امروز : یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 23
۰۴:۴۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 51841
تاریخ انتشار: ۱ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۱۶
تعداد بازدید: 379
آیا می‌توان حقّی بالاتر از این برای بشریت متصوّر شد؟ آیا سوگی بالاتر از این می‌توان برای بشر متصوّر شد كه صاحبان استعدادهای متعالی با ...

آیا می‌توان حقّی بالاتر از این برای بشریت متصوّر شد؟ آیا سوگی بالاتر از این می‌توان برای بشر متصوّر شد كه صاحبان استعدادهای متعالی با استعدادهای ذبح شده و ذائقه‌های دون مایه زیر خاك دفن شوند؟

این اوج بلوغ جامعه‌ای است كه آرزو كند فرزندانی سالم، برنا و ارجمند با آرزوهایی بزرگ و دل‌هایی عرش‌آسا و اندیشه‌های نورانی تربیت شوند و بساط فساد، فحشاء و آلودگی‌های اخلاقی برافتد.

 

 

آرزوی پنجم
فضای سالم تربیتی در جامعه و در عرصه جهانی

آیا می‌توان حقّی بالاتر از این برای بشریت متصوّر شد؟ آیا سوگی بالاتر از این می‌توان برای بشر متصوّر شد كه صاحبان استعدادهای متعالی با استعدادهای ذبح شده و ذائقه‌های دون مایه زیر خاك دفن شوند؟ این اوج بلوغ جامعه‌ای است كه آرزو كند فرزندانی سالم، برنا و ارجمند با آرزوهایی بزرگ و دل‌هایی عرش‌آسا و اندیشه‌های نورانی تربیت شوند و بساط فساد، فحشاء و آلودگی‌های اخلاقی برافتد.
بشر در آرزوی طهارت جمعی و آرزوی روزی است كه در كلّ جهان تقوا به جای فسوق و فجور و تباهی، اخلاق بنشیند و امور اهل قری به صورت مجموعی، دائر بر تقوی شود تا كشتی فلاح سوراخ نگردد.
این آرزوها از اصیل‌ترین و نفیس‌ترین آرزوهای انسانی است. مقدّس‌ترین آرزوهای بشر و فاخرترین حقّ مردم، برخورداری از فضای سالم تربیتی است و بشر معاصر از این جهت در خسرانی‌ترین مقطع تاریخ قرار گرفته و خاسرترین نسل‌ها را در خود جای داده است.
طبق برخی از روایات، وضعیتی پیش می‌آید كه مردم بر سر قبر مردگان خود می‌روند و می‌گویند: كاش من به جای او مرده بودم. روایت است كه هر شب و روز، آرزوی مرگ می‌كنند با اینكه آرزوی مرگ مكروه است.
آورده‌اند كه پیش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان خود می‌رود و آرزو می‌كند كه كاش جای آنها بود و بعد از ظهور، شخص بر سر قبر برادرش می‌رود و به او می‌گوید: كاش تو هم بودی و از این بركاتی كه ما بهره‌مند شدیم، متنعّم می‌شدی. روایت‌كرده‌اند كه در دوره حضرت صاحب الامر(عج)، دنیا آن‌قدر زیبا می‌شود كه هشتاد ویژگی بهشت در همین دنیا مصداق پیدا می‌كند؛ زیرا عقول كامل می‌شود.
یك آرزوی بسیار متعالی برای بشریت این است كه تمام ابنای بشر بالغ شوند. جمال عالم در بلوغ انسان‌هاست. انسان‌ها در اثر عدم بلوغ، یكدیگر را تحمّل نكردند، مبتلا به منيّت شدند و از عبادت و بندگی ماندند و به سان اهل جهنّم بنای تنازع و تخاصم گذاشتند.1
بشر از ضعف عقل و از جهت نابالغی، دنیا را به بدل به محلّ جنایت و فساد و تباهی كرده است. امام زمان(عج) یك كار فوق العادّه در باب تربیت می‌كند و آن تكمیل عقل است «تَبلُغُ الاحلام»2 یا «تَبلُغُ الحُلُم».3 ایشان دست ولایت بر سر مردم می‌كشد و آنها بالغ می‌شوند و به تكامل عقلی می‌رسند. بالاترین آرزوی بشر، تكامل عقلی در سطح عمومی است و زیباترین و لذّت‌بخش‌ترین محفل، محفلی است كه كاملان در آنجا جمع بشوند.
موضوع بلوغ عقلی، آن هم در تمام انسان‌ها آثار بسیار خطیری در زندگی بشر دارد.
عقل همواره با علم بالغ می‌شود «وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ»4 آن زمان، زمان غلبه برهان و غلبه علم و دوران، دوران انفجار علم است؛ آنجا كسی كه در برابر برهان مقاومت كند یا غرض دارد یا مرض. روشن است كه مقاومت در برابر آفتاب، بدترین خبث است و عصر حضرت صاحب الامر(عج)، عصر تمییز كلّی خبیث و طيّب است؛ عصری كه خداوند وعده داده؛ ولی تاكنون اتّفاق نیافتاده است. به همین جهت امام عصر(عج) زمین را از خباثت تطهیر می‌كند. در عصر حاضر، بسیاری از انسان‌ها نابالغند و الزام نابالغ، مصداق ظلم است. اگر بنا باشد در عصر ظهور نیز عدّه‌ای با كمال اختیار، در اعتقاد باطل خود بایستند و یك پلورالیسم باطل حاكم شود، دیگر عصر، عصر ظهور نیست. آنجا باید حقّ ظهور كند و دنیا عاقبت به خیر شود و تمام آلودگی‌ها، حتّی در اعتقاد و نفوس، منقرض گردد، آنجا دوران بقاء بر باطل و اعطای جزیه نیست، دوران كمال عقل و اعطای نصفه است.
عقل كه كامل شد، اعتدال اصلی كه اعتدال نفوس است، محقّق می‌شود و عقل، حاكم بر مملكت بدن می‌گردد. عدل اوّل هر كسی عدالت اخلاقی و نفسانی او می‌شود.
حضرت امام خمینی(ره) بیان مهمّی دارند و آن اینكه؛ در عدل مهدوی حتّی نفوس از انحراف مصونند، یعنی انحرافات نفسانی هم وجود ندارد.
این عصر، عصر ورود عدالت به نفوس، یعنی اینكه انسان حسود، دو چهره، منافق، متكبّر، مستكبر و ... نداریم. نفوس، همه نفوس زكيّه است و بهشت، یعنی همین. در آن جامعه، خبر از حدیث النّفس ریاست هم نیست. همه اینها به دلیل عدالت مطلقه است، اقتضای عدل، حیات دین و اصلاح جامعه است. اگر قرار باشد در جامعه، شمشیر از نیام بركشید، آن شمشیر باید شمشیر عدالت باشد! و خداوند جز این نمی‌خواهد.

آرزوی ششم
بزرگ‌ترین آرزوی انسان و مقدّس‌ترین آنها این است كه خون‌ریزی و جنگ از عالم برافتد و گیتی صورت جنگ نبیند و به اصطلاح، تاریخ به پایان برسد.

این آرزوی همه انسان‌هاست كه مهربانی حاكم شود، زمینه جنگ فراهم نشود و صلح كل محقّق گردد. تمام مكاتبی كه دنیا را محلّ آزمون و خطا كرده و میلیون‌ها انسان را به كشتن داده‌اند، این ادّعا را دارند؛ امّا امروزه، در رأس صاحبان این اندیشه انسان‌سوز، سیاست، اقتصاد و فلسفه غرب قرار دارد كه مدّعی است با لیبرالیسم، به بهشت پایان تاریخ خواهیم رسید؛ امّا آشكار شدن صورت كریه غرب، مخصوصاً در این اواخر كه كشتارهای عظیمی را در «خاورمیانه»، به ویژه در «عراق»، «افغانستان» و ... راه انداخت، نشان داد كه این ادّعاها سراب و دروغ و فریبی بیش نیست و منافع مادّی و امنيّت اسرائیل، كانون شرارت جهانی و شیطان مجسّم برای آنها بر هر چیز دیگر، حتّی دمكراسی تقدّم دارد.
نه اندیشه سیاسی غرب و نه مكاتب دیگر، هرگز نمی‌توانند صلح كل را تحقّق بخشند؛ چون زمینه این كار فراتر از توان بشر است.
حضرت حجّت(عج) زمینه جنگ را برمی‌چیند. زمینه جنگ، مرزهای جغرافیایی، نژادی، اعتقادی، تعدّد حكومت‌ها و قانون‌هاست. این مرزها، مرزهای خون‌ریز هستند. در زمان آن حضرت با حكومت واحد جهانی، تمام این مرزها برچیده می‌شود و انسان‌ها خانواده واحد جهانی را تشكیل می‌دهند، چقدر زیباست كه بشریت یك خانواده شود و بزرگ خانواده، خود خدا! و تبعیض بر پایه ینفع النّاس باشد.
بهشت غیر از این نیست. بهشت مهدوی، مقدّمه بهشت سرمدی است و بهشت از همین نشأه شروع می‌شود5 و به تعبیر حضرت عليّ ‌بن موسی الرّضا(ع) «قد علم اولوالالباب ان ما هنا لك لایعلم الّا بما ها هنا»6 و تعبیر عارف قونوی:
بهشت و دوزخت با توست، در باطن نگر، تا تو سقرها در جگر یابی، جنان‌ها در جنان بینی!7
و به قول ناصر خسرو:
از ره خلق خوب و سیرت زشت
هفت دورخ تویی و هشت بهشت
بشر در این آرزوست كه همه مردم جهان، خود را هم وطن یكدیگر دانسته و تمام دنیا را وطن خود بدانند و همه در یك اعتقاد باشند و تفوّق‌طلبی برچیده شود و به دوران قبل از اختلاف برگردند. این آرزو فقط در زمان حضرت وليّ‌عصر(عج) اتّفاق خواهد افتاد و یك صمیمیت فوق العاده كه الآن برای ما محال یا شبه محال است، به وقوع خواهد پیوست و انسان‌ها نسبت به هم احساس بیگانگی یا فاصله نخواهند كرد و به مقام مواسات، هم‌دردی و غم‌گساری مطلق خواهند رسید.
خداوند آن زمان دست خود را بر سر بندگان می‌نهد، نه بر سر مؤمنان یا مسلمانان. روایت این است كه «وَضَعَ اللهُ يَدِهِ عَلَى رؤوس العباد»8 به همین جهت، همه انسان‌ها بالغ می‌شوند و انسان بالغ حتماً انسان موّحد و مسلمان است؛ چون انسان‌ها از ضعف عقل، تشتّت اعتقادی پیدا كردند. از این‌رو همه انسان‌های روی زمین، اهل توحید و اهل اسلام می‌شوند «وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»9 و آرزویی بزرگ‌تر از این نیست كه تمام انسان‌های روی زمین موحّد باشند و در نتیجه مرزهای اعتقادی از اساس برچیده می‌شود و حضرت حجّت(عج) این‌چنین به نشان «از بین برنده مبنای شرك و نفاق»10 نائل می‌گردد.
در دنیا، همه آرزو دارند كه تعصّب‌ها كه عنصر اصلی خون‌ریزی است، برچیده شود؛ امّا هرگز برچیده نخواهد شد؛ زیرا ریشه آن، مرزهای سه‌گانه است. مرز نژادی، مرز جغرافیایی و مرز اعتقادی و این سه، فقط با بلوغ عقلی برداشته می‌شود. بشر از نابالغی، مرز نژادی درست كرده و به «من»های متعارض و متقابل، مبتلا گشته است.
امام زمان(عج) كابینه تشكیل می‌دهد؛ امّا یك عرب در آن وجود ندارد. پیامبر(ص) كابینه تشكیل داد؛ امّا بدون تعصّب عربی، در این كابینه سلمان فارسی هم بود، صهیب رومی و بلال حبشی هم حضور داشت. دنیا الآن این نگاه مهربانانه و منصفانه و عادلانه را ندارد. الآن خون یك صهیونیست یا آمریكایی، رنگین‌تر از دریای خون دیگران است. به خاطر یك دروغ، صدها هزار انسان در عراق قربانی شدند و متجاوزان، خود به این خطا، لب به اعتراف گشودند؛ امّا اقرار به جنایت نیز سودی نبخشید و با قواحت تمام گفتند: تاریخ ما را در این اشتباه خواهد بخشید!!
بزرگان دنیا نیز به این نتیجه رسیده‌اند كه تا حكومت واحد جهانی درست نشود، جنگ تمام نخواهد شد. آنهایی هم كه می‌خواهند بشریت در بردگی ابدی11 بماند، به این نتیجه رسیده‌اند كه شیوه كار، ساختن حكومت واحد جهانی است. آنان به شدّت تلاش می‌كنند؛ امّا هیچ یك از این دو طایفه موفّق به تشكیل چنین حكومتی نخواهد شد. این حكومت، آخرین راه‌حل است. آخرالزّمان یعنی آخرین راه حل و این فقط در شأن آن سفر كرده است12 كه حكومت اسلامی را بسط خواهد داد.
در ملاحظه اوصاف جامعه مهدوی، اوّل سؤالی كه به ذهن خطور می‌كند، ابزار تحقّق این اوصاف است. حكومت واحد جهانی، از اصلی‌ترین ابزار برای آن اوصاف است؛ مگر بدون حكومت واحد جهانی می‌توان جهانی پر از عدل و داد13 درست كرد؟ دیگر هیچ پناهگاه و مفرّی نیست؛14 یا مرگ یا تسلیم؛ تسلیم هم ابتدا با برهان. برهان اگر نتیجه نداد، اصلاح اعوجاج با سیف است! تمییز كلّی فقط آن زمان پیدا خواهد شد و این اوج آرزوی فطری انسان و مقدّس‌ترین آن و بزرگ‌ترین وعده قرآن است.
دوباره به این آرزو برمی‌گردیم، امام عصر(عج) چگونه مرزهای قومی و مذهبی و جغرافیایی را برمی‌چیند؟ چگونه بر عناد و تعصّب غلبه كرده بر آنها مهر باطل می‌زند؟ آیا می‌شود اختلاف ادیان و مذاهب یا دعوای صلیبی یا ... از دنیا برچیده شود؟! ایشان كه ظهور كند، قطعاً بر مذهب اهل‌بیت(ع) است، با این حال با متعصّبان اهل سنّت كه قوی‌ترین برهان نیز آنها را از مركب عناد و تعصّب پایین نمی‌آورد، چه معامله‌ای می‌نماید؟ با وهّابی كوردل كه وقتی در مناظره قرآنی با شیعه مستأصل می‌شود، با بی‌حیایی می‌گوید: قرآن را رها كن، به عقل خود مراجعه كن. چه می‌كند؟! بله حضرت حجّت(عج) همه انسان‌های روی زمین را به مذهب اهل بیت(ع) درمی‌آورد؛ امّا با دو عنایت، اوّل اینكه دست تربیتی بر سر انسان‌ها می‌كشد تا عقل آنها بالغ شود و با بلوغ عقلی عناد و تعصّب برچیده می‌شود. عقل آلت عبوديّت است و عبوديّت خضوع است؛ خضوع ایمان.15 و دوم اینكه بعد از بلوغ عقلی، اقامه برهان می‌كند؛ برهان واضح16.
عقل و برهان مهدوی، از نوع عقل و برهان زمان ما نیست؛ بلكه تلألؤ دارد. چنین عقلانيّت و برهانی، هم حرمت تكوینی و هم تشریعی دارد و حرمت آن به این است كه با آن مخالفت نمی‌شود. از این‌رو در برابر این عقلانیت و برهان، از پلورالیسم و تلورانس17 كه دست پخت محرومان از آفتاب و نابالغان بشریت است، خبری نیست. با این براهین واضحات، اتّفاق بزرگی در عصر ظهور محقّق می‌شود و آن وقوف اهل باطل بر بطلان معتقدات خود است. یكی از آرزوهای بسیار نفیس بشریت این است كه اهل باطل از جهل مركّب دربیایند. خداوند متعال در قرآن اصرار تمام دارد كه در آخرت، در خصوص اختلافات، حكم می‌كند و حق را به اختلاف می‌نمایاند؛ بلكه با صراحت آن را به عنوان فلسفه معاد مطرح می‌كند:
«وَأَقْسَمُواْ بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ٭ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِی يَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِینَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِینَ؛18
و با سخت‏ترین سوگندهایشان بخدا سوگند یاد كردند كه خدا كسی را كه می‏میرد بر نخواهد انگیخت آری [انجام] این وعده بر او حق است لیكن بیشتر مردم نمی‏دانند٭ تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند برای آنان توضیح دهد و تا كسانی كه كافر شده‏اند بدانند كه آنها خود دروغ می‏گفته‏اند.»
و این وصف، مانند بسیاری از اوصاف دیگر قیامت و بهشت در عصر مهدوی محقّق می‌شود.
در هر حال با بلوغ انسان‌ها و با براهین واضحات حضرت حجّت(عج)، باطل از اساس از ذهن و قلب انسان‌ها خارج می‌شود و تمام قلب‌ها حرم حق می‌گردد و این‌گونه به جریان بسیار قدیمی و جانسوز شیعه‌كشی خاتمه داده می‌شود. طبیعی است كه عدّه‌ای در اثر گناهان و ظلم و ستم‌هایی كه كرده‌اند، سزاوار نوازش دست تبلیغ احلام امام عصر(عج) كه واسطه فیض به این عالم است، نیستند، از این‌رو آنها در عناد خود باقی می‌مانند و به جنگ مصلح اوّلین و آخرین می‌روند. آنها به حدّی عناد دارند كه حتّی «یؤولون القرآن فیقاتلونه!» امّا در جایی كه مشيّت بر این قرار گرفته كه كره خاكی حتّی از حیوان‌های حرام گوشت تطهیر شود، اجزای عالم با آن متعصّبان ناپاك همراهی نخواهد كرد و زمین از انسان‌های وارونه تطهیر خواهد شد؛ همان كه امیرالمؤمنین(ع) در آرزوی آن گداخت و نتوانست آن را محقّق كند و این‌گونه است كه تأویل آخرالزّمان با تأویل صدر اسلام فرق پیدا می‌كند. تأویلگران آخرالزّمان در برابر آفتاب عالم‌تاب عقلانيّت مهدوی با خسران مواجه می‌شوند؛ امّا تأویلگران صدر اسلام توانستند با تعطیل مرجعیت علمی، راه قرائت‌های مختلف را به قرآن باز كنند و پشت هر قرائتی فرقه‌ای تشكیل دهند و به نام دین، انسان‌ها را در مقابل هم قرار داده و در تمام ادوار، سیل خون راه بیاندازند. به این ترتیب امامی كه رسول خدا(ص) خبر داده بود،بی‌كس ماند و جانسوزانه اعلام كرد «هَيْهَاتَ أَنْ أَطْلَعَ بِكُمْ سَرَارَ الْعَدْلِ أَوْ أُقِیمَ اعْوِجَاجَ الْحَق‏»19 تا اینكه فرزندش آرزوی او را محقّق كند و قلب تأویلگران بیگانه با قرآن را بشكافد.
امیرالمؤمنین(ع) در زمان خود، بزرگ‌ترین قدم را برای بلوغ عقول امّت برداشت. او از طریق علم وارد شد تا با آن، انسان‌ها را به درجه اعلای عقلانيّت و بلوغ برساند. او امیر علم و باب علم بود. او خزانه‌دار و مدینه علم و حكمت پیامبر(ص) و «وارِثَ عِلْمِ الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ»20 بود. او به آسمان‌ها بیشتر از زمین مسلّط و محصول بیست و سه سال تلاش پیامبر(ص) بود. او آرزو داشت  انسان‌ها پای درس او بنشینند و عالم، عاقل و بالغ شوند؛ امّا در این آرزو ناكام ماند.
آری امّت از علمی كه نه علم مدرسه‌ای و نه از طریقه ذكر و فكر و روایت، بلكه علم ارائه الهی بود، محروم ماند. نه عالم شد، نه بالغ و نه فرشته‌گونه؛ بلكه كوچك ماند و از كوچكی بنای تعصّب و جنگ و درگیری گذاشت و تا آخر، مبتلا به تفرّق و تقابل و تعارض گردید؛ امّا فرزند امیرالمؤمنین(ع) این آرزوی مبارك را محقّق خواهد ساخت. اگر جدّ او امام علی(ع)، فاتح تمام علوم بود، او خاتم آنها بوده و جدّش از تحقّق این آرزوهای بزرگ خبر داده و فرمود: «يَا كُمَيْلُ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ أَنَا أَفْتَحُهُ ـ وَ مَا مِنْ سِرٍّ إِلَّا وَ الْقَائِمُ(ع) يَخْتِمُه؛21
ای كمیل! هیچ علمی وجود ندارد؛ مگر آنكه من آن را گشوده باشم و هیچ سرّی نیست؛ جز آنكه قائم آن را تمام می‌كند.»

آرزوی هفتم
آرزوی ریشه‌كن شدن فقر

دیگر كرامت كسی به خاطر فقر شكسته نشود. در دنیا هیچ گرسنه و محتاج و برهنه‌ای نماند، غنا همه‌جا را فرابگیرد.
چقدر زیباست زكات دست مردم بماند، مردم بگردند؛ امّا برای ادای زكات، فقیر پیدا نكنند. چقدر زیباست كه زكات از مصرف بیافتد.
علاوه بر غنا، استغنا نیز همه‌جا حاكم می‌شود؛ همچنان‌كه وارد شده، پول می‌دهند؛ امّا كسی حاضر به گرفتن آن نمی‌شود.
اوّلین بار، مردم، جلوه تقسیم خداوندی را كه در آن فقیر وجود ندارد، تماشا می‌كنند تقسیم الهی همیشه با تضمین همراه است. پس آنچه الآن می‌بینیم تقسیم الهی نیست؛ تقسیم جانوران انسان‌نماست. بشر در آرزوی روزی است كه كسی بیاید و در مقیاس جهانی نسبت به ثروت دنیا و نعم خداوندی اصلی را حاكم كند، این آرزو الآن همانند یك رویاست. چه آرزوی بزرگی است كه مردم اوّلین بار اثر عدل را مشاهده كنند زیبایی بالاتر از این نمی‌شود كه در دنیا كسی دیگر غصّه انسان مظلوم، ستمدیده فقیر و ندار و بیچاره‌ای را نمی‌خورد، دیگر كسی شاهد تن نحیف و مرده طفل آفریقایی و شكم برآمده سگان لم داده در خانه‌های اروپاییان و آمریكاییان نمی‌شود. كرامت انسان‌ها شكسته نمی‌شود، كسی شاهد دور انداختن سیخ كباب نیم‌خورده سگ‌های انسان متموّل غرب‌زده در برابر گرسنگان نمی‌شود و ...

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره ص(38)، آیه 64.
2 و 3. عقل‌ها بالغ می‌شوند.
4. سوره عنكبوت (29)، آیه 43.
5. سوره واقعه (56)، آیه 62.
6. بحار الأنوار، ج 10، ص 316 و توحید: ص 437.
7. حسن سنایی غزنوی.
8. كافی، ج 1، ص 25، ح 21؛ كمال الدین، ص 675، ح 30؛ بحار الانوار، ج 52، ص 336، ح 71.
9. سوره آل عمران (3)، آیه 83.
10. فرازی از دعای ندبه.
11. نهج البلاغه، حكمت 180.
12. رك: بند 64.
13. بحارالانوار، ج 51، ص 74.
14. سوره هود(11)، آیه 43.
15. دعای سحر ماه مبارك رمضان
16. فرازی از دعای ندبه (ای فرزند برهان‌های واضح و آشكار خدا).
17. تكثُْرگرایی، قابل انعطاف.
18. سوره النحل (16)، آیه 39 ـ 38.
19. نهج البلاغه، خطبه 131.
20. مفاتیح الجنان، زیارت امیرالمؤمنین(ع).
21. بحار الانوار، ج 269/77.

برچسب ها:
آخرین اخبار