امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۶:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 49208
تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 139
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه سینما: نشست «نسبت سینمای ایران با مخاطب» با حضور ناصر هاشم زاده فیلمنامه نویس و مسعود اطیابی، ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه سینما: نشست «نسبت سینمای ایران با مخاطب» با حضور ناصر هاشم زاده فیلمنامه نویس و مسعود اطیابی، کارگردان در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار شد.

این دومین نشستی است که خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس درباره رابطه سینما و مخاطب در ایران برگزار کرده است.

 

تیترهای زیر اهم این نشست است:

 

*اطیابی: سینما وقتی مطلوب است که بتواند حال ما را خوب کند

*اطیابی: مشکل سینمای ما از 16 سال پیش شروع شد

*اطیابی: مشکل از آنجا شروع شد که سینماگر آدمی سیاست زده شد و برایش مهم شد که مدیر آینده چه کسی خواهد بود و قرار است چقدر از بودجه به او و طیف مورد نظرش برسد

*هاشم زاده: حال و روز سینمای امروز کشور، بازتابی است از حال و روز اقتصاد و حال و روز سیاسی کشور/در سینما با بحران مدیریتی اولیه مواجه هستیم

*هاشم زاده: مدیریت های ما فاقد نخبگی است

*هاشم زاده: در این 30 سال در عرصه فرهنگی مدیر باهوش و متخصص و اندیشمندی ندیدم

*هاشم زاده:هنرمند باید سیاست را بشناسد اما به سیاست بازی تن ندهد

*اطیابی: بعد از دوم خرداد اتفاقات پیش روی ما برنده و بازنده پیدا کرد

*اطیابی: مخاطبان امروز به جای اینکه مخاطب آثارمان باشند شده اند مخاطب دعواهایمان/امروز مخاطب نسبت به سینماگر، بسیار داناتر است

*اطیابی: چند صدایی با رعایت خط قرمزهای مشخص در سینما نباشد نتایج آن مخرب است/ممیزی حق مردم است

*هاشم زاده: صداهای موجود در سینما، صداهای مستقلی نیست/سینمای امروز ما سینمای سودجویی است که سودش در تولید است نه اکران

*هاشم زاده: مدتهاست که دیگر کاری به مخاطب نداریم/کسی که به سینما رهنمود می دهد باید یک پله بالاتر باشد

*هاشم زاده:باید مقابل تولید فیلمفارسی ولو با هزینه شخصی افراد ایستاد

*هاشم زاده: برخی امروز فیلمفارسی بدون رقاصه ولی با سکس پنهان می سازند و مدیر هم برای بیلان کاری از آنها حمایت می کند

*هاشم زاده: از دوم خرداد به بعد کاری کردیم که تفکر و خرد از سینما رخت ببندد/در این 8 سال هم سینمای متعهد و ارزشی ما ضربه خورد

*هاشم زاده: فعلا که در سطح مدیریتی قرار نیست اتفاق مثبتی بیفتد

*هاشم زاده: در تمام این سال ها هیچگاه فرد امانت داری در عرصه سینما روی کار نبوده است

*هاشم زاده: بعضی از سینماگران سعی شان این بوده که طی این سال ها مردم را عوام نگه دارند/ اقبال عمومی مردم نسبت به آثار سینمایی روز ایران کمتر از گذشته شده است

*هاشم زاده: طرف تمامی فیلم هایش را با پول دولت ساخته و بعد ادعای استقلال کامل هم می کند

*هاشم زاده: سینماگر باید به فرهنگ اصیل و عمیق خودمان تکیه کند

*هاشم زاده: مشکل از کسانی است که ادعای انقلابی بودن دارند اما تفکرشان در سینما هنوز تفکر فیلمفارسی است

 

 





 

 

متن کامل این نشست به شرح زیر است:

 

*اطیابی: سینما وقتی مطلوب است که بتواند حال ما را خوب کند

 

فارس: مانند میزگرد قبلی اول از این بحث شروع کنیم که حال روز امروز سینمای ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظرتان حال و روز این سینما خوب است یا بد؟

 

مسعود اطیابی: اینکه حال و روز سینمای امروز ایران خوب است یا بد، به نظرم چندان مهم نیست. ما باید ببینیم حال و روز جامعه ما خوب است یا بد. ما ابتدا قبل از هر چیز باید قابلیت های عظیم و مختلف هنر «سینما» را کشف کنیم و بعد به تحلیل اوضاع بنشینیم. «سینما» میتواند جامعه را چند گام به جلو ببرد و امید بدهد و کار ایجاد کند و باید ببینیم آیا تا به امروز در کشور ما چنین کاری کرده است یا نه؟ سینما می تواند فهم و درک و توان مردم را بالاتر ببرد تا بیش از همیشه در زندگی شان هدف مند و پُر انرژی باشند. اما سینماگر ما هیچ وقت حاظر نشد به چنین مقامی برسد و مسئولین هم هیچگاه چنین اطمینانی نکردند. سینما وقتی مطلوب است که بتواند حال ما را خوب کند تا با سرعت بیشتری به سوی اهداف بزرگ مان برویم.

 

*اطیابی: مشکل سینمای ما از 16 سال پیش شروع شد

 

فارس: با همه این حرف ها هنوز متوجه نشدم حال و روز سینمای امروز ایران را چطور ارزیابی می کنید؟

 

اطیابی: ببینید، حال و روز سینما مثل حال و روز پزشکی است! ما پزشکان خوب بسیاری در کشور داریم ولی امروز کسی از شرایط بیمارستان ها و درمان راضی نیست. ما سینماگران توانمندی در کشورمان فیلم میسازند اما اکثر مخاطبین از برآیند کلی تولیدات ناراضی هستند. اگر مقایسه کنید می بینید فیلم های امروز ما نسبت به آثار دهه شصت عقب تر نیست که بعضا جلوتر هم هست، اما اینکه چرا بسیاری، از مجموعه سینما به طور کلان ابراز نارضایتی می کنند دلایل زیاد دیگری دارد.

من فکر می کنم سینمای ایران در 16 سال گذشته- ، از همان زمانی که اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدند و نام "دوم خرداد" را گذاشتند "حماسه" ، لطمه خورد و به بی راهه رفت و زمین گیر شد. آفت "دوم خرداد" این بود که از فردای پیروزی، اصلاح طلبان شیپور به دست گرفتند و هرکه با "دوم خرداد" همراه بود را جزو حماسه نامیدند و هرکه در آن نقشی نداشت را سرکوب کردند!

 

*اطیابی: مشکل از آنجا شروع شد که سینماگر آدمی سیاست زده شد و برایش مهم شد که مدیر آینده چه کسی خواهد بود و قرار است چقدر از بودجه به او و طیف مورد نظرش برسد

 

این بدبختی ها ریشه اش در آن روز است. از همان روزی که سینماگر شد آدمی سیاست زده، و فیلمسازان به یکباره برایشان مهم شد که مدیر آینده چه کسی خواهد بود و قرار است چقدر از بودجه و ثروت به او و طیف مورد نظرش برسد. سینمای ایران از "دوم خرداد" سیاست زده شد و از مردم فاصله گرفت. کسانی صاحب سرمایه و قدرت شدند که خودشان را برتر از مردم می دیدند و تفکرشان با توده های مردم مماس نبود. مردم هم وقتی دیدند فیلم های روی پرده چیزی جدیدی بهشان نمی دهد و ضد تفکر آنهاست از سالن های سینما فاصله گرفتند. ما باید ریشه این نابسامانی ها را، ریشه فاصله ای که امروز بین مخاطب و سینما افتاده را، در اتفاقات و شرایط آن روزها تحلیل کنیم.

 

 





 

*هاشم زاده: حال و روز سینمای امروز ما بازتابی از حال و روز اقتصاد و حال و روز سیاسی کشور است/در سینما با بحران مدیریتی اولیه مواجه هستیم

 

فارس: شما نظرتان چیست آقای هاشم زاده...

 

هاشم زاده: جناب اطیابی اشارات بسیار خوبی داشتند مخصوصا در نگاه گذرایشان به 16 سال اخیر. حال و روز سینمای امروز کشور، بازتابی است از حال و روز اقتصاد کشور، بازتابی است از حال و روز سیاسی کشور. اگر حال و روز سینما خوب نیست، وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور هم خوب نیست. اگر مردم این سینما را به طور کامل نمی پسندند، باید دید آیا اقتصاد و فضای آلوده سیاسی موجود را می پسندند؟ چرا همه امروز یقه ما را گرفته اند؟ یقه آنهایی را بگیرند که وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور را به این روز انداختند. یقه مسئولان و مدیرانی را بگیرند که در این سال ها هیچ کار مثبتی را انجام ندادند. چرا در کشور ما این همه جوان بیکار است؟ مخاطبان سینما اکثرشان جوانان هستند و این جوانان چند درصدشان شاغل هستند؟ چند درصدشان صبح زود از خواب بلند می شوند و سر کار می روند؟ چطور ما از آن جوان می خواهیم بیاید صف سینما بایستد و بلیط بگیرد و با آرامش و دقت فیلم هم تماشا کند؟ در داخل سینما هم مشکلات فراوان است. چرا انتظار داریم که فیلم های مان مسائل و دغدغه های مردم را بیان کنند؟ فیلمساز ما وقتی از کانال خاصی بودجه میگیرد، مسائل و نگاه همان کانال خاص را مطرح میکند نه مسائل و دغدغه مردم را. مدیریت های گذشته و مدیریت جاری در این چند سال، نشان دادند که ما با یک بحران عظیم اولیه مدیریتی رو برو هستیم.

 

*هاشم زاده: مدیریت های ما فاقد نخبگی است

 

فارس: اصلی ترین دلیل این بحران مدیریتی چیست؟

 

هاشم زاده: اصلی ترین دلیلش این است که نخبگان فکری ما در عرصه مدیریت فرهنگی کشور حضور ندارند. مدیریت ها فاقد نخبگی هستند. ما از همان اول در مدرسه، همه دانش آموزان مستعد و درس خوان را فرستادیم پزشک و مهندش شوند و آن پخمه ها و تنبل های ته کلاس را که به زور نمره 10 می گرفتند را فرستادیم رشته علوم انسانی، بعد همین ها شدند مسئول. تلخ تر اینکه همان کسی که در گذشته نمره اش خوب بود و نخبه بود و رفت رشته تجربی و ریاضی، امروز باید حرف تنبل ته کلاس را گوش بدهد. خوب معلوم است گوش نمی دهد!

در حال حاضر «هنر» تنها جایی در کشورمان است که همه با علاقه قلبی سمتش می روند. طرف در میانه دانشگاه، تحصیل پزشکی و ریاضیات و فلسفه را رها کرده و آمده سمت هنر. بر اساس سلیقه ای که داشته مسیر پیش رویش را انتخاب کرده اما کدام وزیر فرهنگ و ارشاد از ابتدا به فرهنگ و هنر علاقه مند بوده و با اشتیاق به این وادی پا نهاد و یک نظریه فرهنگی و هنری درست درمان داشته است؟ این توافقات و بده بستان ها باید بهم بخورد. چرا باید کسی مسئول فرهنگی باشد که چیزی از فرهنگ نمی داند؟ شما آیا در عرصه نظامی و پزشکی هم این کار را می کنید؟

 

*هاشم زاده: در این 30 سال در عرصه فرهنگی مدیر باهوش و متخصص و اندیشمندی ندیدم

 

اما در عرصه فرهنگی آقایان با خودشان می گویند چیزی نیست که! طرف 6 ماه میاید روی کار همه چیز را یاد می گیرد! سینما چیز عجیبی نیست که! یعنی دقیقا همان جایی که باید انسان سازی شود ما نخبه ها را می فرستیم زیر دست ناکارامدهای بی سواد! بی سوادهایی که یک عده شان یک شبه دکتر و فیلسوف شده اند!

در این 30 سال چند وزیر ارشاد برای جشنواره های فیلم فجر پیام فرستند؟ کجاست این پیام ها؟ در ذهن چه کسی است؟ از همان اولین دوره جشنواره فجر وزاری ارشاد برای تمامی شان پیام فرستادند اما امروز حتی یکی از این پیام ها در ذهن کسی نمانده است. همه در سالن منتظرند پیام وزیر تمام شود تا بروند فیلم ها رو ببینند. هیچ وزیر ارشادی به اندازه هنرپیشه درجه 3 هم مورد استقبال اهالی سینما واقع نشده است! من در این 30 سال در عرصه فرهنگی مدیر باهوش و متخصص و اندیشمندی ندیدم.

 

*هاشم زاده:هنرمند باید سیاست را بشناسد اما به سیاست بازی تن ندهد

 

البته من اگر می گویم هنر نباید تابع سیاست باشد منظورم این نیست که نباید به سیاست توجه بکند. اتفاقا هنرمند باید سیاست را بشناسد و اصلا نمی شود که هنرمندی تفکر و نگرش سیاسی نداشته باشد. اگر می گویم هنر نباید تابع سیاست باشد به این معنا که نباید تن بدهد به بازی های سیاسی حزب های مختلف. به این معنا که نباید آلوده شود به سلیقه های مسئولی که امروز با تشویق و هورا روی کار میاید و فردا با دشنام و توهین بیرونش می کنند. هنر نباید گوش به فرمان تعلقات سیاسی مقطعی باشد.

 

*اطیابی: بعد از دوم خرداد اتفاقات پیش روی ما برنده و بازنده پیدا کرد

 

فارس: آقای اطیابی؛ آقای هاشم زاده گفتند که هنر نباید تابع سیاست باشد. شما هم در ابتدای حرف هایتان از سیاست زده شدن فضای کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 گفتید. اگر میشود این ماجرای سیاست زده شدن را بیشتر باز کنید.

 

اطیابی: من اگر با تفکر سیاسی خودم فیلم بسازم اتفاق بسیار خوبی است، اما اینکه با تفکر سیاسی مدیرکل سینمایی فیلم بسازم، سر منشاء آسیب است. ما از "دوم خرداد" به بعد، متاسفانه اتفاقات پیش رویمان همیشه برنده و بازنده داشت. فضا را به گونه ای کردند که عده ای این سوی جوب باشند و عده ای آن سوی جوب. همه را رو در روی هم قرار دادند. همه را با هم سرشاخ کردند. عده ای آمدند این سمت و عده ای هم رفتند آن سمت. همه چیز شد میدان رو در رویی و برد و باخت. عده ای از فیلمسازان دیگر جای آنکه تفکرات خودشان را فیلم کنند، تفکرات سیاست مقطعی حاکم را فیلم کردند. مردم هم به طبع فهمیدند قضیه از چه قرار است و از سینما فاصله گرفتند. مردم امروز از همه چیز آگاهند. حتی فیلمی که زیرش آرم بنیاد سینمایی فارابی یا سازمان فرهنگی - هنری شهرداری یا حوزه هنری را داشته باشد، مردم روی هوا می فهمند بودجه اش از کجا آمده و مدیران آن نهاد چه تفکر و نگرش و سلیقه ای دارند. می فهمند فلان فیلم برای کجاست و با خلاقیت فردی فلان فیلمساز ساخته شده یا سفارشی و دستوری از سوی فلان ارگان بوده است؟

*اطیابی: مخاطبان امروز به جای اینکه مخاطب آثارمان باشند شده اند مخاطب دعواهایمان/امروز مخاطب نسبت به سینماگر، بسیار داناتر است

فارس: این سیاست زدگی نمودش در رابطه مابین خود سینماگران چطور بوده است؟

 

اطیابی: نمودش همین فاجعه ای است که امروز دامن گیر سینما شده است. همین فاجعه ای که امروز می بینید. همه به جان هم افتادیم و فحش و توهین بار یک دیگر می کنیم. حتی به فیلم ها و آثار یکدیگر بی احترامی می کنیم. بی توجهی رسانه ای به بعضی فیلم های خوب و توجه رسانه ای به بعضی فیلم های بد ، عدم رعایت عدالت در تبلیغ فیلم ها ، شهروند درجه یک و دو ساختن و فضای برنده و بازنده به وجود آوردن، همه اش مسائلی است که نمودش را امروز در داخل سینما و رابطه اهالی سینما با هم می بینید. خیال کردیم مردم متوجه این دعواها نمی شوند، در حالی که مردم از همه چیز باخبرند. مخاطبان، امروز جای اینکه مخاطب آثارمان باشند شده اند مخاطب دعواهایمان. اینکه فلان فیلمساز طرف چه کسی است و ما باید ازش خوشمان بیاید یا نه، یا فلان سینماگر چه سمت و سویی دارد و باید ازش بدمان بیاید یا خیر.

ما باید واقعیت را قبول کنیم. امروز مخاطب نسبت به سینماگر، بسیار داناتر است. با مطالعات گسترده و فراوانی که دارد مسائل بیشتری را نسبت به یک فیلمساز می داند و به چیزهایی دانش دارد که سینماگر ما ندارد.

*اطیابی: چند صدایی(با رعایت خط قرمزهای مشخص) در سینما نباشد نتایج آن مخرب است/ممیزی حق مردم است

فارس: مسئولین و مدیران با رفتار و کنش هایشان چقدر در به وجود آمدن چنین فضایی مقصر بودند؟

 

اطیابی: بزرگترین صدمه ای که مسئولین به سینمای ایران زدند جلوگیری شان نسبت به وجود آمدن چند صدایی در سینما بوده است. با تمام قدرت در مقابل چنین اتفاقی ایستادند و امروز ما شاهد نتایج مخرب اش هستیم. وقتی همه ی خبرگزاری ها یک خبر را بدهند دیگر مخاطب دلیلی نمی بیند که به همه خبرگزاری ها سر بزند. تنها وارد یک خبرگزاری می شود و همه خبرها دستش میاید. امروز کسی سینما نمی رود چون فیلم ها شبیه به یکدیگرند. انگیزه فیلم دیدن در مردم از بین رفته است. میروند ماهواره و شبکه و اخبارهای خارجی تا صداهای دیگر را هم بشنوند. مقصر به وجود آمدن چنین فضایی کیست؟ اول از همه مسئولین. اگر ما سینمای مان میشد سینمای چند صدایی، اگر هم فیلمساز بسیجی میتوانست فیلمش را بسازد و هم فیلمساز اپوزوسیون، آنوقت دیگر مخاطب با آثار یک شکل و یک صدا روبرو نمیشد. البته خط قرمزها هم باید مشخص باشد. آن چیزی که مردم را متفرق می کند و باعث شکاف و فاصله در جامعه می شود خط قرمز است و همه به آن احترام بگذارند. من ممیزی را همیشه حق مردم دانستم و بر این نظر بودم که انتظار مردم از حاکمیت این است امنیت شان را فراهم کند. از امنیت مرزها و امنیت اجتماعی، تا امنیت فرهنگی. اما این حرف به آن معنا نیست که صداها را خفه کنیم و نظرات مختلف را سرکوب کنیم. تامین امنیت فرهنگی کشور هیچ ربطی به این ندارد که تفکرات مختلف اجازه حرف زدن نداشته باشند و فقط ما حرف بزنیم.

*هاشم زاده: صداهای موجود در سینما، صداهای مستقلی نیست/سینمای امروز ما سینمای سودجویی است که سودش در تولید است نه اکران

هاشم زاده: آن صداهای محدود ِ موجودی هم که امروز به گوش می رسد صداهای چندان مستقلی نیست. ما در سینمایی به سر می بریم که با پول نفت ارتزاق می کند و اگر فروش سالانه نفت کشور خوب باشد، فیلم بیشتری می سازیم و اگر فروش نفت کم باشد بلعکس. یک عده هم به مراکز قدرت نزدیک تر هستند و عده ای هم میدانند باید چه کنند تا نظر مراکز قدرت را به سمت خودشان جلب کنند.

ما در سینمایی به سر می بریم که بیشتر محصولات اش چون استقلال اقتصادی ندارد، از نظر فکری هم استقلال اش را از دست داده است. این سینما می شود سینمای سودجویی که سودش در تولید است، نه در اکران. یعنی هروقت پروژه ای را به تولید برسانیم، سودمان را کرده ایم و حالا اگر فیلم فروش خوبی داشته یا نداشته باشد اهمیتی ندارد. همین که استارت تولید فیلم را زدیم جیبمان پر پول می شود. هیچ مدیر جدیدی هم نمیاید برنامه های مدیر قبل از خود را نقد کند و بگوید این پول مفت خرج کردن ها به بی راهه رفتن است. نمی گوید، زیرا پای خودش هم در این ماجرا گیر خواهد بود! خودش هم باید با همین پول نفت مدیریت کند و به نزدیکان اش از همین طریق برای تولید فیلم پول بدهد.

*هاشم زاده: مدتهاست که دیگر کاری به مخاطب نداریم/کسی که به سینما رهنمود می دهد باید یک پله بالاتر باشد

فارس: خود شما به عنوان یک فیلمنامه نویس وقتی چیزی می نویسید چقدر در طول نوشتن، مخاطب را در نظر می گیرید؟

هاشم زاده: مدتهاست که فکر میکنم ما دیگر کاری به مخاطب نداریم. البته این را هم بگویم من با سینمایی که عده ای راه و روش بهش نشان بدهند مخالفتی ندارم. من میگویم آن کسی که رهنمود می دهد باید یک پله بالاتر باشد. سینمای ما به سفارش هم نیاز دارد و سفارش دادن و سفارش گرفتن ذاتا اتفاق بدی نیست. چیزی که بد است این است که سفارش دهنده نادان باشد! و از سینماگر بخواهد نادان بنویسند و نادان بسازد! آن سینمای مستقلی هم که ازش دم می زنیم به آن صورتی که می گویند وجود خارجی ندارد. آن تعداد از افرادی هم که ریسک می کنند و با جیب شخصی شان وارد عرصه تولید می شود را واقعا باید ارج بنهیم و قدرشان را بدانیم. کار بسیار بزرگی می کنند و باید هوایشان را داشت. البته نه آن عده از این افراد که همچنان در پی تولید فیلمفارسی هستند!

*هاشم زاده:باید مقابل تولید فیلمفارسی ولو با هزینه شخصی افراد ایستاد

فارس: منظورتان تولید فیلمفارسی در بخش خصوصی است؟

 

هاشم زاده: بله، هنوز هستند کسانی که با جیب شخصی فیلم می سازند اما چیزی جز تولید فیلمفارسی بلد نیستند. به مخاطب ضربه میزنند و عادتش میدهند به تماشای آثار سخیف. «انقلاب» ما در ذات خود همیشه در پی این بوده که به مردم ارج بنهد و جایگاه بلندی بهشان بدهد، اما هنوز موجوداتی با آثار سخیف به شعور و دانایی مردم توهین می کنند و دست کم شان می گیرند. باید در مقابل شان ایستاد و نگذاشت فیلمفارسی آرام آرام گسترده شود و این موجودات قدرتمند شوند.

 

*هاشم زاده: برخی امروز فیلمفارسی بدون رقاصه ولی با سکس پنهان می سازند و مدیر هم برای بیلان کاری از آنها حمایت می کند

فارس: "این موجودات"ی که می گویید، به طور مشخص چی کسانی هستند؟

هاشم زاده: کسانی که خوب بلدند مدیران را رنگ کنند! ببینید، ما یک سری مدیر داریم که برای اینکه فردا بتوانند با پرونده کاری شان پز بدهند باید چند کار پر فروش هم در زمان مدیریتشان ساخته شود. "این موجودات" هم سریع می روند روی مخ مدیریت های مختلف که ما می توانیم دوباره فیلمفارسی را زنده کنیم و فیلم های میلیاردی و پرفروش بسازیم، ولی اینبار بدون رقاص! بدون آرتیستی که عرق بخورد! بدون رابطه جنسی! اما همه قرطی بازی های که لازمه یک سکس پنهان است در فیلم باشد. مدیران ما هم برای اینکه فردا بتوانند با پرونده کاری شان پز بدهند که مثلا ما هم فیلم میلیاردی داشتیم، به حرف های این موجودات گوش می دهند و بهشان مجوز میدهند و در پشت صحنه حمایتشان می کنند. این موجودات همان هایی هستند که عرصه را بر فیلمسازان جوان و با استعداد که در این دهه توانایی هایشان را نشان دادند بستند.

 

فارس: اما آمار رسمی فروش سینماها در این سال ها خلاف حرف شما را ثابت می کند. امروز کدام فیلمفارسی مبتذل فروش دارد؟ اکثر اینطور فیلم ها در این سال ها در گیشه شکست سنگین خورده اند.

 

هاشم زاده: چه کسی چنین حرفی زده؟ اکثرا اینطور فیلم ها هستند که می فروشند. چه کسی گفته نمی فروشند؟

 

فارس: اسم نمیاورم اما آمار رسمی مشخص است. آثار آن تعداد معدود از تهیه کنندگان به اصطلاح خصوصی که هنوز در پی فیلمفارسی هستند، طی این سال ها به هیچ وجه نتوانست گیشه ها را تصرف کنند.

 

هاشم زاده: حداقل توانست دخل و خرج خودش را در بیاورد و هزینه تولیدش را تامین کند. حالا شما بگو این فیلم هایی که بنیاد فارابی می سازد چقدر فروش دارد؟ فیلم های حوزه هنری و فیلم های دولتی چقدر می فروشد؟ هیچی! همان مقدار فروش فیلمفارسی را هم ندارد!

 

فارس: بحث مقایسه فارابی با تهیه کنندگان سازنده فیلمفارسی نیست. می گویم امروز چه فیلمفارسی سازان، چه بنیاد فارابی یا هرجای دیگر، اگر فیلم ضعیف و خسته کننده و سطحی بسازند دیگر کسی برای تماشایش به سالن سینما نمی رود.

 

هاشم زاده: اما همین جریان فیلمفارسی این روزها دارد همین طور جلو میاید و کم و بیش اقتصاد سینما را هم جواب می دهد!

متاسفانه امروز فیلمسازان متفکر و اهل اندیشه ما در حال محو شدن هستند. امروز برای مدیران ما، دیگر اندیشه و خرد و انقلابی بودن ارزشی ندارد.

*هاشم زاده: از دوم خرداد به بعد کاری کردیم که تفکر و خرد از سینما رخت ببندد/در این 8 سال هم سینمای متعهد و ارزشی ما ضربه خورد

فارس: مدیران در این شرایط باید به طور دقیق چه عملی انجام بدهند؟

هاشم زاده: آن بخش از سینما که در این سال ها نشان داده استعداد لازم را برای شکوفایی و بلوغ دارد، دارای تفکر و اندیشه است، به مخاطب و مردم احترام می گذارد و سطح اطلاعات و دانایی شان را بالاتر می برد را پشتیبانی کنند و فضای لازم را برای حضور و دیده شدنشان فراهم کنند. اگر این اتفاق در این 30 سال می افتاد امروز ما دیگر نمی نشستیم دور هم در مورد فراری شدن مردم از سینماها حرف بزنیم. شما ببینید در این 8 سال که دوستان به اصطلاح ارزشی روی کار بودند و ادعای بسیجی بودن هم داشتند چه ضربه هایی به سینمای متعهد و ارزشی ما زده شده است. دهه های قبل هم همین بود. ما از دوم خرداد به بعد کاری کردیم که تفکر و خرد از سینما رخت ببندد. مسئله، مسئله سیاست زدگی ای به معنای بد کلمه است. عده ای فرصت طلب از فضای موجود سوء استفاده کردند و با خودنمایی، تفکرات سطحی و دست چندمشان را تولید و عرضه کردند. تلویزیون امروز دارد چه کار می کند؟ سلیقه مردم را بالاتر می برد یا تخریب می کند؟ کار به جایی رسیده که یک شبکه مخرب ماهواره ای تمام رسانه های داخلی را به خطر می اندازد...

 





 

اطیابی: که تازه چیز مثبت و بدرد بخوری هم ندارد...

هاشم زاده: چه اتفاقی دارد در این مملکت می افتد؟ چرا فرانسوی ها از این مسئله نمی نالند که شبکه ای مثل "من و تو" دارد به کشور و مردم شان ضربه میزند؟ چرا فرانسه فرار مغزها ندارد؟ چرا مغزهای فرانسوی فرار نمی کنند به آمریکا؟ چرا مغزهای آمریکا فرار نمی کنند به کانادا؟ چرا این معضل تنها برای من ِ ایرانی اتفاق می افتد؟ اگر فضا برای خروج از کشور آزاد بشود، چه کسی مهاجرت نمی کند؟ بچه های کدام یک از این مسئولین آن سوی آب نیستند؟ کدام شان آن سوی آب تحصیل نمی کنند؟ من اگر بچه هایم آن ور آب درس نمی خوانند چون در آمد مالی ندارم! رک بهتان بگویم. برای این است که من 5 جوان تحصیل کرده فوق لیسانس بیکار توی خانه دارم!

اطیابی: و البته با استعداد!

*هاشم زاده: فعلا که در سطح مدیریتی قرار نیست اتفاق مثبتی بیفتد

هاشم زاده: خاصیتش این است عزیز دلم! این ویژگی پارتی بازی و فامیل محوری در اکثر مسئولین ممکلت ما هست و هرکدامشان که مدیر شود اطرافیانش همه کاره می شود. چون نتوانستیم مشکل بیکاری را حل کنیم و برای جوانان درآمدزایی داشته باشیم. یا با پارتی بازی بهشان پست و مقام می دهیم یا برای زندگی می فرستیم شان غرب. من نمی خواهم بگویم غرب بد است، ما باید خودمان را احیا کنیم. فعلا که در سطح مدیریتی قرار نیست اتفاق مثبتی بیفتد زیرا همه چیز منصوبی است و کسی از من فرهنگی مشورت نمی گیرد که بهتر است چه کسی وزیر فرهنگ و سینمای کشور شود؟ فعلا همان آش است و همان کاسه. چه بسیار سینماگری که پر از ایده های ناب و عمیق و جذاب بودند ولی با توجه به سطح مبتذل مدیریت های دوره های مختلف، هی خودشان را پایین آوردند و پایین آوردند و حالا پس از چند سال که به خودشان نگاه می کنند می بینند چقدر از خودش حقیقی شان دور شده اند. دیگر با خودش بیشتر مخالف است تا با دیگران! این ضرورت هایی است که از ما آدم دیگری می سازد.

حضرت رسول(ص) می فرماید: «اگر کارها را به غیر اهلش بسپارید، مملکتی را نابود کرده اید.»

یعنی شما شاید آدم خوبی باشی، اما تخصص ات چیست؟ ساعت سازی است؟ خوب وقتی بیایی بشوی مسئول کشتی کشور بلطبع کشتی کشور خراب خواهد شد. اگر کشتی گیری باشی و بشوی مسئول فرهنگ و ارشاد، یعنی فرهنگ را به بی راهه خواهی برد. شاید بعضی هایشان واقعا آدم های خوبی باشند اما این خوبی که به درد نمی خورد! عدم تخصص در مدیریت کشور را به نابودی می کشاند.

*هاشم زاده: در تمام این سال ها هیچگاه فرد امانت داری در عرصه سینما روی کار نبوده است

حدیث از «امام معصوم» داریم که فرموده: «امانت ها را به اهلش بسپارید.»

نگاه می کنیم و می بینم در تمام این سال ها هیچگاه فرد امانت داری در عرصه سینما روی کار نبوده است. آدم فرهنگی و هنرشناس بر مسند مدیریت تکیه نزده است. نه خبری از دلسوزی و تعهد است و نه خبری از تخصص و حضور اهل فن. ما امروز می خواهیم مقابل غرب بایستیم، غربی که دارد با تمام قدرت به ما حمله می کند، آیا فضای فرهنگی کشور امروز آماده چنین ایستادگی ای هست؟ آیا دستگاه ها و مدیران هنری کشور کشور خود را برای این رویارویی آماده کرده اند؟ از نظر من اوضاع به هیچ عنوان مساعد نیست.

*هاشم زاده: بعضی از سینماگران سعی شان این بوده که طی این سال ها مردم را عوام نگه دارند/ اقبال عمومی مردم نسبت به آثار سینمایی روز ایران کمتر از گذشته شده است

اطیابی: در ادامه مبحث قبلی بگویم که این حرف آقای هاشم زاده بسیار درست است که فرمودند بعضی از سینماگران سعی شان این بوده که طی این سال ها مردم را عوام نگه دارند- ، اما واقعیت این است که نتوانستند. مردم عوام نماندند و جلوتر آمدند و داناتر شدند. شما اگر بروید توی روستاها در باب کلان‌ترین مسائل روز سیاسی و اقتصادی حرف بزنید، می بینید که چقدر تحلیل آن روستایی درست تر و کارشناسی تر از به اصطلاح کارشناسان سیاسی و اقتصادی است.

من در این سال ها با مردم زیادی برخورد داشتم و با قطعیت می گویم که امروزه مردم ما فراتر ار حد تصور اندیشمند و تحلیل گر هستند. اما نکته ی مهمی که باید اینجا باز کنم این است که من کلا مخالف این نظرم که تمامی آثار سینمایی باید برای مخاطب انبوه و گسترده ساخته شود. بعضی از فیلم ها اتفاقا می تواند برای قشر خاصی باشد.

 

هاشم زاده: و اینگونه آثار هم ساخته شود...

 

اطیابی: بله؛ بعضی از فیلم ها حتی مخاطب خاص جهانی دارند. شاید در کشور ما مثلا هزار نفر آن را ببینند، اما در بسیاری از کشورهای خارجی به طور جداگانه مخاطبان پیگیر خود را پیدا می کند.

 

فارس: و در انتها از نظر اقتصادی روی پای خودش می ایستد.

 

اطیابی: دقیقا؛ شاید حتی در انتها از فیلم های میلیاردی داخلی هم بیشتر بفروشد. اگر غیر از این هم باشد باز من در تولید چنین آثاری مشکلی نمی بینم. اینکه فکر کنیم همه ی فیلم ها باید میلیاردی باشند به بی راهه رفتن است. مشکل ما اصلا این چیزها نیست، مشکل از جایی شروع می شود که می بینیم در یک نمای کلی، اقبال عمومی مردم نسبت به آثار سینمایی روز ایران کمتر از گذشته شده است.

 

فارس: و فیلمهای پرفروش ما هم امروز اگر خیلی بفروشند شاید نزدیک به یک میلیون نفر مخاطب به سینما نکشانده باشند. اگر آمار فروش فیلم ها در شبکه خانگی و مجازی را کنار بگذاریم، امروز فیلم های پرفروش و میلیاردی ما هم تعداد مخاطبین شان بسیار اندک و معدود است.

 

اطیابی: فاجعه همین جا است. اگر افزایش قیمت یک قطعه بلیط را در نظر بگیری می بینی امروز حتی فیلم چند میلیارد تومانی نسبت به فیلم های مخاطب پسند ده سال قبل کمتر فروخته است. کمتر آدم برای دیدنش به سینما رفته است. تعداد مخاطب سینمارو در این سال ها خیلی کمتر از گذشته شده است. این یعنی عدم اعتماد مردم نسبت به آثار ساخته شده. چیز دیگری که ذهن مرا این روزها درگیر می کند این است که چرا فیلم های سیاسی در کشور ما تنها زمانی ساخته می شوند که گروه سیاسی نزدیک به آن فیلمساز روی کار است؟ چرا وقتی آن گروه سیاسی از عرصه قدرت کنار می رود دیگر آن فیلمساز، فیلم سیاسی نمی سازد؟

هاشم زاده: در حالی که رسمش این است که وقتی از نظر سیاسی گروه مخالف یک فیلمساز روی کار آمدند، آن فیلمساز بیش از پیش فیلم اعتراضی نسبت به شرایط موجود بسازد.

اطیابی: اما این اتفاق به هیچ عنوان نمی افتد و برعکس هم می شود. تا وقتی فلان حزب روی کار هست فیلمسازان نزدیک به آن حزب فیلم های سیاسی مطلوب آن حزب را می سازد، از وقتی هم که آن حزب برود آن فلیمسازها دیگر فیلم سیاسی نمی سازند و می روند سراغ ژانرهای دیگر! وقتی من می گویم در سینمای ایران به هیچ عنوان چند صدایی نیست همین است. احزاب جرات ندارند سفارش دهنده آثار سینمایی باشند. در حالی که باید از به وجود آمدن چنین فضایی استقبال کرد. چه ایرادی دارد؟ اگر جناج اصولگرا سر کار است، افراد اصلاح طلب باید بتوانند آثار اعتراضی شان را تولید و عرضه کنند، و اگر جناح اصلاح طلب حاکم شد، فیلمسازان اصولگرا باید بتواند با تولید آثار هنری - سینمایی به آن قسمت از مواردی که انتقاد دارند بپردازد. آن وقت مطمئن باشید مردم دوباره با سالن های سینما آشتی می کنند و سالن ها دوباره پُر خواهد شد.

*هاشم زاده: طرف تمامی فیلم هایش را با پول دولت ساخته و بعد ادعای استقلال کامل هم می کند

هاشم زاده: مشکل دیگر این است که اگر امروز از دولتی ترین فیلمساز بپرسی چرا شما پول همه فیلم هایت را از دولت میگیری، پوزخندی می زند و می گوید من؟ محال ممکن است! مستقل تر از من اصلا در این کره خاکی وجود ندارد! طرف تمامی فیلم هایش را با پول دولت ساخته و بعد ادعای استقلال کامل هم می کند.

*هاشم زاده: سینماگر باید به فرهنگ اصیل و عمیق خودمان تکیه کند

فارس: در چنین فضا و موقعیتی که به قول شما همین آش است و همین کاسه، وظیفه فیلمساز و سینماگر این کشور چیست؟

 

هاشم زاده: وظیفه این است که به فرهنگ اصیل و عمیق خودمان تکیه کنیم. ما در طی قرون گذشته بزرگان و اندیشمندان و فلاسفه بزرگی در عرصه های مختلف فکری و فرهنگی و عرفانی داشتیم. ما فرزندان همان آدم هاییم. مسلما امروز دوباره این قدرت فکری و هنری میتواند بروز پیدا کند و «اینجایی» باشد. اینکه عده ای به اسم روشنفکری بگویند ما مستقل هستیم، ما اندیشمند هستیم، ما متفکر هستیم و... ، آنوقت باید ازشان پرسید شما اول بفرمایید «کجایی» هستی؟! آیا با این فرهنگ و این مردم نسبتی داری؟ بنده به شخصه می خواهم زبان امروز سرزمینم باشم، اما در ادامه زبان پدرانم. اما فلان روشنفکر، اینجایی نیست، ترجمه دسته دوم فلان نویسنده فرانسوی است. نمی گویم نباشد، باشد، اما دیگر مدعی میراث داری «حافظ» و بزرگان فرهنگ و ادب این آب و خاک نباشد. این یک طرف ماجرا. از طرف دیگر از نظر مشکل اصلی کشور ما در تمام این سالها کسانی هستند که با ادعای ارزشی و پایبندی به ارزش ها، به ارزش ها و آموزه های مقدس «دینی» توهین کردند. به قول شاعر: "ترسم از ترکان تیرانداز نیست - طعنه تیرآورانم می کُشد."

*هاشم زاده: مشکل از کسانی است که ادعای انقلابی بودن دارند اما تفکرشان در سینما هنوز تفکر فیلمفارسی است

چیزی که امروز به اسم دین و دینداری بیان می شود هیچ ارتباطی با «دین» ندارد. مشکل اصلی ما از جبهه آن وری ها و به اصطلاح  روشنکفران نیست، مشکل اصلی از این وری هاست. مشکل از کسانی است که ادعای انقلابی بودن دارند اما تفکرشان در سینما هنوز تفکر فیلمفارسی است. ما امروز گرفتار یک مشت آدم مذبذبی هستیم که روشنفکرزده نیستند، ولی با ریاکاری و دقل بازی از مدیران به اصطلاح ارزشی ما باج می گیرند و سیبیل چرب می کنند. مدیران ما هم پشتیبان شان می شوند. اگر مدیریت فرهنگی سرزمین ما پشتیبان کسانی بود که به معنای واقعی کلمه «مسلمان» هستند و نگران آینده ایران و ایرانی اند و دلسوز انقلاب و نظام اند، مطمئن باشید پرچم فرهنگ ما در سراسر دنیا برافراشته می شد. این سرافرازی و استقلال، در تحقق «تفکر» ایحاد می شود. تحقق تفکر، تحقق آزادی است. آن چند صدایی که آقای اطیابی می گوید، زمانی به وجود میاید که ما متفکرین کشورمان را آزاد بگذاریم. وقتی کسی متفکر باشد، آزادی را ذاتا حس می کند. وقتی آزادی حس بشود ما به علائق حقیقی مان خواهیم پرداخت و آنوقت به جایی که مطلوبمان است خواهیم رسید.

انتهای پیام/ی
برچسب ها:
آخرین اخبار