امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۵:۰۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 48836
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۰
تعداد بازدید: 30
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مهناز سعیدحسینی: فرا رسیدن سالروز ولادت پر از خیر و برکت امام رضا(ع) در تاریخ ما همواره اتفاق مبارکی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مهناز سعیدحسینی: فرا رسیدن سالروز ولادت پر از خیر و برکت امام رضا(ع) در تاریخ ما همواره اتفاق مبارکی بوده است، ایرانیان به همراه دیگر شیعیان این روز را جشن می‌گیرند و اگر بتوانند به زیارت یار در مشهد مقدس می‌رود و دلی می‌تکانند و روحی تازه می‌کنند.

حضور هشتمین ستاره تابناک آسمان ولایت و امامت در کشور ما آن قدر مهم است که زیارت رفتن و پابوسی حضرت بخشی از سبک زندگی ما باشد و پرداختن به موضوع زیارت و تاثیر آن امام همام در زندگیمان، بخشی از ادبیات فارسی. تاثیر امام رضا (ع) در شعر فارسی مربوط به امروز و دیروز نیست و از ابتدا شاعران در مدح شاه شاهان علی بن موسی (ع) شعرها سروده‌اند و امروز نیز شاعران ما از پیر و جوان درباره حضرتش می‌سرایند و می‌نویسند. به طوری که وبلاگ یا سایت شخصی اکثر شاعران ما این روزها حال و هوای زیارت گرفته است و بوی عطر حرم در این فضای مجازی شاعرانه پیچیده است.

شاعران پیشکسوت و جوان ما امروز در کنار هم سعی کرده‌اند فضایی معطر و معنوی به وجود بیاورند عرض ارادتی به ساحت آن امام بزگوار انجام دهند. در این گزارش به سراغ تعدادی از این شاعران رفتیم و از آنها پرسیدیم، زمان سرودن شعر برای امام رضا چه حسی دارند که این گونه می‌سرایند. پاسخ‌های هر یک از آنها جالب و شنیدنی بود.




*هنگام شعر سرودن احساس زائری دل شده دارم

رضا اسماعیلی درباره حس و حالش درباره سرودن شعر درباره رضوی گفت: مادرم همیشه می‌گفت من تو را از امام رضا (ع) گرفتم. به همین خاطر از دوران کودکی تا به امروز نسبت به امام رضا حس و حال خاصی داشته‌ام . عنایت و هدایت امام رضا همیشه شب چراغ راه زندگی‌ام بوده است. خودم را به این امام همام خیلی نزدیک احساس می‌کنم و شعرهایی را که تا به امروز برای حضرت سروده‌ام ، شعرهایی از دل بر آمده ، جوششی و عاشقانه بوده است.

از جمله آنها غزل زیر است که آن را با احساسی کاملا عاشقانه برای حضرت سروده‌ام:

کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم
 

کاش یک شب می‌گذشتم از فراز چشم تو

گرم گلگشت خراسان دو چشمت می‌شدم
 

کاش یک شب می‌سرودم گنبد زرد تو را

فارغ از دنیا ، غزلخوان دو چشمت می‌شدم

جان کلام آن که احساس من به امام رضا (ع) در هنگام سرودن شعر ، احساس زائری دل شده و بی قرار است .

*همیشه از شعر امام رضایی راضی هستم

حامد حجتی از شاعران جوان آیینی سرای کشورمان، سوال را سوال سختی خواند و گفت: محضر حضرت رضا(ع) محضر رضا و رضایت است یعنی اگر کسی بخواهد به این بارگاه راه پیدا کند باید به این ساحت راه داشته باشد. رضا و رضایت هم یعنی همسایگی با خدای متعال.

آن قدر این مقام بالا است که اباعبدالله در آخرین لحظات گودال خودشان را در این مقام می‌بینند و این یعنی جایگاه مقام رضا در واقع همان همسایگی دیوار به دیوار خداوند است.

این که ما وقتی به حرم امام رئوف مشرف می‌شویم احساس خاصی داریم از همین جنس است، همه راضی هستیم. ما رضایت داریم، حتی کبوترها راضی هستند. بالاترین احساس من در محضر علی بن موسی الرضا همین احساس رضایت است ...حتی اگر با کوهی از مشکلات هم برسم مشهد وقتی وارد حرم می‌شوم عجیب احساس خوشبختی و رضایت می‌کنم.

این حس منحصر فردی است که در حرم تجربه می‌کنم و البته سعی کرده‌ام در شعر هایم آن را جریان بدهم. شعرهای دیگر را خیلی وقت‌ها اصلاح می‌کنم. ویرایش می‌کنم. چکش کاری می‌کنم اما همیشه از شعر امام رضایی راضی هستم.

 



*بالاخره یک روز بهترین شعرم را برای امام رضا می‌گویم

وحید طلعت که از شاعران آذری زبان است درباره حس و حالش گفت: امام رضا برای ما یک وجود خیلی مقدس است. یعنی هست و نیست ما در گرو این ذات وجودی است. این طوری بزرگ شده‌ایم. خیلی از مردم ما وقتی صحبت امام رضا می‌شود، به گریه می‌افتند. مثل الان من که وقتی درباره ایشان صحبت می‌کنم اشک به چشمانم می‌آید و این همان چیزی است که از اعتقاد و حرف و اینها بالاتر است.

من خیلی خواستم شعر خوب بگویم. شاید زیاد هم نوشته‌ام. بیش از بیست شعر برای امام رضا دارم. ولی هرگز شعرهام چیزی نشد که بتوانم برای خود امام بخوانم. راستش امام رضا بزرگتر از این است که بشود با شعر در موردش نوشت و آرام شد. امام رضا فقط امام رضا است. من یکی دوبار توی حرم کاغذ و قلم گرفتم تا شعری بگویم ولی واقعیت این که شعرم چیزی نشد که باید می‌شد.

البته چند بار در مسابقات شعر، شعرهایم برنده شد. ولی ته دلم میدانم که این شعر چیزی نیست که واقعا قابلیت تقدیم به امام را داشته باشد. من فکر میکنم بهترین شعرم را بالاخره یک روز برای امام رضا می‌نویسم و همین امید انسان را شاعر نگاه می‌دارد.

یکی از شعرهای بسیار زیبای طلعت درباره امام رضا(ع) هم چنین است:

من خواب دیده‌ام که کسی از بهشت تو

یک شب برای من گل ریحان می‌آورد
 

چیزی عجیب نیست که بودای شرق دور

ایمان به آفتاب خراسان بیاورد
 

این ترک عاشق است که از غرب می‌رسد

یک جانماز گریه و قرآن می‌آورد
 

محمد غفاری هم شاعری جوانی است که درباره امام رضا شعرهایی دارد. او  هم سوال ما را سخت خواند اما گفت: وقتی درباره امام رضا شعر می‌گویم حس می‌کنم جوری به امام رضا نزدیک شده‌ام و با او صحبت می‌کنم که هیچکس مثل من نیست. 

انسیه سادات هاشمی هم در این باره به ما گفت: حس می‌کنم شخصیت بزرگ و علمی امام رضا(ع) که در زمان خودش و بعد از آن همه چیز را تحت تاثیر قرار داد، در شعرها معمولا به یک مونس رئوف و یک شفابخش و یک همدم تنزل پیدا می‌کند. دوست دارم شعرم بتواند ابعاد دیگری از شخصیت نهفته در پس این ضریح و حرم را منتقل کند.
 



**با وضو شعر می‌گویم

عبدالرحیم سعیدی راد هم شاعر پیشکسوتی است که علاوه بر شعرهای متعدد درباره امام بزرگوارمان، متن‌های ادبی زیبایی نیز دارد. او درباره حال و هوایش هنگام سرودن شعر اظهار داشت: نوشتن از امام رضا (ع) حال هوای خاصی نیاز دارد. همین جوری نمی‌شود نشست و در موردش چیزی نوشت. وقتی می‌خواهم از این امام رئوف بنویسم وضو می‌گیرم و کبوتر دلم را در صحن و سرایش رها می‌کنم تا به همراه کبوتران حرمش دور گنبدش بچرخد و گوشه‌ای بنشیند و به نجوای زائران دلخسته و دلشکسته گوش دهد و دردهای خودش را فراموش کند.

نوشتن از این امام توفیق حضور دل می‌خواهد. باید سراپا خواستن باشی تا بتوانی قلم بدست بگیری و برایش بیتی روی کاغذ نقاشی کنی.

 

**همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

حمیدرضا برقعی هم شاعر جوانی است که شعرهایش نیاز به معرفی ندارد و به زیبایی از معصومان ما می‌گوید، در این باره و در شرح حس و حالش به خواندن دو بیت شعر اکتفا کرد:

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم
....

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:

که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

یوسف رحیمی هم در زمینه اشعار آیینی شاعر پرکاری است این دو بیت را گویاترین تعبیر برای توصیف حسش خواند و گفت:

شاعر چشمهای تو هستم

با نگاهی کمیت می‌سازی

من قلم را به دست می‌گیرم

این تویی بیت بیت می‌سازی

 



 
قاسم صرافان هم از شاعران جوانی است که شعرهای آیینی‌اش در مدح امامان معصوم شهره است و وبلاگش هم همراه با مناسبت‌های مذهبی به روز، در این باره گفت: معمولا حالی شبیه به حال و هوای حرم آقا به انسان دست میدهد. انگار پر می‌کشی مقابل صحنها و رواقها، گنبد و گلدسته‌ها . کبوترها را می‌بینی و زائرانی که چشم بیشترشان بارانی است.

صدای همهمه اطراف ضریح را می شنوی و دلت را می‌بری پای ضریح و می‌دهی به دست آقا تا خودش هر چه صلاح می‌داند بر زبانت جاری کند. مستی خاصی دارد شعر رضوی که در شعرهای دیگر اینقدر فراوان نیست انگار زمین و زمان با قلمت هم صدا می‌شوند و صدایش می‌زنند.

نور میگوید رضا(ع) انگور می‌گوید رضا (ع)
مشهد از نزدیک، قم از دور میگوید رضا (ع)

*احساس بچه‌ای یتیم را دارم

اما میلاد عرفان پور در این باره نظر متفاوتی داشت و گفت: این سوال را بسیار از شاعران می‌پرسند و اساسا اشتباه است چون شاعر اگر در آن لحظه می‌توانست حسش را بگوید‌، شعر نمی‌گفت!

عباس احمدی هم درباره حس و حالش زمان سرودن شعرهای در وصف امام رضا(ع) گفت: من معمولا سعی می‌کنم حداقل قسمتی از شعرم را در حرم خود حضرت بسرایم چون آن حس و حال در آن محیط مقدس بیشتر دست می‌دهد. احساس من به حضرت مثل احساس بچه‌ای یتیم به پدر معنوی خود است. 
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار