امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 16
۰۲:۴۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 46507
تاریخ انتشار: ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۴
تعداد بازدید: 212
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ در طبقه سوم حوزه هنری خیلی از مردان ادبیات معاصر ایران جمع شده‌اند؛ علی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ در طبقه سوم حوزه هنری خیلی از مردان ادبیات معاصر ایران جمع شده‌اند؛ علی رضا قزوه، موسی بیدج، سعید بیابانکی، محمد حسین جعفریان، ناصر فیض، علیرضا کمره‌ای، مرتضی سرهنگی، هدایت‌الله بهبودی و ... اما این بار به سراغ یک شاعر مترجم رفتیم که نشریه وزین «شیراز» به همت و سعی او منتشر می‌گردد. فردی که تاکنون پنجاه اثر منتشر کرده است و اخیرا کتاب‌های گزیده اشعار فروغ فرخزاد و پنجاه داستان کوتاه معاصر را به زبان عربی ترجمه کرده است.

«موسی بیدج» سعی می‌کند در هر شماره نشریه شیراز، تعدادی شعر از شاعران امروز ایران را ترجمه کند. او چند شعر سپید از «محمد حسین جعفریان» را با دقت نظر ستودنی‌اش به زبان عربی برگردانده است. وقتی با بیدج در مورد شعر جعفریان گفت‌وگو می‌کردیم، مشخص بود که شعرش را می‌شناسد و از این نظر باید بیدج شاعر را «منتقد» نیز خواند. گفت‌وگوی ما راجع به شعر جعفریان که در طبقه سوم حوزه هنری صورت پذیرفته است را بخوانید.

* ادبیات بومی پشتوانه «ادبیات ملی» ماست اما در سایه قرار گرفته است

جناب بیدج! قبل از مصاحبه گفتید اگر مقدور بود ده کتاب در مورد شاعران انقلاب اسلامی چاپ می‌کردم شامل؛ قیصر امین‌پور، علیرضا قزوه، سید حسن حسینی و ... و محمد حسین جعفریان، می‌خواستم ببینم چه ویژگی‌ای در شعر محمد حسین جعفریان هست که جنابعالی ایشان را در کنار افرادی مثل سید حسن حسینی و قیصر امین‌پور و ... قرار می‌دهید؟

عرض کردم مسئولین باید به فکر باشند نه من، من تولیدگر ادبیاتم. حمزه وصل و حلقه وصل بین دو ادبیات ایران و عرب هستم. اما این اتفاق کمتر افتاده است. اگر این اتفاق هم افتاده جنبه فردی به خودش گرفته نه جنبه جمعی. اما کار ادبیات جنبه جمعی دارد، یعنی یک کار اساسی و نهادینه و سیستماتیک هست و مرکزی باید این کار را برعهده بگیرد و انجام بدهد. پیش از این که اسم ببرم دغدغه‌ام این است که ادبیات ما ادبیات خوبی است ولی در جهان نیست، می‌شود گفت «ادبیات بومی» ‌شده است! ادبیات بومی داریم که پشتوانه «ادبیات ملی» ماست اما در سایه قرار گرفته است. «ادبیات ملی» ما که «ادبیات فارسی» - با آن پیشینه دیرینه‌اش- در جهان در سایه قرار گرفته است. بر این اساس می‌گویم آدمی مثل من که با ترجمه ارتباط دارد و با سؤال‌های بسیار ساده‌ای روبرو می‌شود به این معنا که «شما ادبیات امروز، ادبیات نوین یا ادبیات انقلاب دارید؟» و پاسخ من، مسلما آری است؛ آن موقع دنبال مصداق می‌گردم، دنبال کاغذ و کتاب، ‌وقتی که این کتاب نباشد چه طوری می‌خواهیم باور کنیم که این ادبیات مذکور را داریم. دغدغه من این است که ما به صورت نهادینه و سیستماتیک این کار را منتشر کنیم، حداقل با کارهای کوچکی شروع کنیم. من پیش از مصاحبه گفتم؛ ده جلد کتاب، البته منظور من «صد جلد» ‌کتاب است. ولی خوب با ده جلد هم می‌شود گوشه‌ای از کتابخانه‌ای را آباد کرد. به این جهت عرض کردم ده جلد حتی نه به زبان عربی، که زبان تخصصی من است بلکه زبان‌های زنده دنیا، زبان انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و هر زبانی که قابلیت ترجمه داشته باشد.

اما در مورد این اسم‌هایی که گفتید و آقای جعفریان هم جزء این بزرگواران می‌تواند باشد، این‌‌ها شاعرانی برخاسته از روزگار انقلاب هستند. اگر حسینی هست یا قیصر هست یا سلمان هراتی یا قزوه یا جعفریان یا میرشکاک و خانم صفارزاده و آقای موسوی گرمارودی و ما این چند نفر را به عنوان مثال گفتیم. این ویژگی‌هایی که در شعر این شاعران هست که بسیاری‌شان با هم دوست بودند، من بارها شعرهایشان را خواندم و با شعرهایشان مأنوس بودم، از آن جایی که خود من دو زبانه شعر می‌گویم...

فارسی و عربی؟

بله البته می‌توانم بگویم سه زبانه، به دلیل این که زبان مادری‌ام کردی است. کار من دو زبانه است یعنی هم از عربی به فارسی ترجمه می‌کنم و هم از فارسی به عربی، لذا آن دغدغه‌هایی که متعلق به یک مترجم است را من کلا لمس می‌کنم. شعرهایی از این دست قابلیت ترجمه دارند، ظرفیت‌های این شعرها به طوری است که خیلی از آن ابداع و خلاقیتی که در زبان مادری‌اش هست، با ترجمه از بین نمی‌رود.

* «شعرهای حسن حسینی» و «شعرهای جعفریان»

به طور خاص چه ویژگی‌ در شعر «محمدحسین جعفریان» مشاهده کردید که ایشان را با فاصله کنار «سید حسن حسینی» و «قیصر امین‌پور» قرار می‌دهید؟

نه، ما هیچ کسی را با فاصله کنار دیگری قرار نمی‌دهیم! چون هر گلی عطر و بوی خودش را دارد. «شعرهای جعفریان»‌به شیوه‌ای است و «شعرهای حسن حسینی» نیز به شیوه‌ای دیگر است، این شعر است و آن هم شعر است. این زیباست، آن هم زیباست. در شعر «حسن حسینی» خلاقیت است و در شعر «جعفریان» هم خلاقیت یافت می‌شود.

* جعفریان شعری جهانی می‌گوید

خلاقیت در شعر جعفریان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ببینید، اولین چیزی که در مورد جعفریان به ذهنم متبادر می‌شود این است که جعفریان با شعر جهان آشناست و قاعدتا شعری جهانی می‌گوید، این اولین امتیازی که در شعر جعفریان هست.

این خلاقیتی که مدنظر شماست از نظرگاه واژگانی است یا عنصر اندیشه یا تخیل یا ویژگی دیگری مدنظرتان است؟

شعر جهان یعنی شعری که مرز نمی‌شناسد، درست است که جعفریان با پشتوانه فرهنگی ادبیات ایران شعر می‌گوید اما آن کلاسیک بودن یا سنتی بودن را همراه ندارد، زاییده این ادبیات هست اما خود این ادبیات نیست.

که این یعنی خلاقیت.

به نظر من یعنی خلاقیت، به اضافه این که آن مرزهایی که باعث می‌شوند شعر ترجمه نشود، در شعر ایشان وجود ندارد. بر این اساس است که من شعر «جعفریان» را کنار شعر شاعران دیگری قرار می‌دهم که این قابلیت‌ها را دارند. ما شاعران بزرگی داریم بدون این که اسم ببریم اما آن شاعران فقط در زبان فارسی شاعرند.

و از همین جهت است که شعر «جعفریان» قابل ترجمه به زبان عربی است؟

بله، شعر جعفریان قابل ترجمه به زبان عربی است البته ویژگی‌های بومی را نمی‌شود ترجمه کرد اما جعفریان، ناخواسته یا قاعدتا در ناخودآگاه شاعر، شعری پدید می‌آید که شباهت‌هایی با شعر جهان دارد. این شباهت‌ها باعث می‌شود که این شعر به فراتر از مرزها برود.

* هر شعری می تواند شعر اعتراض باشد

شاید این قابلیت، حاصل مطالعات گسترده جعفریان در حوزه شعر معاصر عرب باشد و وقتی از او می‌پرسیم که به کلام کدام یک از شاعران عرب علاقه‌مند است؟ از «معین بسیسو» نام می‌برد و شاید کارهای «احمد مطر» را دوست داشته باشد که البته می‌شود گفت یک فصل مشترک شعرهای او با این طیف شاعران عرب «منتقد بودن و معترض بودن» است.

شکی نیست که می‌تواند باشد، من اضافه می‌کنم که هر شعری شعر اعتراض است، یعنی شعر اگر عاشقانه باشد حتی این شعر هم شعر اعتراض است. اعتراض به نبود عشق! من معتقدم هر نوع شعری خودش یک اعتراض است چون اگر اعتراض نباشد، پدید نمی‌آید. شما اگر جریان آبی داشته باشید و در جریان آن باشید هیچگونه اعتراضی نیست و هیچ خلاقیتی در آن نیست، اما اگر کمی معترض باشید و برعکس جریان باشید، آن موقع است که این خلاقیت به وجود می‌آید. شعر کلا شعر اعتراض است حالا یک موقع ایمان‌های اعتراض هم در آن نمایان‌تر است؛ یعنی در واقع می‌شود به آن «شعر مقاومت» ‌گفت. «شعر مقاومت»‌ در برابر چه چیزی؟ یک موقع هست در برابر دشمن خارجی است. یک موقع است که در برابر ناهنجاری‌های اجتماعی است. مسئله فقر و غنا و مسائلی از این دست است. شعر جعفریان، ‌یک شعر برخاسته از درون یک شاعر معترض است. یعنی این که «واقعیت» را قبول ندارد و دنبال «حقیقت» می‌گردد. به نظرم شعر ایشان این‌گونه است.
آن چه که من از شعر «جعفریان» دریافت کردم این است یعنی تصاویر جعفریان، تصویرهایی است که کمی با شعر دیگران زاویه دارد و به دلیل این است که در خارج از ایران زندگی کرده و شعر جهان را هم لمس کرده است.

شما فرمودید چند شعر از «محمد حسین جعفریان» را به زبان عربی ترجمه کرده‌اید؟

بله. چهار پنج شعرش را ترجمه کرده‌ام.

از کدام دفتر؟

یادم نیست. ولی شعرهایی که از ایشان گرفتم دست‌نویس بود، شاید شعرهایی باشد که هنوز منتشر نکرده است. من از جعفریان خواستم و ایشان هم دست‌نویس به من دادند و الان چون که زمان گذشته است دقیق یادم نیست از کدام کتاب و کدام شعرش است.

قصد ندارید ترجمه عربی این شعرها را چاپ کنید؟

بله، این‌ها در «مجله شیراز» چاپ می‌شوند، البته مجله‌ای که به دلایل اقتصادی که حوزه هنری با آن روبرو بوده، حدود یک سالی است که منتشر نشده، یعنی شعرهای آقای جعفریان باید پارسال چاپ می‌شد، ولی متوقف شد. الان دارد دوباره به جریان می‌افتد و چاپ خواهد شد.

* جعفریان شاعر سپیدگوست

بیشتر سراغ شعرهای سپید جعفریان رفتید یا نه شعرهای کلاسیک ایشان را ترجمه کرده‌اید؟

جعفریان شاعر سپیدگوست. این که شما در کتاب اولشان شعر سنتی می‌بینید، آن شعرها قابل ترجمه نیستند. اگر هم باشند، حق شان ادا نمی‌شود. این که از قبل، از هزار و دویست سال پیش کتاب «اکبیان التبین» گفته است شعر ترجمه ناپذیر است، این صحبت‌هایی که امروز می‌کنند، ولی این صحبت برای هزار و دویست سال پیش است. به این دلیل که شعر کلاسیک یک آرایه‌هایی با خودش دارد که آن‌ها را نمی‌شود ترجمه کرد. شعر سپید که آن آرایه‌ها را ندارد و مستقیما به سمت تخیل می‌رود. آن جاست که می‌شود شعر را به زبان‌های دیگر ترجمه کرد. تصویر اگر باشد، خیال و طرح و اندیشه و زبان به سمت تصویر برود آن موقع قابل ترجمه است.

* حافظ را نمی شود ترجمه کرد

پس شعرهای سپید ایشان را به عربی ترجمه کردید؟

بله، اصلا من جعفریان را به عنوان شاعر سپیدگو می‌شناسم، حتی اگر آن شعرهای کلاسیک را گفته باشد، چون او واقعا شاعر سپیدسرایی است. خیلی از شاعران هستند که هم سپید می‌گویند و هم کلاسیک؛ یا کلاسیک شان خوب است یا سپیدشان. حالا من در مورد جعفریان می‌گویم کاری به شعرهای کلاسیکش ندارم ولی به نظرم می‌رسد که به سمت شعر سپید آمده است که در شعر راحت با جهان گفت‌وگو می‌کند. خود من هم با کلاسیک شروع کردم. بعدها دیدم نه ترجمه‌پذیر است و نه با شعر جهان گفت‌وگو می‌کند، لذا به سمت شعر سپید رفتم که حقش ادا بشود. شما اگر حافظ با همه عظمتش را بخواهید به زبان دیگری ترجمه کنید، سی درصد حافظ هم نیست!‌ برای این که آن باریک‌بینی‌ها و نقاشی‌های که حافظ در شعرش انجام می‌دهد قابل ترجمه نیستند و این مسائل فقط مختص زبان فارسی است.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها