امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۱:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 5145
تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۳۶
تعداد بازدید: 111
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس علیرضا زاکانی دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در گفت‌وگوی تفصیلی با نشریه 9 دی ...

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس علیرضا زاکانی دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در گفت‌وگوی تفصیلی با نشریه 9 دی مباحث مختلفی را مطرح کرد که در ادامه می‌آید: 

* آقای زاکانی، مردم از شما چند تصویر متفاوت و البته مرتبط دارند. شما هم مسئول بسیج دانشجویی کشور بوده‌اید و هم با سیستم فسادآلود جاسبی و دانشگاه آزاد به شدت درگیر شدید از طرفی سال 84 از مؤثرترین در ستاد آقای قالیباف بودید، الان جمعیت رهپویان را راه انداخته‌اید و نشریه معتبر و سایت دارید، با کدام یک از این صبغه و سابقه‌ها می‌خواهید در انتخابات حاضر شوید؟ ما با کدام زاکانی به عنوان کاندیدا مواجهیم؟

زاکانی: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، توفیقی بود که در خدمت شما هستیم. به نظر من همه این‌ها یک نفر است و قبل از آن من به عنوان یک بچه رزمنده دفاع مقدس فعال بودم. به نظرم پایان مصاحبه‌تان جمع‌بندی خودتان این باشد که دوره‌‌های مختلف زندگیم هیچ فرقی با هم ندارند و در واقع معتقدم به اقتضای هر روز و در مسیر تکامل انقلاب یک تکالیفی هست و یک وظایفی گردن انسان است، اگر آدم به وظایفش عمل کند و با منطق انقلابی‌گری در صحنه حاضر باشد و بتواند تکلیف را خوب درک کند و برای انجام تکلیف هم با همه وجود حاضر شود بعدا خجالت‌زاده امام و شهدا نخواهد بود. ما به هر حال نوجوانی‌مان در انقلاب خورده، من شاید 12 سالم بود انقلاب شده و در حد در تظاهرات شرکت کردن و کارهایی که یک دانش‌آموز می‌کند توفیق داشتیم دنبال کردیم، دیری نپایید که بعد از انقلاب یک وظایفی گردن ما افتاد، وظایفی که حراست از محله و این‌ها هست تا یادم هست آن ایام فرهنگ و تفکر انقلابی آنقدر در دل‌ها رسوخ داشت که اعلام می‌کردند که یک روز، روز تمیزی محلات است، ما همه آستین‌‌ها را بالا می‌زدیم می‌رفتیم جوب پارو می‌کردیم و محله را می‌شستیم، یا اتوبوس می‌آوردند در مسجد سوار می‌کردند برای جهاد سازندگی شروع می‌کردیم گندم درو می‌کردیم، اصلا یک روح دیگری در کشور حاکم بود، این را دارم به عمد می‌گویم که بویم آن زمان یک روح دیگری در کشور حاکم بود که نیاز امروز کشور ماست. در دوره دفاع مقدس از سال 60 تا انتهای جنگ لطف خدا شامل حال ما شد که در منطقه بودیم و واقعا فکر می‌کردیم که به جز حضور در دفاع مقدس هیچ وظیفه‌ای نداریم، فقط دنبال این بودم که چطور می‌توانم وظیفه‌ام را انجام بدهم، هسته اصلی کار من در این سال‌ها هیچ تفاوتی نکرده؛ بعد از دفاع مقدس هم امام فرمود جهاد علمی، من رفتم از سردار کوثری اجازه گرفتم درس بخوانم، درس خواندیم و در دانشگاه قبول شدیم و احساس می‌کردیم که انتقال آن تفکر در عرصه دانشگاه یک ضرورت است، در آن مسئولیت‌های دانشگاهی هم یک تغییر جدی یا قبل از حضور من داشت که ظهور و بروزی در بسیج دانشجویی پیدا کرد. در آن دوره در ایام دوم خرداد بود که بحث کثرت رسانه‌ها و مسائل مطبوعات اتفاق افتاد، ما باز توفیق داشتیم در هیئت منصفه مطبوعات باشیم، یعنی یک پایمان در دانشگاه بود و یک پایمان در هیئت منصفه مطبوعات بود، وظیفه‌مان بود و به نظرم این هم یک لطف خدا بود. بعد از آن هم که آمدیم مجلس، من احساس کردم حوزه قانون‌گذاری مجلس فعالین زیادی دارد ولی حوزه نظارتی مجلس تقریبا فراموش شده است، لذا بیشتر انرژی و سرمایه‌گذاری در بخش نظارت کردیم که یک مورد همان بحث تحقیق و تفحص از آزمون دستیاری سال 82 بود که به نتیجه رسید، و دیگری تحقیق و تفحص از کل نظام آموزش عالی کشور بود که دانشگاه آزاد بخشی از آن بود، یا بخش مربوط به پیگیری از وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی که باز به نتیجه رسید، چون من معتقد بودم که اگر در این مملکت بخواهد با فساد درست برخورد شود باید با قوی‌ترین افراد برخورد کرد. در این اصل در حقیقت ما باز احساس وظیفه می‌:ردیم، آن زمانی که کار تحقیق و تفحص آموزش عالی کشور را دنبال می‌کردیم احساس می‌کردیم که بزرگ‌ترین وظیفه زندگی این است که این کار بزرگ و ملی را انجام بدهیم، من یادم است در فتنه 78 اتفاقی که افتاده بود خیلی سنگین بود بعضی مواقع در بسیج دانشجویی برخی عزیزان گریه می کردند و می‌گفتند ما بریدیم، اینقدر فضا سنگین بود. یک عده آمده بودند در دانشگاه به خیال خام خودشان جلوی انقلاب را بگیرند این بچه‌ها آنجا مقاومت می کردند، خدا لطف کرد این مقاومت شکل گرفت و این مقاومت منطقی بود و ما با منطق مواجه می‌شدیم. بخشی از این فتنه 78 تا 88 که مقام معظم رهبری فرمود در دوره نمایندگی ما بود که آنجا وظیفه خودمان را می‌دانستیم که طبق وظیفه‌مان عمل کنیم توجه کنیم ببینیم اقتضای انقلاب چیست و در راستای این اقتضا وظیفه‌مان را انجام بدهیم، تا فتنه 88 که باز واقعا اینجا لطف خدا شامل حال ما شد و در حوزه‌های مختلفی که می‌شد کار کرد، چه موضع‌گیری صریح علیه فتنه‌گران، چه رایزنی برای مشکلات پیش آمده در فتنه مانند کوی دانشگاه و کهریزک، چه روشنگری در دانشگاه‌های مختلف در آن فضای سنگین که برای مواجهه درست و تحلیل درست فتنه فعال شدیم. درهمین اثنا بحث جریان انحرافی و بحث مبارزه با فساد چیزهایی بود که به واسطه‌ای که هر لحظه فکر می‌کردیم که امروز چه وظیفه‌ای گردن ما هست آن را دنبال می‌کردیم و یک خط ثابت بود؛ این بخشی بود که به نظر من خدا لطف کرد ما دچار افراط و تفریط نشدیم.

* این مسیری که اشاره کردید نشان از ثبات دارد اما در یک مقطعی این سؤال جدی برای دانشجویان و آشنایان به شما به وجود آمد که چطور شما به جمع‌بندی حمایت از آقای قالیباف در انتخابات 84 رسیدید؟ در حالی که آقای قالیباف با ادبیات و فضای مدرن و متفاوت به صحنه انتخابات آمده بود و کاندیداهای دیگری بودند که حرف انقلابی و قاطع اسلامی می‌زدند؟ و در ادامه این بحث باز این نکته سؤال است که چرا الان از وی حمایت نمی‌کنید و با وجود حضور تمام قد او در صحنه خودتان هم کاندیدا شده‌اید؟

از سال 82 به بعد ما یک فصل دیگری در زندگی‌مان بود و آن هم پیوستگی با جریان اصولگرا، که هر دوره‌ای به یک اسم بود. در اردیبهشت سال 80 - که مسوول بسیج دانشجویی کشور بودم - توفیق داشتم به همراه گروه‌های 27 گانه وفاق رفتیم خدمت مقام معظم رهبری، آنجا آقای پرورش گزارش دادند و آقای عسگراولادی گزارش ایشان را تکمیل کردند، مقام معظم رهبری فرمایشاتی راجع به ضرورت حزب در کشور و شیوه تحزب مطلوب فرمودند. بعد از این جلسه بود که شورای هماهنگی نیروی انقلاب شکل گرفت و متصدی کار بود، شورای هماهنگی یک بخش احزاب داشت و یک بخش اقشار که در بخش اقشار در خدمت دوستان بودیم. شورای هماهنگی در انتخابات شورای شهر دوم به نام آبادگران وارد عرصه شد و در مجلس هفتم هم که آبادگران بود دوستان اجازه ما را گرفتند و وارد مجلس شدم.

*ایشان از کلمه حزب استفاده کردند؟ حزب اسلامی؟

بله آقا فرمودند حزب ضرورت جامعه است ولی البته فرمودند که حزب اسلامی شرایطی دارد، نیم ساعتی راجع به حزب اسلامی توضیح دادند و فرمودند که این نیاز جامعه است بروید این را راه‌اندازی کنید. خب بنده وقتی ملاک‌های ایشان را که سه ویژگی برای حزب به معنی اسلامی برشمردند شنیدم، دغدغه‌ام شد که کجای کشور است که می‌تواند این ویژگی‌ها را داشته باشد به ذهنم رسید که بسیج این ویژگی‌ها را دارد، چون ویژگی‌ سازمان‌دهی اجتماعی داشت، ارتباطات فعال داشت، اما همین فرمایشات جرقه‌ای در ذهن من بود تا چند سال بعد که جمعیت رهپویان را با همین مدل تاسیس کردیم. در انتخابات مجلس هفتم ما آمدیم سازمان اقشاری شورای هماهنگی انقلاب را راه‌اندازی کردیم با همان مدل حزبی که مقام معظم رهبری فرموده بودند، یعنی 17 گروه تخصصی سازمان‌دهی شده در کنار 17 حزبی که گروه احزاب شورای هماهنگی بودند. این را که ما راه‌اندازی کردیم عملا مجلس هفتم برگزار شد که در مجلس هفتم یک کار دیگری هم انجام دادیم و آن، این بود که سازمان‌دهی خاص هم در مناطق تهران راه‌اندازی کردیم عملا مجلس هفتم برگزار شد که در مجلس هفتم یک کار دیگری هم انجام دادیم و آن، این بود که سازمان‌دهی خاصی هم در مناطق تهران راه‌اندازی کردیم که این هم خیلی مهم و موثر واقع شد و توانستیم عملیات خاموش اما موثری داشته باشیم. بعد از این موضوع مصادف شدیم با انتخابات سال 84 یعنی انتخابات ریاست جمهوری نهم. در انتخابات ریاست جمهوری مدلی را شورای هماهنگی نیروهای انقلاب طراحی کردند که پنج نفر نامزد یعنی آقایان ولایتی، لاریجانی، احمدی نژاد، توکلی و رضایی این‌ها بیایند با هم رقابت درونی کنند هر کدام که مردم به او اقبال داشتند دیگران به نفعش کنار بروند، قرار بود تا اسفند ماه صبر کنیم. آقای ولایتی بعد از مدتی به دلیل حضور آقای هاشمی از جمع جدا شد، آقای احمدی‌نژاد در آن جلسه معروف 27 آذر سازمان ارتباطات نیامد ولی پیام فرستاد،‌آقای ولایتی که جدا شد مسئولین شورای هماهنگی اصرار کردند و آقای لاریجانی را 21 بهمن معرفی کردند، هرچقدر ما اصرار کردیم که باید عقب‌تر اعلام شود آنها اصرار کردند و معرفی کردند، ماحصل معرفی‌شان این شد که آقایان احمدی‌نژاد، توکلی و رضایی هم جدا شدند و عملا بخش احزاب از اقشار کاملا منفک شد. بعد آقای قالیباف به این‌ها اضافه شد و شدند 4 نفر. قبلا ستاد انتخاباتی آبادگران شکل گرفته بود؛ آقای چمران به عنوان سخنگو و بنده به دلیل لطفی که دوستان داشتند و می‌گفتند توان سازمان‌دهی و اجرایی دارم به عنوان رئیس ستاد آبادگران انتخاب شدیم.‌ آقای قالیباف همان یام و قبل از عید با من آمد صحبت کرد که مسئولیت ستادش را قبول کنم. من قبلا هیچ رابطه‌ای غیر از کارم با ایشان نداشتم، آن هم دو سه نوبت در مانی که در بسیج دانشجویی بودیم و ایشان آن موقع در نیروی هوایی سپاه بود که آن هم بیشتر صحبت‌های دیگری بود و راجع به بسیج صحبت می‌شد. به هرحال ایشان شاید دو نوبت با من صحبت کردند و من گفتم در هیچ ستادی فعالیت نمی کنم به جز در همان ستاد آبادگران که هستم. بعد از عید آقای احمدی‌نژاد هم به ما همین پیشنهاد را داد که من گفتم مسئول ستاد شما هم نمی‌شوم و ستاد جریان بارادگران را که قرار شده کار می‌کنیم. روزهای یکشنبه 4 ستاد این 4 بزرگوار می‌آمدند، جلسه می‌گذاشتیم و در واقع کار 4 ستاد را دنبال می‌کردیم. هر 4 نامزد به اضافه 4 نماینده آنها و 5 نفر مرضی‌الاطراف که بنده هم بودم و هر 4 نفر نامزد ما 5 نفر را انتخاب کردند به عنوان حَکَم که جمعا 13 نفر می‌شدیم و شورای آبادگران بودیم. در این مسیر میثاق‌نامه‌ای امضا شد و توافق شد که تا 5 خرداد ماه صبر کنیم و بعد چند نظرسنجی انجام شود و همه جمع از نفر جلوتر حمایت کنند، آقای احمدی‌نژاد هم دو بار میثاق‌نامه را امضا کرده بود و آقایان توکلی، قالیباف و رضایی هم امضا کردند؛ اسنادش موجود و در صورت لزوم قابل انتشار است.

* شما آن ایام می‌گفتید احمدی‌نژاد امضا کرده ولی او می‌گفت امضا نکرده‌ام، چرا ایشان از میثاق خارج شد؟

حالا دیگر از خودش بپرسید ولی تعهد را رعایت نکردند قرار بود تا 5 خرداد باشد. اینکه ملاک نظرسنجی خوب است یا بد یک حرف است و اینکه کسی تعهد بکند و به تعهدش عمل کند یا نکند یک حرف دیگری است. این همه آیات قرآنی و روایات داریم. پس «اوفوابالعقود» چه می‌شود؟ پیامبر اکرم(ص9 حتی بعد از بعثت به پیمان «حلف الفضول» خود با چند نفر جوان پایبند بود. ما 5 نفر هم حَکَم بودیم و ما طبق وفای به عهد عمل کردیم، چون دیگران عهد شکستند ما مجاز به نقض عهد خود نبودیم. فقط 23 روز آمدیم ستادهایی که مرتبط با این انتخابات بودند را دست گرفتیم یعنی ستادهای آقای توکلی بود، ستاد تحول‌خواه‌ها بود، 17 گروه سازمانی تخصصی بود، ستادهای آقای قالیباف هم بود و ظرفیت‌های مردمی و لذا اینجا ستاد فرد نبود، ستاد یک جریانی بود که به واسطه‌ای که آنجا هویت پیدا می‌کرد به نام فرد ختم یم‌شدو به نام فرد هم به هر حال امضا م‌شد، بنده هر کجا وفای به عهد باشد وفای به عهد را رعایت می‌کنم. پس آن موقع بحث فرد نبود بلکه آقای قالیباف خروجی آن جریان و ستادها بود.

* ماحصل توضیح شما این است که پیوند فکری با وی نبوده و طبعا حالا که ایشان هم کاندیدا است خودتان هم به میدان آمده‌اید، در جایی گفته بودید 24 دلیل و انگیزه برای حضور در صحنه دارم. الان هم صحنه‌ انتخابات خیلی شلوغ است، صحنه‌ای که بسیار متکثر است و بسیار شلوغ است؛ بعضی‌ها هم روی آن مرام و مشربی که از قبل داشتند آمده‌اند و قائلند به اینکه می‌توانند کشور را بهتر اداره کنند، بعضی‌ها هم که آمده‌اند کنار بروند و اصلا آمده‌اند سهمی بگیرند و یا زمینه‌سازی برای فرد دیگری بکنند یا آمدند که نهضت کناره‌گیری به نفع دیگری را سامان بدهند و همه این‌ها هم تحلیل است و خدا می‌داند که نیات افراد و انگیزه‌هایی که خودشان می‌دانند و خدا. انگیزه حضور شما چیست؟ خب بالاخره شما خودتان را اصلح می دانید، اگر اصلح ندانید به میدان نمی‌آیید؛ آن مسیری که رسیدید که خودتان باید شخصا در انتخابات شرکت کنید چیست؟

این انگیزه‌ها فراتر از انگیزه‌های حزبی و جریانی است، یعنی ما رهپویان را راه‌اندازی کردیم و من تا قبل از رهپویان در هیچ حزبی نبودم، ولی ایثارگران نزدیک‌ترین مجموعه به رهپویان است ولی رهپویان مدلش مدلی است که سال 80 آقا روی آن تاکید فرمودند. یعنی مدل سازماندهی اجتماعی است، شبکه درست می کند و در بیش از 270شهرستان فعال هستیم. و برای آن هم مدل سازی کردیم، نظام آموزشی دارد، مدل جذب دارد، نظام هویت‌بخشی دارد، به شکل سیستمی داریم کار می‌کنیم یعنی فرد نیست چون نگاه من نگاه سیستمی است، رهپویان نشریه فکری - فرهنگی دارد، سایت دارد، جلسات گفتمان انقلاب دارد، یعنی وقتی می‌گویید یک حزب، یک جمعیتی است که در حوزه‌های مختلف ظهور و بروز دارد و سعی می‌کند در هر حوزه‌ای که می‌رود بهترین کار را انجام دهد و احساس کند متعلق به جبهه انقلاب است و از جبهه انقلاب دفاع کند. نگاه جبهه‌ای داشته باشد، طیف نیروهای انقلاب را حمایت کند نه اینکه بخی یا گروه را؛ اینکه فرمودید الان به چه دلیل بنده در صحنه هستم به این دلیل هک من گفتم 24 ضرورت را در خودم حس کردم که جمع بین اینها دلایل حضور شد که یکی این بود که ما برای رسیدن به اهداف انقلاب نیاز به نقشه راهی مبتنی بر اندیشه ناب اسلامی و اتقضائات انقلاب اسلامی داریم، چیزی که فقدانش همه کسانی که درگیر حوزه‌های مختلف هستند و دغدغه دارند را آزار می‌دهد و ما بدون اینکه اصلا بحث بنده هم موضوعیت داشته باشد از یک سال پیش شروع کردیم به کار کردن تا در انتخابات ریاست جمهوری فرصت شود و گفتمانیش را در کشور راه‌اندازی کنیم، ضرورت‌اش را بیان کنیم. بعد از آن که مقام معظم رهبری در 14 خرداد سال قبل طرح گفتمان پیشرفت اسلامی را کردند یک حس بسیار خوبی به ما دست داد و فهمیدیم که درست حرکت کرده‌ایم، چون قبل از آن جمع‌بندی کرده بودیم. بنده اولین نکته‌ای که دارم این است که کمتر دیدم یا ندیدم کسی که بخواهد بیاید این جنس صحبت‌ها را داشته باشد یعنی بیاید بگوید که اهداف انقلاب اسلامی چیست و ما چه نسبتی با این اهداف داریم و چه طریقی را باید دنبال کنیم و وقتی که ما شروع کردیم کلی شروع کردیم اما آمدیم آن را تبدیل کردیم به یک سری سلسله برنامه‌ها، لذا مثلا برای کاری که انجام می‌دهیم از سال‌ها قبل گروه‌هایی تشکیل شدند در حوزه اندیشه امام و مقام معظم رهبری کار تحقیقی کردند و در کتاب‌هایی که دسته‌بندی شده آراء و نظرات امام و مقام معظم رهبری منظومه فکری این دو بزرگوار استخراج شد الان در ختواره‌هایش هست و دوستان رسیدند به یک منظومه فکری و این منظومه فکری را در حوزه‌های مختلف متجلی کردند، در حوزه‌های اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ... علاوه بر آن کسانی که ذیل این اندیشه و نگاه اجتهادی تولید داشتند از نگاه و اندیشه آنها هم استفاده کردند.
 
*یعنی هیچ کدام از کاندیداها، این ادبیات و این گفتمان را ندارند؟ وجه ممیزه کار شما با این شعارها و گفتمان‌هایی که تا الان در فضای انتخابات طرح شده چیست؟ اهم آن 24 محور چیست؟
 
یکی این است که بعد از این مقدمات، ما آمدیم این اندیشه را که در رابطه با این مجموعه فکری بود در هفت گروه به بحث گذاشتیم تحت آن هفت گروه با یک روش بندی واحد در حوزه‌های مختلف اقتصاد، سیاست داخلی، سیاست  حقوقی_ قضایی، حوزه مدیریت و علم و فناوری و حوزه فرهنگی_ اجتماعی. اساتید دانشگاه و حوزه با آن نگاه اندیشه‌ای کار کردند و وضع موجود و وضع ایده‌آل را استخراج کردند و طی هفت پروژه راهبرد تعیین کردند بعد امدیم دادیم به یک حلقه سومی آن حلقه سوم آمد برنامه مطابق با این راهبرد را طراحی کرد، یعنی الان اگر در صحنه انتخابات برنامه‌مان را ارائه دهیم برنامه‌ای است با نگاه «پیشرفت اسلامی» و در 18 حوزه تخصصی رسیده به هدفی که می‌گوید راهبردمان چیست و هدف‌گذاری‌هایمان چیست و چه برنامه‌هایی را دارم و با چه اولویتی به سمت برنامه‌ها می‌خواهیم حرکت کنیم و چه انتظاری داریم از این برنامه‌ای که می‌خواهیم در حوزه‌های مختلف اجرا کنیم. خود شما که در برخی از این حوزه‌ها تخصص دارید شهادت خواهید داد که کار دقیقی شده است.
 
* در این برنامه‌ها سیاست مقدم است یا فرهنگ؟ اولویت‌ها تعیین شده‌اند؟
 
در گفتمان «پیشرفت اسلامی» زیرساخت جامعه فرهنگ است همانطور که در گفتمان توسعه غربی زیرساخت اقتصاد است، ما به ازاء آن اقتصاد اینجا فرهنگ است و در واقع سایر اجزای بنا روی آن پی ریخته می‌شود لذا ما از هر زاویه‌ای که می‌رویم در حوزه جامعه اسلامی یک زیرساخت را مشاهده می‌کنیم.
 
*خب برنامه‌ای برای تحول فرهنگی دارید؟ یکی از شاخصه‌های ما در انتخاب اصلح_ صرف‌نظر از زد و خوردهای سیاسی_ باید برنامه تحول فرهنگی باشد!
 
بله، وقتی که شما با این دیدگاه، نگاه می‌کنید همه چیز پیوست فرهنگی دارد و حتی حوزه اقتصاد بسیاری از راهکارها برای حل حوزه اقتصاد راهکار فرهنگی است، مصداق عینی‌اش مصرف کالاهای داخلی که اصلا این یک رویکرد فرهنگی است، یک اصلاح است اما ماحصلش یک رویکرد جدی در حوزه اقتصاد است. از نظر ما اولویت و اهمیت اول همواره با فرهنگ است، اگرچه هر زمانی یک موضوعی فوریت پیدا کند که در این ایام فوریت با اقتصاد است اما در نامگذاری‌های اقتصادی این چند سال آقا هم که مشاهده می‌کنید نگاه فرهنگی حاکم است.
 
* حالا این‌ها برنامه است یا ایده است؟
 
تبدیل به برنامه شده که آوردیم در جداول حتی می‌گوییم در چهار سال بعد کجا می‌ایستیم با شرایطی که هست.
 
* آقای زاکانی، شما خیلی تلاش کردید آقای حداد رئیس مجلس شود و با ایشان همفکر هستید، ایشان کاندیدا شد ولی ایشان را تنها گذاشتید و خودتان به میدان آمدید. آقای حداد عنصر فرهنگی و مدیریتی قوی است، ایشان نمی‌توانست برنامه‌های فوق‌الذکر را پیش ببرد؟
 
هر صحنه‌ای اقتضائات خاص خودش را دارد بنده نسبت به آقای حداد واقعا یک نگاه بسیار خوبی دارم و به ایشان علاقه‌مندم، من نمی‌دانم چطور می‌شود به الفاظ بیان کرد، چون می‌دانم ایشان فردی است که اگر بفهمد انقلاب چه چیزی می‌خواهد خودش را فدا می‌ند و این خیلی ارزش دارد و ایشان زلالی‌ای دارد و یک جوهره خیلی خوبی دارد. من احساسم این بود که هر صحنه‌ای اقتضائاتی دارد. همه حرف‌های قبل از سوال جنابعالی یک دلیل بود برای آمدنم، در حالی که من گفتم 24 ضرورت حس کردم؛ مثلا ضرورت دوم من حاکمیت تفکر انقلابی و بسیجی بر کشور بود، علتش چیست؟ علتش این است که قائل به این هستم که اگر تفکر بسیجی در کشور حاکم شود، کشور از آسیب انحراف، ارتجاع، تحجر و تکنوکراسی محفوظ می‌ماند. با این تفکر بسیجی است که نوع نگاه ما به ولایت و رهبری دقیق و صحیح می‌شود. در دوران دفاع مقدس کسانی که در آن کوران آبدیده شدند نوع نگاهشان به امام خیلی متفاوت از این روزها بود در نوع نگاه آن موقع عشق ورزی و تبعیت‌پذیری در اوج قرار داشت، بنده معتقدم امروز هم باید در اوج قرار بگیرد. نوع نگاه به مردم عوض می‌شود، مدل‌هایی که برای حضور در صحنه طراحی می‌کنیم مدل‌هایی است که در آن مردم ولی نعمت ما هستند و این یک فرض واجب و اساسی برای ماست.
 
نکته دیگر این است که باید توجه کنیم محرومیت‌زدایی کنیم، جامعه را آباد کنیم که این یک اصل است. اما برای عبور از این صحنه از انقلاب من معتقدم این باز گره‌اش به دست خود مردم باز می‌وشد؛ آن روحیه و تفکر بسیجی که در جامعه حاکم شود می‌تواند مردم را به صحنه بیاورد برای حل مشکلات در چارچوب و برنامه‌ای که دولت ارائه می‌کند، مردم آمدند در دفاع مقدس و صحنه دفاع مقدس را تغییر دادند، اگر مردم را شما از دفاع مقدس حذف کنید صدام همان سه روز و و هفت روز تهران بود، با استراتژی‌ای که امام (ره) داشتند و امروز مقام معظم رهبری دارند دولت متصدی عملیاتی کردن این باشد که روحیه بسیجی و جهادی را در خودش نهادینه کند و روحیه خدمت شایسته به مردم در همه ارکان دولت باشد.
 
* خب الان آقای قالیباف هم مدعی تفکر جهادی است و در روزنامه‌ها و سایت‌های متعدد وابسته به ایشان می‌گویند که وی نماد مدیریت جهادی است. شما سال 84 ایشان را صالح مقبول می‌دانستید، ایشان تغییر کرده یا تعریف متفاوتی از مدیریت جهادی دارید؟
 
من که خیلی شفاف گفتم دلیل حمایت ما از آقای قالیباف در سال 84 چه بود؛ یکی از دلایلش همان خروجی آن فرآیند ستاد آبادگران بود نکته‌ای که امروز وجود دارد این است که فکر می‌کنم این مسیری که ما طی کردیم برای رسیدن به چنین منظومه فکری و بعد تبدیل کنیم به راهبرد، این مسیر را دیگران طی نکردند، یعنی من ندیدم این دوستان این مسیر را طی کنند اسم نمی‌برم، چون برنامه‌های دیگر نامزدها را ندیدم نمی‌خواهم اسم ببرم ولی جوهره کارها از ادبیات به کار رفته توسط آنها مشخص است و جنس کارهایی که انجام شده متفاوت است لذا این تفاوت‌ها در ادبیات ما خیلی بروز و ظهور دارد و برجسته است. این حرف‌ها را در محافل دانشگاهی گفتم، شش هفت نفر دیگر نامزدها می رفتند صحبت می‌کردند دانشجویان می‌گفتند این اولین نامزدی است که دارد این طور با این ادبیات حرف می‌زندم من به نظرم در این مسیر تفاوت‌هایی که بین نامزدها هست یکی همین است لذا از همین دل ادبیات گفتمانی آن ملاک‌های تفکر بسیجی استخراج می‌شود و تفاوت حرف ما با دیگران مشخص است. یکی از وجوه ممیزه جدی این است که ما معتقدیم برای پیشرفت اسلامی نمی‌توان مدلهای غربی را بومی کرد و باید مدل و الگوی اسلامی را از سرچشمه گرفت و تبدیل برنامه کرد و اجرایی نمود.
 
* گفتمان و شعار اصلی انتخاباتی شما چیست؟
 
گفتمان «پیشرفت اسلامی» است. اصل توجهم به ترویج «گفتمان پیشرفت اسلامی» است، بیش از 80 سخنرانی پیرامون این موضوع کرده‌ام، اقتضائاتش را گفتم، ورود و خروجش را گفتم، لذا ضروری می‌بینم که بیاییم دست به دست هم بدهیم و با همه کسانی که دلداده این مسیر هستند بتونیم خط حاکمیت تفکر انقلابی را در کشور آنگونه داشته باشیم که در قبال رهبری معظم انقلاب، و مردم درست عمل کنیم، همین نوع نگاهی که به قدرت داریم اینها اصلا تفاوت ایجاد می‌کند در نوع نیروها.
 
* شما دولت نهم را اینگونه می‌دانید؟
 
سال 84 تا 88 را که به تاییدات مکرر رهبر انقلاب هم رسید، دولت موفقی می‌دانید؟ در دولت دهم انحرافات و اشتباهاتی برو کرد ولی در دولت نهم بسیار می‌شنیدیم که جمعیت ایثارگران و دوستانی که در ستادهای آقای قالیباف بودند دولت نهم را هم قبول ندارند؟
 
دولت نهم جهتی که گرفت جهت درستی بود اما عمق نداد به این جهتش، اشکالش این بود که در سطح باقی ماند و عمق نداد این کاری که ما شروع کردیم و عناصری که می‌خواهیم بکار بگیریم هدفمان تعریف درست، با دقت بالا و عمق زیاد کار است.
 
* با چه تیمی و چه عناصری؟
 
به من می‌گویند که کابینه‌ات را الان معرفی می‌کنی می‌گویم نه، علتش این است که ما قائل به شایسته سالاری هستیم، در واقع این شایسته‌سالاری که به آن دقت داریم، ممکن است یک شایسته‌تری وجود داشته باشد. کنار بنده نباشد اما بعد از پیروزی حاضر باشد بیاید به من کمک کند. پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ص) فرمود که اگر کسی می‌خواهد کسی را منصوب کند و از او بهتر باشد خیانت به خدا و پیغمبر کرده من نمی‌خواهم چنین خیانتی بکنم، ما می‌خواهیم بگوییم همه چیز را با ملاک می‌خواهیم، یعنی یک فرآیند‌سازی را برای خودمان تعریف کردیم که آن فرآیند‌سازی را به مردم مان اعلام خواهیم کرد اما برای اطمینان این 50 _ 60 آدم‌ سرشناس در حوزه اقتصاد و فرهنگ و _ این‌ها که حامیان این جهت‌گیری بودند را معرفی می‌کنیم اینکه برخی‌ها خودشان در حمایت‌‌ها مشخص شده‌‌اند، اما اینکه آقای الف و ب وزیر ما و معاون اول ما باشند احساس می‌کنیم که این یک راه نادرستی است از باب اینکه ما را محروم می‌کند از بسیاری حرکت‌های اجتماعی. نکته دیگری هم که هست ممکن است باب طمع‌ورزی را باز کند چون شنیدیم بعضی‌ها که هنوز چیزی نشده تا پایین‌ترین سطح را تقسیم‌بندی کرده‌اند برای خودشان، چه کسی کجا باشد و ... این کار کار غلطی است، ولی مردم هم باید اطمینان داشته باشند، فرد هم باید هم برنامه داشته باشد و رویکردش شفاف باشد.
 
انتهای ‌پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار