امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۰۴:۵۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 49751
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۳
تعداد بازدید: 61
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، این فیلم محصول مشترک سینمایی دو کشور فرانسه و آمریکا است و مهرکاری اروپایی لوک بسون را بر روی ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، این فیلم محصول مشترک سینمایی دو کشور فرانسه و آمریکا است و مهرکاری اروپایی لوک بسون را بر روی خود دارد.

بسون فعالیت هنری را از سال 1981 با کار تهیه‌کنندگی شروع کرد و همزمان به کار فیلم‌سازی و فیلم‌نامه نویسی هم پرداخت. او که در حال حاضر مشهورترین هنرمند فرانسوی در سطح بین‌المللی است، در طول سال‌های فعالیت هنری خود تلاش کرده سینما و هنرمندان فرانسوی را در سطح جهانی مطرح کند. بسون تا به حال بیست فیلم سینمایی وتلویزیونی را کارگردانی کرده که در بین آن‌ها می‌توان به مجموعه فیلم آرتور، ژاندارک، لیون/حرفه‌ای، نیکیتا و آبی بزرگ  اشاره کرد.
 



از کارهای تازه‌تر وی در مقام تهیه کننده می‌توان به مجموعه اکشن دلهره‌آور و پرفروش ربوده شده با بازی لیام نیسن اشاره کرد، که فیلم‌نامه نویس آن هم بوده است. بسون در سال‌های اخیر با کاهش فعالیت فیلم‌سازی، تولید کننده فیلم‌های فیلم سازان جوان و مستعد سینمای فرانسه بوده است. او مدتی قبل گفته بود قصد دارد فعالیت فیلم‌سازی را رها کند و در گفت‌وگوی تازه‌اش، در این باره هم صحبت می‌کند. این در حالی است که رسانه‌های گروهی خبر از ساخت اکشن پر رمز و راز لوسی توسط او می‌دهند. این فیلم برای سال 2014 آماده نمایش عمومی می‌شود و بازیگرانی مثل اسکارلت یوهانسن و مورگان فریمن در آن بازی دارند.

بسون در گفت‌وگو خود با مجله استامپ ماگازین درباره فعالیت‌های خود در فرانسه، انگلستان و آمریکا صحبت می‌کند و در لابلای حرف‌های او می‌توان جنبه‌هایی از واقعیت‌های دنیای فیلم‌سازی و هم‌چنین روزنامه نگاری را دریافت.
 



این روزها بحث مربوط به صحبت قبلی شما درباره بازنشستگی از کارگردانی فیلم‌های سینمایی است. گفته‌بودید کارگردانی ده فیلم برایتان کافی است. در این باره برایمان صحبت کنید.

خب، خودم هم از این موضوع خیلی راضی نیستم. ولی بحث بر سر این است که آدم باید در یک نقطه خوب کارش را رها کند و خاطره خوبی از خودش به جا بگذارد. اما باعث سوء تفاهم نشود، صحبت من این نبوده است که قصد کناره‌گیری از فعالیت‌های هنری و سینمایی را دارم. در عین حال، ممکن است فیلم‌نامه‌ای به دستم برسد که حقیقتاً مرا مجذوب خودش کند و دوباره مرا به پشت دوربین فیلم‌برداری بکشاند. بعضی وقت‌ها روزنامه نگاران و رسانه‌های گروهی بخشی از صحبت‌های آدم را منتقل می‌کنند و نه تمام آن را . این موضوع باعث می‌شود تا از حرفی که زده می‌شود برداشت غلطی بشود.  احساسم این است که آن مصاحبه من کمی تحریف شده است، مثل این که آن خبرنگار به خودش گفته باد: «خوب بگذار یک تیتر جنجالی پیدا کنم. لوک بسون دارد ناپدید می‌شود ، او می‌خواهد همه چیز را رها کند.»

چنین کاری خوب و پسندیده نیست. ما روزنامه نگاران آدم‌های بدی نیستم. هستیم؟

خیر . نمی‌توان گفت همه روزنامه نگاران آدم‌های بدی هستند، زیرا چند نفر آنها اخبار و مطالب را تحریف می‌کنند. کار آن روزنامه نگار بد بود. ولی عموم روزنامه نگاران کارشان را درست انجام می‌دهند. اما کار آن  روزنامه نگار نمود خیلی بیشتری دارد. او یک حرفی زد و این حرف مبنای حرکت و اقدام دیگران شد. این باعث شد تا همه بگویند و بپرسند که آیا واقعاً قصد بازنشستگی و کناره‌گیری از تمام فعالیت‌های هنری را دارم؟ من در آن مصاحبه خیلی صادقانه درباره احساسم نسبت به سی سال کار در حرفه سینما صحبت کردم و گفتم هر زمان که وقتش برسد و حس کنم دیگر نباید فیلمی را کارگردانی کنم، خودم را بازنشسته اعلام خواهم کرد.

زمانی که دیگر از این کار خسته شدید؟

باید منطقی بود. کار ما هم مثل حرفه ورزشی‌هاست. لحظه‌ای می‌رسد که احساس خاصی به شما دست می‌دهد. اصلاً بحث این نیست که شما دیگر خوب نیستید. من هنوز احساس قوی بودن می‌کنم، ولی صادقانه از خودم می‌پرسم آیا همت و شجاعت آن را دارم که کاز تازه‌ای را شروع کنم که سه یا چهار سال برایش وقت بگذارم؟پاسخ به این پرسش کمی سخت است.
 



تشبیه کارتان به ورزشکاران مرا به یاد نکته‌ای انداخت. آن‌ها عادت دارند زود بازنشسته شوند و کمی بعد از آن شکایت می‌کنند که دلشان برای حضور در مسابقات ورزشی تنگ شده و نیازمند بازگشت دوباره هستند!

می‌دانید، سی سال کار و فعالیت برای ورزشکاری مثل من، زمان کمی نیست!

درست است. ولی فکر نمی‌کنید شما هم ممکن است دوباره برگردید؟ بازگشتی مثل مایکل جردن؟

حتماً. احتمال آن وجود دارد. البته این اتفاق بیشتر زمانی رخ می‌دهد که سی و دو یا سی و پنج ساله هستید. من اکنون چهل و هفت سال دارم.

موفقیت مالی و انتقادی پروژه‌های سینمایی‌تان را چگونه قضاوت و داوی می‌کنید؟

همیشه به خودم گفته‌ام باید تمام تلاش خودم را در هر کاری که دارم می‌کنم،به خرج دهم. بعد زمانی که مشغول انجام کاری هستم، از خودم می‌پرسم آیا چنین است یا خیر؟ اگر پاسخ صادقانه‌ام مثبت باشد، به راحتی می‌خوابم. همیشه با خودم صادق بوده‌ام و به همکارانم هم توصیه کرده‌ام همین‌طور باشند. وقتی در حال تولید فیلمی هستم، با ظرفیت کلی آن آشنایی دارم. مثلاً می‌دانم این یا آن پروژه، فقط یک کار متوسط است و قرار نیست خیلی بزرگ و محبوب باشد. توقعم از فیلم هم همین‌مقدار است و نه بیشتر. همیشه هم به دنبال تولید فیلم‌های بزرگ نیستم و نمی‌خواهم بیشترین تعداد تماشاچی را در سالن سینماها داشته باشم. اما باورم این است که آن فیلم متوسط هم باید بتواند بیننده‌اش را راضی و خشنود کند.
 



در قضاوت و داوی شما، جدول گیشه نمایش چه جایگاهی دارد؟

البته هر فیلم سینمایی باید فروش کند و حداقل هزینه‌های تولیدش را تامین کند. ولی جدول گیشه نمایش برای من در اولویت قرار ندارد. این را صادقانه می‌گویم. می‌توانم فیلم‌های بزرگی را اسم ببرم که با وجود بزرگی‌شان، موفقیتی در جدول گیشه نمایش سینماها کسب نکردند. اما این مسئله از بزرگی آن‌ها نمی‌کاهد. در عین حال، فیلم‌های احمقانه‌ای را هم سراغ دارم که به فروش‌های کلان 200 میلیون دلاری دست پیدا کرده‌اند.

شما وقتی با منتقدان سینمایی رو در رو می‌شوید، وضعیت فرق می‌کند و کار مشکل می‌شود. وقتی در حال ساخت فیلمی هستم در تمام طول کار نگاهی منتقدانه به آن دارم. شما با دوستان، همکاران، تکنسین‌ها و بازیگران خود هستید. سر صحنه فیلم‌برداری با آن صحبت و مشورت می‌کنم و نظرشان را جویا می‌شوم. می‌گویم این کار را انجام دهیم یا ندهیم و یا اگر آن را طور دیگری انجام دهیم، چه خواهد شد؟

وقتی شما منتقد خودتان باشید، می‌توانید کار بهتر و شسته‌رفته‌تری ارائه دهید. بارها اتفاق افتاده که در اتاق تدریس سکانسی را چندین بار تغییر داده‌ام. به همین دلیل، وحشتی از نقدهای منتقدان ندارم. هر دو گروه منتقدان و تماشاگران(که برای دیدن فیلم‌های ما پول پرداخت می‌کنند و وقت می‌گذارند) مورد توجه‌ام هستند. برایم خیلی مهم است که آنها مرا باور داشته باشند و به من اطمینان کنند.
 



 آیا به جادوی سینما در امر ایجاد تغییرات کلی و بنیادی اعتقاد دارید؟

 فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. سینما و فیلم‌های آن هیچ وقت زندگی کسی را نجات نداده است. فیلم‌های سینمایی مثل قرص و دارو نیستند که آدم‌ها و تماشاگران را درمان کنند. اگر فیلم‌ها بتوانند آدم‌ها را نسبت به نوع زندگی که دارند مورد بحث و بررسی قرار دهند و پرسش‌هایی را برایشان مطرح کنند، به وظیفه خود عمل کرده‌اند.

 یکی از گرایشات مهم شما در کار فیلم‌سازی و تهیه‌کنندگی، تولید فیلم برای کودکان و نوجوانان است. دلیل اصلی این گرایش چیست؟

 احساسم این است که بچه‌های امروزی آن رهبری و هدایت لازم را از دست داده‌اند. چه کسی به آن‌ها باید بگوید چه چیزی خوب یا بد است؟ والدین آن‌ها همیشه سر کار هستند و سخت درگیر، مدارس توجه ویژه‌ای به آن‌ها نشان نمی‌دهند، سیاستمداران درگیر فعالیت‌های سیاسی خود هستند و بسیاری از آن‌ها هم فاسد. این روزها حتی قهرمانان ورزشی هم یا درگیر مواد مخدر هستند یا در حال فروش داروهای انرژی‌زا. به این ترتیب،‌می‌بینیم کسی به بچه‌ها که آینده جوامع را می‌سازند اهمیتی نمی‌دهد. قوانین اجتماعی برای بچه‌ها لازم است و من حس می‌کنم فیلم‌های سینمایی می‌توانند نقش خوب و تعیین‌کننده‌ای در این رابطه به عهده بگیرند.

 اما برخی می‌گویند شما قلبی بچگانه دارید و به همین دلیل فیلم‌هایی برای آن‌ها تهیه می‌کنید.

 من هم شنیده‌ام که می‌گویند قلبا یک بچه هستم و هنوز هم بزرگ نشده‌ام. در حقیقت، خودم فکر می‌کنم به دوران کودکی‌ام وفادار هستم. خاطرات خیلی دقیقی از آن دوران دارم. صمیمیت ویژه‌ای بین ما بچه‌ها وجود داشت و یک روح در چند بدن بودیم. اگر همه ما به دوران کودکی‌مان احترام بگذاریم، زندگی برای کودکان امروزی خیلی بهتر خواهد شد.
 



 برخی منتقدان فرانسوی شما را متهم می‌کنند که نگاه تجاری و اقتصادی به سینما و فیلم‌سازی دارید..

 مشکلی که ما در فرانسه داریم این است که نمی‌توانیم ( و نمی‌خواهیم) بپذیریم که فیلم‌ها در کنار پیام‌آوری‌شان، یک صنعت هم هستند، در کنار آموزش‌هایی که یک فیلم می‌تواند به مخاطبان خودش بدهد، باید سرگرمی هم وجود داشته باشد، احساس می‌کنم ما تعریف درست و دقیقی از روح کلماتی مثل تجاری، هنرمندانه و روشنفکرانه و فیلم‌هایی که در این ژانرها هستند، نداریم.

یک علت مهم آن هم این است که می‌خواهیم فیلم‌هایمان یا روشنفکرانه باشند و یا تجاری. شما وقتی برای تماشای فیلمی از ژان لوک‌گدار می‌روید، همان مبلغی را می‌پردازید که برای یک فیلم تجاری پرداخت می‌کنید. ما باید در این رابطه کاری بکنیم و با‌ آثار خوب خودمان بگوئیم که سینما به انواع و اقسام فیلم‌ها نیاز دارد.

 مایلید برای کار به هالیوود بروید؟

-همین الان هم با تعدادی از هنرمندان هالیوودی کار می‌کنم. من با هر کسی و هر مکانی که بخواهد فیلم‌های خوب تولید کند، همکاری می‌کنم و وحشتی از این همکاری ندارم. اما نکته‌ای که نباید از یاد برد این است که هر همکاری باید بر اساس احترام متقابل و رعایت حقوق دیگران باشد، به این مسئله اعتقادی ندارم که یک نفر باید حاکم باشد و دیگری محکوم. من پول و فکر برابر می‌گذارم و باید سهم برابری در این همکاری داشته باشم. متاسفانه برخی از تهیه‌کنندگان هالیوودی فکر می‌کنند بیشتر و بهتر از بقیه می‌دانند و همه ‌باید مطیع آن‌ها و تفکراتشان باشند.

سینما یک هنر دستوری نیست ،یا حداقل ما در فرانسه این طور عمل نمی‌کنم. ما بحث می‌کنیم و از این بحث‌ها یک نتیجه منطقی و خوب گرفته و آن را عملی می‌کنیم. دیکتاتوری در کار نیست و برادر بزرگتری وجود ندارد. من مجبور نیستم در هالیوود کار کنم. خود ما در فرانسه یک صنعت فیلم‌سازی قوی داریم که در طول سال تعداد زیادی فیلم تهیه می‌کنیم و تماشاگران زیادی هم برای آن‌ها داریم. برای همین اگر بخواهم با هالیوودی‌ها همکاری کنم باید احترام متقابل و همکاری رعایت شود و نه سیستم ارباب و رعیتی.
 



«خانواده» محصول مشترک فرانسه و آمریکا است، در طول ساخت آن مشکلی نداشتید

 خیر، طرف تهیه‌کننده آمریکایی وظایف خودش را می‌دانست و مشکل‌تراشی نکرد. او با نوع فیلم‌سازی هنرمندان اروپایی آشنایی داشت و این کار مرا راحت‌تر می‌کرد. خیلی دلم می‌خواست با رابرت دنیرو در یک فیلم سینمایی کار کنم. او بازیگر بزرگ و پرقدرتی است و همکاری با او برای هر فیلم سازی یک افتخار است. با آن که خانواده محصول مشترک امریکا و فرانسه  است، ولی حال و هوایی اروپایی و غیر هالیوودی دارد.

 فیلم جدیدتان «لوسی» را برای چه زمانی آماده نمایش می‌کنید؟

 برای تابستان سال آینده آماده می‌شود. این فیلم یک جورهایی بازگشت من به لیون/حرفه‌ای و نیکیتا است، که حال و هوایی امروزی دارد و خاص دوران معاصر است.
انتهای پیام/
 
برچسب ها:
آخرین اخبار