امروز : دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 29
۲۲:۱۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 49645
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۳
تعداد بازدید: 168
مینا عبدی ـ خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس: داریوش طلایی نوازنده تار و سه‌تار و داور هفتمین جشنواره موسیقی جوان است. وی از شاگردان ...

مینا عبدی ـ خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس: داریوش طلایی نوازنده تار و سه‌تار و داور هفتمین جشنواره موسیقی جوان است. وی از شاگردان عبدالله دوامی و علی اکبر شهنازی است. او دارای مدرک کارشناسی دانشکده هنرهای زیبان دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد در رشته موسیقی شناسی از دانشگاه پاریس است. وی همچنین دکترای خود را از دانشگاه نانت فرانسه گرفته است. او اکنون عضو هیأت علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشگاه هنر  در رشته موسیقی است. این هنرمند و مدرس دانشگاه با پایان یافتن جشنواره موسیقی جوان درباره شرایط هنرمندان جوان با ما به گفت‌وگو نشست.

برآورد جشنواره موسیقی جوان و شرایط موسیقی آینده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به آن‌چه در جشنواره موسیقی جوان دیدم؛ شکوفایی استعدادهای جوان را در نوازندگی شایسته تقدیر دانستم به ویژه در رده‌های سنی جوانتر یعنی گروه سنی «الف» استعدادهای درخشانی دیدم.

به اعتقاد من در نسل‌های بعدی نوازندگان ارزشمندی خواهیم داشت. ورود این افراد به جامعه موسیقی ایرانی آنها را به چهره‌های مطرح در عرصه موسیقی بدل خواهد کرد، برگزاری این جشنواره در مجموع امید بخش بود.

کاستی‌های حوزه موسیقی را در شرایط کنونی چه می‌دانید؟

کمبودها و کاستی‌ها در حوزه موسیقی بسیار است. اما آنچه باید اتفاق افتد تا این نسل بتواند گام‌های بلندی در مسیر تعالی بردارد، موضوعی مفصل و شایسته بررسی است. به هرحال آنچه سبب شد تا ما به عنوان هیأت انتخاب و داوری، حضور یابیم و داوری آثار را بر عهده بگیریم؛‌ ایجاد حرکتی موثر در توجه به جشنواره جوان و استعدادهای جوان است. این موضوع علاوه بر خاصیت تشویقی در توجه به این جشنواره اثرگذار است.

به طبع در زمینه فرهنگ هنرمندان مستعدی وجود ندارد که باید به آنها توجه کردو  مسیر درست به انها نشان داد تا بتوانند در مسیر تعالی گام بردارند. در همین راستا در زمینه فرهنگ‌ مسائلی وجود دارد که باید انها را ریشه‌یابی و حل کرد.

یکی از موضوعاتی که در جامعه ما وجود دارد و می‌توان آن را به عنوان موضوعی مهم ارزیابی کرد، سیر حرکت از سوی سنت به سمت مدرنیته و ساختار شکنی است. این جریان نباید تنها جنبه مدگرایی داشته باشد. باید این جریان‌ها را تبیین کرد. هم‌چون همه کشورهای دنیا انواع این سبک‌ها و جریان‌های هنری باید شناخته و تبیین شود؛ موازین آن ارزیابی و تعریف مشخصی از آن ارائه شود. موسیقی در تمام دنیا هنری جدی و مهم است. حال بگذریم که در ایران موسیقی جدی گرفته نمی‌شود، اما این هنر، هنری والاست و زمینه پیشرفت زیادی دارد.

همان‌طور که جشنواره موسیقی جوان نشان داد، فعالیت موسیقی و آموزشی و پرداختن به این رشته هنری در گذشته قابل قیاس با اکنون نبود. امروز استعدادهای بسیاری در این عرصه وجود دارد که باید قدر این استعداد‌ها را دانست، بر آنها ارزش‌گذاشت و در جای صحیح خود عرضه و هدایت کرد. اساتید موسیقی بسیار در این روند موثرند. ما این هنر را از استادان خود آموخته‌ایم و موظفیم رسالتی که برگردن ماست نسبت به شاگردان خود ایفا کنیم و آن‌چه اساتیدمان به ما منتقل کرده‌اند به شاگردان خود بیاموزیم و تلاش می‌کنیم تا برای این نسل مفید باشیم و به آنها کمک کنیم.

رده سنی «ب» و «ج» نسبت به گروه سنی «الف» پیشرفت و تعالی لازم را در کارشان نداشته‌اند. در واقع به نظر می‌رسد سیر تعالی و پیشرفت در آموزش هنر،‌ آن گونه که لازم است طی نمی‌شود. این موضوع به چه سبب اتفاق می‌افتد؟ این موضوع به سبب آن است که تا یک رده سنی به سبب نبوغ کودکی پیشرفت در هنر سرعت دارد و بعد به دلایل مختلف این روند کند می‌شود؛ یا دلیل دیگری از جمله عدم آموزش صحیح و حتی شرایط اجتماعی یک هنرمند مانع پیشرفت هنری او همچون روند سابق است؟

البته در گروه سنی «الف» شکوفایی هنری مشهود‌تر است اما باید پرسید چه اتفاقی افتاده که در سنین پائین‌تر هنرمندان نبوغ بیشتری دارند دو احتمال وجود دارد. یکی آنکه این نبوغ با افزایش سن و سال هنرمند، کاهش می‌یابد؛ کمرنگ می‌شود و هنرمند روند کندتری خواهد داشت یا آن که نسل جدید به گونه‌ای دیگر و در شرایط دیگری تربیت شده‌اند.

به باور من دومین احتمال درست تر است یعنی نسل اخیر آنقدر روشنفکر‌تر هستند که فرزندانشان را از سنین پائین‌تر با هنر موسیقی آشنا می‌کنند و در تربیت آنها پیگیرترند. امکانات و دسترسی به منابع و اطلاعات نیز بسیار بیشتر شده‌است. همان‌گونه که گفتیم خانواده‌ها با موسیقی و تعلیم آن به فرزندانشان برخورد جدی‌تری نسبت به گذشته دارند.

فکر می‌کنید موسیقی نسل جوان در روزگار کنونی در چه سطحی است؟ فکر می‌کنید برای نسل امروز و در پیشنهاد برای بهبود شرایط آنها دولت تدبیر و امید باید چه امکاناتی را فراهم کند؟

نخست باید روند اتفاقات هنری را تداوم بخشید. حتی ما به عنوان داوران جشنواره موسیقی جوان که روزی هم کلاس و هم دوره یکدیگر بودیم. به سبب ویژگی‌های زندگی امروز کم‌تر موفق به خبر گرفتن از هم می‌شویم. این در حالیست که به بهانه جشنواره گرد هم آمدیم و تعامل حرفه ای میان مان بیشتر شد. تداوم اتفاقاتی از این دست کمک می‌کند تا درباره مشکلات و معضلات موسیقی با هم بحث و تبادل نظر کنیم و راهکاری برای این مشکلات بیابیم. این موضوع موقعیتی را فراهم خواهد کرد که جامعه موسیقی پویایی یابد.

این اقدامات نوعی سیاست‌گذاری برای نسل جوان است. این موضوع باید تداوم یابد و از همین امروز برای سال آینده و جشنواره بعدی برنامه‌ریزی کرد. یافتن کاستی‌ها و نقد و بررسی آنها کمک خواهد کرد تا با استفاده از تجربیات به بهبود شرایط کمک کرد. به هرحال جشنواره را باید یک تجربه برای جشنواره بعدی دانست و نباید هر جشنواره را دوباره از صفر شروع کرد. از همین روی نباید جشنواره را به اتفاقی منقطع تبدیل کرد.

نقدهایی به جشنواره وارد بود. بسیاری به سبب تعداد سازها و جای خالی برخی رشته‌ها نقدهایی را به جشنواره هفتم موسیقی جوان وارد کردند. علت انتخاب این رشته‌ها و عدم وجود برهی از رشته‌های دیگر چه بود؟

به هرحال ما این حساسیت را داشتیم که برخی معیارها در حد قابل قبولی حفظ شود. گرچه حتی علاقه‌مند بودیم که موسیقی مناطق نواحی ایران نیز به مردم معرفی شود. البته فرصت آن در جشنواره کنونی فراهم نشد. اما سعی می‌کنیم در دوره‌های بعد موسیقی فرهنگ‌های مختلف ایران را در جشنواره لحاظ کنیم.

این تمایل بدین معناست که نسل جوان امروز هنوز هم به دنبال سازهای موسیقی نواحی می‌روند؟

بله. اما برای پرداختن به موسیقی نواحی باید اساتید این رشته‌ها معرفی شوند، به ویژه هنرهایی که از آنها یاد می‌کنیم متکی به پشتوانه‌ای است که باید حمایت شود. اگر می‌خواستیم این بخش را بگنجانیم؛ باید شرایط آن را فراهم می‌آوردیم. نخستین نیاز ما دعوت از داوران متخصص در این حوزه است. برگزاری جشنواره موسیقی نواحی کار ساده‌ای  نیست. برنامه‌ریزی برای آن بسیار پیچیده و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است. اما جشنواره کنونی در حیطه دستگاهی موسیقی دستگاهی ایران بود که به عنوان یک موسیقی ملی می‌شناسیم و موسیقی منطقه‌ای به حساب نمی‌آید. به همین سبب آن را کلاسیک می‌دانیم.

شما از برخی نوازندگان در گروه سنی «ب» و «ج» خواستید که بداهه نوازی کنند. بداهه نوازی را چگونه دیدید؟ امروزه بداهه نوازی کمرنگ شده در حالی که اساتید گذشته تاریخ ایران بداهه نوازان حرفه‌ای بودند. علت این کمرنگ شدن چیست؟

در این حوزه برداشت‌های درستی وجود ندارد. گرچه به عنوان مثال وقتی به ردیف نوازی تاکید می‌کنیم، این برداشت می‌شود که متعصب هستیم در صورتی که آثار گذشتگان یک پشتوانه کلاسیک دارد کسی به این موضوع ایراد نمی‌گیرد که چرا ما آثار ادبیان کلاسیک را مطالعه می‌کنیم یا در جهان غرب کسی از گوش دادن به بتهون و موتسارت منع نمی‌شود! آنها از حسین قلی و میرزا عبدا... قدیمی‌ترند اما کسی نمی‌پرسد که چرا آثار این موسیقیدان‌ها شنیده می‌شود. در واقع باید به سبب نبوغ آنها آثارشان را مورد بررسی قرار داد و این موضوع قطعاً در روند پیشرفت هنرجویان بسیار موثر خواهد بود. اما به طور کلی شکوفایی که سبب توان بداهه نوازی می‌شود؛ یک نبوغ ذاتی است. در مجموع از بداهه نوازی گرفته تا ردیف دستگاهی و تکنیک نوازندگی و خوانندگی هر یک حلقه‌ای از زنجیره موسیقی‌اند که باید همه آنها توجه کرد تا موسیقی کلاسیک شکوفا شود. و البته باید گفت که بداهه نوازی با علم به آثار بزرگان ممکن است. به همین سبب در جشنواره جوان وقتی بلوغ هنری و آشنایی با ردیف دستگاهی را حس کردیم از نوازندگان خواستیم تا بداهه نوازی کنند.
انتهای پیام/ا
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها