امروز : شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 18
۱۷:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 49193
تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 76
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ چند سال پیش که شاعر خوب و زلال اندیش مشهدی «مجید نظافت» را دیدم سه جلد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ چند سال پیش که شاعر خوب و زلال اندیش مشهدی «مجید نظافت» را دیدم سه جلد کتاب برایم هدیه آورده بود. من که همیشه ولع خواندن شعر داشتم و دارم، کتاب‌ها را از استاد گرفتم و خواندم. قطر هر کتاب حدودا به هشتاد ـ نود صفحه می‌رسید؛ گزینش‌های «مجید نظافت» گزینش و دست چینی از سر ذوق و دانایی بود. او در این کتاب‌ها که «کوچه‌های اجابت» نام داشت. اشعاری از شاعران معاصر (با تأکید بر شاعران انقلاب اسلامی) صفحات «کوچه های اجابت» را چراغانی کرده بود. وقتی شعرهای شاعران این مرز و بوم را با گزینش آقای نظافت خواندم، تازه دریافتم که شاعران امروزی اشعار فنی و جدی قابل تحسینی در مدح امام رضا(ع) دارند.

البته این مطلب را از آن رو نمی‌گویم که از شاعری تاکنون شعر زیبا برای آن حضرت نشنیدم، ولی اشعاری با این حجم (سه جلد) که در سایه سار آفتاب خراسان آرمیده باشند ندیده بودم. مثلاً طراوت و شادابی زبان در این غزل پنج بیتی که از «خانم پروانه نجاتی» است را بنگرید؛

«کجا؟ کجا؟ چه شتابی است در پرستوها

کدام سمت افق می‌دوند آهوها
در این سکوت معطر در این هوای غریب
چه قدر عاطفه باریده روی شب‌بوها
مسافران سراسیمه می‌رسند از راه

کبوترانه، غریبانه، از فراسوها

ضریح، شعله‌ای از چشم‌هایی ملتهب است
در ازدحام فروزان این هیاهوها
و ابرهای اجابت بهانه‌ها دارند
زمان تکیه سرها به بغض زانوها»

مجید نظافت، کوشیده است تا در کتاب «کوچه‌های اجابت» از قالب‌های متنوعی بهره جوید؛ غزل، قصیده، رباعی و ...

به یکی از رباعی‌های این کتاب که توسط «مجتبی نظام‌آبادی» سروده شده است، گوش بسپارید؛
«ذکر است تکلم کبوترهایت
قربان تبسم کبوترهایت

ای کاش جو نوک‌زده‌ای بودم من

در کاسه‌ی گندم کبوترهایت»

در این کتاب‌ها ـ که باز هم تأکید می‌کنم با عنایت استادانه مجید نظافت به گزین شده‌اند ـ اشعار با کیفیت، زیاد به چشم می‌خورد. و فقط زمانی می‌شود این زیبایی‌ها را به تماشا نشست که کتاب را خواند.

در این مجال کوتاه نمی‌توان به نقد و بررسی اشعاری که در کتاب گران سنگ مذکور آمده است پرداخت، اما این امکان هست که به عنوان آخرین کلام، غزلی با عنوان «مسافر» را از «کوچه‌های اجابت» برای شما گزینش کرد و خواند. این شعر از «خانم نرگس محمد‌نژاد» است که به لحظه‌های ناب شاعرانه دست یافته است؛ غزل را با هم می‌خوانیم ولی در این قسمت پایانی باید عرض کنم اگر همیشه گزینش‌های شعر شکرین فارسی با این نگاه و مقیاس گزینش می‌شد، تعداد علاقه‌مندان به این زبان اثر‌گذار روز به روز در حال رشد و تعالی بود؛
« از راه دور آمدم آقا مسافرم
من از تبار چلچله‌های مهاجرم
بالم شکسته، حال دلم رو به راه نیست
از لطف چشم‌های تو این گونه شاعرم

این کوله‌بار من پر درد است و خواهش است
بغض تمام آینه‌های معاصرم

پشت طلای پنجره ات قفل بسته ام
شاید بهار سبز بباری به خاطرم
از ازدحام لشکر غم‌ها دلم گرفت
آقا تو را به محض همین عشق وافرم
یک جرعه از سبوی دو چشمت بریز که
بی‌تاب آن نگاه غزل خیز آخرم
آقا تمام چلچله‌ها زائر تواند

من در محیط جذبه‌ی چشمت مجاورم»

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها