امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۱۶:۳۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 52865
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۰۹:۰۹
تعداد بازدید: 50
«احمد لیایی» از قاریان پیشکسوت قرآن و مسئول اولین گروه تواشیح کشور در گفت‌وگو با خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری ...

«احمد لیایی» از قاریان پیشکسوت قرآن و مسئول اولین گروه تواشیح کشور در گفت‌وگو با خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس گفت: من از دوران کودکی با قرآن انس خاصی داشتم به طوری که در مدرسه نیز همواره سعی می‌کردم فعالیت‌هایم بر پایه آموزه‌های الهی باشد که البته مسئولان مدرسه‌ای که در آن درس می‌خواندم یعنی مدرسه «علوی» نیز من و سایر هم‌کلاسی‌هایم را به قرآن‌آموزی ترغیب می‌کردند.

وی با بیان اینکه فعالیت‌های قرآنی به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی رشد چشمگیری پیدا کرد، اظهار داشت: در مدرسه ما مسابقات قرآن نیز برگزار می‌شد، اساتیدی که اکنون از آن‌ها به عنوان قاری یا حافظ بین‌المللی قرآن یاد می‌شود، داوری مسابقات قرآن ما را بر عهده داشتند؛ به یاد دارم استاد مصری مرحوم «بیجرمی» را نیز به مدرسه ما دعوت کرده بودند تا داور مسابقات قرآن مدرسه علوی باشد.

لیایی با اشاره به اینکه بسیاری از قاریان برجسته کشورمان همچون استاد «سعیدیان» هم‌کلاس بنده بوده اند، ادامه داد: مدرسه فضای خوبی در جهت ورود ما فعالیت‌های قرآنی فراهم می‌کرد که با بر آنچه که ما در مدرسه آموخته بودیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی که جنگ بین ایران و عراق آغاز شد، ما نیز احساس وظیفه کردیم و به جبهه‌ها رفتیم.




گروه اعزامی از دبیرستان علوی در عملیات «والفجر مقدماتی»/«شمشادی‌فر، «دورانی»، «حسین‌جانی» به شهادت رسیدند

وی تصریح کرد: نخستین باری که به جبهه‌ اعزام شدم سال 60 بود که من در آن زمان 16 سال داشتم؛ شور خاصی برای اعزام به جبهه‌ها در بین نوجوانان بود به طوری که بیشتر آن‌ها سعی می‌کردند به نوعی خود را در یکی از گروه‌های اعزامی جای دهند.

این قاری ممتاز که در زمان نوجوانی دل از تمام وابستگی‌های دنیوی بریده و با تمام اخلاص به سمت جبهه‌ها رفته بود، گفت: چند سال پس از جنگ برادرم نیز به جبهه‌ها آمد او که 5 سال از من کوچک‌تر بود همواره دوست داشت که بتواند در جبهه‌ها حاضر شود، علاوه بر این پدر و عموهایم نیز در جنگ حضور داشتند؛ آن‌ها آنقدر دلباخته شهادت و دفاع از میهن بودند که حتی نتوانستند در مراسم عزاداری پدرشان شرکت کنند و از این بابت مادرم همواره نگران بود.




از سمت راست: شهید نظام آبادی، حسین لیایی، علی لیایی، احمد لیایی در عملیات «والفجر4»

لیایی که سابقه 19 ماه حضور در جبهه‌ها از سوی بسیج و چندین ماه نیز از طرف سپاه پاسداران به صحنه جنگ ایران و عراق دارد، افزود: من توفیق داشتم که در چندین عملیات از جمله عملیات‌های «بیت‌المقدس»، «کربلای5»، «والفجر مقدماتی»،«والفجر 1»،«والفجر4» ،«کربلای 4»، «کربلای 5» و سایر عملیات‌ها حضور داشته باشم که هر کدام از این عملیات‌ها برایم سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است.

این قاری بین‌المللی قرآن با اشاره به فعالیت‌های قرآنی در جبهه‌ها خاطرنشان کرد: در زمان جنگ بچه‌ها عمدتا سعی داشتند که برای پیروزی در جنگ تدابیری بیندیشند البته در زمان اوقات فراغت نیز برنامه‌های فرهنگی خاصی برگزار می‌شد که یکی از این برنامه‌های فرهنگی محافل انس با قرآن بود به طوری که گاهی در لشکر یا گردان‌ها نشست‌های قرآنی یا حتی مسابقات قرآن برگزار می‌شد.

 این قاری قرآن که با وجود سن کم در زمان جنگ تحمیلی نیز به تلاوت قرآن می‌پرداخت با بیان اینکه پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تعداد حافظان قرآن بسیار اندک بود، اظهار داشت: به دلیل اینکه تعداد حافظان قرآن کم بود بیشتر مسابقات قرانی در لشگرها در بین قاریان قرآن برگزار می‌شد، زمانی که من از طرف سپاه به لشکر «سیدالشهدا(ع)» اعزام شدم مسابقاتی در این لشکر برگزار شد که در آن مسابقات من مقام نخست را کسب کردم، علاوه بر این در محافل انس با قرآن یا شب‌های جمعه که دعای کمیل خوانده می‌شد مداحانی در گروهان حاضر می‌شدند و با مداحی یا تلاوت قرآن شور و حالی خاص بین رزمندگان ایجاد می‌کردند به طوری که پس از آن مراسم انرژی قابل توجهی می‌گرفتیم.

حضور در لحظه آزادسازی خرمشهر بهترین خاطره‌ام از دوران دفاع مقدس است

وی، زیباترین خاطره خود از حضور در جبهه‌ها را لحظه آزادسازی خرمشهر در عملیات «بیت‌المقدس» عنوان کرد و گفت: عملیات «بیت‌المقدس» سه مرحله داشت که من در مرحله دوم این عملیات پشت خاکریز اهواز-خرمشهر مجروح شدم و به افتخار جانبازی نائل آمدم و با وجود ترکش در پشت نخاع زود مراحل درمانی را تمام کردم و سرپایی معالجه شدم تا بتوانم در این عملیات شرکت کنم؛ در آن زمان من در گردان «حبیب»لشکر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله بودم؛ فرمانده گردان ما شهید «محسن وزوایی» بود که به دلیل اینکه فعالیت‌های گستره‎ای داشت ما کمتر ایشان را می‌دیدیم، پس از آن شنیدیم که ایشان در عملیات به شهادت رسیدند.




از سمت راست: شهید غلامرضا نظام‌آبادی، شهید یوسف کشاورز و احمد لیایی در قلاجه

لیایی با اشاره به اینکه خرمشهر، شهری استراتژیکی و مؤثر برای جمهوری اسلامی ایران بود که آزادی آن در پیروزی جنگ ایران و عراق نقش قابل توجهی داشت، تصریح کرد: در آن زمان گردان ما در خرمشهر وارد عمل نشد و برای امنیت بیشتر در عملیات در شلمچه مستقر بودیم، اما من طاقت نیاوردم و برای حضور در خرمشهر به صورت انفرادی از لشگر جدا شدم و به سمت خرمشهر رفتم؛ حدود ساعت 10 صبح بود که هوا نیز غبارآلود و بالای 50 درجه بود. وقتی تا گمرک خرمشهر رفتم، دیدم که تعداد بسیار زیادی از عراقی‌ها دستشان را بالا گرفتند و رزمندگان ما آن‌ها را به اسارت گرفتند؛ صحنه باور نکردنی و زیبایی بود چرا که هیچ‌کس باور نمی‌کرد ما بتوانیم در عملیات «بیت‌المقدس» خونین شهر را آزاد کنیم.

نوجوان 15 ساله با داشتن تنها دو فشنگ ده‌ها عراقی را به اسارت گرفته بود

وی افزود: صحنه جالب‌تر زمانی بود که دیدم یک ستون از عراقی‌ها دستشان را بالا گرفته و دارند می‌آیند. وقتی پرسیدیم: «چه کسی شما را اسیر کرده؟» آ‌ن‌ها به پشت سرشان اشاره کردند، هر چه نگاه کردیم کسی را ندیدیم بعد از چند دقیقه یک نوجوان حدودا 15ساله آمد در حالی‌که از شدت خستگی و گرما در حال افتادن بود و سراغ این اسرا را می‌گرفت، گفتم: «پس چقدر تو با این‌ها فاصله داشتی؟» گفت: «من به این‌ها گفتم به ستون حرکت کنید هر کس به پشت سرش نگاه کند با تیر او را می‌زنم در حالی‌که فقط دو فشنگ داشتم، چند جا هم خسته شدم و نشستم!»

لیایی افزود: همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» واقعا به همین صورت بود چرا که بدون یاری خدا و تلاش رزمندگان آزادی خرمشهر غیرممکن بود.




احمد لیایی سمت چپ شهید «همت» در دشت شیلر (عملیات والفجر4)

وی با بیان اینکه در عملیات «والفجر مقدماتی» نیز تعداد بسیاری از دوستانم به شهادت رسیدند، خاطرنشان کرد: من در عملیات «والفجر مقدماتی» در گردان «سیف» لشگر حضرت رسول(ص) مستقر بودم که جمعی از گردان‌های دیگر به ما پیوستند و این گردان با نام گردان «حمزه» فعالیت خود را آغاز کرد؛ شهید «همت» از شهید «داود نظام‌آبادی» درخواست کرد که به عنوان معاون گردان «حمزه» به این گردان منتقل شوند؛ در آن زمان شهید«نظام آبادی» که فرمانده گروهان بود و سه فرمانده دسته داشت گفت که من به تنهایی در این گردان نمی‌روم چرا که ما جمعی هستیم که باید باهم باشیم، بنابراین ایشان از شهید «همت» اجازه گرفت که جمع گردان از هم گسسته نشود و گروهان ما که نزدیک به 10 نفر بودیم به گردان «حمزه» منتقل شدیم.

در عملیات «والفجر4» از جمع 10 نفره ما 6 نفر شهید شدند

لیایی ادامه داد: پس از پیوستن به این گردان در اولین عملیاتی که شرکت کردیم «والفجر4» بود. در مرحله‌ای از عملیات «والفجر4» که گردان ما وارد عملیات شد از آن جمع 10 نفره، 6نفر از هم‌رزمان من به شهادت رسیدند و تنها 4 نفر مانده بودیم که از این تعداد نیز دو نفر مجروح شدند و تنها دو نفر سالم بودند که یکی از آن‌ها من بودم.
 



از سمت راست: شهید حسن زمانی(فرمانده گردان حمزه)، احمد لیایی، شهید نظام آبادی و شهید...

وی با بیان اینکه ما در ارتفاعات «کانی‌مانگا»  برای فتح سخت‌ترین و بلندترین ارتفاع که 1904 متر بود وارد عمل شده بودیم، خاطرنشان کرد: این ارتفاعات اهمیت بسیاری داشت که ما مأموریت داشتیم این منطقه را فتح کنیم، چرا که اگر هرکسی این ارتفاع را می‌گرفت به کل منطقه «دشت شیلر» در منطقه پنجوین عراق مسلط می‌شد؛ البته این کوه چندین بار دست به دست شده بود که در نهایت ما توانستیم عملیات را با موفقیت به پیروزی برسانیم.

به دلیل سختی عملیات یک گروهان دیگر به گردان ما اضافه شد

لیایی می‌افزاید: حتی «محسن رضایی» فرمانده وقت سپاه گفته بود که به این گردان که مأموریت سنگینی دارند خیلی برسید چرا که احتمال اینکه اعضای این گردان زنده برگردند خیلی کم است؛ برای سختی کار نیز به ما یک گروهان اضافه پیوسته بود یعنی هر گردان متشکل از سه گروهان است اما گردان ما در عملیات «والفجر4» چهار گروهان بود که این گروهان اضافی از سپاهیان بودند که اعضای بسیاری از آن گروهان نیز در این عملیات به شهادت رسیدند.

وی با بیان اینکه مسئولیت من در آن عملیات تعاون گردان بود، گفت: من امور پرسنلی و تهیه آمار شهدا، مجروحان و اسیران را بر عهده داشتم؛ زمانی که از عملیات باز می‌گشتیم لحظه بسیار سخت و غم‌انگیزی بود، چرا که بسیاری از دوستانمان در این عملیات به شهادت رسیده بودند.




خاک عراق- دشت شیلر در فاصله 50 متری مرز ایران و عراق

لیایی در پایان با اشاره به اهمیت هشت سال دفاع مقدس گفت: ما شهیدان بسیاری را تقدیم انقلاب اسلامی کردیم بنابراین یاسر افراد به ویژه جوانان که در آن لحظات سخت حضور نداشتند باید قدر این نظام و انقلاب را دانسته و در پاسداشت آن همت گمارند.
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار