امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۹:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 53103
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۱۱
تعداد بازدید: 70
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، کمدی اکشن خانواده که حل و هوایی اروپایی دارد، توسط لوک بسون فیلم ساز و تهیه کننده فرانسوی ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، کمدی اکشن خانواده که حل و هوایی اروپایی دارد، توسط لوک بسون فیلم ساز و تهیه کننده فرانسوی کارگردانی شده است.

نمایش عمومی فیلم، با موفقیت مالی زیادی همراه نبوده است. اما منتقدان یک بار دیگر، بازی او را پسندیده‌اند. دنیرو کار بازیگری را از دهه هفتاد میلادی شروع کرد. تا به حال در بیش از 85 فیلم سینمایی بازی کرده است. او پس از حضور در چند کار معمولی و کم اهمیت ، در سال 1973 در خیابان‌های پائین شهر مارتین اسکورسیزی در نقش اصلی بازی کرد و یک سال بعد ، در نقش کوتاهی در پدرخوانده 2 ظاهر شد که برایش اسکار بهترین بازیگر مرد نقش را همراه داشت.




اما این راننده تاکسی در سال 1976 بود که وی را به عنوان یک بازیگر درجه یک و محبوب منتقدان معرفی کرد. از آن زمان به بعد، دنیرو در یک دوجین فیلم مستقل و غیر متعارف سینمایی بازی کرده است که تعدادی از آن‌ها، لقب آثار کلاسیک و برجسته سینما را گرفته‌اند. از این فیلم‌ها می‌توان به آخرین نواب (1976)، گاو خشمگین (1980)، سلطان کمدی (1982)، روزی روزگاری در آمریکا (1984) ، ماموریت مذهبی(1986)، تسخیر ناپذیران(1987)، تنگه وحشت (1991) و گرما (1995) اشاره کرد.

دنیرو که اصلیتی ایتالیایی دارد، در یک دهه اخیر با صنعت سینمای اروپا هم‌ همکاری کرده و در چند محصول این قاره بازی کرده است. او در کنار بازی در فیلم‌های سینمایی، علاقه خود به کارگردانی محصولات سینمایی را هم ابراز کرده و تا به حال دو فیلم را در مقام فیلم‌ساز کارگردانی کرده است. البته او در حرفه کارگردانی نتوانسته موفقیت دنیای بازیگری خود را تکرار کند. دنیرو در یک گفت‌وگو تازه اینترنتی، درباره حرفه بازیگری، کار در اروپا ، فیلم‌سازی و دیگر جنبه‌های سینما محبت کرده است.

برخی از بازیگران می‌گویند بازیگری یک حقه است. شما در این رابطه چه فکر می‌کنید؟

من نمی‌توانم در بازیگری تقلب کنم و ادای نقش را در آورم. می‌دانم که فیلم‌ها چیزی بیشتر از یک توهم و خیال نیستند و شاید اولین قانون آن این باشد که حقه بزنیم، دروغ بگوئیم و ادای آدم‌های دیگر را در آوریم. اما برای من این‌گونه نیست. نسبت به بازیگری هم جدی هستم و هم کنجکاو . وقتی بازی در نقشی را آغاز می‌کنم، می‌خواهم تمام حقیقت‌ها و مسائل را در رابطه با آن کاراکتر بدانم و احساس کنم در جلوی دوربین خود او هستم.




جزو معدود بازیگران کلاسیک سینمای آمریکا هستید که در اروپا هم کار می‌کنید. دلیل این کار چیست؟

اروپا (به ویژه فرانسه و ایتالیا) صنعت سینمای قوی و محکمی دارند. فیلم‌های خیلی خوبی تهیه می‌کنند و فیلم‌سازان بسیار مستعد و روشنفکری دارند. فیلم‌نامه‌های محصولات اروپایی از ارزش بالایی برخوردار است که نمونه آن‌ها را در هالیوود کمتر می‌توان پیدا کرد. در سینمای اروپا با چیزهایی روبرو می‌شوم که در اینجا در آمریکا نمی‌توان به آن‌ها دست یافت. در دل سینمای اروپا چیزی وجود دارد که هالیوود فاقد آن است. به همین دلیل، به اروپا می‌روم تا آن کمبود موجود در سینمای آمریکا را حل کنم.

خب، حقیقت امر را بخواهید، اروپایی‌ها فیلم‌هایی می‌سازند که ما در آمریکا نمی‌توانیم بسازیم. این مسئله باعث شده تا صنعت سینمای ما به سراغ دوباره‌سازی انگلیسی زبان این فیلم‌ها برود. به جای این که بازیگر این نسخه‌های دوباره سازی شده و دست دوم باشم، ترجیح می‌دهم به سراغ منبع اصلی بروم و با خود آن‌ها که مرجع هستند کار کنم. ایتالیا را دوست دارم، میدانید که ریشه‌هایم مربوط به این کشور است و احساس نزدیکی خاص به آن می‌کنم.




نمی‌خواهید فیلم تازه‌ای را کارگردانی کنید؟

به دنبال یک فیلم‌نامه خوب و قوی هستم. ساخت دو فیلم افسانه برونکسی (1993) و چوپان خوب (2006) چیزهای خیلی زیادی را به من آموخت. می‌خواهم از این تجربیات با ارزش استفاده کنم و برای سومین فیلم بلند سینمایی‌ام در مقام کارگردان، چیز بهتری را ارائه دهم. اما عجله‌ای برای این کار ندارم. هر وقت که زمان آن برسد، من هم دوباره پشت دوربین قرار خواهم گرفت.

در یک در سال اخیر در مقام یک بازیگر بسیار پرکار بوده‌اید.

چند فیلم نامه خوب به دستم رسید و حیفم آمد آن‌ها را رد کنم! قرار است تا قبل از پایان سال جاری فیلم‌های آخرین وگاس و مسابقه خشم هم به روی پرده سینماها بروند. قرارداد بازی در 4 فیلم جدید دیگر را هم دارم. من باید کار کنم و در جلوی دوربین باشم . بازیگری برای من فقط به معنی تامین زندگی و پول نیست. بازیگری زندگی من است. در هوای فیلم‌ها نفس می‌کشم و بازیگری مثل اکسیژن است. بدون سینما و بازیگری مرده‌ای بیش نیستم. نمی‌خواهم بمیرم!




معمولاً کم تن به گفت‌وگو می‌دهید. چرا؟ 

بعد از اکران عمومی فیلم‌هایم بلافاصله همه می‌خواهند یک گفت‌وگوی تازه با من کنند. از خودم می‌پرسم این همه گفت‌وگو چه اهمیتی دارد؟ پرسش‌های تکراری و جواب‌های تکراری. من که خسته‌شده‌ام، مصاحبه کنندگان را نمی‌دانم! برای هر گفت‌وگویی باید حرف‌های تازه‌ای وجود داشت که ارزش گفتن و مطرح شدن داشته باشد. در آن حالت است که گفت‌وگو تبدیل به یک چیز خواندنی می‌شود. ترجیح می‌دهدم کمتر گفت‌وگو کنم و فقط زمانی دعوت نشریات و رسانه‌ها را قبول می‌کنم که حرف‌تازه‌ای برای گفتن داشته باشم و یا فیلمم سر و صدای زیادی به پا کرده باشد.

بازی‌های خودتان را در جلوی دوربین چگونه توصیف می‌کنید؟

یک جورهایی خاص خود من است. با این که به شیوه متد و در مدرسه بازیگری لی استراسبرگ درس خوانده‌ام، ولی آن را به شیوه خودم بازی و اجرا می‌کنم. بازی‌ام در جلوی دوربین تلفیقی از نظم و آنارشی است. حس می‌کنم هم باید در یک چارچوب کار کنم و هم به خودم آزاری عمل بدهم و آزاد و رها بازی کنم . فکر می‌کنم این نوع بازیگری، جواب خوبی هم داده است.




بازیگری این روزها برایتان سخت است یا آسان؟

درست است که ما با گذشت سال‌ها تجربه اندوزی می‌کنیم و چیزهای زیادی را درباره حرفه بازیگری و خود سینما یاد می‌گیریم. اما بازیگری و فیلم‌ساری همیشه جزو کارهای سخت و پردردسر بوده است. مردم عادی این را نمی‌بینند و متوجه آن نمی‌شوند، آن‌ها فیلم‌ها را تماشا می‌کنند و احساس می‌کنند این فیلم‌ها به همان راحتی ساخته شده‌اند که آن‌ها راحت و آسوده در داخل سالن سینما در حال تماشایشان هستند. حتی منتقدان سینمایی هم متوجه نیستند که فیلم‌ها چقدر سخت و با تحمل مشکلات زیاد ساخته می‌شوند. اما واقعیت این است که برای تولید فیلم همه خون دل می‌خورند و سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند. ساخت هر فیلمی مثل گذر از یک مسیر دشوار و غیرقابل گذشت است.

در همین رابطه، کار بازیگران هم بسیار سخت است و آن‌ها هم باید کار خیلی زیادی انجام دهند. وقتی در حال کارگردانی یک صحنه دراماتیک بزرگ هستم، بخشی از من می‌گوید: «شکر خدا که خودم این نقش را بازی نمی‌کنم!» دلیلش این است که می‌دانم انجام و اجرای آن چقدر سخت است. فکرش را بکنید که نیمه‌های شب است و سرما بیداد می‌کند، چند نفر به شما زل زده‌اند و در این حالت باید در قالب کاراکتری دیگر فرو رفته و یک صحنه درام یا کمدی را به شکلی طبیعی بازی کنید. معلوم است که کار راحتی نیست.




از چه زمانی فکر کردید می‌خواهید بازیگر شوید؟

نوجوان بودم که احساس کردم می‌خواهم وارد این حرفه شوم.یاد می‌آید به یکی از آن کلاس‌های بازیگری مقطعی دبیرستانی رفتم. روی دیوار مدرسه عکس‌هایی از رداستایگر، هری بلافونته و دیگر بازیگران سرشناس آن دوران بود. معلم کارگاه بازیگری که لهجه غلیظی داشت از من پرسید "چرا می‌خواهی بازیگر شوی؟" نمی‌دانستم چه باید بگویم . در آن لحظه فقط به لهجه او فکر می‌کردم که دارد کلمات را غلط ادا می‌کند! هیچ چیزی نگفتم. او وقتی سکوت مرا دید خودش جواب داد و گفت: "برای بیان کردن خودت!" و من گفتم "بله بله، درست است. برای همین!" همان زمان تصمیم گرفتم بازیگر شوم.

دردسر مشهور بودن چیست؟ 

پاپاراتزی‌ها و جمعیتی که برای امضاء و عکس گرفتن به سراغت می‌آیند، چیزهای خیلی مهمی نیستند. آنچه در این رابطه با شهرت مرا به شدت ناراحت می‌کند این است که همه می خواهند با تو مهربان و خوب باشند. هرکاری می‌کنید، همه تعریف می‌کنند. وقتی دارید صحبت می‌کنید، همه شما را تائید می‌کنند و می گویند دارید درست می‌گوئید. حتی وقتی حرف غیر منطقی هم می‌زنید، باز هم همین اتفاق می‌افتد. اما من به دنبال آدم‌هایی هستم که توانایی این را دارند که بگوید این حرف یا آن کار مرا قبول ندارند و مثلاً نمی‌خواهند بشنوند من چه می‌خواهم بگویم.




پول برای شما چه ارزشی دارد؟

وقتی پول دارید راحت‌تر زندگی می‌کنید. اگر شانس آن را داری که پول داشته باشی، خوش شانسی. اما پول همه‌چیز نیست. برای یک زندگی بهتر و سعادتمند الزاماً نباید پول داشته باشی. در عین حال، موفقیت با پول به دست نمی‌آید. خیلی وقت‌ها به عنوان یک بازیگر، آرزو می‌کنی پول نداشتی اما فیلمت با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو می‌شد. تماشاگران برای این که فیلم تو را تائید کنند به فیلم‌نامه و بازی تو نگاه می‌کنند و نه پول تو . پول تو نمی‌تواند آن‌ها را به داخل سالن سینما سرازیر کند. در این حالت ، با وجود پولی که داری احساس کمبود و خلاء می‌کنی.

زیاد به لس آنجلس می‌روید؟

خیر، فقط وقتی کاری در آنجا‌ دارم می‌روم. اگر کاری نداشته باشم، اصلاً دوست ندارم راهی این منطقه شوم.




از جمله بازیگرانی هستید که در کنار بازیگری و سینما به فعالیت‌های دیگر هم می‌پردازید. دلیل خاصی دارد؟

حس می‌کنم خیلی خوب است که آدم به کارهای دیگر هم بپردازد. من رستوران و هتل دارم و جشنواره فیلم‌های مستقل تریبیکا را هم راه‌اندازی کرده‌ام. وقتی در این محیط‌های کاری هستم احساس راحتی می‌کنم و خوشحالم که برای مدتی از سینما دور هستم. ولی این را بگویم که علاقه وعشق اصلی‌ام همان فیلم‌های سینمایی است. دوست دارم درگیر تولید و ساخت آن‌ها باشم، حالا چه به عنوان تهیه کننده و چه به عنوان بازیگر یا کارگردان. فکر نمی‌کنم هیچ وقت عشق به این حرفه را از دست بدهم.

در «خانواده» در یک نقش کمدی بازی کرده‌اید. این روزها بازی در این نوع نقش را بیشتر ترجیح می‌دهید؟

من همیشه نقش‌های کمدی بازی کرده‌ام. حتی در خیابان های پایین شهر (1973) و راننده تاکسی(1976) هم عناصری از کمدی وجود دارد. در سال 1982 سلطان کمدی را بازی کردم. همیشه احساس می‌کردم آن حس شوخ طبعی را دارم و می‌خواهم در فیلم‌های کمدی بازی کنم. هر نوع نقشی را که بازی کنم، به دنبال یک چیز هستم و آن خلق یک کاراکتر طبیعی است. هیچ وقت خودم را به عنوان یک بازیگر افسانه‌ای در نظر نگرفته‌ام. همیشه به خودم گفته ام بیشترین تلاشت را بکن تا نقش‌های محوله را درست و خوب بازی کنی. برایم فرقی نمی‌کند نقش کمدی است یا درام. در هر حالتی ، باید بیشترین وقت را برای هر نقشی گذاشت.




آیا هیچ وقت با تهیه کنندگان فیلم‌های خود مشکلی داشته‌اید؟

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ وقت سر صحنه فیلم‌برداری با تهیه‌کنندگان و بقیه عوامل تولید، مشکلی و جر و بحثی نداشته‌ام. تهیه کنندگان نسبت به من مهربان و همراه بوده‌اند و کاری نکرده‌اند که باعث ناراحتی یا رنجیدگی خاطرم شوم. البته من هم به همین شیوه عمل کرده‌ام. یک جور رابطه دوطرفه خوب و توأم با احترام متقابل است. با کارگردانان فیلم‌هایم هم مشکلی نداشته‌ام. اگر سر صحنه فیلم‌برداری با دیدگاه کارگردانی مخالف بودم، به حرفش گوش کرده و آن جوری بازی کرده‌ام که او می‌خواسته است. شما به عنوان یک بازیگر باید بدانید مطیع فیلم‌ساز باشید و آن چه را که او می‌خواهد انجام دهید. البته با آن ها بحث و تبادل‌نظر می‌کنم و عقیده‌ام را خیلی شفاف و روشن به زبان می‌آورم. این حق من است. ولی حرف نهایی را کارگردان می‌زند و بازی من براساس چیزی خواهد بود که او می‌گوید و می‌خواهد.



فیلمی هست که از بازی در آن ناراضی و پشیمان باشید؟

خیر. از بازی در هیچ یک از فیلم‌هایی که تا به حال با آنها همکاری داشته‌ام، ناراضی نیستم و تأسف نمی‌خورم. هر یک از آنها را به دلیل خاصی بازی کرده‌ام که در زمان تولید،برایم اهمیت داشته است. شاید دلایلم برای بازی در آنها برای دیگران قانع کننده نباشد، ولی برای خودم قانع کننده بوده است. اگر این یا آن فیلمم فروش بالایی در جدول گیشه نمایش نداشته و یا مورد پسند منتقدان سینمایی قرار نگرفته، این بحث دیگری است. نباید نگران این نوع واکنش‌ها باشم و از خودم نمی‌پرسم چرا فیلم فروش خوبی در سینماها نداشته است. بر سر کار فیلم‌های دیگرم می‌روم و سعی‌ام این است که تمام توجهم به کارهای بعدی‌ام باشد.

خودتان را بازیگر متفاوتی می‌دانید؟

متفاوت؟ من؟ فکر نمی‌کنم در مقایسه  با دیگران،آدم یا بازیگر متفاوتی باشم. سعی می‌کنم انتخاب‌های درستی داشته باشم. خیلی سخت است فیلمی را کار کنی که در وضعیت خوب و مناسبی باشد. نمی‌خواهی طوری رفتار کنی که آدم‌های دور و بر احساس کنند آدم متفاوتی هستی. آدم‌ها دیدگاه‌ها و نظرات خاص خودشان را دارند. آنها درباره‌تان قضاوت می‌کنند و شما نمی‌توانید به آدم‌ها بگوئید چگونه فکر کنند.

در بین فیلم‌سازان مختلفی که با آنها کار کرده‌اید، با مارتین اسکورسیزی همکاری بیشتری داشته‌اید. درباره او چه فکر می‌کنید؟

ای کاش دانش و آگاهی او نسبت به فیلم و سینما را داشتم. قبلاً هم گفته‌ام، او دایرة‌المعارف سینما است. از معدود فیلم‌سازانی است که بازیگر و بازیگری را می‌شناسد و به بهترین شکل ممکن شما را در جلوی دوربین رهبری می‌کند. همیشه آرزو می‌کنم برای فیلم تازه‌ای که می‌خواهد بسازد، با من تماس بگیرد و مرا دعوت به بازی در آن کند.




شما به جرگه فیلم‌سازان هم پیوستند و چند فیلم کارگردانی کردید. چرا از بازیگری به فیلم‌سازی کوچ کردید؟

همیشه می‌خواستم فیلم‌های سینمایی را کارگردانی کنم و فیلم‌ساز شوم. در تمام این سال‌هایی که به عنوان بازیگر جلوی دوربین ظاهر شدم، هدفم فیلم‌ ساختن بود. حرفه کارگردانی یک تعهد خاص است و به آدم‌ روحیه و انرژی بیشتری می‌دهد. در این حرفه، فیلم‌سازانی را دوست دارم و کارشان را می‌پسندم که در زمان فیلم‌برداری، برداشت‌های کمتری می‌گیرند. دلیلش این است که می‌دانند چکار می‌کنند. در ارتباط با خودم، این نکته را می‌دانم که وقتی در حال کارگردانی نمایی هستم، چه می‌خواهم و دقیقا به دنبال چه چیزی هستم.

البته همیشه در طول کار اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای رخ می‌دهد که شما انتظار و توقع آنها را ندارید. ولی زمانی که نسبت به کل کار اشراف دارید، می‌توانید این اتفاقات را به نفع فیلم به کار گیرید. بعضی وقت‌ها لحظاتی را سر صحنه فیلم‌برداری دارید که اگر در همان لحظه آنها را نگیرید، دیگر فرصتی برای بازگشت و تکرار آن را ندارید. فیلم‌سازی حرفه‌ای سرشار از حقه و رمز و راز است.

چقدر به آزادی عمل در کار بازیگری اعتقاد دارید؟

آزادی عمل اهمیت بسیار زیادی در کار ما دارد. هر بازیگری باید در نوع کاری که ارائه می‌دهد این آزادی را داشته باشد. با محدودیت و محدود کردن بازیگر مخالفم. حتی اگر سر صحنه فیلم‌برداری اشتباه کنی، باز هم خوب است و کمک می‌کند تا بهتر شوی و بهتر بازی کنی. بازیگر نباید از تجربه کردن وحشت داشته باشد و کارگردان هم باید به او اعتماد کند. این مسئله باعث می‌شود تا حاصل کار، چیز بهتری از آب در آید. آزادی عمل بازیگر، باعث خلاقیت او می‌شود و این چیزی است که به نفع فیلم‌ساز و کل کار هم هست.
 
 انتهای پیام /ا
 
برچسب ها:
آخرین اخبار