امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۱:۲۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 49900
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۰
تعداد بازدید: 101
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «جنایت و نسل‌کشی گاهی «موجه» است و گاهی «قبیح»! البته بستگی به این دارد که چه کسی عامل آن ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «جنایت و نسل‌کشی گاهی «موجه» است و گاهی «قبیح»! البته بستگی به این دارد که چه کسی عامل آن باشد و چه گروهی هدف کشتار!» این، چکیده دیدگاه واقعی آمریکا، اسرائیل و برخی متحدان غربی و عربی آنهاست.

زمانی که 21 آگوست 2013، خبر استفاده از تسلیحات شیمیایی در «غوطه» در حومه دمشق بر روی خروجی رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت، محکومیت‌های جهانی بود که از هر طرف به سوی بشار اسد نشانه رفت! واکنش‌ها به اندازه‌ای تند و تیز بود که هنوز منشا و عامل این فاجعه روشن نشده بود، بعضی چون دولتمردان آمریکایی سخن از مداخله نظامی علیه سوریه به میان آوردند تا به زعم خود با «تنبیه» نظام بشار اسد، مانع کاربرد دوباره این گونه تسلیحات شوند.

آتش آمریکایی‌ها به حدی تند بود که به سرعت نیروهای خود را در منطقه به حالت آماده‌باش در آوردند و حتی در برهه‌ای اعلام کردند نمی‌توانند منتظر نتایج تحقیقات تیم بازرسان سازمان ملل در سوریه بمانند چراکه با توجه به برخی مدارکی که در دست دارند، برای آنها مسجل شده، بشار اسد در این کشتار دست داشته است و لاغیر.

از سوی دیگر نیز اسرائیلی‌ها با اظهارنظرهای خود هیزم به آتش این فتنه می‌ریختند تا شاید بتوانند از این آب گل‌آلود، برای سرنگون کردن اسد راهی بیابند و برای همیشه از شر یکی از اصلی‌ترین دشمنان مرزی خود که یکی از محورهای مقاومت نیز به شمار می‌آید،‌ خلاص شوند که البته به خاطر بعضی ملاحظات، این طرح فعلا مسکوت مانده است.

جدا از همه مسائلی که پیرامون این حادثه وجود دارد، نکته‌ای که بیش از همه توجه تحلیل‌گران و ناظران نکته‌سنج را به خود جلب کرده بود اخباری بود که برخی گزارشگران خارجی حاضر در این منطقه نقل می‌کردند. بعضی انگیزه و زمان این حملات را در صورت مسئول بودن دولت دمشق مورد تردید قرار دادند چراکه هتل محل اقامت بازرسان سازمان ملل تنها چند کیلومتر از محل حادثه فاصله داشت.

گزارشگری از شبکه خبری سی‌ان‌ان به این واقعیت اشاره کرد که در آن نواحی خطر شکست قریب‌الوقوع از شورشیان وجود نداشت که نیروهای دولتی را تهدید و آنها را وادار به واکنش و استفاده از سلاح شیمیایی کند. او همچنین با اشاره به ریسک این اقدام که می‌تواند موجب مداخله بین‌المللی شود، کاربرد تسلیحات شیمیایی به دست نیروهای اسد را مورد تردید قرار داد. علاوه بر این، گزارشگر سی‌ان‌ان بعید دانست ارتش سوریه چند کیلومتر آن طرف‌تر از مرکز دمشق و در یک روز بادی، از گاز سارین استفاده کند.

گزارشگر روزنامه دیلی تلگرف نیز زمان انجام حملات شیمیایی را سئوال‌برانگیز عنوان کرد و با اشاره به اینکه قوای دولتی اخیرا شورشیان را از حومه دمشق عقب رانده و اراضی را مجددا تسخیر کرده، تاکید کرد: «استفاده از سلاح شیمیایی ممکن است هنگامی که در شرف شکست قرار دارید، معنی داشته باشد، ولی چرا وقتی اسد در حال پیروزی است، باید دست به حمله شیمیایی بزند؟» او همچنین این موضوع را که حملات فقط سه روز پس از ورود بازرسان به سوریه انجام شد، را مورد تردید قرار داد.

با این وجود، باراک اوباما و تیم دفاعی - امنیتی او پای خود را از لزوم حمله نظامی علیه سوریه پایین‌تر نمی‌گذاشتند چراکه مدعی بودند کشتار و نسل‌کشی مردم بی‌گناه و بی‌دفاع سوری دیگر قابل اغماض و چشم‌پوشی نیست و برای جلوگیری از تکرار این فاجعه باید کاری کنند! در این میان، اسرائیلی‌ها هم هیچ چیزی از همدردی با مردان و زنان و کودکان سوری کم نگذاشتند!

اما برای درک این همه دلسوزی و دل‌رحمی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها باید نقبی زد به گذشته‌های نه چندان دور، به تقریبا سه دهه قبل؛ اردوگاه صبرا و شتیلا در سال 1982. این دو اردوگاه که از سال 1948، پناهگاه آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان به شمار می‌آمد، در زمان جنایت صهیونیست‌ها، حدود 90 هزار سکنه داشت.

چند روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا بر اساس قرارداد منعقده بین فیلیپ حبیب، سفیر وقت آمریکا و جنبش فتح، نیروهای چندملیتی مرکب از هشتصد نفر از نیروی دریایی آمریکا همراه با تعدادی فرانسوی و ایتالیایی به بیروت وارد شدند تا بر خروج سربازان ساف از اردوگاه‌ها نظارت کنند. در مقابل، قرار بود ارتش اسرائیل نیز همزمان خاک لبنان را ترک کند، ساف به عهد خود وفا کرد؛ ولی اسرائیل با خلف وعده در لبنان باقی ماند. دولت آمریکا نیز قبل از پایان مهلت و تنها دو روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا، به سرعت سربازان خود را از خاک لبنان خارج کرد تا همه چیز برای انجام کشتار مهیا شود.

این عملیات ظاهرا با هدف انتقام ترور «بشیر جمیل»، رئیس جمهوری وقت لبنان که آوارگان فلسطینی هیچگونه نقشی در ترور او نداشتند، صورت گرفت. عاملان اجرای این کشتار نیز فالانژیست‌ها بودند که تاریخ بلندی در اجرای پروژه‌های اسرائیل در لبنان داشتند.

در فاصله روزهای 16 تا 18 سپتامبر 1982 (25 تا 27 شهریور 61) اردوگاه‌های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی به دست صهیونیست‌ها به فرماندهی آریل شارون، وزیر جنگ وقت اسرائیل و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.

نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه 16 سپتامبر 1982 با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه 18 سپتامبر به فجیع‌ترین شکل ممکن به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام سه هزار و 297 فلسطینی و لبنانی شهید شدند.

صحنه های فجیع و غیر قابل توصیف در ماجرای کشتار صبرا و شتیلا کم نبود. عوامل حاضر در این کشتار تنها به کشتن سه هزار نفر از مردم بسنده نکردند و آنها را قبل و بعد از مرگ نیز به فجیع ترین وضع در آوردند. بیشتر جنازه‌های بر جای مانده از این کشتار قطع عضو شده بودند.

با وجود انتشار ابعادی از کشتار صبرا و شتیلا و انتشار تصاویر آن، هیچ تحرک قابل توجهی از سوی جامعه جهانی برای محکومیت و اقدام جدی علیه این جنایت صورت نگرفت، چراکه آمریکا حامی اصلی این نسل‌کشی بود و خود نیز به صورت غیر مستقیم در آن نقش داشت.

در این میان مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای حفظ ظاهر با صدور قطعنامه صوری تنها به محکوم کردن این کشتار جمعی اکتفا کرد و آن را نسل کشی خواند! همین! اما آمریکایی‌هایی که در آن زمان خود در این نسل‌کشی فجیع دست داشتند، اکنون در مقابل کشتاری که عامل آن هنوز قطعی و مشخص نیست، برای حمله به سوریه نقشه می‌کشند و این رفتار معنایی ندارد جز داستان تکراری رفتار دوگانه غرب در قبال فجایع انسانی که ظاهرا هرگز تمامی ندارد.
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار