امروز : سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 22
۱۲:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 48547
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۰۳
تعداد بازدید: 154
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مناظره یعنی عقلانیت. قوه‌ای که در یک مناظره حاکم است و استدلال می‌کند، ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مناظره یعنی عقلانیت. قوه‌ای که در یک مناظره حاکم است و استدلال می‌کند، عقل است، حال ممکن است که در یک مناظره از وحی هم استفاده شود منتها این اشکالی ندارد. امام رضا (ع) با مسیحیان، زرتشیان و دیگر ادیان با کتاب آسمانی خودشان مناظره کرد چرا که مثلاً مسیحیان گفتند ما قرآن شما را قبول نداریم و امام هم براساس متون خودشان با آنها بحث کرد و به استدلال پرداخت و آنها نیز نتوانستند پاسخ دهند بنابراین این از روش‌های پیشرفته مناظره است که حقانیت مکتب تشییع و اسلام را اثبات می‌کند.

درباره شیوه‌ها و روش‌های مناظره به ویژه براساس سیره امام رضا (ع) و نقش عقلانیت در تفکر شیعه با حجت‌الاسلام رضا برنجکار عضو هیئت علمی پردیس قم دانشگاه تهران و استاد دانشگاه قرآن و حدیث گفت‌وگو کردیم
 


 

جایگاه مناظره در مکاتب مختلف، متفاوت است

*یک مناظره باید در چه شرایطی اتفاق افتد و با توجه به اینکه برخی ائمه(ع) هم در دوران خود مناظراتی را با افراد مختلف داشتند، گفت‌وگوی آزاداندیشانه براساس سیره ائمه اطهار(ع) به چه چیزهایی بستگی دارد؟

-در حالت کلی یک مناظره از چند جهت قابل بررسی است؛ نخست اینکه بررسی کنیم با چه هدفی برگزار خواهد شد، دوم به چه شیوه و روشی، سوم دارای چه مخاطبی است و مناظره قرار است که با چه کسی یا کسانی انجام شود و چهارم چه کسی قرار است که مناظره کند و آن مناظره کننده باید چه شرایطی را داشته باشد، بنابراین در یک مناظره همه این مباحث مهم است.

جایگاه مناظره در مکاتب مختلف متفاوت است. در احادیث مختلف شیعیان درباره مناظره، جدل، احتجاج مباحثی مطرح شده که همه اینها به معنای مناظره است اما تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. در قرآن کریم به پیامبر (ص) «ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ...» خطاب و به مناظره از سه راه امر شده است نخست برهان، دوم موعظه و سوم جدل. منتها درباره جدال یک اصطلاحاتی وجود دارد که می‌گوید جدال نیز دارای دو قسم؛ جدال احسن و جدال غیراحسن که تنها در روایات به جدال احسن توصیه شده و در بعضی روایات از جدال و مناظره نهی شده است.

جدل دارای دو قسم احسن و غیراحسن است

حتی در یک روایتی خدمت یکی از ائمه می‌گویند که بالاخره ما مناظره بکنیم یا نکنیم یک جا دستور داده شده و یک جا نهی شده است، آن امام نیز فرمودند که دستورات درباره مناظره مطلق نیست در خود قرآن کریم نیز به جدال احسن توصیه شده است یعنی به اهمیت مناظره درست و غیر درست که این درست بودن یا نبودن به شرایط مناظره کننده، مخاطب، شیوه مناظره و اهداف آن بستگی دارد. در واقع اگر این شرایط رعایت بشود، مناظره خوب و گاهی حتی واجب است اما اگر شرایط آن رعایت نشود، گاهی حتی در روایات حرام نیز دانسته شده است.
 
مأمون عباسی معتزلی بود/ فضای امام رضا(ع) برای مناظرات متفاوت از دیگر ائمه بود

*مناظرات در سیره امام رضا (ع) به چه صورت بوده و ایشان در دوران خود و با توجه به شرایط خاصی که در زمان حکومت عباسیان داشتند چه شیوه‌هایی را برای مناظره بهترین نمونه می‌دانستند و در نهایت نتیجه‌ای که از آن عایدشان می‌شد، چه بود؟

-آنچه از سیره امام رضا (ع) برداشت می‌شود این است که ایشان در فضایی وارد شدند که مسیحیان، یهودیان، تابعین، زرتشتیان، خود اهل سنت که دارای گروه‌های فکری اهل‌الحدیثی بودند که برخی از آنها بعدها اشاعره شدند، تفکرات حنبلی، مالکی و شافعی، تفکرات قیاسی و ابوحنیفه‌ای و تفکرات معتزلی رواج داشت.

خود مأمون خلیفه عباسی معتزلی بود و معتزلیان نیز گرایش بسیاری به عقل‌گرایی افراطی دارند، مأمون یک متکلم معتزلی، انسان با سوادی بود که خود هم طرف مناظره کننده بود و دستی در مناظرات و بحث‌ها داشت، فرد زرنگی بود حتی گاهی در مناظرات امام رضا (ع) اشکال هم به طرفین می‌گرفت که مثلاً در روایات داریم که یک جا امام (ع) مناظره می‌کرد و یک نفر مغالطه کرد، مأمون تذکر داد که تو داری مغالطه می‌کنی، این مناظره نیست.
 
امام رضا (ع) برای برحق بودن قرائت اسلام و اهل بیت(ع) مناظره می‌کرد

*مگر شرایط جامعه در دوران امام رضا (ع) در خراسان به چه صورت بود؟

- مرو در آن دوران شرایط کاملاً متفاوتی با مدینه داشت که در مدینه امام رضا (ع) دارای شاگردانی چون ابوحنیفه و مالکی بود. اینجا دیگر ایشان نمی‌تواند تدریس کند و گاهاً بحث‌هایی داشته باشد، یعنی ما در مدینه رییس زرتشتیان و یهودیان را نداریم اینجا ادیان و مذاهب مختلف است دیدگاه جبریون و تفکیکیون منعکس می‌شود. در روایات آمده که امام با همه اینها مناظره کرده است بنابراین در این شرایط امام برای اینکه مطلب خود را بیان کند، باید مناظره داشته باشد تا نشان دهد که منطق اسلام و قرائت اهل بیت (ع) قوی‌ترین منطق و حرف است و دیدگاه‌های دیگر دارای اشکال است.

نخستین گام مأمون پس از انتقال امام رضا(ع) دعوت سران مذاهب مختلف بود

گذشته از همه اینها یکی از دلایلی که می‌گویند مأمون امام رضا (ع) را به مرو آورد این بود که بالاخره ائمه رقیب‌هایی هم داشتند و بنی عباس خود را رقیب ائمه می‌دانستد اینها تصور می‌کردند که اگر امام معصوم (ع) در مقابل مذاهب درون اسلامی مثل اهل الحدیث و اهل قیاس و معتزله ، فلاسفه متکلم قرار بگیرند یک جا بالاخره کم خواهند آورد لذا به عنوان یکی از نخستین کارهایی که مأمون با ورود امام رضا (ع) به مرو انجام داد، دعوت سران مذاهب مختلف بود، پیش‌تر هم با همه آنها طراحی کرده و قوی‌ترین اشکالاتشان را برای طرح با امام رضا (ع) آماده کردند، هدف مأمون هم این بود که یک جا امام نتواند جواب دهد و شکست ائمه (ع) را اعلام کند اما دقیقاً برعکس این امر رخ داد، امام رضا (ع) همه سران را مجاب کرد برخی از آنها حتی به شیعه و اسلام گرویدند و البته برخی دیگر که این اتفاق برایشان نیافت، محکومیتشان اعلام شد تنها خود مأمون به این امر اعتراف کرد که کسی نتوانست پاسخ امام رضا (ع) را بدهد.
 
*یکی از شیوه‌های امام رضا (ع) در مناظره، بحث با سران مذاهب با اندیشه و تفکر خود آنها بود. این کار به چه هدفی صورت می‌گرفت؟

-بله همینطور است امام رضا (ع) با مسیحیان، زرتشیان و دیگر ادیان با کتاب آسمانی خودشان مناظره کرد چرا که مثلاً مسیحیان گفتند ما قرآن شما را قبول نداریم و امام هم براساس متون خودشان با آنها بحث کرد و به استدلال پرداخت و آنها نیز نتوانستند پاسخ دهند بنابراین این از روش‌های پیشرفته مناظره است که حقانیت مکتب تشییع و اسلام را اثبات کرد.

در نهایت باید گفت که فضاهای ائمه اطهار (ع) متفاوت بوده در یک جا فضا برای تدریس آماده بوده چرا که یک عده می‌خواستند علم یاد بگیرند اما یک جا که افراد مخالف دینی و فکری بودند، دیگر ائمه (ع) نمی‌توانستند کلاس درس بگذارند و باید نظیر دوران امام رضا (ع) مناظره می‌کردند در مناظره هم هدف این است که نشان دهیم دیدگاه طرف مقابل اشکال دارد و دیدگاه ما درست است.
 
سلفی‌ها و وهابی‌ها برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان تقویت شدند

*با همه این بحث‌ها و مسایلی ک درباره مناظره و شرایط آن مطرح شد آیا با گروه‌هایی مثل سلفی‌ها، وهابی ها و دیگر مکاتب افراطی یا دینی نیز می‌توان مناظره داشت و آیا نیاز هست؟

-بله ما فکر می‌کنیم مناظره بهترین راه است چرا که اینها حرف دیگر مسلمانان را قبول ندارند و ما هم آنها را قبول نداریم منتها مشکل اینجاست که هیچ یک از آنها به مناظره راضی نمی‌شوند و اگر هم بشوند اتفاقی چون پاکستان که عده‌ای شیعه با این گروه‌های افراطی مناظره می‌کردند و پس از پیروزی توسط گروه مخاطب ترور می‌شدند، می‌افتد.

مناظره راهی برای شناسایی افرادی قوی و پیروز است اگر این اتفاقات در مناظره رخ دهد دیگر کسی مناظره نمی‌کند متأسفانه اصلا بحث این نیست که قرائت سلفی‌ها یا وهابی‌ها با قرائت ما از اسلام متفاوت است بحث این است که کلاً انگلستان این وهابی‌ها را برای ایجاد اختلاف قدرتمند ساخته نظیر بهاییان و اینها عاملی برای تفرقه و ایجاد اختلاف هستند.
 
بهترین حمله به یک مکتب از درون خودش است/ گروه‌های افراطی به دنبال مخدوش کردن چهره اسلام هستند

*پس درواقع اینها به دنبال حقیقت نیستند و مباحثشان نیز عقلانی نیست...

-خیر البته ما مسلمانی آنها را هم کنار بگذاریم اینها اصلاً به دنبال حقایق نیستند و تنها می‌خواهند ایجاد اختلاف در دنیای اسلام کنند، الان دقت کنید همه جای جهان اسلام کشت و کشتار رخ می‌دهد هرجا را پیگیری کنیم ردپایی از اینها را می‌بینیم. به طور مثال در مصر همین وهابی‌ها آشوب به پا کردند، در سوریه همین‌ها سر می‌برند، بمب شیمیایی می‌اندازند، انسان‌ها را آتش می‌زنند و در شبکه‌های جهانی فیلم‌هایش را پخش می‌کنند، خب علت این کار چیست؟ اینها می‌خواهند چهره اسلام را مخدوش کنند و مأموریتشان نیز تنها نابودی اسلام منتها از درون است و بهترین حمله به یک مکتب نیز از درون خودش صورت می گیرد.

با توجه به گرایش عظیمی که پس از انقلاب اسلامی ایران، ملت‌ها به سمت اسلام داشتند، آمریکا تنها و بهترین راه را ایجاد گره بین مسلمانان با قوی ساختن همین سلفی‌ها و وهابی‌ها کرد، این فعالیت‌ها نیز با پول‌های عربستان و آل صعود و معاهداتی که با محمد بن عبدالوهاب بستند، جنبه تبلیغی و تقویتی پیدا کرد و در کنار آمریکا و انگلستان نیز از این روند حمایت کرد بنابراین این گروه‌ها که نه شیعه هستند و نه سنی در تمام دنیا فعال شدند و حتی در خود ایران افرادی مثل ریگی، طلبه‌های مدارسی بودند که با پول عربستان ساخته شد بنابراین هدف نهایی اینها مخدوش کردن چهره اسلام است وگرنه سر بریدن و گذاشتن فیلم‌های این جنایات در شبکه‌های جهانی چه معنای دیگری جز تخریب و معرفی اسلام خشن به دنیا دارد و اینکه مردم دنیا را از اسلام آوردن برحذر دارند؟
 
منطق سلفی‌ها و وهابی‌ها یک طرفه بدون بحث علمی است

*در نهایت مناظره و ارتباط عقلانی شیعه با این گروه‌ها را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

-اگر واقعاً وارد مناظره شوند که در هر صورت شکست می‌خورند بنابراین اگر این مناظرات گذاشته شود البته الان هم فعالیت‌هایی صورت می‌گیرد منتها همان‌هایی هم که به این مناظرات در تلویزیون‌های مختلف می‌پردازند، برای بریدن سرشان توسط وهابی‌ها و سلفی‌ها جایزه گذاشته می‌شود اینها تحت نظر قرار می‌گیرند و جانشان در خطر است چرا که این افراد منطق ندارند منتها با مجبوریم به بحث علمی با آنها. بهرحال آنها ماهواره‌هایی درست کردند و حرف‌هایشان را یک طرفه آنجا می‌زنند چرا که منطقشان یک طرفه است. در دوران حج که به عربستان می‌رویم این گروه‌های وهابی مدام در حال حرف زدن هستند اما اگر کسی با آنها واقعاً وارد بحث شود سریع توسط مأمورین نظامی به زندان برده می‌شوند چراکه اینها منطقشان ضعیف است و اجازه بحث را به کسی نمی‌دهند.
 
در مناظره همیشه حرف حقیقت را قبول کنیم

*در نهایت باید چگونه وارد مناظره با افراد مختلف شد؟

-البته که باید همیشه اعلام به بحث و مناظره کنیم منتها آن هم دارای آداب و روشی خاص است به طور مثال برای مردم خودمان که طالب حق هستند نباید مناظره کنیم چرا که با توضیح حقیقت، مردم خواهند فهمید، مناظره باید زمانی باشد که یک چیزی اشکال دارد و برای آن اشکال باید موضع گرفت وگرنه کسی که طالب حقیقت است اگر مطلب را برایش توضیح دهیم قبول خواهد کرد منتها به ما گفته‌اند زمانی که در یک مناظره فهمیدید حرف خودتان نیز درست نیست حقیقت را بپذیرید، حتی اگر از منافق که از کافر بدتر است، بشنوید باز هم حقیقت را قبول کنید.

به طول کلی مناظره دارای جایگاه خاصی است و زمانی رخ می‌دهد که دیدگاه‌هایی معارض وجود داشته باشد هر کس در مناظره منطق خود را عرضه می‌کند و آن منطقی که قوی‌تر است پیروز می‌شود، بنابراین اگر طرف مقابل هم حرف حق را نپذیرد اطرافیان که شاهد آن هستند متوجه خواهند شد و این نکته مهمی است چرا که خیلی وقت‌ها یک طرف مناظره ممکن است حرف‌های طرف حق را قبول نکند یا آدم عنود و لجوجی باشد بنابراین اینجا مهم است که دیگران حرف حقیقت را بپذیرند.
 
*عقلانیت در یک مناظره چه اندازه تأثیر دارد و عقلانیت شیعه تاکنون دارای چه ظرفی بوده است؟

-درحالت کلی مناظره یعنی عقلانیت. قوه‌ای که در یک مناظره حاکم است و استدلال می‌کند، عقل است حال ممکن است که در یک مناظره از وحی هم استفاده شود منتها این اشکالی ندارد مثلا ًدر بحث با یک سنی به آیه‌ای از قرآن کریم نیز استناد می‌کنیم این هیچ ایرادی ندارد چرا که این عقل است که مقدمات کار را چیده و پاسخ می‌دهد بنابراین عنصر اصلی عقل است چرا که حرف حقیقت را از باطل تمیز می دهد.
 
نخست باید روش‌های مناظره را بیاموزیم/ مناظره کننده علم آن را داشته باشد

*آنچیزی که امروز در بحث مناظرات بدان نیاز بیشتری داریم چیست و چه آسیب‌هایی دراین زمینه مشاهده می‌شود؟

-ما نخست باید روش‌های مناظره را کار کنیم من یک کتابی سال گذشته با عنوان «روش‌شناسی علم کلام» تألیف کردم که در اینجا کلام به شش مرحله تقسیم شده است که پنج مرحله آن بحث‌های مناظره‌ای مربوط می‌شود و در هر قسمت روش‌ها بررسی شده است. این نخستین کتاب درباره کلام است که روش‌ها را بیان کرده سایر کتب منتشر شده به محتوا و بحث‌های کلامی انجامیده است در این اثر به روش و مبانی، اصول و مخاطب، استدلال عقلی و نقلی، شیوه‌ها و اینکه در یک مناظره باید نخست چه بگوییم و چه نگوییم پرداخته شده است.

نکته مهم این است کسی که قصد مناظره دارد نخست باید علم آن را داشته باشد و محتوا را بداند در برخی روایات گفتند که شما نخست باید بیایید پیش ما مطالب حق را یاد بگیرید و تفهیم شوید سپس مناظره کنید. بنابراین کسی که اطلاعات ندارد نباید مناظره کند یا اگر هم می‌کند فقط در حد محدوده علم خود باشد بنابراین نباید همینطوری به نام اسلام یک مباحثی را مطرح کنیم که درست هم نباشد چرا که در مناظره باید از حقیقت به طریق صحیح بهره‌مند شویم.

بنابراین نخست باید خودمان را به مباحث عقلی و نقلی تقویت کنیم و در محتوا و روش قوی شویم چرا که ممکن است محتوا بلد باشیم ولی روشمان درست نباشد به طور مثال امام صادق (ع) به یکی از اصحاب خود به نام یونس بن یعقوب می‌گوید که تو از اصحاب مایی و علم دین می‌دانی ولی اجازه مناظره نداری چون روش آن را بلد نیستی اما به دیگرانی چون هشام بن حکم، زراره، مؤمن طاق و .. اجازه مناظره می‌دهد.

یکی از اهداف امام خمینی (ره) صدور انقلاب اسلامی با مناظره بود

افرادی که نباید مناظره کنند نیز براین اساس به دو دسته کسانی که علم آن را نمی‌دانند و کسانی که روش و فن بلد نیستند. ما باید بتوانیم در هر دو زمینه قوی باشیم تا مطالب حق را به جهان عرصه کنیم حال ممکن است قبول کنند یا نکنند به زور که نمی‌شود مثل وهابی ها با گردن زدن افراد را به دین آورد ما باید حرف حق را ارایه کنیم اگر هم تا به حال این عوامل خارجی کشت و کشتارها و پول خرج کردن‌های استکبار نبود حرف حق عرضه شده بود و اکثریت آن را قبول کرده بودند منتها متأسفانه قدرت‌های بزرگ اجازه ایجاد چنین فضایی را نمی‌دهند و همیشه تلاش دارند با جنگ و خونریزی جلوی حقایق را بگیرند اصلاً یکی از مهترین اهداف امام خمینی (ره) از انقلاب اسلامی همین صدور انقلاب با مناظره بود ایشان می‌خواستند الگوی حکومت خود را به جهان ارایه دهند اما اینها سریعا برای جلوگیری از این اتفاق به جنگ با ایران پرداختند خود پیغمبر اسلام (ص) هم زمانی که درباره دین با دیگران صحبت می‌کرد با کسی دعوا نداشت، حرف خود را می‌زد منتها مشرکات اذیت می‌کردند و ایشان را به سمت جنگ سوق می‌دادند درحالیکه پیامبر تمایلی به این کار نداشت و ما معتقدیم که حرف حق درصورت زده شدن، مورد پذیرش قرار می‌گیرد، اگر شرایط آن فراهم باشد.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار