امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۴:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 48607
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۳
تعداد بازدید: 30
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، یازدهمین نشست عصر تجربه با هدف انتقال تجربیات داستان‌نویسی فرهاد ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، یازدهمین نشست عصر تجربه با هدف انتقال تجربیات داستان‌نویسی فرهاد حسن‌زاده عصر روز گذشته در بنیاد ادبیات داستانی برگزار شد.

* از زنگ‌های انشاء مدرسه خود را یافتم/ نگاه متفاوت به سوژه‌های تکراری داشتم

حسن‌زاده ضمن ارائه توضیحاتی درباره آغاز نگارش خود اظهار داشت: خانواده ما هفت فرزند داشت که من پنجمین فرزند خانواده بودم اما هیچ‌یک از خواهران و برادران من اهل مطالعه نبودند، ولی من از زنگ‌های انشاء مدرسه خود را یافتم، آن هم به دلیل این بود که نگاه‌های متفاوت به سوژه‌های تکراری داشتم.

وی ابراز داشت: سعی می‌کردم از این سوژه‌های تکراری داستان بنویسم؛ در سال 55 همزمان عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودم با عضویت در این کتابخانه دری به روی من با فضای متفاوت کتابخانه کانون گشوده شد. البته ابتدا فقط کار تئاتر نمی‌کردم با دوستان گردهم آمده و داستان و شعر هم می‌خواندیم.

این نویسنده بیان داشت:‌ اولین نوشته‌ام یک نمایش نامه‌ی منظم بود به اسم«نفرین آهو» که در کانون پرورش فکری شماره‌‌ی یک آبادان اجرا شد. شعرها و قصه‌های دیگری هم نوشتم که همه در ذهن پر التهاب جنگ سوخت و خاکستر شد، که در سطح شهر به مدت یک هفته اجرا شد و مشوق خوبی برایم بود بعد از آن داستان  شعر می‌نوشتم.

* اولین داستانم سال 70 با نام «ماجرای روباه و زنبور» چاپ شد

حسن‌زاده با تأکید براینکه سال 59 با آغاز جنگ از فضای نویسندگی دور شدم، افزود: با آغاز جنگ تحمیلی دوران مهاجرت و کار و تلاش برای درآمدزایی خانواده‌ام همراه بود؛ سال 68 اولین فرزندم به دنیا آمد که شب‌ها برایش قصه می‌گفتم و کم‌کم احساس کردم که این قصه‌ها قابل تبدیل شدن به کتاب هستند. از این‌رو اولین داستانم سال 70 با نام «ماجرای روباره و زنبور» (راهگشا، 1370)، «دفتر مهران»(راهگشا، 1372) چاپ شد.

وی درباره نگاه خود به نویسندگی تصریح کرد: نویسندگی باید به شکل نهادینه در هر فردی که کار هنری می‌خواهد انجام دهد، درآید. خلاقیت همواره مساوی با نگاه متفاوت به پیرامون داشتن است. البته من هیچگاه دوست ندارم کاری انجام دهم که دیگران آن را انجام داده‌اند و شاید عدم رضایت از کار خود یا دیگران بوده است که باعث شده قدم‌هایم متفاوت باشند.

* نویسنده روای ماجرا در داستان است

این نویسنده درباره اثر «همان‌لنگه کفشِ بنفش»(کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1382) توضیح داد: داستان «همان‌لنگه کفشِ بنفش» داستانی است که جفت خود را گم کرده و در پی آن است، البته ممکن است سوژه داستان تکراری باشد، اما فکر می‌کنم برای کودکان تکراری نیست بلکه به فلسفه بودن و عشق می‌پردازد. البته پایان کتاب را باز گذاشته‌ام تا مخاطب به گونه دیگر آن را خاتمه دهد.

وی با تأکید براینکه نباید هراسی از تجربه جدید داشت، گفت: همه ما فکر می‌کنیم نویسنده خداوند اثر و کتابش است در حالی که اینگونه نیست نویسنده روای ماجرا در داستان است و می‌تواند خواننده را در اثر مشارکت دهد.

* کمتر از پاورقی استفاده می‌کنم/ سعی کردم لهجه را در خدمت فضاسازی داستان استفاده کنم

وی در پاسخ به اینکه چرا بعضی از نویسندگان خطیب خوبی نیستند، گفت: خوب طبیعی است برخی با دست راست می‌نویسند و برخی با دست چپ، کم پیش می‌‌آید که فردی با هر دو دست قادر به نوشتن باشد برخی‌ها بیان شفاهی خوبی دارند و ممکن است برخی ذهن کلاسیک مناسب برای سخنرانی نداشته باشند اما در خلوت خود به خوبی بنویسند.

حسن‌زاده درباره تجربه ادبیات اقلیمی و بومی خاطرنشان کرد: بنده متولد آبادان هستم. آبادان فضای خاص خود را دارد چرا که جنوب کشور با گرمای هوا، گویش نوع متفاوتی را ارائه می‌کند، آبادان مانند شیراز و اصفهان سابقه و قدمت ندارد، بلکه این شهر به خاطر پالایشگاه نفت شکل گرفت و به دلیل حضور آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها ادبیات خاصی بر شهر حاکم شد. البته ادبیات غالب بوشهر و بندرعباس جنوبی بود اما آوردن لهجه برای من که در حوزه کودک و نوجوان می‌نویسم کار سختی بود. فکر می‌کردم شاید بین خوانش متن و درک کارها فاصله ایجاد کند تا این که در کتاب «با عقربه‌های کشتی بمبک» و «هستی» این موضوع را تجربه کردم و باز برخوردی که از کتاب «هستی» گرفتم خوب بود، حتی بچه‌ها تا مدتی در کتابخانه با لهجه جنوبی صحیت می‌کردند، برای این کار سعی کردم لهجه را در خدمت فضاسازی داستان استفاده کنم، لهجه‌ای که هم قابل فهم باشد و هم نیاز به پاورقی برخی مطالب نداشته باشد مگر به ندرت، از این‌رو از پانویسی کمتر استفاده کردم اما در جمله‌های قبل و بعد مفهوم را می‌رسانم.

* کشور ما فرهنگ‌های متفاوت دارد که مخاطب دوست دارد با آنها در داستان‌ها آشنا شود

به گفته وی، در ابتدای کار با اعراب‌گذاری نوع خوانش متن را تسهیل کردم، اما کم‌کم مخاطب در ذهن خود اعراب‌گذاری را انجام می‌دهد؛ لهجه آبادانی به پیچیدگی دیگر زبان‌ها و گویش‌ها نیست و استفاده از آن آسان است. فکر می‌کنم کشور ما فرهنگ‌های متفاوت دارد که عمدتاً غنی هستند و مخاطبان دوست دارند با آنها در داستان‌ها آشنا شوند که این مهم به جذابیت کارها کمک می‌کند.

وی در پاسخ به اینکه در رمان جدید به سراغ ادبیات بومی خواهید رفت، بیان کرد: در ابتدای امر و بلافاصله به سراغ ادبیات بومی نمی‌روم، اما در نهایت از آن استفاده می‌کنم چرا که بازخورد خوبی را دریافت کردم.

حسن‌زاده در توضیح بیشتر پیرامون استفاده از برخی مطالب و ارتباط آن با گروه سنی نوجوان افزود: در خانواده‌ام خواهر‌زاده و برادرزاده‌هایی دارم که عمدتاً دختر هستند و با من رابطه خوبی دارند. طی سال‌های مجردی و در حال حاضر با آنها رابطه خوبی داشتم، حس‌های‌شان را دریافت کرده و در اثر استفاده می‌کنم، چرا که یک نویسنده باید خود را به شخصیتی که داستانش را می‌نویسد نزدیک کرده و از دریچه او بنویسد. هرچه نویسنده جلوتر می‌رود بافت‌ها ریزتر می‌شود و مؤلف خود را جای این شخصیت گذاشته و همه چیز را از دید او می‌بیند.

* پختگی امروز خود را مدیون سختی‌های کشیده شده در جنگ هستم

این نویسنده درباره شخصیت‌پردازی در داستان عنوان کرد: یک داستان مثل کوه یخ است که یک هشتم آن پیداست و باقی‌اش در زیر قرار دارد در حالی که وجود دارد ممکن است بخشی از جنبه‌های یک شخصیت را در داستان ببینیم، اما او وجود دارد. مثلاً یک نویسنده برای اینکه شخصیت را بهتر به خواننده منتقل کند برای هر فرد حاضر در داستان شناسنامه درست می‌کند من هم در رمان «هستی»‌ اینگونه عمل کردم، در کنار فایلی که رمان را در آن تایپ می‌کردم یک فایل از اطلاعاتی با عنوان «یادم باشد» داشتم. این فایل حاوی مواردی بود که باید در هنگام تألیف آنها را به یاد داشته باشم البته کار سخت بود.

وی در پاسخ به این سؤال که چقدر تحت تأثیر جنگ  و آثار آن در نوشته‌ها بودید، گفت: بخشی از پختگی امروز خود را مدیون سختی‌های کشیده شده در جنگ هستم؛ در رمان «هستی»، هستی از کودکی به نوجوانی پرتاب می‌شود جنگ او را پخته و به بلوغ رساند.

وی در ادامه گفت:‌ در زمان جنگ پس از مهاجرت کار در کارخانه، فروش سمبوسه و بستنی و... شغل‌های زیادی را تجربه کردم که هر یک داستان مفصل دارد. اینها در پس ذهن من هستند فضای جنگ هم همین گونه است، وقتی در زندگی عادی یک اتفاقی رخ می‌دهد مثل زلزله و سیل، سکون متلاطم می‌شود و داستان را به وجود می‌آورد، زیرا داستان از عدم تعادل حاصل می‌شود، به جنگ هم مثل سایر وقایع می‌نگرم و همه افراد حاضر در آبادان جنگ برای‌شان یک داستان بود و از این‌رو فضای حدود 8 اثرم جنگی بود. در حقیقت خانواده‌‌های آسیب‌دیده از جنگ را در آثارم دیده‌ام که این رویکرد متفاوت به جنگ است.

* گویی در غرب سوژه‌ای وجود ندارد که بخواهند درباره آن بنویسند

حسن‌‌زاده درباره سوژه‌های بومی و تأثیر بر قصه‌های مدرن اظهار داشت: ادبیات ما با مدرن نویسی کمی مشکل دارد، البته در غرب سوژه‌ها تکراری شده و گویی سوژه‌ای نیست که بخواهند از آن داستان بنویسند، بنابراین از تکنیک استفاده می‌کنند فکر می‌کنم کشورهایی مثل ما به اندازه کافی در دل خودشان داستان دارند.

وی اضافه کرد: خیلی نمی‌توانیم به دنبال تکنیک برویم تا چیزی را بیان کنیم، نه اینکه بد باشد بلکه باید خاص باشد تا حرف ویژه‌ای بزند. گاهی اوقات برخی نویسندگان تکنیک‌هایی را استفاده می‌کنند اما با داستان حل نمی‌شود و گویی یک وصله به داستان است.

وی در مورد برخی تجربیات نویسنده که خود مؤلف آن را شخصاً تجربه نکرده، بیان داشت: برخی نویسندگان و داستان‌ها در زمان حضور نویسنده به وقوع نپیوسته‌اند مثل داستان‌های محمدرضا بایرامی که در دهه 10 یا 20 می‌گذرد، او این فضا را تجربه نکرده، بلکه به واسطه نوشته‌ها و خوانده‌ها تألیف کرده است، اگر نویسنده بخواهد می‌تواند با نوشته‌ها و خوانده تجربیات را داشته باشد و داستان‌های خوبی بنویسد. در زمانی که رکوردر نبود بنده برای گفت‌وگو با افراد حاضر در جنگ و اصل خاطرات آنها از نوار استفاده می‌کردم و طی آن مدت حدود 12 یا 13 نوار را از خاطرات ضبط کردم زیرا خاطرات منبع خوبی برای تألیف است.

* یکی از دشوارترین کارها در نوشتن/ تلاش می‌کنم به دنیای نوجوانان نزدیک شوم

وی درباره اینکه چگونه برای نوشتن خود را به جای یک نوجوان گذشته و می‌نویسید، گفت: در نوشتن مدام باید از موقعیت نویسنده به مخاطب تغییر مکان داد، این امر یکی از دشوار‌ترین کارها است که بعضی‌ها موفق به آن نیستند، اما من خیلی تلاش می‌کنم به دنیای نوجوانان نزدیک شوم. در کتاب این «وبلاگ واگذار می‌شود» در این راستا فعالیت کردم و با استفاده از پست‌ها و کامنت‌ها تلاش کردم تا داستانی مربوط به جنگ بنویسم، باید در نوشتن از قالبی که بچه‌ها استفاده می‌کنند بهره برد، اما موضوع مهم دیگر "زبان" است، چون کودکان و نوجوانان امروز زبان خاص خود را دارند، البته بعضی از آنها برای زبان فارسی خطرناک است. (رمان «این وبلاگ واگذار می‌شود» رمانی است که با موضوعی اجتماعی نوشته شده و طراحی صفحات آن مانند وبلاگ است)

حسن‌زاده درباره اینکه گاهی اوقات سوژه‌ها بزرگسالانه بوده اما تلاش کردم زاویه نگاه را تغییر داده تا از زاویه یک نوجوان بنگرم، پیرامون زبان و ادبیت متن توضیح داد: هر سوژه داستان دست نویسنده را گرفته و به سوی نوع روایت هدایت می‌کند، البته توصیف به داستان لطمه می‌زند.

* در «هستی» از چاشنی طنز استفاده کردم تا تلخی‌ها را بگیرد/ از نویسندگی راضی هستم

وی درباره صراحت لهجه که در برخی آثار خود نیز مشاهده می‌شود، گفت: برای رمان «هستی» چون برای نوجوانان در حوزه جنگ بود از چاشنی طنز استفاده کردم تا تلخی‌ها را بگیرد. برای فضاسازی ناچار بودم خنده به لب مخاطب بیاورم، زیرا معتقدم در طنز دست نویسنده باز است تا بی‌پرده مواردی را مطرح کند و مخاطب را بر سر ذوق بیاورد، البته اقتضای داستان ایجاب می‌کند که چقدر از طنز استفاده شود.

حسن‌زاده در پایان در پاسخ به اینکه آیا از نویسندگی راضی هستید، گفت: بله، البته کشور ما به شکلی است که آدم‌ها از کاری که می‌کنند راضی نیستند. مثلاً مهندسی راننده آژانس است و جایی که باید باشد، نیست. اما علاقه من به نویسندگی بوده و آن را انجام می‌دهم و از راه نوشتن در مطبوعات و مجله «دوچرخه» و تالیف کتاب‌ها زندگی می‌کنم، اما هنوز مستأجرم، ولی از زندگی لذت می‌برم و سعی می‌کنم کاری خلق ‌کنم که مخاطبان از آن لذت ببرند.

از آثار این نویسنده می‌توان به، ماجرای روباه و زنبور، دفتر مهران، مار و پله، ماشو در مه، سمفونی حمام، گاه روشن گاه تاریک، مهمان مهتاب، بزرگترین خط‌کش دنیا، انگشت مجسمه، آبی‌تر از آبی، آهنگی برای چهارشنبه‌ها، امیرکبیر فقط اسم یک خیابان نیست، امیرکبیر (زندگی‌نامه)، کلاغ کامپیوتر، هندوانه به شرط عشق، دارکوب و کرگدن، هدیه خیس، روزنامه سقفی همشاگردی، بن بست حقیقت، نمکی و مارعینکی، خواجه نظام‌الملک(زندگی‌نامه)، گزیده ادبیات معاصر، عشق و آینه و... اشاره کرد.
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار