مخاطب را به این نتیجه می رساند که تمام خصائل یک سیاستمدار مطلوب و آنچه خوبان همه دارند یکجا در وجود شخص آقای روحانی جمع است.

البته سریع‌القلم در این یادداشت هرگز و هرگز از "روحانی" نام نمی‌برد اما مخاطبان قضاوت خواهند کرد اینکه سیاستمدار خوب "حقوقدان" است، به زبان انگلیسی تسلط دارد، از محیط بین المللی دانش و شناخت دارد، کمتر در رسانه ها حضور می یابد، متعادل است و البته مشاوران خوبی هم دارد! آیا جز این معنا را دارد که سریع‌القلم مشغول اشاره به رئیس جمهور خویش و برشمردن خصائل شخص اوست؟!

در یادداشت اشاره شده همچنین مفهوم "جهانی شدن" به وضوح مورد اشاره قرار می گیرد و به ضرورت هایی از پیرامون آن نیز اشاره می شود.

قصد نداریم در اینجا بر سیاق معمول، جمله‌ای از مقام معظم رهبری را پیرامون نفی مفهوم جهانی سازی (به تعبیر آمریکایی ها) را نقل کنیم چه اینکه جهانی سازی مارشال مک لوهان تا آن اندازه از واضحات خطرناکی برخوردار هست که هر ایرانی بفهمد دم زنندگان از این نوع جهانی سازی تا چه حد در تحلیل‌های خود دچار اشتباه و کج روی‌اند.

اما جناب آقای سریع‌القلم که علی‌الظاهر همانند کسانی در دولت سابق به جهانی سازی و تعامل بی قاعده با جهان می‌اندیشند آیا می‌دانند که کدخدای این آرمانشهر جهانی آنها آمریکاست و همچنین سبک زندگی در این دهکده نیز تا آن اندازه احمقانه است که ازدواج با حیوانات را هم حتی محترم می‌شمارد و حیات طیبه و معقول در ساحت آن بی‌معناست!

در اینجا باید گفت که البته ما در ساحت انقلاب اسلامی هم به جهانی سازی معتقدیم. اما جهانی که در هوای حیات طیبه نفس می‌کشد، ریاستی به معنای حاکمیت لایف استایل آمریکایی و عمل به رضای کاخ سفید ندارد و ندای اسلام ناب در اقصی نقاط آن و به برکت انقلاب اسلامی شنیده شده است. و صد البته این جهان ما کجا و جهانی که امثال مارشال مک لوهان برای خوشامد کاخ سفید تصویر می‌کند کجا؟!

در یادداشت دکتر سریع‌القلم همچنین اشارات خطرناکی مثل این موضوعات وجود دارد که سیاستمدار حرفه‌ای (بخوانید رئیس جمهور محبوب آقای سریع‌القلم) باید غذای خوب خورده باشد، رنگ جورابش با رنگ لباسش سنخیت داشته باشد و آداب‌دان معاشرت و راه رفتن هم باشد.

مشاور محترم رئیس جمهور منتخب حواسشان هست که تحلیل را در سرزمینی به نام ایران نوشته‌اند که حافظ اصلی آن امت شهیدپرور و مستضعفین هستند و امام راحلش عاشق خصلت کوخ نشینی بود و رهبر کنونی‌اش به گواه دشمن و دوست در سطح مردم معمولی زندگی می‌کند؟! ضمن اینکه باید به این سوال هم پاسخ داد که چه کسی هست که هیچگاه غذای خوب نخورده باشد؟!

پس علی‌الظاهر و متأسفانه منظور آقای سریع‌القلم از غذای خوب خوردن نه صرفاً یک وعده غذای مطلوب که خصلت خواهش همیشگی برای غذای خوب خوردن و تأکید بر زندگی متموّلانه یک رئیس جمهور است.

در اینجا شاید بهتر باشد مباحث آقای سریع‌القلم را اینطور اصلاح کرد که هیچ استبعادی ندارد که یک رئیس جمهور غذای خوب خورده باشد، دنیا دیده باشد و حواسش به رنگ جوراب و راه رفتنش باشد و در عین حال برای غذای خوب خوردن، شهوت نداشته باشد و با مردم فقیر هم بتواند بر سر یک سفره بنشیند، دنیادیده باشد اما دنیازده نباشد و همچنین اگر در سازمان ملل هم هست؛ برای رساندن پیام مردم انقلابی و مسلمان ایران به جهان، آن جوراب همرنگ با لباسش را برای لحظاتی دربیاورد و آثار شکنجه طاغوت را به جهانیان نشان بدهد. (همانگونه که سیاق رجایی شهید بود!)

آقای سریع‌القلم همچنین در یادداشت دیگر خود در روزنامه ایران با عنوان "اعتدال، استراتژی یا ایدئولوژی"، ضمن اینکه در همان ابتدا و در مقدمه یادداشت به نحوی غیر قابل باورانه اینطور قضاوت می‌کند که "خشونت و سیاست دو روی سکه در تاریخ ما هستند!" به ترسیم یک اتوپیا از جامعه مورد تصور خود می‌پردازد؛ اتوپیایی که در متن آن چیزی غیر از ثناگویی پیرامون شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی، مدح جهانی سازی، تأکید بر الگوگیری از چین و هندوستان و سنگاپور و متهم کردن ضمنی دولت سابق به افراط و رادیکالیسم و پوپولیسم مشاهده نمی‌شود.

مشاور آقای روحانی البته در این نوشتار بلند از زلف بلند دیار فرنگ نیز مثال‌های فراوانی می‌آورد. از اینکه آنها برای گردش به چپ ماشین‌هایشان انضباط را رعایت می کنند! چینی‌ها اهل سکوت و آرامش‌اند، ژاپنی خودنگهدارند، آلمان ثبات اقتصادی دارد، سطح سنگاپور در سطح کشورهای اسکاندیناوی است و...
فأین تذهبون...

آیا دلبستگی به غرب و جهانی سازی تا این حد تأثیرگذاری دارد که کسی حاضر شده تمام تاریخ کشور خود را سرشار از خشونت و سیاست‌زدگی بداند و با غرق شدن در صفت‌های نسبی هر کشوری، اینچنین و در فحوی به تقبیح سرزمین مادری خویش بپردازد؟!

آیا مردمی که دکتر روحانی را برگزیدند، چنین ظنی به شعار خوش محتوا اما بسیط "اعتدال" داشته‌اند و ایران اسلامی را تصنّعی از هندوستان و سنگاپور می‌خواسته اند؟! و همچنین آیا رئیس جمهوری می خواسته‌اند که خوش خوراک و شیک پوش باشد و چنین مشاوران دگرشیفته ای را در کنار خود به کار گمارد؟!
ما هکذا الظن...

امثال آقای دکتر سریع‌القلم با این قبیل نوشتارها اولاً در مظان این سوال مهم قرار می‌گیرند که "در کجای دنیا بیکاری و تورم نیست؟!" و ثانیاً آیا ایران اسلامی زیبای ما و اینهمه مردمی که در سختی و گشایش در کنار یکدیگر زندگی می‌کنیم هیچ صفت خوبی نداریم که ایشان در مجموع دو یادداشت بارها و بارها از الگوگیری از دیگرانی مثل سنگاپور و هندوستان و همچنین از ضرورت جهانی شدن و استفاده از فرصت‌های آن برای گسترش اخلاق! نام برده اند؟!

متن جناب آقای سریع‌القلم در روزنامه ایران البته حاوی دو نکته مهم و اساسی نیز هست که اشاره به آنها ضروری می‌نماید.

نخست، تک جمله‌ی معنی داری از این یادداشت است که می گوید: "اعتدال‌گرایی از اقتدارگرایی عبور می‌کند"!؟

قصد نیت‌خوانی نداریم اما اگر منظور آقای سریع‌القلم از اقتدارگرایی، به سیاق برخی اصلاح طلبان مغرض، همان اصولگرایی است، باید گفت که این معنای مورد اراده معنای غلطی است و تفکر اصولگرایی با اقتدارخواهی حزبی در عرصه سیاست داخلی متضاد است.

همچنین این نکته را هم باید گوشزد کرد که اصولگرایی برخلاف اصلاح‌طلبی تفکری نیست که از اوایل سال 76 و به صرف چند خواست سیاسی شکل گرفته باشد. بلکه اصل‌خواهی و آرمانگرایی منطقی (یا همان اصولگرایی) مفهومی است که انتظار است همه و حتی اصلاح طلبان نیز به آن متّصف باشند.

و با این اوصاف مشخص نیست که چرا آقای سریع‌القلم در اقدامی افراطی قصد عبور از این تفکر توضیح داده شده را دارند؟!

نکته بعدی یادداشت آقای سریع‌القلم آنجاست که ایشان در اقتفای مدح خود از جهانی شدن و جهانی سازی خطاب به مخاطبان روزنامه ایران می گوید: "نظام بین الملل مساوی با امپریالیسم نیست"

در گام اول باید اذعان کرد که منظور آقای سریع‌القلم از نظام بین‌الملل حتماً افغانستان و بورکینافاسو و مکزیک و ایرلند و استرالیا و مغولستان نبوده. پس لاجرم معنای مورد اراده ایشان آمریکا و آلمان و روسیه و فرانسه و کشورهایی است که خودشان به خودشان می گویند قدرت‌های جهانی!

و در گام دوم و اینکه می‌گویند این نظام مورد اشاره مساوی با امپریالیسم نیست هم این نکته گفتنی را باید به ایشان گفت:

جناب آقای سریع‌القلم! امپریالیسم مفهومی نیست که بر عددی از تمدن‌های نامکشوف فضایی عارض باشد. بلکه صفتی شوم و قابل اثبات است که همین کشورهای مدعی قدرت جهانی خود را به آن آلوده‌اند تا بدین وسیله به غارتگری و صورت‌های نوین "استعمار" راحت‌تر جامه عمل بپوشانند.

نفهمیدن این قضیه و یا تلاش عمدی یا غیر عمدی برای نهادینه سازی مفاهیمی که راه سلطه امپریالیسم و تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی را هموارتر می‌کند، زیبنده دولت آقای روحانی، مشاوران و مدیران ایشان و شعار خوش محتوا اما هنوز معنا نشده "اعتدال" نیست.
 
برچسب ها:
آخرین اخبار