امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 17
۰۸:۴۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 53149
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۱۰
تعداد بازدید: 94
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ کتاب و ادبیات: روزنامه شرق در شماره شنبه 30 شهریور ماه و در صفحه پایانی خود، مطلبی با عنوان «مولانا ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ کتاب و ادبیات: روزنامه شرق در شماره شنبه 30 شهریور ماه و در صفحه پایانی خود، مطلبی با عنوان «مولانا هم ممیزی شد» به قلم جهانگیر هدایت به چاپ رسانده و در آن کارکنان خدوم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را یک عده کم اطلاع و نادان توصیف کرده که دست به سانسور مثنوی مولانا برده و برخی مصراع‌های این اثر گرانسنگ را از کتاب «گنجینه معنوی مولانا» ـ ترجمه و تحقیق شهاب الدین عباسی ـ حذف کرده‌اند.

نکته جالب آن که کتاب مورد اشاره نخستین بار در اردیبهشت 84 یعنی در زمان استقرار دولت هشتم و در زمان وزارت آقای احمد مسجد جامعی به چاپ رسیده و از آن پس تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده است؛ بنابراین و با فرض غیر محتمل سانسور اشعار مولانا در این کتاب(که دلایل غیر محتمل بودن آن در ادامه می آید) معلوم نیست نویسنده یادداشت شرق، چرا و چگونه پس از هشت سال به یاد این نکته افتاده و آنچه را باید در کارنامه دولت هشتم منظور داشت، به حساب دولت دهم و شاید یازدهم گذاشته است؟

این ادعای غیر واقعی در حالی بیان می‌شود که کتاب «گنجینه معنوی مولانا» نه مدعی شرح کامل مثنوی معنوی، بلکه ترجمه‌ای کوتاه شده از مقالات دکتر سیدحسین نصر، آن‌ماری شیمل و پروفسور ویلیام چیتیک است و البته هسته اصلی این کتاب منتخبی دوزبانه از مثنوی به قلم ژولیت می‌بی را در بر می‌گیرد که مترجم، آنها را شرح داده و کوشیده است مطالبی مناسب در پیوند با موضوع هر قطعه به دست دهد.

با کمی دقت در متن اثر بر مخاطب حرفه‌ای روشن می‌شود که آنچه موجب شده در خلال پژوهش و در هشت یا نه مورد از استناد به ابیات مثنوی، به جای بیت، مصراعی از مولانا نقل شود؛ نه ممیزی، بلکه سلیقه مولف( و نه حتی مترجم) بوده است. سلیقه‌ای که شاید ذکر یک مصراع را به تنهایی وافی مقصود یافته و همچنان که بسیاری از ما در گفت‌وگوهای روزمره به مصراعی مشهور استشهاد می‌کنیم و مثلا می‌گوییم «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» یا «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» حاجتی به ذکر مصراع مکمل ندیده است؛ ناگفته پیداست که اقتضای امانتداری در ترجمه نیز، نقل همان یک مصراع از مولانا به جای صورت کامل بیت است.

با این وصف، ‌کذب ادعای ممیزی یا به تعبیر نویسنده یادداشت شرق، سانسور مثنوی به چندین دلیل، آشکار و مستغنی از توضیح است. یکی این که مثنوی معنوی ده‌ها بار در سال در اشکال و نسخه های متعدد و متنوع و از سوی ناشران مختلف به چاپ می رسد؛ به طوری که پس از قرآن کریم و دیوان حافظ در زمره برترین آثار از حیث شمارگان و تعداد نوبت‌های چاپ است.

علاوه براین، شروح گوناگون و مشهوری بر مثنوی از «شرح مثنوی شریف» به قلم استاد بدیع‌الزمان فروزانفر گرفته تا شروح مرحوم علامه جعفری، دکتر استعلامی و استاد کریم زمانی در دست است که آنها نیز از حیث تجدید چاپ و فروش در زمره کتابهای مرجع و پر فروش به شمار می آیند.

همه این کتاب‌ها پیش از نشر از اداره کل کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز می‌گیرند و اتفاقا در هیچ یک بیت یا مصراعی از مثنوی حذف نشده و یا از قلم نیفتاده است.

حال اگر در اثری پژوهشی همچون «گنجینه معنوی مولانا» در استشهاد به نمونه‌هایی از اشعار این حکیم بزرگ آن هم در هشت یا نه جا به جای بیت به مصراع اکتفا شده باشد؛ آیا رواست که کارشناسان بررسی کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به سانسور مولانا متهم کرد؟

آیا اگر اشعار مولانا از نظر کارشناسان این وزارتخانه به جرح و حذف نیاز داشته باشد، ‌هر سال ده‌ها دفتر آراسته و پیراسته مثنوی با تایید همین کارشناسان روانه بازار می‌شود؟

دوم آن که مروری بر ابیات مورد اشاره در یادداشت آقای هدایت، قطعیت کذب ادعای نویسنده را به اثبات می رساند؛ زیرا در هشت یا نه مصراع حذف شده، کمترین شائبه ای از حیث قابلیت ممیزی و جرح یا تعدیل به چشم نمی خورد و حتی به تعبیر مولانا از ورای «شیشه کبود» و چشم بدبین و عیب‌جو نیز نمی توان موجبی برای ممیزی و حذف آنها یافت. برای مثال کدام ذهن مطلع یا نامطلعی می تواند از مصراعهای حذف شده زیر دریافتی ناصواب یا قابل ممیزی داشته باشد:

کژدم از گندم ندانست آن نفس...
یا:

... زان که آن بت، مار و این بت اژدهاست...
یا:

مادر بتها بت نفس شماست
یا:

خواجه نقلم داد و تو طعمه پذیر
یا:

آتشی از عشق در جان بر فروز

نگاهی به مصراع‌های حذف شده دو نکته را آشکار می‌کند. نخست اینکه در هیچ یک از آنها کمترین لفظ، معنا، عبارت و حتی کژتابی شائبه برانگیزی برای هیچ ذهن مطلع یا حتی کم اطلاع پدید نمی‌آورد تا به حذف آنها نظر دهدو دوم آن که مصراع‌های حذف شده که تعداد آنها به انگشتان دو دست نمی‌رسد؛ از حیث معنا مستقل بوده و درک مضمون و پیام آنها به تنهایی و بدون اتکا به مصراع دیگر نیز ممکن است.

اکنون با تاکید بر این دیدگاه، مصراع‌های حذف ناشده را می‌خوانیم تا استقلال معنایی آنها را دلیلی دیگر بر اکتفای مولف به یک مصراع و حذف مصراع مکمل در استشهادهای کتاب بیابیم.

- مادر بتها بت نفس شماست

- دیده بینا از لقای حق شود

- خواجه شمعم داد و تو چشم قریر

- سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

ناگفته پیداست که هر یک از مصراع‌های بالا را می‌توان برای بیان یک معنای مستقل مورد استشهاد قرار داد و همچنان که در گفتار خطیبان و نامه‌ها و نوشتارهای مردم عادی رایج است؛ گاه به جای یک بیت از یک مصراع شاهد مثال آورد.

در پایان جای این پرسش مهم باقی است که انگیزه نویسنده یادداشت شرق از اتهام غیر واقعی و باورناپذیر سانسور در قبال مثنوی معنوی چیست. به نظر می رسد این گونه حاشیه‌پردازی‌ها و اغواگری‌های ژورنالیستی، یک هدف را نشانه رفته و آن سیاه نمایی فرایند ممیزی به عنوان مقدمه تضعیف یا حذف آن است.

در پاسخ به این رویکرد تخریبی نسبت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که اتفاقا در ادوار گوناگون از سوی ضد انقلاب داخل و خارج از کشور دنبال می‌شده است، لازم است به این حدیث از امام حسن مجتبی(ع) استناد کنیم که فرمود: «در شگفتم از کسی که درباره غذایی که می خواهد بخورد، می اندیشد؛ اما فکر نمی‌کند که چه مطلبی را در دل و روح خود جای می دهد» و نیز این روایت از امیر مومنان، امام علی(ع) که فرمودند: «چه شده که مردم را این گونه می‌بینیم که وقتی غذایی جلوی آنان می‌گذارند، اگر شب باشد و چشمشان نبیند، خودشان را به زحمت می‌اندازند و بالاخره چراغی تهیه می‌کنند برای این که ببینند که چه چیزی دارد وارد شکم‌شان می‌کنند؛ اما نمی‌روند به دنبال این که چراغی از علم روشن کنند تا روح‌شان از پی آمدهای نادانی و گناه ها سالم بماند».

یادداشت: هادی عسگری

انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها