امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۵:۳۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 52596
تاریخ انتشار: ۲ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۳
تعداد بازدید: 67
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ سینما: با انتخاب 20 فیلم برگزیده سینمای بعد از انقلاب توسط نظرسنجی «جبهه رسانه‌ای سینمای انقلاب»، ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ سینما: با انتخاب 20 فیلم برگزیده سینمای بعد از انقلاب توسط نظرسنجی «جبهه رسانه‌ای سینمای انقلاب»، حالا دیگر خیلی صریح‌تر و شفاف‌تر می‌توانیم درمورد فیلم‌های مطلوب‌مان صحبت کنیم و بگوئیم که در سینمای بعد از انقلاب دقیقا چه نوع آثاری مورد توجه ما بوده و این همه بحث و نظر درباره سینما نقطه مطلوبش ـ در آثار موجود ـ دقیقا کجا قرار داشته.

این اصلا خاصیت و اهمیت این قبیل نظرسنجی‌هاست. شما سال‌ها هم که درباره سینمای مطلوب خود نشریه و سایت و فصلنامه تخصصی دربیاورید و صفحه سیاه کنید، بدون اشاره به مصداق عینی مورد نظرتان نمی‌توانید تاثیری بر مخاطب‌تان بگذارید و نوع نگرش‌ خاص خودتان به سینما ـ هنر ـ را بنا کنید.

در سینما و هر هنر دیگری، تئوری‌ها و نظریات بر روی مصادیق بنا می‌شوند و از پسِ آثار می‌آیند؛ پس شما ناگزیرید هر لحظه دست روی اثر خاصی بگذارید و بگویید این اثر با تمام اشکالاتش به سینمای مطلوب شما نزدیک است و در مسیر درست قرار دارد.

کاری که مثلا شخصیتی در قواره شهید «سیدمرتضی آوینی» هم ـ که تنها نظریه‌پرداز تاریخ سینمای ایران بوده و هست ـ مجبور به انجامش بوده و با علم به پیامدهای بعدی‌اش هر از چندگاهی باید دست روی فیلمی مثل «عروس» می‌گذاشته و اعلام می‌کرده که چنین فیلمی به «سینمای مطلوب» مورد نظر او نزدیک‌تر است.

با اینکه بعد در جلسات خصوصی عنوان می‌کرده که اگر «مجبور» نبود قطعا دست به حمایت از هیچ اثری نمی‌زد چون تمام خروجی‌های سینما و تلویزیون ایران با سینمای آرمانی مورد انتظار او فرسنگ‌ها فاصله دارند اما در نظریه‌پردازی و همچنین ژورنالیسم فرهنگی ـ هنری شما الزاما باید در هر دوره‌ای دست روی آثاری بگذارید تا مسیر درست مورد نظر را مشخص کنید.

این دقیقا دلیل اهمیت نظرسنجی‌هاست، چرا که در آن‌ها گروهی دست روی چند اثر می‌گذارند و اعلام می‌کنند که سینمای مطلوبی که ما از آن صحبت می‌کنیم به چنین فیلم‌هایی نزدیک است و قضیه وقتی مهم‌تر می‌شود که آن گروه بخواهند دست به احصا آثار برتر خود از میان تمام ساخته‌های تاریخ سینمای یک کشور بزنند.

با این مقدمه برگردیم سراغ چیزی که در ابتدا عنوان شد؛ اینکه حالا و بعد از این نظرسنجی می‌توانیم با مصداق‌هایی که برآیند نظرات اکثر قریب به اتفاق منتقدان، سینمای‌نویس‌ها و کارشناسان سینمایی جبهه انقلاب است درباره «سینمای مطلوب» بحث کنیم.

همواره و به خصوص در چند سال اخیر بر اینکه تاکید کرده‌ایم که سینمای مورد نظر و مطلوب سینمایی‌ست که در عین اینکه نسبت درستی با چارچوب‌ها و اصول اساسی نظام اسلامی دارد؛ هم باید نسبت درستی با دغدغه‌ها و مشکلات و اعتقادات و آرمان‌های مردم آن روز داشته باشد و سینمایی عقیم و خنثی و بی‌خاصیت نباشد و هم باید «سینما» باشد، یعنی از منظر تکنیکی و فرمی نیز قابل بحث باشد و اصول اساسی روایت سینمایی را رعایت کرده باشد.

پس همواره سعی کرده‌ایم از دو نوع نگاه به سینما فاصله بگیریم؛ اول نگاه «فرمالیستی افراطی» که اساسا به این کار ندارد که آن فیلم «خوش فرم» چه می‌گوید و چه تاثیری بر مخاطب می‌گذارد و هر اثر «خوش‌ساخت»ی را تنها و تنها به این دلیل که «خوش‌ساخت» است قابل تقدیر و ستایش می‌داند.

و دوم نگاه «محتوانگر افراطی» که او هم اساسا به ساخت اثر کار ندارد و هر فیلم دسته‌چندمِ زیر شانه تخم‌مرغی و فیلمفارسی را از حیث محتوا و پیام نگاه می‌کند و لایه‌های چهارم و پنجمش را بیرون می‌کشد.

این را باید پذیرفت که هر اثر هنری ـ تمام هنرها ـ آن‌قدری می‌تواند بر مخاطب تاثیر بگذارد و محتوایش را منتقل کند که دارای قوت‌های فنی و تکنیکی و فرمی است. پس اثری که از لحاظ تکنیکی از یک حدی پایین‌تر است اساسا قابلیت بحث‌های محتوایی را ندارد و اثری هم که دارای حد قابل قبولی از قوت‌های تکنیکی و فرمی‌ست، می‌شود در مورد پیام و محتوایش بحث و گفت‌و‌گو کرد و اصلا به مدیران اعتراض کرد که چرا اجازه ساخت و اکران چنین فیلمی را دادید، حتی اگر آن فیلم از لحاظ فرمی شاهکار تاریخ سینمای ایران باشد.

بیست فیلم برگزیده نظرسنجی بهترین فیلم‌های پس از انقلاب مصداق‌های خوبی‌اند برای همین موضوع؛ فیلم‌هایی که علاوه بر تنوع ژانر و گونه، و همچنین تنوع در محتوا و پیام، هم از نظر تکنیکی و فرمی آثار شاخص و قابل بحث‌ سینمای پس از انقلاب‌اند هم پیامی که منتقل می‌کنند همان چیزی‌ست که باید باشد و مورد نظر «هنر انقلاب» است. 

آثاری که از فیلم تاریخی مثل «روز واقعه» در آن هست، تا اثر اجتماعی تلخی مثل «بوتیک»، یا «زیر نور ماه» ـ قابل توجه کسانی که می‌گویند فعالان فرهنگی جبهه انقلاب طرفدار فیلم‌های خنثی هستند و با هرگونه فیلم‌ اجتماعی مخالفند ـ تا اثر سیاسی خوش‌ساختی مثل «قلاده‌های طلا»، تا آثار دفاع مقدسی ماندگاری مانند «مهاجر» و «دیده‌بان» و «سفر به چزابه» و «آژانس شیشه‌ای» و «از کرخه تا راین» و «هور در آتش» و «خداحافظ رفیق»، تا فیلم‌های دینی مثل «خیلی دور، خیلی نزدیک» و «رنگ خدا» و «طلا و مس»، تا کمدی‌هایی از جنس «لیلی با من است» و «اخراجی‌ها1»، تا آثاری مثل «مادر» و «نیاز» و «بچه‌های آسمان»، تا اثری جاودانه در رابطه با فلسطین؛ «بازمانده».

همه این‌ها نشان می‌دهد که «سینمای مطلوب انقلاب»، نه آثار خوش‌ساختی‌اند که یا هیچ ربطی به دغدغه‌های انقلاب و اعتقادات اکثریت مردم ندارند، یا اصلا در مقابل و علیه آن هستند، حتی اگر این آثار تمام جایزه‌های جهانی را درو کرده باشند و ستایش شبه‌روشنفکران داخلی و منتقدان خارجی را برانگیخته باشند.

نه آثار مثلا «خوش‌محتوا» اما بدساختی که عملا به ضدخود تبدیل می‌شوند و محتوای خود را هم به مضحکه می‌گیرند؛ هنر/سینمای انقلاب را کسی نمی‌سازد جز هنرمند/سینماگر معتقد به انقلاب. کسی که هم آن هنر و لوازمش را بشناسد و بر مدیومی که در آن فعالیت می‌کند مسلط باشد؛ هم قلبا به آرمان‌های انقلاب معتقد باشد و با اکثریت مردم جامعه‌اش حرکت کند نه علیه آن‌ها.
 

یادداشت: امیر ابیلی
 

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار