امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۱:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 53100
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۱۱
تعداد بازدید: 68
به  گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، صبح امروز مراسم رونمایی از کتاب «یازده» اثری از احمد چلداوی که در ...

به  گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، صبح امروز مراسم رونمایی از کتاب «یازده» اثری از احمد چلداوی که در انتشارات معارف منتشر شده است، در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شد.

مسعود پیرمرادیان مدیر نشر معارف در ابتدای این مراسم گفت: امروز جمع شدیم تا تلخی‌ها و شیرینی‌های یک رزمنده بسیجی را در دورانی سخت با عنوان جنگ تحمیلی که در قالبی نرم در کتاب «11» به تصویر کشیده شده است، را شاهد باشیم.

وی افزود: آنهای که دیروز تکلیف خود را درست ادا کردند امروز در تردید چه کنم و چه کنم نیستند. علامه طباطبایی در المیزان می فرماید که اگر انسان‌ها در مقطع حال تکلیف خود را درست انجام دهند در مقام بعدی دچار تردید نمی شوند و اگر ما دچار تردید شویم یعنی در مقاطع تکلیف مان درست ادا نکرده‌ایم.

مدیر نشر معارف با اشاره به اینکه گرامی می داریم هفته دفاع مقدس را که به پاسداشت آن ایثار و از خود گذشتگی ها گرامی داشته می شود، عنوان کرد: هفته اول زمان تجاوز به میهن اسلامی است. کشوری که انقلاب اسلامی آن بر پایه اندیشه و فکر است چرا نباید به تناسب شکم خانه‌ها و دنیاخانه‌ها، تفکرخانه و اندیشه‌خانه داشته باشد؟ بقای نظام در گروی رشد فکری مردم است و در همه شهرها و کشورها شاهد رستوران‌ها و نمایشگاه‌هایی هستیم که در بهترین نقاط شهر قرار گرفته‌اند و اینها نیازهای مادی را تامین می‌کند اما با نظامی که ما داریم که اهمیت جنبه مادی و معنوی برابر است، لازم است به همین میزان هم کتاب فروشی را در همان نقاط داشته باشیم و به نظرم این راهبرد اصلی ترویج کتابخوانی است.

پیرمرادیان در پایان سخنان خود گفت: هرچند کمک به ناشران اهمیت دارد، باید ویترین‌های خوب برای تهیه کتاب مردم ایجاد کنیم .

احمد چلداوی نویسنده کتاب «یازده» هم ضمن بیان خاطراتی از دوران جنگ و اسارت خود، گفت: سال 1390 تا 91 بود که در بازدید از عملیات جبهه جنگ سوار بر قایق های تندرو شدیم و تعدادی استاد همراه ما بودند. سردار صیاف که به تازگی شهید شده است هم با ما بود، آن جا یک سوال بپرسیدم چرا دستور عقب نشینی به ما ندادید؟ سردار صیاف جواب داد عملیات کربلای 4 شکست خورده بود و ما انتظار داشتیم اگر آن شب مقاومت کنید از فردای آن نیروها را از طریق آن  معبر بیاوریم. آن شب از 400 نفر بیش از 300 نفر شهید شدند.

وی افزود: تیر به ریه‌ام خورد و دردی احساس نمی‌کردم و بیهوش شدم. مانند برزخی بود. چند بار سعی کردم از سنگر خارج شوم و خودم را به نیروها برسانم تا من را ببینند و ببرند اما بیهوش شدم. تا اینکه نیروهای دشمن سر رسیدند. خداوند خودش طراحی می کند، انها من را به بیمارستان رساندند در حالیکه مجروحان کنار اروند را به خط کرده و تیرباران کردند.

وی در بیان خاطره دیگری گفت: آنها یک شعری را از ما پیدا کردند و آمدند گفتند این شعر کیست، علی قزوینی پذیرفت که مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. وی را بردند. در آن زمان صدای جیغ عراقی‌ها و صدای کابل می آمد. تا اینکه به دنبال من آمدند. ترسیدم که نکند نام من را آورده است چون برخی در ایام شکنجه گاه نام دیگری را می‌آوردند. آنجا صحنه عجیبی دیدم. وی را بسته بودند و با کابل سه فاز می زدند، پای وی را به قدری زده بودند که گوشتش آنقدر ریش ریش شده بود  که به استخوان رسیده بود. جمع زیادی از فرماندهان دور هم جمع شده بودند و جیغ می‌زدند. آنها از من خواستند که بروم و به او بگویم که راضی شود تنها یک جمله مرگ بر امام خمینی(ره) بگوید اما او راضی نشد و تنها لبخندی زد. اینجا این شهید قزوینی نبود که شکنجه می شد بلکه آن ها بودند که شکنجه می شدند. هرچند این وقایع بعد از فوت امام خمینی(ره) بود اما باز هم راضی نشد.

چلداوی نویسنده این اثر  درباره نگارش این کتاب هم گفت: کتاب را حدود 20 سال پیش شروع به نوشتن کردم و هنوز دست نوشته‌های آن سال ها را دارم، بعد از اینکه تمام شد به یک نفر دادم که دست نوشته‌ها را تایپ کند و این خانم هراسان آمد و گفت بقیه‌اش را بده و گریه می کرد. من ترسیدم که حالش بدتر شود و گفتم خودم بقیه اش را تایپ می کنم.

وی ادامه داد: اصلا تصمیمی برای چاپ نداشتم و برخی گفتند که وظیفه هست که چاپ کنم تا اینکه راضی شدم و یک نسخه را به انتشارات سوره مهر دادم و نسخه‌ای به نشر معارف دادم و هر دو ناشر بعد از 5-6 ماه پذیرفتند که چاپ کنند اما من راضی نبودم تا اینکه آقای پیرمرادیان به من گفت حتما وظیفه داری که چاپ کنی ولی من گفتم وصیت می‌کنم بعد از مرگم چاپ شود اما وی نپذیرفت و در نهایت استخاره ای کردیم و خوب آمد تا اینکه چاپ کردم.

چلداوی درباره عنوان این کتاب هم گفت: بعد از اینکه تصمیم به چاپ کتاب گرفتم، بران نام آن فکر کردم که کربلا روز دهم محرم اتفاق افتاد و روز یازدهم روز اسارت اهل بیت بود، از سویی تولد فرزندم در یازده ماه یازدهم سال بوده است و از طرف دیگر در زندان مخفی تکریت 11 صدام اسیر بودم. البته قبل از اینکه درباره عنوان کتاب مطمئن شوم کتاب را بدون نامه به نویسنده‌ای معروف دادم تا بخواند و اسمی را پیشنهاد کند، وی هم همین عنوان «یازده» را گفت.

در پایان این مراسم از کتاب «یازده» اثری از احمد چلداوی رونمایی شد.
انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار