امروز : چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 28
۰۸:۳۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 4852
تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۴۱
تعداد بازدید: 144
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ «ابولفضل زرویی نصر آباد» امروزه یکی از نام آوران زبان و ادبیات فارسی است . ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ «ابولفضل زرویی نصر آباد» امروزه یکی از نام آوران زبان و ادبیات فارسی است . همگان او را به شاعر طنز می شناسند ولی هنرنمایی این شاعر خوش سخن معاصر فقط به حوزۀ طنز محدود نمی شود. چند سال پیش غزلی از او در نعت حضرت زهرا (س) چاپ شد که کمتر دیده شده است. بیراه ندانستیم که با آوردن آن غزل لطیف، اثرگذار و قوی، به هنرنمایی این شاعر طنزپرداز که این روزها در بستر بیماری به سر می برد اشاره ای داشته باشیم ؛

بانو ، شما چه قدر لطیفید، ساده اید

آیینه اید ، مثل خدا بی افاده اید

گرمید و زیر سایه تان می شود نشست

کوهید ، جنگلید ، درختان جاده اید

کوریم اگر نه صفحۀ دفتر سفید نیست

ایشان نوشته اند ، شما شرح داده اید

دست طلب به دامنتان می شود نزد ؟

ما اوفتاده ایم ، شما ایستاده اید

ما تحفه ای به غیر ارادت نداشتیم

سست است ، رد کنید که صاحب اراده اید

لب هایتان ، چرا به سخن وا نمی شود ؟

ای خوش به حال مهر که بر لب نهاده اید

از ابروان مان گرۀ بسته واکنید

بانو شما که صاحب رویی گشاده اید

آدم که مثل معجزه نازل نمی شود

نورید ، آیه اید ، ز مادر نزاده اید

پبچیده اید و سخت ولی سخت نیستید

بانو شما چقدر لطیفید ، ساده اید

ابوالفضل زرویی نصرآباد که متولد 1348 در تهران است با ارائه رساله ای به نام " طنز و انتقاد در ادبیات بعد از انقلاب " مدرک فوق لیسانس خود را اخذ می کند . وی با انتشار مجلۀ " گل آقا " در سال 69 طنز را قوت داد . اگر بگوییم نصرآباد یکی از بهترین شاگردهای کیومرث صابری ( گل آقا ) است حرف گزاف و غیرعلمی نزده ایم .

نصرآباد با نشریات مختلف از جمله همشهری ، مهر ، انتخاب و بسیاری دیگر همکاری داشته است . برگزاری نخستین جشنوارۀ بین المللی طنز و راه اندازی شب شعر " حلقۀ رندان " – که تا امروز در حوزه هنری در حال اجراست – از ابداعات زرویی نصرآباد یا همان " ملا نصرالدین " است.

برشی از یکی از اشعار طنز را با هم می خوانیم ؛
شهر بدون مرد ، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده
قربون اون مردای دل شکسته
قربون اون دستای پینه بسته
مردای ده ، مردای کاه و گندم
مردای ده ، مردای خوان هشتم
مردای پشت کوه ، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
مردای سوخته زیر هُرم آفتاب
مردای ناب و کم نظیر و کم یاب
کیسه چپق ها به پرِشالشون
لشکر بچه ها به دنبالشون
بیل و کلنگ شون همیشه برّاق
قلیونشون به راه ، دماغشون چاق
صبح سحر پا می شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چراتای رستمن به قدر و قامت
هیکلشون توپ ، تنشون سلامت
نبوده غیر گرده گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون
کلامشون دعا ، دعاشون روا
سلام و نون و عشقشون بی ریا
 
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها