امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۰۳:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 48614
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۰
تعداد بازدید: 25
تردیدی نیست که وقوع جنگ در خاورمیانه هرگز نمی‌تواند به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد. این موضع اصولی جمهوری اسلامی است که هیچ یک از کشورهای اسلامی ...

تردیدی نیست که وقوع جنگ در خاورمیانه هرگز نمی‌تواند به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد. این موضع اصولی جمهوری اسلامی است که هیچ یک از کشورهای اسلامی منطقه فارغ از اینکه چه موضعی در قبال ایران دارند، نباید مورد حمله نظامی قرار گیرند، بالاخص حمله نظامی یک دولت خارجی که سرزمینش هزاران کیلومتر با خاورمیانه فاصله دارد.

از این رو جلوگیری از وقوع جنگ در سوریه قطعا به نفع جمهوری اسلامی ایران و به نفع تمام کشورهای منطقه است حتی اگر برخی از همین کشورها آتش‌بیار معرکه نبرد باشند. ایران هرگز خواستار جنگ نبوده است و صلح در منطقه را از منافع ملی خود می‌داند.

با این حال باید ابعاد فروپاشیدن طرح آمریکایی‌ها برای جنگ را با مداقه بیشتر بررسی کرد و منصفانه به ابعاد مثبت و منفی آن پرداخت.
* ابعاد مثبت

الف  - موفقیت دیپلماسی ایران

پایگاه صهیونیستی دبکا، نزدیک به منابع نظامی و اطلاعاتی اسرائیل به نقش ایران در دست‌یابی به توافق ضدجنگ اذعان کرده و نوشته است که تمام توافقات اولیه بین روسیه و ایالات متحده با هماهنگی ایران حاصل شده است. رئیس‌جمهور و وزیر خارجه ایران هم ابراز داشته‌اند که ایران برای جلوگیری از جنگ علیه سوریه تلاش دیپلماتیک گسترده‌ای را انجام داده است.

به هر روی نمی‌توان تردید کرد که مجموعه نهادهای مرتبط با دستگاه دیپلماسی کشور در جلوگیری از بروز جنگ نقش داشته‌اند. به عبارت دیگر این دستگاه نشان داده که پتانسیل خوبی برای مدیریت بحران‌ها دارد.

ب- رفع خطر تشدید بن‌بست در مذاکرات هسته‌ای

در صورت تجاوز نظامی به سوریه طبعا بر تنش‌ها بین ایران و ایالات متحده و متحدینش افزوده می‌شد. سوریه از قدیمی‌ترین متحدین ایران و در خط مقدم محور مقاومت است. بدیهی است ایران نمی‌توانست نسبت به تجاوز به این کشور بی‌تفاوت باشد و دست‌کم با چنین اقدامی لایه‌ای دیگر بر دیوار قطور بی‌اعتمادی بین تهران و واشنگتن افزوده خواهد شد.

در چنین شرایطی قطعا در مذاکرات آتی ایران و 1+5 نیز خصومت تشدید شده بین ایالات متحده و تهران سایه می‌افکند و شرایط برای حصول توافق که چندان ساده نیست، باز هم سخت‌تر می‌شد.

با از بین رفتن احتمال جنگ طبعا کار سخت‌تر از اینکه هست، نشد؛ هرچند که اکنون نیز حصول توافق هسته‌ای چندان هم ساده نیست.

ج – از اعتبار افتادن خطوط قرمز واشنگتن

عقب‌نشینی دو مرحله‌ای باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا از طرح اقدام نظامی علیه سوریه را می‌توان پروسه نابودی خطوط قرمز واشنگتن دانست. مخاطب محترم را فارغ از اینکه آمریکا در توافق با روس‌ها به چه منافعی دست یافت به این نکته جلب می‌کنیم: «اوباما به عنوان رئیس‌جمهور کشوری که خود را هژمون می‌داند، به صراحت تهدیدی کرد اما سرانجام – به هر دلیل – به آن عمل نکرد.»

این اتفاق از آن جهت مهم است که آمریکا برای ایران نیز یکی از این خطوط قرمز را ترسیم کرده و مدام از گزینه‌های روی میز خود علیه کشورمان سخن می‌گوید.

به این ترتیب افکار عمومی در داخل ایران دست‌کم تا زمانی که اوباما بر سر کار است، می‌تواند آسوده باشد که بعید است این دولت آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران متوسل شود. اوباما نجنگیدن را هدف قرار داده و تجربه‌های لیبی و سوریه هم به خوبی این واقعیت را نشان می‌دهد.

حتی در لیبی هم اگرچه مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود داشت، آمریکایی‌ها بیشتر نقش پشتیبانی را برعهده گرفتند و عملیات نظامی را خیلی زود ترک کردند.

د- حفظ بقای متحد ایران

تردیدی نیست که در یک روند «اهم فالاهم»، حفظ بقای نظام سوریه از اهمیتی بیشتر از حفظ ذخایر نظامی این کشور برخوردار است. البته موضع جمهوری اسلامی در خصوص تسلیحات کشتار جمعی روشن است و ایران به منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی باور دارد. بنابراین نابودی این سلاح‌ها با اصولی که ایران در سیاست خارجی خود دنبال می‌کند تناقضی ندارد؛ اگرچه نقش آنها برای دولت سوریه نیز تنها موازنه‌سازی در برابر رژیم صهیونیستی بوده است که به انواع تسلیحات کشتار جمعی مسلح است.

دولت سوریه در این توافق عملا با صرفنظر از یکی از منافع مهم یا حتی حاشیه‌ای موفق شد خطری را که متوجه بقای خود به عنوان یک منفعت حیاتی شده بود، دست‌کم فعلا برطرف کند.

به این ترتیب بقای متحد ایران در منطقه حفظ شده است و خشم این روزهای اسرائیل و شورای همکاری خلیج فارس نیز از همین روست.

* ابعاد یا بعد منفی

اما در خصوص بعد منفی توافق حاصل شده در یک کلمه باید گفت که به نظر توافقی یک‌جانبه می‌رسد که ایالات متحده امتیازاتی را در آن کسب کرده است.

لاوروف اگرچه تلاش زیادی کرد که به توافقی مناسب با کری دست یابد اما آنچه از اتاق مذاکرات ژنو بیرون آمد تا حد قابل توجهی در راستای منافع دولت متبوع کری بود و چهره در هم کشیده سرگئی لاوروف هم بیان‌گر آن بود.

توافق روس‌ها با واشنگتن از جهتی عملا حاکمیت دولت سوریه را بر تمام سایت‌های نظامی از بین می‌برد چرا که به تصریح توافق، بازرسان می‌توانند از تمام سایت‌ها بدون استثناء (Any and all) بازدید به عمل آورند. این اگرچه شاید از جنگ بهتر باشد چون کشتار ندارد اما بعید است آمریکایی‌ها حتی با جنگ هم تا این حد می‌توانستند حاکمیت را از دولت سوریه بگیرند.

از سوی دیگر توافق‌نامه فوق که کاملا لحن آن بر ضد دولت سوریه است، به فصل هفتم منشور علیه دولت سوریه رسمیت بخشیده و استفاده از حق وتو در قطعنامه‌های ضدسوری آینده را احتمالا برای مسکو سخت خواهد کرد.

در عین حال، توافقنامه فوق‌الذکر مسوولیت هرگونه استفاده از سلاح شیمیایی را در سوریه متوجه دولت این کشور دانسته که این امر با توجه به دسترسی برخی از گروه‌های شورشی به سلاح شیمیایی می‌تواند بسیار خطرناک باشد. از سوی دیگر به نابودی «حمل‌کننده‌های» تسلیحات شیمیایی تصریح کرده که می‌تواند دربرگیرنده بخش گسترده‌ای از موشک‌های سوری و هواپیماهای این کشور باشد که توان دفاع این کشور در برابر اسرائیل را کاهش می‌دهد.

ارائه یک هفته‌ای فهرست تسلیحات شیمیایی به حدی غیرمعقول است که منابع نظامی و اطلاعاتی دبکا در واشنگتن هم تحقق آن را غیرممکن دانسته‌اند. توافق‌نامه همچنین هیچ تضمین روشنی ارائه نمی‌کند که حمله نظامی به دولت سوریه منتفی شده است. چه تضمینی وجود دارد که یک سال دیگر، آمریکایی‌ها بر طبل جنگ علیه دولت سوریه نکوبند؟

ظاهرا آقای لاوروف مجبور شده است برای جلوگیری از جنگ بیش از حد امتیاز بدهد.

به هر روی اینکه سایه جنگ از منطقه دور شده امر مبارکی است اما اینکه به چه قیمت؟ هنوز محل سوال است.

* علیرضا کریمی

انتهای پیام/ص 
برچسب ها:
آخرین اخبار