امروز : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ - 2017 January 18
۲۲:۳۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 48902
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۲
تعداد بازدید: 84
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران، مسجد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آغاز، عبارت ...

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران، مسجد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آغاز، عبارت از زمینى بود که حصارى گِلین در اطراف آن کشیده بودند. برفراز بخشى از آن نیزسقفى از شاخه هاى خرما بود که مانع تابش آفتاب بر نمازگزاران مى شد. با این حال، به تناسب مسجد بودن و نیز به تناسب آنکه ساختمانى براى عبادت بود، قسمت هاى مختلفى داشت. یادگارهاى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درگوشه وکنار آن، در ایجاد آثار خاص مذهبى مؤثر بود؛ آثارى که هر یک نشانه اى از معنویت اصیل این مسجد است. قسمت هایى نیز بعدها ضمیمه شد که در اینجا به توضیح مختصرى درباره هر قسمت مى پردازیم:
 
* روضه شریف

قسمتى از مسجدالنّبى که در ناحیه جنوبِ شرقى (رو به سوى قبله) مسجد قرار دارد، و حدّ فاصل میان منبر و قبر پیامبر است، به نام «روضه مطهّره» و «روضه شریفه» شناخته مى شود. این قسمت فضیلت زیادى دارد؛ چراکه در حدیث رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به عنوان روضه اى بهشتى معرفى شده است:

«مَابَیْنَ بَیْتِیوَمِنْبَرِی رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ وَمِنْبَرِی عَلَى تُرْعَة مِنْ تُرَعِ الْجَنَّةِ»

این حدیث مورد اتفاق شیعه و سنى است؛ هرچند در تعریف محدوده روضه، اختلافاتى میان علما و محققان وجود دارد:
 



برخى، دیوار شرقى مسجد را که کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، حدّ شرقىِ روضه دانسته اند، اما در حدّ غربى، تنها نقطه منبر را حدّ آن مى دانند و به این ترتیب، حدود روضه را به یک مثلثى، محدود مى سازند که یک زاویه آن منبر و دو زاویه دیگر آن دیواره شرقى مسجد است. این در حالى است که برخى دیگر، تمامىِ مسجدِ زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را روضه مى دانند.
 
نظریه دیگر آن است که برابرِ دیوار شرقىِ مسجد، در کنار قبر پیامبر، در غرب نیز به همان عرض، از منبر به پایین ـ به سمت شمال ـ محدوده روضه است که بر آن اساس، روضه شامل یک مستطیل مى شود. این تعریف، مشهورترین نظریه در میان اهل سنت است. ستونهاى این بخش بر اساس همین نظریه، متفاوت از سایر ستونهاست، به طورى که یک ردیف از ستونها از قبر تا منبر کاملا با رنگ ویژه اى رنگ آمیزى شده است.

علماى شیعه در باره تعریف روضه بر این باورند که، روضه از دیوار محراب در جنوب ـ  که امروزه با نرده هاى فلزى مشخص است ـ آغاز و در شمال، به چهارمین ستون منتهى مى گردد؛ یعنى یک ستون علاوه بر آنچه اهل سنت مى گویند و حد دوم آن در شرق داخل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و بیت فاطمه زهرا(علیها السلام) است و در سمت غرب برابر منبر شریف مى باشد.

در محدوده روضه مطهّر، سه مکان مقدس وجود دارد: «مرقد مطهّر» رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، «منبر» و «محراب» که به ترتیب درباره آنها سخن خواهیم گفت.
 
* حجره و مرقد مطهّر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

یکى از بهترین نقاط مسجد، مدفن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است؛ پیامبرى که محبوب خدا و خلق بوده و میراث گرانبهاى اسلام، حاصل تلاش بیست و سه ساله اوست.

به هنگام تأسیس مسجد، در کناره شرقىِ آن، حجره هایى براى زندگى پیامبر (صلى الله علیه وآله) و همسرانش ساخته شد که تا حدود نود سال پس از رحلت آن حضرت نیز سرِ پا بود. ابتدا حجره اى براى سوده، پس از آن عایشه و در امتداد آن، حجره اى براى حضرت فاطمه(علیها السلام) بنا گردید. مورّخان نوشته اند که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در همان حجره اى که وفات یافت، مدفون شد. بر اساس آنچه که اهل سنّت روایت کرده اند، این حجره، همان حجره عایشه بوده که حضرت در آن وفات یافت. احتمال دیگر نیز آن است که رحلت و دفن پیامبر در حجره اى در میان حجره عایشه و حجره حضرت فاطمه(علیها السلام) بوده که آن حضرت براى استراحت در آنجا بسر مى برده و اختصاص به هیچ یک از همسرانش نداشته است.




به هر روى، زمانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) دفن شد و سپس ابوبکر و عمر را در کنار آن حضرت دفن کردند، به تدریج میان بخش متعلق به عایشه و این قسمت، پرده (و سپس در روزگار عمر دیوار کوتاهى) کشیده شد. این وضعیت تا زمان توسعه مسجد در عهد ولید، به همان شکل باقى بود. در آن زمان که قسمت شرقى مسجد توسعه یافت، مرقد مطهر در حالى که گرد آن یک پنج ضلعى کشیده شد، داخل در مسجد گردید. گفته اند انتخاب پنج ضلعى از آن روى بود که شبیه کعبه به صورت مربع نباشد. به علاوه کسانى که در پشت آن به سوى قبله نماز مى خوانده اند، چون سمت مثلثى آن برابرشان بود، در واقع، عملا رو به قبر بودن، براى آنان صدق نمى کرد.

گفتنى است نخستین بار یکى از امراى اسماعیلىِ مصر با نام ابن ابى الهیجاء، پرده اى راکه سوره یــس روى آن کتابت شده بود، روى مرقد مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) کشید و از آن زمان به بعد، پرده اى که روى آن آیات قرآن نوشته شده بود، روى مرقد مطهّر کشیده  مى شد.

در سال 557، در اطراف مرقد مطهّر، در زیر زمین، به دلیل احتمال نفوذ صلیبى ها ـ که بناى حمله و نفوذ از طریق دریاى سرخ را داشتند ـ سُرب ریخته شد تا مانع از دسترسى آنان به قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) شود.(2) پس از آن در سال 668 و 694 توسط برخى از سلاطین مملوکى مقصوره هاى چوبى براى حجره شریفه ساخته شد.

تا این زمان، زائرانِ قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در فاصله یک و نیم مترى قبر آن حضرت، در اطراف دیواره پنج ضلعى، که عمر بن عبدالعزیز در اطراف قبر کشیده بود، مى ایستادند و  زیارت مى خواندند. جمال الدین اصفهانى، در اطراف حجره شریفه ضریح چوبى تا سقف کشید که در آتش سوزى سال 654 سوخت. در همین آتش سوزى بود که سقف حجره شریفه نیز سقوط کرد. مستعصم، آخرین خلیفه عباسى گروهى را براى تعمیر فرستاد و آنان بى آنکه وارد حجره شریفه شوند، سقف را دوباره زدند.

در سال 668 بَیْبَرْس، دیواره مُشبّکى به صورت ضریح در اطراف این پنج ضلعى، به صورت مستطیل شکل کشید و خانه حضرت زهرا(علیها السلام) نیز داخل آن قرار گرفت و  محدوده اى تا محراب تهجّد را داخل این مقصوره کرد. از این زمان به بعد، دسترسى مردم به قبر دورتر شد، خانه حضرت زهرا(علیها السلام) از مسجد به داخل این مقصوره افتاد و ستون مربعة القبر نیز از دسترس مردم خارج شد. علت نامگذارى آن به مربعة القبر، واقع شدن آن در زاویه شمال غربى ضریح قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.

محدوده حجره طاهره، که مرقد منسوب به فاطمه زهرا(علیها السلام) و خانه ایشان در داخل آن قرار دارد، 240 متر (16 متر طول و 15 متر عرض) مساحت دارد که ضریحى مطلاّ در اطراف آن کشیده شده است.

براى ضریح چهار در ساخته شد؛ یکى در سمت جنوب، یعنى قبله که نامش «باب  التوبه» بوده، دیگرى در سمت غرب آن که «باب الوفود» بوده و در نزدیکى اسطوانة السریر قرار داشته، دیگرى «باب فاطمه» در دیواره شرقى حجره قرار داشته و چهارم «باب تهجّد» که در سمت شمال است.

پس از آن، در روزگار سعودى، هیچ تغییرى جز تعمیرات موقت در حجره شریفه انجام نشد و همچنان به همان صورت نخست باقى مانده است.

افزون بر مرقد مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در بخش شمالى آن، محلّى به عنوان قبر فاطمه زهرا(علیها السلام) وجود دارد. این محل بنا به نقل هایى است که معتقد است حضرت در خانه خودش مدفون است. روایاتى نیز دفن آن حضرت را در بقیع مى دانند که اهل سنت بیشتر به پذیرش این روایات تمایل دارند.

همان گونه که گذشت، در جمع، چهار درِ بیرونى، براى حجره شریفه تعبیه شده است؛ نخست درِ جنوبى که تاریخ سال آن 1026 هجرى است. در شمالى که باب التهجّد نام دارد و روبروى محراب تهجّد است. در شرقى که به باب فاطمه(علیها السلام) نامبردار است و روى آن اشعارى نوشته اند. در غربى که به باب النبى مشهور است.

اکنون کسى که در حال خروج از مسجدالنبى، از سمت باب البقیع ـ جنوبى ترین درِ دیوار شرقى مسجد ـ است، در سمتِ چپِ خود حجره شریفه را مى بیند. در این قسمت، سه قوس یا به عبارتى طاق نما هست که به ترتیب در برابر قبر پیغمبر(صلى الله علیه وآله) ابوبکر و عمر مى باشد. بالاى آن این آیه شریفه نوشته شده است:

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ أُولئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ.

روى یکى از این ستون ها، دست راست شخصى که روبروى قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) ایستاده، این شعر دیده مى شود:

یا خَیْر مَنْ دُفِنَت بالقاعِ أعْظمُه *** فطاب من طیبهنّ القاعُ و الأکَم

نیز روى ستون سمت چپ شخصى که روبروى قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) ایستاده، این بیت شعر نوشته شده است:

نَفْسی الفِداء لِقَبْر أَنْتَ ساکِنُهُ *** فِیهِ الْعِفافُ وَ فِیهِ الجُودُ و الکَرَم
 
* منبر
یکى از مکان هاى مقدسِ مسجد، محل منبر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است. در روایات زیادى نقل شده که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)، در آغاز با تکیه بر درخت خرمایى به ایراد خطبه مى پرداخت تا اینکه یکى از اصحاب پیشنهاد ساختن منبرى را داد تا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بر روى آن بنشیند و بدینوسیله هم مردم او را ببینند و هم آن حضرت از ایستادن خسته نشود.

در برخى دیگر از نقل ها آمده است که پیش از آن، سکّویى از گِل ساخته بودند که آن حضرت بر روى آن مى نشست و تنها در سال هفتم هجرت بود که منبرى چوبین ساختند.




این منبرِ سه پله اى تا زمان حکومت معاویه مورد استفاده بود. معاویه براى کسب وجهه و حق جلوه دادن خود، خواست تا منبر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را از مدینه به شام ببرد، اما مردم مدینه دست به اعتراض زدند و از این کار ممانعت کردند. بعدها نجّارى، شش پلّه بر همان منبر ساخت که مجموعاً نُه پلّه شد. این منبر بر اثر گذشت زمان از میان رفت و قسمتى از آن در قرن ششم به عنوان تبرّک مورد استفاده قرار مى گرفت.

در سال 654 مسجد نبوى آتش گرفت و منبر سوخت. نوشته اند که سوخته منبر را در محلى که اکنون منبر فعلى قرار دارد، دفن کردند. در سال 664 منبر جدیدى توسط حاکم مملوکى مصر، بَیْبَرس، براى مسجد نبوى فرستاده شد. پس از آن در سال 797 منبرى دیگر و سپس در سال 820 باز هم منبر دیگرى نصب شد که در آتش سوزى سال 886 از میان رفت. قایتباى در سال 889 منبرى فرستاد که آن نیز در سال 998 با منبرى که سلطان مراد عثمانى فرستاد و تا به امروز باقى مانده، عوض شد. این منبر یکى از آثار ارزشمند هنرى به شمار مى آید.
 
* محراب
محراب در محلى ساخته شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آنجا نماز مى گزارد و پیشانى خویش را به عنوان سجده در برابر حق تعالى بر خاک آن مى نهاد. «محراب» به معناى صدر و بالاى مجلس است و از نظر سابقه دینى، مربوط به محراب هایى است که در کلیساها بوده است.




محل نماز رسول خدا(صلى الله علیه وآله) کاملا مشخص است و در اینکه محل آن، همین محراب فعلى است، تردیدى وجود ندارد. البته در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تا چند دهه بعد، چیزى به نام محراب وجود نداشت و مسلمانان تنها با نام آن که در قرآن آمده و مربوط به حضرت مریم است، آشنا بودند. زمانى که ولید دستور توسعه مسجد را داد و عمر بن عبدالعزیز آن را اجرا مى کرد، در جایگاه نماز رسول خدا(صلى الله علیه وآله) محرابى ساخته شد. چنین اقدامى به تقلید آنچه که در کلیساهاى نصارا در شام بوده، صورت گرفت. این محراب در طول زمان، دگرگونى هایى را تحمل کرده و بناى فعلى آن از دوره سلطان اشرف قایتباى که از سلاطین مملوکى مصر بوده، باقى مانده است. در دوره عثمانى تزییناتى با آیات قرآن در آن صورت گرفت.

افزون بر محراب اصلى، دو محراب دیگر در سمت قبله مسجد وجود دارد؛ یکى «محراب عثمانى» ـ منسوب به سلاطین عثمانى ـ که در دیوار جنوبى مسجد است و در حال حاضر امام جماعت در آنجا مى ایستد، دوم «محراب سلیمانى» ـ متعلق به سلطان سلیمان عثمانى ـ یا محراب حنفى که در سمت مغرب محراب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) قرار دارد. این محراب پس از سال 860 ق ساخته شد.
 
به علاوه، در انتهاى دیوار شمالىِ ضریح پیامبر(صلى الله علیه وآله) محراب تهجّد قرار دارد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در برخى از شب ها نماز شب را در آنجا اقامه مى کردند. روزگارى محرابى هم در پشت «دکّة الآغاوات» ـ که امروزه به خطا «صُفّه» نامیده مى شود و نام آن سکّوى خواجه هاست ـ وجود داشته است.
 
* ستون هاى مسجد

سقف مسجد بر ستون هایى قرار داشت که، علاوه بر نگهدارى از سقف، مورد استفاده رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و اصحاب نیز بود. از هر ستونى خاطره ویژه اى باقى مانده که سبب شده است تا جنبه تبرّک و تقدّس به خود گیرد و با گرفتن نام هاى خاص، در تاریخ جاودان بماند. هربار که مسجد بازسازى مى شد، محل این ستون ها تغییرى نمى کرد، جز اینکه ستون هاى قدیمى جاى خود را به ستون هاى جدید مى داد. طبعاً با توسعه مسجد، ستون هاى جدیدى نیز اضافه مى شد؛ به طورى که اکنون نزدیک به 2104 ستون در مسجد وجود دارد.

ستون هایى که در محل قدیمى مسجد، در قسمت جنوبى آن قرار داشته، اکنون با رنگ سفید از بقیه ستونها متمایز مى شود. همان گونه که اشاره شد، هر یک از این ستون ها یادگار خاطره ویژه اى است که درباره برخى از آنها توضیحاتى مى آوریم:
 
1 ـ استوانه حَرَس
یکى از ستون هاى متبرّک مسجد، ستون حرس یا محرّس است. نام گذارى آن به حرس، از آن روست که امام على(علیه السلام) در کنار این ستون مى نشستند و از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نگاهبانى مى کردند. نوشته اند که پس از نزول آیه "  وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنْ النَّاسِ..." (1) دیگر امام به نگاهبانى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نپرداخت؛ چراکه خداوند خود حفاظت از جان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)را عهده دار شد.

موسى بن سلمه مى گوید: از جعفربن عبدالله بن حسین پرسیدم که فضیلت استوانه على بن ابى طالب چیست؟ او گفت: «اِنَّ هذا الْمُحرّس کانَ عَلىّ بن أبی طالب یَجْلِسُ فی صَفْحَتها الَّتی تَلِی الْقَبْر مِمّا یَلی باب رَسُول الله(صلى الله علیه وآله) یَحْرُسُ النَّبی».(2) اینجا ستون محرس است که على بن ابى طالب در کنار آن در سمتى که فعلا به طرف قبر است، مى نشست و از آن حضرت حراست مى کرد.

همچنین نوشته اند که این ستون، محل اقامه نماز توسط امام على(علیه السلام) بوده است.   
 
2 ـ استوانه توبه
ستون توبه یادآور خاطره اى است درباره یکى از اصحاب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نام بشیر بن عبدالمنذر انصارى مشهور به ابولبابه. زمانى که در سال پنجم هجرت، احزاب مشرک به مدینه یورش آوردند و در شمال مدینه با خندق روبرو شدند، به فکر اتحاد با یهودیان بنى قریظه افتادند که در قسمت جنوبى مدینه ساکن بودند و مى توانستند با گشودن دروازه هایشان، احزاب را به مدینه راه دهند. یهود بنى قریظه با رسول خدا(صلى الله علیه وآله)پیمان داشتند و به رغم این پیمان، با مشرکان همراهى کردند. پس از خاتمه حمله احزاب، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به سراغ بنى قریظه رفت و آنان را در حصار گرفت.




ابولبابه از طرف رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نزد بنى قریظه رفت تا با آنان سخن بگوید. وى از روى بى توجهى به اشاره، به آنان گفت: چون نقض عهد کرده اند، مرگ در انتظار آنهاست. این سخن مى توانست بنى قریظه را به دفاعى سخت در برابر مسلمانان وادار کند. ابولبابه که خود متوجه خطاى خویش شده بود، از قلعه بنى قریظه خارج شد و مستقیم به سوى مسجد رفت و خود را به یکى از ستون ها بست و شروع به گریه و زارى کرد و نماز خواند. در کتابهاى سیره آمده است که آیه 27 سوره انفال که خداوند به مسلمانان دستور مى دهد که خیانت به خدا و رسول نکنند، در باره ابولبابه است. گرچه در این باره تردید جدى وجود دارد؛ زیرا سوره انفال مربوط به سال دوم هجرى و جنگ بدر است. به هر روى، خبر رسید که خداوند توبه ابولبابه را پذیرفته است. این ستون به خاطر همین نقل، به نام «ستون توبه» معروف است.
 
3 ـ استوانه وفود
یکى از کارهاى جارى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، ملاقات با سران قبایل براى آشنا ساختن آنان با اسلام و یا مذاکرات سیاسى بود. آن حضرت محلى را در مسجد به این امر اختصاص داده بود وهمیشه در همان مکان، هیأت ها را به حضور مى پذیرفت. محل این ملاقات ها در کنار ستونى از ستون هاى مسجد بود که بعدها به نام «اسطوانة الوفود» معروف شد و اکنون نیز همین نام را دارد. «وفد» به معناى هیأت نمایندگى و «وفود» جمع آن است. این ستون را «مجلس القلاده» نیز مى نامیدند؛ چرا که بزرگان صحابه در کنار آن مى نشستند و به گفتگو مى پرداختند.
 
4 ـ استوانه سریر
یکى دیگر از ستون هاى مسجد، محلى بود که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ایام اعتکاف را در آنجا بسر مى برد. اصحاب در آنجا برگ هایى از درخت خرما پهن مى کردند تا رسول خدا(صلى الله علیه وآله)روى آن استراحت کند. این محل که در کنار همین اسطوانة السریر قرار داشته، به عنوان جایى که تختخواب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بوده، شناخته شده است. «سریر» به معناى تخت است.
 
5 ـ استوانه قرعه، عایشه، مهاجرین
براى این ستون، سه نام گفته اند. نام «قرعه» از آن روست که عایشه نقل کرد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود، در کنار این ستون، زمینى است که اگر مردم اهمیت آن را مى شناختند براى نماز خواندن در آنجا میان خود قرعه مى انداختند. همچنین نام گذارى آن به «عایشه» از آن روست که وى این حدیث را روایت کرده و فضیلت آن را گوشزد کرد. پس از آن به دلیل اجتماع مهاجران در کنار آن، آن را استوانه «مهاجرین» نامیدند.
 
6 ـ استوانه حنانه
پیشتر گفتیم که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در آغاز و زمانى که هنوز منبر ساخته نشده بود، بر تنه درخت خرمایى تکیه مى کرد و خطبه مى خواند. نوشته اند، زمانى که براى آن حضرت منبر ساخته شد و براى ایراد سخن روى منبر قرار گرفت، از این درخت ناله اى شبیه ناله شتر ماده اى که از بچّه خود جدا شود، برخاست که به همین دلیل به ستونى که در محل آن بنا شد، حنانه مى گویند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد تا آن درخت را در همانجا دفن کردند. محل این ستون در غرب محراب قرار دارد.

1 ـ مناره رئیسیه 2 ـ باب بقیع 3 ـ باب عاتکه (پیش از تغییر قبله) 4 ـ محراب پیامبر(صلى الله علیه وآله)5 ـ ستون مخلقه 6 ـ محراب عثمانى 7 ـ مکان اولیه باب السلام 8 ـ قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) 9 ـ قبر ابوبکر 10 ـ قبر عمر 11 ـ ستون سریر 12 ـ ستون حَرَس 13 ـ ستون وُفُود 14 ـ ستون توبه 15 ـ ستون قرعه 16 ـ منبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) 17 ـ مکان اولیه باب جبرئیل 18  ـ مکان اولیه باب الرحمه 19 ـ باب جبرئیل پس از توسعه عثمان 20 ـ ستون تهجد 21 ـ در شمالى مسجد 22 ـ مئذنه بلال 23 ـ مناره باب السلام 24 ـ باب السلام فعلى 25 ـ از درهاى دوره سعودى 26 ـ باب الرحمه 27 ـ باب جبرئیل فعلى28 ـ باب النساء 29 ـ مکان اولیه باب النساء 30 ـ مناره باب السلام
   
7 ـ استوانه مربعة القبر یا مقام جبرئیل

این محل بدان جهت به عنوان «مقام جبرئیل» شناخته شده که ملک مقرّب از آنجا بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وارد مى شد و خدمت آن حضرت مى رسید. اینجا درِ ورودى خانه حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) نیز بوده است.

نام دیگر این محل، «اسطوانة مربعة القبر» است که اکنون در داخل حجره شریفه واقع است و قرن هاست که قابل دسترسى نیست. این نقطه در محل تلاقى دیوار غربى حجره به سمت دیوار شمالى حجره است. هنگامى که دسترسى بدین محل امکان داشت، به عنوان یکى از نقاط بسیار متبرّک، محل عبادت بوده و کسانى که در جستجوى اماکن متبرکه بودند، سخت به اینجا عشق مىورزیدند. براساس برخى روایات، قبر حضرت فاطمه(علیها السلام) در این قسمت است.

در فضیلت این استوانه که در ضمن، باب خانه حضرت فاطمه(علیها السلام) نیز بوده، آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) چهل روز صبحگاهان در کنار این در مى رفت و خطاب به اهل خانه که امام على(علیه السلام)، حضرت فاطمه(علیها السلام) و حَسَنَیْن(علیهما السلام) بوده اند، مى فرمود: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أهْلَ الْبَیت». واین آیه را مى خواند: اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً .(2) این روایت در منابع مختلف اهل سنت نقل شده است.
 
8 ـ استوانة التهجد
گذشت که انتهاى دیوار غربى ضریح رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در نقطه اى که به دیوار شمالى مى رسد، باب خانه فاطمه زهرا(علیها السلام) و ستون مربعة القبر یا مقام جبرئیل است. در ادامه دیوار شمالى به سمت شرق، و در انتهاى دیوار شمالى خانه فاطمه زهرا(علیها السلام)، محراب تهجد قرار دارد. کسى که در این محراب بایستد، سمت چپ او باب جبرئیل و سمت راست او مقام جبرئیل است.

این نقطه، در زمان پیامبر، خارج از مسجد بوده و به این ترتیب روشن مى شود که حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) که در اینجا اقامه نماز شب مى کرده و به همین دلیل به محراب تهجّد شهرت یافته، خارج از مسجد نماز شب را مى خوانده است. طبعا این مربوط به برخى از شب ها بوده که حضرت در دل شب و در تاریکى، در بیرون مسجد نماز شب را اقامه مى کرده است.

بر اساس برخى نقل ها، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هر شب، وقتى همه مردم به خواب مى رفتند، در پشت خانه على(علیه السلام) حصیرى مى انداخت و نماز شب مى خواند.

سعید بن عبدالله بن فضیل مى گوید: من در حالى که در اینجا مشغول اقامه نماز بودم، محمدبن حنفیه را دیدم. از من پرسید: آیا براى این نقطه فضیلتى مى شناسى؟ گفتم: خیر. فرمود: «فالْزِمْها، فإنّها کانَتْ مُصَلّى رَسُول الله(صلى الله علیه وآله) مِنَ الَّلیل»؛(2) «در آنجا بنشین، آنجا محلّ نماز شب رسول خدا است.»

مسلمانان در گذر زمان سخت به استوانه اى که در محل این محراب بوده و البته نباید آن را از استوانه هاى خود مسجد به حساب آورد، علاقمند بوده اند و تاکنون نیز براى نماز خواندن در پشت محراب تهجّد، اجتماع مى کنند.
 
9ـ استوانه مُخَلَّقه
خَلوق به معناى عطر است و مُخَلّقه به معناى معطّر. پس استوانه مخلّقه ستونى است که بر آن عود مى نهادند و آن فضاى مسجد را معطّر مى کرد. این رسم از زمان مهدى عباسى و توسط همسر او خیزران باب شد و از آن پس ادامه یافت و در حال حاضر، نامش روى این ستون نوشته شده است. گفته اند که سلمة بن اکوع، صحابى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دلیل اعتقادش به تبرّک، همیشه در کنار این ستون نماز مى گزارد و مى گفت: پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در کنار این ستون، در حال نماز دیده است. مالک بن انس نیز مى گفت: بهترین جاى خواندن نماز نافله اینجاست و البته نماز واجب، بهترین جایش صف اول است.

نوشته اند که وقتى قبله تغییر کرد، این ستون تا چندین روز، در مقابل پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)قرار داشت و در واقع، عَلَم قبله به حساب مى آمد. گویا قسمتى از این ستون که در نزدیکى محراب قرار دارد، در داخل محراب واقع شده است.

در کنار این ستون، صندوقى نیز قرار داشته که یک مصحف در آن نگهدارى مى شده است.
 
* حدیقة الزهراء

در گذشته، در زاویه شرقى حیاتِ اول مسجد، چندین درخت نخل بوده است. ابن جبیر در قرن ششم هجرى از پانزده عدد نخل در صحن مسجد یاد کرده است. بعدها یک درخت سدر و نیز درختى به نام حمره در کنار نخل ها کاشته شده است. گویا بعدها به دلیل نزدیکى آن به محراب تهجّد و خانه حضرت زهرا(علیها السلام) آن را «حدیقة الزهراء» مى نامیده اند. تصویر این درختان در عکس هاى قدیمى برجاى مانده است.




نام مبارک دوازده امام، همراه نام عشره مبشّره و اسامى چهار امام مذهب اهل سنت بر اطراف دیوار حیات اول و دوم به خطى زیبا نوشته شده است. در میان آنها نام امام زمان ـ عجّ ـ به صورت محمدالمهدى آمده و به گونه اى نوشته شده که از دور «حىّ»؛ یعنى زنده خوانده مى شود. این نوشته از زمان عثمانى است که در سفرنامه هاى دوره قاجارى یاد شده است. در گذشته، در کشور عثمانى و بسیارى از نقاط دیگر دنیاى اسلام، اهل سنت، دوازده امام را در کنار خلفاى نخست و ائمه مذاهب چهارگانه دوست مى داشته اند و به همین دلیل نامشان را در این بزرگترین مسجد دنیاى اسلام آورده اند.
 
* صُفّه
زمانى که مسلمانان مکه و نواحى اطراف به دستور رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به مدینه هجرت کردند، آشکار بود که شهر امکان پذیرایى از تمامى آنان را ندارد. انصار با ایثار و گذشت، گروه بسیارى از آنان را به خانه هاى خود بردند و برخى، دارایى خود را با آنان تقسیم کردند، اما برخى از مهاجران، همچنان بدون سرپناه باقى ماندند. چندى طول کشید تا مسکن و مأوایى بیابند و کارى را پیشه خود سازند و درآمدى به دست آورند.

طلحه انصارى مى گوید: هر مهاجرى که وارد مدینه مى شد، اگر رفیقى داشت، بر او وارد مى شد و اگر کسى را نداشت، در صفّه منزل مى گزید. من خود در صفّه اقامت کردم و  پیامبر(صلى الله علیه وآله) روزانه براى ما قدرى خرما مى فرستاد.




به هر روى، این دسته از مهاجران فقیر در قسمتى از مسجد که براى آنان درنظر گرفته شده بود، اسکان داده شدند. این محل، سقفى داشت تا آنان از تابش خورشید در امان باشند و بتوانند در سایه آن بیاسایند. برخى از آنان شام را میهمان انصار بودند، اما براى خواب به محل صفّه مى آمدند. در بیشتر موارد، مى بایست به اندک خوراکى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) براى آنان مى فرستاد و بیش از آن در اختیار آن حضرت نبود، قناعت مى کردند. یک بار، یکى از آنان گفت که از بس خرما به ما داده شد، شکممان آتش گرفت!

تعداد صُفه نشینان درگذر زمان متغیّر بود و کم و زیاد مى شد و آنچه به طور پراکنده در کتاب هاى سیره آمده و اسامى آنان را به دست داده، شمارشان را تا هفتاد نفر نشان مى دهد. ابوهریره که خود پس از سال هفتم به مدینه آمده، مى گوید: من هفتاد تن ایشان را دیدم که هیچ کدام عبایى نداشتند و بعضى شلوار یا جامه اى حوله مانند که بر گردن ها گره زده مى شد، به پا کرده بودند و گاهى به نصف ساق ها نیز نمى رسید و شخص با دست خویش جامه را نگه مى داشت تا عورتش هویدا نشود و گاهى جامه بلند بود و تا استخوان هاى روى پا مى رسید. برخى شمار آنان را تا هفتصد نفر یاد کرده اند.

برخى از چهره هاى معروف از صفّه نشینان عبارتند از: ابوذر غفارى، سلمان فارسى، عبدالله بن مسعود، مقداد بن اسود، حذیفة بن یمان، صُهَیب رومى و بلال.

این افراد جز شرکت در جماعت، عبادت و نیز حضور در غزوات و سرایا، کارى نداشتند و چون روحیه عابدانه و زاهدانه اى داشتند، در طول تاریخ اسلام سرمشقى براى انسان هاى عارف بودند. بسیارى از این افراد که تازه به مدینه آمده بودند، در همان صفّه، به آموزش هاى دینى مى پرداختند، و گفته شده که عبادة بن صامت، به صُفّه نشینان قرآن مى آموخت. برخى از مفسّران آیه 273 سوره بقره را در باره صفّه نشینان دانسته اند:

لِلفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الاْرْضِ یَحْسَبُهُمْ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنْ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لاَیَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً...

«براى بینوایانى که در راه خدا گرفتار شده ،نمى توانند سفر کنند، ناآگاهان، ایشان را دارا و ثروتمند مى پندارند، از بس که آنان عفیف و پاک نظرند. شما از صورتشان آنان رامى شناسید. بااصراروسماجت از مردم چیزى نمى خواهند.»

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که به نقل از پدرانش(علیهم السلام) روایت کرده، فرمود:

«رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به اصحاب صفه سر مى زد؛ چرا که آنان میهمانان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بودند و خانواده و مال و دارایى خود را ترک کرده، به مدینه هجرت کرده بودند و رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) آنان را درصفّه اسکان داده بود. آنان چهارصدتن بودند که رسول خدا هر صبح و شام بر آنان سلام مى کرد و حالشان را مى پرسید. روزى به آنان سر مى زد، که دید یکى از آنان کفش خود را پینه مى زند و دوّمى را دید که جامه اش را وصله مى کند وسوّمى را دید موهاى سرش را مى شوید. پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) هر روز براى هر یک از ایشان یک مدّ خرما تقسیم مى کرد. مردى از ایشان برخاست و گفت: اى رسول خدا ، این خرماهایى که شما به ما مى خورانید شکم هاى ما را مى سوزاند ! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: به خدا سوگند اگر مى توانستم، دنیا را در اختیار شما مى گذاشتم؛ اما شما پس از من مى مانید و هر صبح و شام غذاهاى رنگارنگ و ظرف هاى فراوان پرطعام خواهید داشت. برخى از شما صبح سفره اى چهارگوش و پهن بگشاید و شب سفره اى دیگر. شما خانه هاى بزرگ مى سازید و همانند کعبه آن را بلند و آراسته بالا مى برید. یکى از اصحاب صفه برخاست و گفت: اى رسول خدا ، من به آن زمان راغب تر و علاقمندترم. آن زمان کى فراخواهد رسید؟ حضرت فرمود: شما در این زمان، بهتر از آن زمان هستید. اگر (اکنون) شکم خود را از حلال پر کرده باشید، بیم آن هست که (فردا) از حرام هم پر کنید.»

زمینى که به اهل صفه اختصاص داده شده بود، مساحتى 96 مترى و مسقّف بود که در منتهاالیه شرقى مسجد و به عبارتى در انتهاى مسجد، کناره دیواره شمالى آن قرار داشت. بنابراین، جایى که امروزه به عنوان صفه نشان مى دهند و در اصل «دَکَّة الأغاوات» ـ دکه آغایان یا خواجگان حرم ـ نام دارد، نباید محل اصلى صفّه باشد، بلکه صفه در غرب آن داخل مسجد زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) قرار داشته است. مکان موجود که به خطا صفّه نامیده مى شود، در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تا زمان توسعه مسجد توسط ولیدبن عبدالملک به سال 88 ـ 91 خارج از مسجد بوده و محل حجرات برخى از زنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بوده است.
 
* گنبد سبز
در سال 678 توسّط سلطان قلاوون مملوکى، گنبدى روى مرقد مطهّر بنا شد، در حالى که تا پیش از آن، تنها، دیوار این قسمت، قدرى از دیوار بخش هاى مسجد بالاتر بود. قبّه ساخته شده توسط قلاوون، در پایین روى ستون هاى مربّعى قرار گرفته؛ اما بخش فوقانى آن به صورت هشت ضلعى درآمده است.

کارهاى ساختمانىِ چندى در سال 853 و 878 و 881 براى سنگفرش کردن کف حجره، بناى مجدّد آن و نیز تعمیر گنبد صورت گرفت که در آتش سوزى سال 886 آسیب زیادى به مقصوره و گنبد رسید، اما حجره شریفه؛ یعنى محدوده مرقد آسیبى ندید. به دنبال آن در سال 887 سلطان قایْتباى گنبد را که در اثر آتش سوزى در مسجد آسیب دیده بود، از نو بنا کرد. چند سال بعد باز گنبد تجدید شد.




در سال 1233 در روزگار سلطان محمود عثمانى، نیز گنبد بازسازى شد و تا آن زمان رنگ آن کبود بود. در روزگار سلطان عبدالحمید عثمانى گنبد روى مرقد را به رنگ سبز کردند و از این زمان به بعد، به «قُبّة الخضراء» شهرت یافت. طبق رسم، هر از چند سال، رنگى روى رنگ پیشین مى کشیدند. جالب آن که در پایین گنبد، سوراخى باز کرده اند که میان قبر و آسمان فاصله اى نباشد. داستان این محفظه از این قرار است که وقتى در مدینه باران نیامد، مردم در این باره از عایشه استمداد کردند. او گفت که متوجه قبر پیامبر شوید؛ همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، به خلاف کسانى که به تبرّک و توسّل اعتقادى ندارند و براى قبر ارزشى قائل نیستند، مردم را به قبر آن حضرت هدایت کرد. از زمانى که گنبد روى مرقد کشیده شد، این محفظه را در ادامه آن سنت باقى گذاشتند تا در وقت کم بارانى، آن را بگشایند و از خداوند طلب باران کنند.
 
* درهاى مسجد

در بناى آغازین و زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، سه در براى مسجد ساخته شد. در بخش شرقى، باب جبرئیل بود، که زمانى «باب آل عثمان» و «باب النبى» نیز نامیده مى شد. محل اصلى این باب، در دیوار شرقى مسجد، حدود دو متر بالاتر از نقطه تلاقى ضلع غربى حجره شریف با دیوار شمالى بوده است. در واقع، باب جبرئیل فعلى، با دقت در برابر درِ اصلى قرار ندارد و قدرى شمالى تر از محل اصلى آن است.




باب غربىِ مسجد، «باب عاتکه» است که در حال حاضر به «باب الرحمه» مشهور است. نامگذارى این در به «باب رحمت» بر پایه حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است که شخصى از این در وارد شد و از خداوند طلب نزول باران کرد و پس از هفت روز، به خواسته همان شخص، که از همین در آمده بود، تقاضاى قطع باران شد.

در سوّم هم تا پیش از تغییر قبله، در دیواره جنوبى مسجد در میان محراب حضرت و حجره شریف بود که بعدها با تغییر قبله، به دیوار شمالى منتقل گردید.

گفتنى است از زمانى که حجراتى در کنار دیواره هاى شرقى، غربى و شمالى مسجد، ساخته شد، از هریک از حجرات، درى نیز به مسجد گشوده شد که صاحب آن خانه، از این در کوچک، که آن را «خوخه» نیز مى نامیدند، به مسجد وارد مى گردید. در سال سوّم هجرت، اندکى پیش از غزوه اُحد، فرمانى از سوى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ـ و در واقع از سوى خداوند ـ صادر شد که همه درها بسته شود مگر درِ خانه على(علیه السلام) «سُدُّوا الأبواب إلى المسجد إلاّ باب علی». این حدیث در منابع معتبر اهل سنّت آمده است.

از آنجایى که کوشش شده است تا مشابه این فضیلت براى ابوبکر هم درست شود، در سمت غربى مسجد، در نزدیکى باب السلام، جایى که ابوبکر خانه داشته، تابلویى روى دیوار غربى مسجد نصب شده که محل خوخه او را نشان مى دهد. گفتنى است که مسجد در آن سمت، چند ده متر توسعه یافته است.

گفتنى است که باب السلام و باب النساء در ابتداى بخش افزوده مسجد، توسط خلیفه دوّم بوده و در این دوره تأسیس شده است.

در بناى جدید، درهاى تازه اى ساخته شده است که جمعاً شامل هفت در بزرگ مى باشد. مجموع درها که با رقم و عدد مشخص شده به 41 عدد رسیده است. باب رقم 1 باب السلام و باب رقم 41 باب البقیع مى باشد.
 
* مناره هاى مسجد

بناى نخستینِ مسجد و توسعه هاى بعدى آن، تا زمان ولید بن عبدالملک، هیچ گونه مناره اى را نشان نمى دهد. در آن زمان مؤذّن تنها بر بام مرتفعى قرار مى گرفت و  نداى اذان سر مى داد. به دستور ولید، چهار مناره بر چهار گوشه مسجدالنبى ساخته شد. این مناره ها در گذر زمان جاى خود را به مناره هاى بزرگتر و مستحکم ترى داد. مناره هاى جدیدى به دست سلطان قایتباى ساخته شد که در توسعه جدید برخى از آنها از میان رفت و برخى باقى ماند. بعدها مناره هاى جدیدى براى مسجد ساخته شد.

چهار مناره اصلى مسجد عبارتند از: «مناره سلیمانیه» و «مناره مجیدیه» که در دو سوى ضلع شمالى قرار گرفته و هر دوى این مناره ها در دوره سعودى از بین رفته و بجاى آن، مناره هاى جدیدى ساخته شده است. سوّمین مناره در ضلع جنوب شرقى، در کنار قبه خضرا است که به مناره رئیسیه شهرت دارد. این مناره در سال 886، 888، و 892 سه بار توسط قایبتاى تعمیر شده که تاکنون نیز به همان صورت باقى مانده و ارتفاع آن شصت متر مى باشد.




مناره دیگر در ضلع غربى مسجد است که به «مناره باب السلام» شهرت دارد؛ چرا که در کنار باب السلام است. این مناره را احمد بن قلاوون، از سلاطین مملوکى مصر، در سال 706 هجرى بنا کرد و تا به امروز به همان صورت مانده است. مناره اى نیز در کنار باب الرحمه از بناهاى قایبتاى مملوکى بوده که در دوره سعودى از میان رفته است. در افزوده هاى جدید مسجد، که در دوره فَهَد انجام شد، شش مناره دیگر نیز به مناره هاى مسجد افزودند. مجموع مناره هاى مسجد در این زمان، به ده عدد مى رسد.
 
* موقعیت حجرات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و حجره فاطمه(علیها السلام)

زمانى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) زمین مسجد را گرفت، زمین هاى اطراف آن به وسیله صاحبانش براى اقامت آن حضرت و سایر مهاجران واگذار گردید. زمینى که در سمت شرقى مسجد بود، براى اقامت آن حضرت و همسران و دخترشان حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) اختصاص داده شد. برخى از مهاجران در قسمت هاى دیگر اطراف مسجد سکونت گزیدند وبدین ترتیب در اطراف مسجد خانه هایى ساخته شد که این خانه ها یک حجره داشت. طول و عرض حجره 5 و 4 و از در خانه تا در اتاق نیز 3.5 متر بود.




در بخشى که اختصاص به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) داشت، در سال پایانى زندگى آن حضرت، نُه خانه وجود داشت که تنها سقفى روى آنها کشیده شده و دیوارها از شاخه هاى نخل بنا شده و کمترین تزیینى در آنها دیده نمى شد. وقتى امّ سلمه دیوارهاى خانه اش را از خشت بنا کرد، کاملا متفاوت با دیگر حجره هاى همسران بود. در همان زمان، خانه هاى بزرگ سنگى و مزیّن زیادى که قلعه گونه بود و  اُطُم نام داشت، در مدینه دیده مى شد؛ قصرهایى مانند قصر کعب بن اشرف که عمارت سنگى آنها تا این اواخر برجاى مانده است.

به دلیل تغییر قبله در سال دوم هجرت، وضعیت خانه ها به صورت دیگرى درآمد. دلیلش این بود که پیش از آن قبله به سمت بیت المقدس بود و مسلمانان مدینه به سمت شمال نماز مى خواندند. طبعا در سمت دیوار جنوبى خانه ساخته شده بود. اما وقتى قبله به سمت مکه شد و مسلمانان به سوى جنوب نماز خواندند، این خانه ها به سمت هاى دیگر منتقل شد. باید گفت که مسجد النبى(صلى الله علیه وآله) از آن زمان تا به امروز، در بخش جنوبى، به جز چند متر، توسعه نیافته است.

در سمت شرقى مسجد، که اکنون محلّ دفن پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، در جنوبى ترین نقطه آن و حتى بالاتر از نقطه برابر با محراب، خانه حفصه بوده است. این نقطه در حال حاضر باید راهرویى باشد که منتهى به شرقى ترین در مسجد در برابر مضجع پیامبر(صلى الله علیه وآله)قرار دارد و مردم از آن درِ مسجد خارج مى شوند.

در ادامه حجره حفصه، حجره عایشه قرار داشت که طبق نظر مشهور، مدفن پیامبر(صلى الله علیه وآله)همانجاست. بعدها ابوبکر و عمر هم در همانجا دفن شدند.
 
منبع: کتاب آثار اسلامی مکه و مدینه (رسول جعفریان)
 
بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار